مقاله و تحقیق

سير تاريخي شكل‌گيري و رشد صنعت برق ايران

نخستين كارخانه برق شهري درايران توسط حاج امين الضرب با قدرت مولد 400 كيلووات و توانائي روشنائي چهار هزار شعله برق در تهران در سال 1284 شمسي تاسيس و حدود 65 سال به كار خود ادامه داد در كنار آن مولدهاي كوچك در ساير شهرهاي ايران شامل مشهد ، همدان ، شيراز ، يزد ، قزوين ، اهواز ، تبريز ، كرمانشاه و زاهدان نصب تا براي شهروندان خود روشنائي به ارمغان آورد .

و به همين منظور در سال 1284 در شهرداري اداره‌اي به نام اداره روشنائي معابر تاسيس تا سال 1315 به كار مشغول و در سال 1315 اداره روشنائي شهرداري به موسسه برق تهران تحت نظر شهرداري تبديل گرديد .

تا سال 1341 براي مديريت برق كشور سازمان واحدي وجود نداشت و تصميمات كلان از طريق وزارت كشور و سازمان برنامه و بودجه به شهرداريها و موسسات خصوصي يا دولتي كه متولي برق بودند ابلاغ ميشد .

به دليل رشد جمعيت و افزايش تقاضاي مصرف برق ، سازمان برق ايران در سال 1341 تاسيس گرديد و همچنين موسسات برق ناحيه‌اي با سرمايه دولتي و همچنين موسسات برق منطقه‌اي به منظور ايجاد تاسيسات توليد و انتقال و فروش عمده به موسسات فوق و صنايع شروع بكار نمودند .

در سال 1343 وزارت آب و برق با تحت پوشش قرار دادن سازمانهاي مرتبط شامل سازمان برق ايران و چهار شركت آب و برق منطقه‌اي خوزستان ، كرج ، منطقه سفيدرود و آذربايجان و شماري از سازمانهاي برق ناحيه‌اي كه در كار توليد و توزيع برق مشاركت داشته تاسيس گرديد.

رفته رفته با وسعت جوامع شهري و صنايع ‎‎‏، گستره عملكرد وزارت آب و برق افزايش يافت و تصميم بر آن شد كه 10 شركت برق منطقه‌اي جهت تسريع و بهتر شدن كارها تاسيس گردد .

با توجه به سرمايه‌گذاري كلاني كه براي صنعت برق نياز بود و عدم صرفه اقتصادي براي بخش خصوصي و شهرداريها براساس قانون توسعه موسسات غيردولتي كه در سال 44 تصويب گرديده بود باعث شد كه در سال 1346 قانون سازمان برق ايران به تصويب برسد . به منظور تمركز توليد و انتقال برق در يك شركت دولتي و استفاده صحيح از انرژيهاي توليد شده و انتقال صحيح آن به مناطق مصرف از طريق شبكه سراسري برق شركت توانير در سال 1347 تاسيس گرديد .

در سال 1353 با توجه به مسئوليتهاي جديد بويژه در زمينه انرژي وزارت آب و برق به وزارت نيرو تغيير نام يافته و اجراي كليه عمليات صنعت برق بر عهده شركتهاي برق منطقه‌اي قرار گرفت . و اكنون شاخه برق وزارت نيرو با مجموعه‌اي از شركتها شامل شركت توانير بعنوان شركت تخصصي مادر با 16 شركت برق منطقه‌اي كه هر كدام داراي تعدادي شركت اقماري ميباشند و 42 شركت توزيع نيروي برق و 28 شركت مديريت توليد مشغول فعاليت مي‌باشند

تاريخچه

در اوايل سال 1370 هيئت مؤسس IEEE شاخه ايران كه در آن موقع تنها از تجمع مهندسين عضو IEEE آمريكا شكل مي‌گرفت به فكر تشكيل انجمني مشابه در ايران افتادند كه پس از كارهاي مقدماتي، اولين اجتماع مهندين برق و الكترونيك، تحت عنوان " جامعه مهندسين برق و الكترونيك" در تابستان 1370 شكل گرفت. تقريبا" در همان ايام گروهي از استادان دانشگاه صنعتي شريف نير با هدف مشابه انجمن ديگري تحت عنوان " انجمن مهندسين برق الكترونيك" تشكيل دادند كه عضويت در اين انجمن با مدارك كارشناسي ارشد و بالاتر ميسر بود، حال آنكه در جامعه مهندسان تمامي مهندسين برق، الكترونيك ، مخابرات، كنترل، مهندسي پزشكي و كامپيوتر مي‌توانستند به عضويت پيوسته درآيند ضمن اينكه افراد ديگري نيز مي‌توانستند به عضويت دانشجويي يا وابسته درآيند.

به منظور ارايه سرويس بهتر به اعضاء ، شاخه انجمن در بسياري از استانها تشكيل شده است.

در اواخر سال 1370 هيئت مديره جامعه مهندسان پيشنهاد خود جهت ادغام جامعه مهندسان پيشنهاد خود جهت ادغام دو تشكيلات مختلف را به هيئت مديره انجم مهندسي ارائـه داد و پس از بررسيهاي اوليه هيئت مديره دو تشكيلات موافقت خود را جهت ادغام اعلام و اولين هيئت مديره تشكيل ادغام شده كه از آن سال به بعد تحت عنوان " انجمن مهندسين برق و الكترونيك ايران" فعاليت مي‌كند در پنجم اسفند سال 1371 با آراي اعضاء انتخاب شده‌اند

 

وسايل خانگي الكتريكي

     چندين مجتمع صنعتي بزرگ در ايران به توليد وسايل خانگي الكتريكي  مي‌پردازند و قديمي ترين اين مجتمع ها كارخانجات الكتريكي پارس مي‌باشد كه در اواسط دهه 1960 ميلادي افتتاح گرديده است . بسياري از اين كارخانجات با سرمايه گذاري بخش خصوصي شكل گرفته‌اند. با اين وجود,‌صا ايران اخيراً خط توليد متنوعي از محصولات الكتريكي و برقي راه اندازي نموده است. در سال 1989 محصولات صا ايران در جهت امورات نظامي و شامل وسايل دقيق اندازه‌گيري مي‌شد. امّا تعدادي از بخش‌هاي توليدي آن به مرور زمان در جهت ساخت تجهيزات غير نظامي الكتريكي از جمله تلوزيون و گوشي تلفن همراه تجهيز شدند. اين صنايع همچنين به توليد برخي قطعات كامپيوتري از قبيل نمايشگرهاي كامپيوتري نيز پرداخته است. در حال حاضر 5 كارخانه در ايران به توليد تلوزيونهاي سياه و سفيد و رنگي اشتغال دارند. با اين حال هنوز توانايي توليد تلوزيونهاي ديجيتالي يا  wide-screen وجود ندارد بسياري از اين كارخانجات خطوط توليد نمايشگر كامپيوتر نيز راه اندازي كرده اند. با اين حال قطعه بسيار مهم اين صنعت يعني لامپ تصوير آن بايستي از خارج وارد گردد.

     با سرمايه گذاري‌هاي خارجي انجام شده در مناطق آزاد تجاري پيشرفتهاي ديگري نيز در صنعت وسايل خانگي و الكتريكي صورت گرفته است. ابتدا شركت DAEWOO و بعد از آن شركتهاي سامسونگ‌ و پاناسونيك د رمناطق آزاد تجاري ايران سرمايه گذاري نمودند.

 تاكنون توانايي واقعي توليد كامپيوتر در ايران وجود نداشته است . در اواسط دهة 1980 شركت پارس الكتريك تلاش نمود تا خط توليد كامپيوتر را در كارخانه خود راه اندازي نمايد امّا به دليل عدم توانايي در همگامي با پيشرفتهاي سريع جهاني و همچنين محدوديتهاي مالي مجبور شد فعاليت اين خط توليد را متوقف سازد. تا امروز تنها شركت ايزايران توانايي توليد برخي قطعات را پيدا نموده است كه البته بسياري از اين قطعات مصرف عمومي ندارند. اغلب كامپيوترهاي ايران با مونتاژ قطعات تحويل مشتري مي‌گردند.

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

بمب هاى هسته اىچگونه ساخته مي شوند؟

ايزوتوپ معمول اورانيوم (اورانيوم ۲۳۸) براى ساخت سلاح اتمى مناسب نيست. چرا كه با شليك نوترونى به هسته اين ايزوتوپ، احتمال به دام افتادن نوترون و تشكيل اورانيوم ۲۳۹ از احتمال شكافت هسته اى بسيار بيشتر است. درحالى كه در اورانيوم ۲۳۵ امكان شكافت هسته اى بيشتر است. اما فقط ۷/۰ درصد اورانيوم موجود در طبيعت، ايزوتوپ ۲۳۵ است. به همين خاطر براى تهيه مقدار مورد نياز اورانيوم ۲۳۵ براى ساخت بمب، به مقدار زيادى از اورانيوم طبيعى نياز است. در عين حال ايزوتوپ هاى ۲۳۵ و ۲۳۹ اورانيوم به روش هاى شيميايى قابل جداسازى نيستند؛ چرا كه از لحاظ شيميايى يكسانند. بنابراين دانشمندان پروژه منهتن قبل از ساختن بمب بايد مسئله ديگرى را حل مى كردند؛ جداسازى ايزوتوپ هاى اورانيوم به روش هاى غيرشيميايى. پژوهش ها همچنين نشان مى داد كه پلوتونيوم ۲۳۹ قابليت شكافت هسته اى بالايى دارد. گرچه پلوتونيوم ۲۳۹ يك عنصر طبيعى نيست و بايد ساخته شود. رآكتورهاى هنفورد در واشينگتن به همين منظور ساخته شده اند.

بمب شليكي

طرح «پسربچه» شامل تفنگى است كه توده اى از اورانيوم ۲۳۵ را به سمت توده ديگرى از اين ايزوتوپ شليك مى كند. به اين ترتيب يك جرم فوق بحرانى توليد مى شود. نكته اساسى كه حتماً بايد رعايت شود اين است كه اين توده ها بايد در زمانى كوتاه تر از حدفاصل بين شكافت هاى خود به خودى در كنار هم نگه داشته شوند. به محض اينكه دو توده اورانيوم در كنار هم قرار گرفتند، ناگهان چاشنى توده اى از نوترون ها را توليد مى كند و زنجيره واكنش ها آغاز مى شود. با ادامه اين زنجيره، انرژى مدام افزايش مى يابد تا بمب به سادگى و خودبه خود منفجر شود.

1- در دنباله پليسه بردارى
۲- مخروط دم
۳- لوله هاى ورود هوا
۴- چاشنى فشار هوا
۵- محفظه پوشش محافظ سربى
۶- بازوى چاشنى
۷- سرانفجارى
۸- چاشنى انفجارى معمول
۹- اورانيوم ۲۳۵ (گلوله)
۱۰- سيلندر توپ
۱۱- اورانيوم ۲۳۵ (هدف) با مخزن
(منعكس كننده نوترون درست اين بالا است)
۱۲- ميله هاى كنترل فاصله
۱۳- فيوزها

   

بمب انفجار دروني

شكافت خودبه خودى پلوتونيوم ۲۳۹ آنقدر سريع است كه بمب تفنگى (پسربچه) نمى تواند دو توده پلوتونيوم را در زمانى كوتاه تر از حد فاصل شكافت ها كنار هم نگه دارد. بنابراين براى پلوتونيوم بايد نوع ديگرى از بمب طراحى شود. قبل از سواركردن بمب، چند نوترون سرگردان رها مى شوند تا زنجيره واكنش پيش رس را آغاز كنند. اين زنجيره موجب كاهش عظيم انرژى منتشر شده مى شود. «ست ندرمى ير» (دانشمندى از لس آلاموس) ايده استفاده از چاشنى هاى انفجارى را براى كمپرس بسيار سريع كره پلوتونيوم مطرح كرد و بسط داد. با اين روش كره پلوتونيوم به چگالى مناسب بحرانى مى رسد و انفجار هسته اى رخ مى دهد.


 

1- :AN 219 فيوز تخريب
۲- :Archie آنتن رادار
۳- صفحه باترى ها
۴- واحد :Xسيستم جرقه زن كنار چاشنى
۵- لولا براى ثابت نگه داشتن دو بخش بيفوى بمب
۶- لنز پنج ضلعى با قابليت انفجار بالا
۷- لنز شش ضلعى با قابليت انفجار زياد
۸- چتر نجات كاليفرنيا دنباله (آلومينيوم)
۹- حفاظ دور، قطر داخلى cm ۱۴۰
۱۰- مخروط هايى كه كل كره را در بر مى گيرند
۱۱- لنزهاى انفجارى
۱۲- ماده هسته اى
۱۳- صفحه رادارها، سوئيچ هاى هوا و تايمرها
۱۴- جمع كننده لوله هوا

2- بمب انفجار داخلي ؛بمب كثيف

3- انفجار درونى كه در واقع عكس انفجار بيرونى است ماده و انرژى را چگال و متمركز مى كند. ويرانى ساختمان بر اثر انفجار بيرونى باعث مى شود كه ساختمان روى خودش آوار شود. اصطلاحاً گفته مى شود كه «ساختمان از درون منفجر شده است.» انفجار درونى، آوار شدن از داخل است. درست مقابل انفجار بيرونى، يك كره توخالى پلوتونيوم مى تواند با چاشنى كروى انفجارى خارجى، از درون منفجر شده و به عنوان ماشه يك بمب شكافت هسته اى به كار رود. اين بمب هم به نوبه خود مى تواند يك ماشه انفجار داخلى براى يك جور هم جوشى باشد. در بحث كاويتاسيون انفجار درونى يك فرآيند مكثى است كه ذرات را مجبور به حركت به سمت داخل مى كند (نه حركت به سمت خارج كه مربوط به انفجار بيرونى است) اين حركت مركزگراى درونى، از يك مسير مستقيم به سمت مركز (مسير شعاعى) پيروى نمى كند، بلكه با چرخش روى يك مسير مارپيچى حركتش را انجام مى دهد. اين حركت چرخشى ورتكس نام دارد. در كاويتاسيون به خاطر فشار كم، حباب هاى كوچكى از بخار آب در يك سمت پروانه تشكيل مى شود. با تخريب اين حباب ها، موج هاى ناگهانى محلى شديدى به وجود مى آيد كه سر و صدا توليد مى كند و منجر به شكست محلى در سطح پروانه مى شود. ادامه اين روند سايش ماده را به دنبال دارد. مشخصه اصلى ورتكس اين است كه خارج آن كند و مركز آن تند حركت مى كند. در ورتكس، آب «از درون منفجر مى شود» ذرات معلقى كه از آب سنگين ترند به مركز جريان كشيده مى شوند، مقاومت اصطكاكى كاهش مى يابد و سرعت جريان زياد مى شود.

 

 

 

مراحل انفجار داخلي 

۱ ماده منفجر ه اى كه ماده شكافت پذير را در برگرفته است، مشتعل مى شود. ۲ يك موج ناگهانى تراكمى به سمت داخل شروع به حركت مى كند. سرعت اين موج ناگهانى از سرعت صوت بيشتر است و سبب افزايش قابل توجه شار مى رود. موج در يك لحظه به تمام نقاط روى سطح كروى ماده شكافت پذير در هسته بمب حمله مى كند، فرآيند تراكم آغاز مى شود. ۳ با افزايش چگالى هسته، جرم به حالت بحرانى و سپس فوق بحرانى مى رود كه در آن زنجيره واكنش ها به صورت نهايى زياد مى شود. ۴ اكنون پخش شدن چاشنى به رها شدن نوترون هاى زياد منجر مى شود. به همين دليل خيلى از توليدات اوليه باى پس مى شوند.۵ زنجيره واكنش ها همچنان ادامه مى يابد. تا زمانى كه انرژى توليد شده در درون بمب به قدرى بزرگ شود كه فشار درونى (ناشى از انرژى شكافت) به مقدارى بيش از فشار انفجار داخلى و ناشى از موج ناگهانى برسد.۶ با از هم جدا كردن بمب، انرژى منتشر شده در فرآيند شكافت، به اطراف انتقال مى يابد.



بمب هيدروژني

بازده هيدروژنى به وسيله مقدار ليتيوم دوترايد (deuteride) و نيز مواد شكافت پذير اضافه كنترل مى شود. براى تامين نوترون هاى اضافه فرآيند هم جوشى (fusion) معمولاً اورانيوم ۲۳۸ در بخش هاى مختلف بمب به كار مى رود. اين ماده شكافت پذير اضافه (اورانيوم ۲۳۸) در عين حال تشعشعات اتمى باكيفيت بالا نيز توليد مى كند.


بمب نوتروني

بمب نوترونى يك بمب هيدروژنى است. بمب نوترونى به كلى با ساير سلاح هاى اتمى استاندارد تفاوت دارد. چرا كه اثرهاى مهلك بمب كه از تشعشعات مضر مى آيد، به خاطر نوترون هايى است كه خودش رها مى كند. اين بمب همچنين به نام «سلاح تشعشع افزوده» (enhanced- radiation weapon) شناخته مى شود.اثرات تشعشع افزوده در بمب نوترونى بدين صورت است كه آثار حرارتى و تخريبى اين بمب نسبت به ساير سلاح هاى اتمى كمتر است. به همين دليل ساختارهاى فيزيكى مثل ساختمان ها و مراكز صنعتى كمتر خسارت مى بينند و بمب بيشترين آسيب را به انسان وارد مى كند. از آنجا كه اثرات تشعشع نوترون با افزايش فاصله به شدت كاهش مى يابد اثر بمب در مناطق نزديك به آن و مراكز دور از آن به وضوح تفاوت دارد. اين ويژگى كاملاً مطلوب كشورهاى عضو پيمان آتلانتيك شمالى (ناتو) است، چرا كه آنها مى خواهند آمادگى نبرد در مناطق پرازدحام را داشته باشند درحالى كه انواع ديگر انفجارهاى هسته اى، زندگى شهرى و دارايى ها را به خطر مى اندازند بمب نوترونى فقط با زنده ها سر و كار دارد.

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

(تعريف استرس)

 

استرس‌ عبارت‌ است‌ از واكنش‌هاي‌ فيزيكي‌، ذهني‌ و عاطفي‌ كه‌ در نتيجه‌ تغييرات‌ و نيازهاي‌ زندگي‌ فرد، تجربه‌ مي‌شوند. تغييرات‌ مي‌توانند بزرگ‌ يا كوچك‌ باشند. پاسخ‌ افراد به‌ تغييرات‌ زندگي‌ متفاوت‌ است‌. استرس‌ مثبت‌ مي‌تواند يك‌ انگيزش‌ دهنده‌ باشد در حالي‌ كه‌ استرس‌ منفي‌ مي‌تواند در زماني‌ كه‌ اين‌ تغييرات‌ و نيازها، فرد را شكست‌ مي‌دهند، ايجاد شود.

علل

بدن‌ در يك‌ موقعيت‌ پراسترس‌ با افزايش‌ توليد هورمون‌هاي‌ خاصي‌ جواب‌ مي‌دهد كه‌ باعث‌ تغييراتي‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌، متابوليسم‌ و فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فيزيكي‌ مي‌گردد.

عوامل افزايش آن

تغيير در شيوه‌ زندگي‌ و اختلال‌ در امور روزمره‌ طبيعي‌ شخص‌ كه‌ مي‌تواند استرس‌ ايجاد كند. برخي‌ از علل‌ شايع‌ استرس‌ عبارتند از:


مرگ‌ اخير فرد مورد علاقه‌ (همسر، كودك‌، دوست‌)
از دست‌ دادن‌ هر چيزي‌ كه‌ براي‌ فرد ارزشمند باشد.
آسيب‌ها يا بيماري‌هاي‌ شديد
اخراج‌ شدن‌ يا تغيير شغل‌
نقل‌ مكان‌ كردن‌ به‌ يك‌ شهر يا استان‌ جديد
مشكلات‌ جنسي‌ بين‌ فرد و شريك‌ جنسي‌ او
ورشكستگي‌ مالي‌ يا مقروض‌ شدن‌ شديد مثلاً به‌ خاطر خريد يك‌ خانه‌ جديد
تعارض‌ مدام‌ بين‌ فرد و يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌، دوست‌ نزديك‌ يا همكار
خستگي‌ دايمي‌ ناشي‌ از استراحت‌، خواب‌ يا تفريح‌ ناكافي‌

 

 

عوارض احتمالي

استرس‌ مزمن‌ مي‌تواند در بسياري‌ از مشكلات‌ مربوط‌ به‌ سلامت‌ شامل‌ حوادث‌، آرتريت‌، آسم‌، سرطان‌، سرماخوردگي‌، كوليت‌، ديابت‌، اختلالات‌ غدد درون‌ريز، خستگي‌، سردرد، كمردرد، مشكلات‌ گوارشي‌، اختلالات‌ پوستي‌، بيماري‌ قلبي‌، فشار خون‌ بالا، بي‌خوابي‌، دردهاي‌ عضلاني‌، اختلال‌ كاركرد جنسي‌ وزخم‌ها نقش‌ بازي‌ كند.

دچار ناراحتیـــها و مشکلات عصبی میشـونـد. یکی از دلایلایـن مسئلـه مـیـتـواند ایـن باشد که آقایون معـمـولاً به طرق مـختلف استرس را از بدن بیرون می کنند، ممـکـن است آنرا بـا همـکـارانـشان در میان بگذارند یا وقتی مسـیـر اداره تاخانه را رانندگی می کنند مقدار زیادی از این فشار کـاهـشمی یابد و یا حتی وقتی بین کار برای ناهار بیرون می رونــد

به دفع این استرس و فشار کمک می کنند. وقتی برای داشتن یک زندگی شاد و خوشبخت کنار همسر و فرزندانمان هدفمند باشیم، دیگر اجازه نخواهیم داد که فشارهای روحی و جسمی تاثیر منفی روی ما بگذارد. متاسفانه، فشاری که معمولاً پدرها و مادرها برای مراقبت کردن از فرزندان و گرداندن چرخ زندگی متحمل می شوند، دیگر وقتی برای رسیدگی و مراقبت از خودشان به آنها نمی دهد. هرچند که امیدوار بودن به کاهش فشارهای روحی ممکن است بسیار کمک کننده باشد، اما بهتر است که طریقه مقابله با این فشارها و راه کنترل خود در زمان رویارویی با مشکلات  را یاد بگیریم.

معمولاً وقتی خسته و در هم شکسته اید، داشتن فشارهای عصبی امری کاملاً طبیعی است. اگر بگذارید که این فشارها از میان برود و دوباره تعادل خود را به دست آورید، زندگیتان تفاوت بسیاری خواهد کرد و می توانید سالم تر و راحت تر به زندگی خود ادامه دهید. با رعایت چند نکته در این زمینه می توانید نیروی تازه ای به جسمتان داده و به کنترل فشارهای عصبیتان کمک کنید.

 

شمارش كنيد

يك روش موثر براي برخورد با موقيعتهاي استرس آور، شمارش تا عدد 10 است.ايـن كار كمك مي كند از لحاظ فكري و رواني از آن لحظه استرس آور دور شده و 10 ثـانـيه بشما وقت مي دهد تا از آن شرايط خود را رها كنيد.فرض كنيد اين عمل، ريموت كنترل زندگي شما است. دكمه pause را ميزنيد. وقتي تا عدد 10 شمارش كـرديد دوباره دكمه "play" را فشار مي دهيد. در نتيجه در وضعيت بهتري نسبت به قبل قرار خواهيد گرفت.

 

موقتا" بگريزيد

هنگامي كه در خود احساس استرس شديد مي كنيد بهتر اسـت بـطور فـيزيكي خود را از محيط دور كنيد. كمي قدم زده و نفسي تازه كنيد. مدتي بـه داخـل شهـر رفـتـه و فـكر خود را از مسائل دغدغه آور رها كنيد. البته منظور ايـن نـيست كه كـلا" مـيدان را خـالي كنيد، بلكه ترك موقعيت براي چند لحظه و مراجعت دوباره با فكري آزاد و تازه باعث رهاي از استرس و انجام بهتر كارها خواهد شد. اگر در تـرافـيـك خـيـابـان گيـر كرده باشيد، ترك موقيعت مشكل بـنـظر مـي رسـد. در ايـن شـرايـط راديـو را روشـن و سـعـي كـنيد كه به موضوع ديگري غير از تـرافـيك فكر كنيد. اگر صداي اتومبيلهاي ديگر شما را آزار مي دهد، پنجره ها را ببنديد.

شيئي را فشار دهيد

معمولا" فشردن چيزي با دسـت بـاعـث كاهـش استرس و دغدغه خاطر مي گردد. شما مي توانيد مثلا" يك حلقه تقويت كننده مچ دست بهمراه داشته باشيدو هنگام استرس آن را در دست خود فشار دهيد.

سخت نگيريد

وقتي بدليل موضوعي دچار استرس ميـشـويد، از خـودتـان سؤال كنيد كه آيا آن موضوع اينقدر اهميت دارد كه بخاطرش دچار پريشاني شويد. واقعيت اين است كه اكثر مسائل روزمره كه باعث ايجاد استرس مي گردند تهديدي براي زندگي بشمار نميايند مگر اينكه مربوط به اموري از قبيل خانواده يا سلامتي افراد باشند. هرگـاه احـساس كـرديد جلسه امروز آنطوري كه انتظار داشتيد نتيجه نداشته و يا متـوجـه لـكـي روي لبـاسـتـان شديد، دچار پريشان خاطري نگرديد. اينها مسائل تعيين كننده زندگي نبوده و باعث بروز فاجعه نميگردند.كمي راحت تر گرفتن موقيعتها باعث كاهش سطح استرس و فشارهاي رواني ناشي از آن در شما ميشود.

نفس عميق بكشيد

تنفس بجز داشتن اثرات حيات بخش ميتواند در آرام نـمودن شما نيز بسيار موثر باشد. هنگام استرس نفس عميق كشده و خود را  از لحاظ جسماني و رواني آرام كنيد

داروها

پزشك‌ شما ممكن‌ است‌ به‌ مدت‌ كوتاهي‌ براي‌ شما داروي‌ آرام‌بخش‌ يا ضد افسردگي‌ تجويز كند

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

يك‌ برنامه‌ ورزشي‌ اتخاذ كنيد. افرادي‌ كه‌ در وضعيت‌ فيزيكي‌ خوبي‌ به‌ سر مي‌برند، به‌ احتمال‌ كمتري‌ به‌ عوارض‌ منفي‌ استرس‌ مبتلا مي‌شوند

رژيم غذاي

يك‌ رژيم‌ غذايي‌ طبيعي‌ و كاملاً متعادل‌ اتخاذ كنيد. مكمل‌هاي‌ ويتاميني‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ شوند

در چه شرايتي بايد به پزشك مراجعه كنيم

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ دچار مشكلات‌ ناشي‌ از استرس‌ باشيد

چگونه از استرس در محل كار خلاص شويم

شايد رها شدن از استرس و فشار كار غير ممكن به نظر برسد اما چند دقيقه رهايي و آرامش مي تواند به خوبي كارايي و احساس لذت و وضعيت سلامتي شما را بهبود ببخشد. مراحل زير را در زمان مواجهه با استرس به كار بگيريد و آز نتايج آن بهرمند شويد.

1- چندين نفس عميق بكشيد اجازه دهيد  قفسه سينه و شكم شما در زمان دم گرفتن انبساط پيدا كنند. و به آرامي هوا را به بيرون برانيد.

2- در شرايط برخورد با ديگران و شرايط بدي كه هنگام كار پيش مي آيند موقعيت را تغيير دهيد مي توانيد از آن محل دور شويد حتي تا محل آب سردكن براي خوردن آب برويد اين مي تواند به شما كمك كند تا فكر خود را روي موضوع متمركز كنيد.

3- بخنديد!  اين روحيه سبب مي شود ديگران شما را به عنوان فردي قوي بشناسند. يكي از جكهاي مورد علاقه خود را بخوانيد يا براي دوستان خود تعريف كنيد.دوستي داشتم كه هر وقت لطيفه زيبايي مي شنيد، آن را يادداشت مي كرد و براي خود دفتري پر از لطيفه هاي ناب فراهم كرده بود. و با آن دفتر نه تنها موجبات شادي خود بلكه ساير دوستان را هم فراهم مي كرد.

4- از يك بازي رها كنندة استرس استفاده كنيد. مي توانيد از حلقه هاي ميني بسكتبال دارت بورد ( پيكان و هدف ) استفاده كنيد. اين عمل اثر فوق العاده اي دارد.

5- چشمهاي خود را ببنديد و به يك موسيقي آرام كه مورد علاقه شماست گوش دهيد.

6- خود را در يك تعطيلات زيبا در گذشته ها يا حتي در آينده تصور كنيد يا يكي از موفقيتهاي بزرگ خود را به خاطر بياوريد.

7- با همكاران خود محيطي سرگرم كننده بوجود آوريد اين به شما كمك مي كند تا فشارها را تحمل كرده و هر روز صبح با علاقه بيشتري سر كار برويد.

 

نكته

سعي كنيد در مورد ديگران با ديد مثبت قضاوت كنيد و دنبال چيزي بگرديد كه محيط كارتان را دلپذير تر كند.

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

(تعريف استرس)

 

استرس‌ عبارت‌ است‌ از واكنش‌هاي‌ فيزيكي‌، ذهني‌ و عاطفي‌ كه‌ در نتيجه‌ تغييرات‌ و نيازهاي‌ زندگي‌ فرد، تجربه‌ مي‌شوند. تغييرات‌ مي‌توانند بزرگ‌ يا كوچك‌ باشند. پاسخ‌ افراد به‌ تغييرات‌ زندگي‌ متفاوت‌ است‌. استرس‌ مثبت‌ مي‌تواند يك‌ انگيزش‌ دهنده‌ باشد در حالي‌ كه‌ استرس‌ منفي‌ مي‌تواند در زماني‌ كه‌ اين‌ تغييرات‌ و نيازها، فرد را شكست‌ مي‌دهند، ايجاد شود.

علل

بدن‌ در يك‌ موقعيت‌ پراسترس‌ با افزايش‌ توليد هورمون‌هاي‌ خاصي‌ جواب‌ مي‌دهد كه‌ باعث‌ تغييراتي‌ در ضربان‌ قلب‌، فشار خون‌، متابوليسم‌ و فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري فيزيكي‌ مي‌گردد.

عوامل افزايش آن

تغيير در شيوه‌ زندگي‌ و اختلال‌ در امور روزمره‌ طبيعي‌ شخص‌ كه‌ مي‌تواند استرس‌ ايجاد كند. برخي‌ از علل‌ شايع‌ استرس‌ عبارتند از:


مرگ‌ اخير فرد مورد علاقه‌ (همسر، كودك‌، دوست‌)
از دست‌ دادن‌ هر چيزي‌ كه‌ براي‌ فرد ارزشمند باشد.
آسيب‌ها يا بيماري‌هاي‌ شديد
اخراج‌ شدن‌ يا تغيير شغل‌
نقل‌ مكان‌ كردن‌ به‌ يك‌ شهر يا استان‌ جديد
مشكلات‌ جنسي‌ بين‌ فرد و شريك‌ جنسي‌ او
ورشكستگي‌ مالي‌ يا مقروض‌ شدن‌ شديد مثلاً به‌ خاطر خريد يك‌ خانه‌ جديد
تعارض‌ مدام‌ بين‌ فرد و يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌، دوست‌ نزديك‌ يا همكار
خستگي‌ دايمي‌ ناشي‌ از استراحت‌، خواب‌ يا تفريح‌ ناكافي‌

 

 

عوارض احتمالي

استرس‌ مزمن‌ مي‌تواند در بسياري‌ از مشكلات‌ مربوط‌ به‌ سلامت‌ شامل‌ حوادث‌، آرتريت‌، آسم‌، سرطان‌، سرماخوردگي‌، كوليت‌، ديابت‌، اختلالات‌ غدد درون‌ريز، خستگي‌، سردرد، كمردرد، مشكلات‌ گوارشي‌، اختلالات‌ پوستي‌، بيماري‌ قلبي‌، فشار خون‌ بالا، بي‌خوابي‌، دردهاي‌ عضلاني‌، اختلال‌ كاركرد جنسي‌ وزخم‌ها نقش‌ بازي‌ كند.

دچار ناراحتیـــها و مشکلات عصبی میشـونـد. یکی از دلایلایـن مسئلـه مـیـتـواند ایـن باشد که آقایون معـمـولاً به طرق مـختلف استرس را از بدن بیرون می کنند، ممـکـن است آنرا بـا همـکـارانـشان در میان بگذارند یا وقتی مسـیـر اداره تاخانه را رانندگی می کنند مقدار زیادی از این فشار کـاهـشمی یابد و یا حتی وقتی بین کار برای ناهار بیرون می رونــد

به دفع این استرس و فشار کمک می کنند. وقتی برای داشتن یک زندگی شاد و خوشبخت کنار همسر و فرزندانمان هدفمند باشیم، دیگر اجازه نخواهیم داد که فشارهای روحی و جسمی تاثیر منفی روی ما بگذارد. متاسفانه، فشاری که معمولاً پدرها و مادرها برای مراقبت کردن از فرزندان و گرداندن چرخ زندگی متحمل می شوند، دیگر وقتی برای رسیدگی و مراقبت از خودشان به آنها نمی دهد. هرچند که امیدوار بودن به کاهش فشارهای روحی ممکن است بسیار کمک کننده باشد، اما بهتر است که طریقه مقابله با این فشارها و راه کنترل خود در زمان رویارویی با مشکلات  را یاد بگیریم.

معمولاً وقتی خسته و در هم شکسته اید، داشتن فشارهای عصبی امری کاملاً طبیعی است. اگر بگذارید که این فشارها از میان برود و دوباره تعادل خود را به دست آورید، زندگیتان تفاوت بسیاری خواهد کرد و می توانید سالم تر و راحت تر به زندگی خود ادامه دهید. با رعایت چند نکته در این زمینه می توانید نیروی تازه ای به جسمتان داده و به کنترل فشارهای عصبیتان کمک کنید.

 

شمارش كنيد

يك روش موثر براي برخورد با موقيعتهاي استرس آور، شمارش تا عدد 10 است.ايـن كار كمك مي كند از لحاظ فكري و رواني از آن لحظه استرس آور دور شده و 10 ثـانـيه بشما وقت مي دهد تا از آن شرايط خود را رها كنيد.فرض كنيد اين عمل، ريموت كنترل زندگي شما است. دكمه pause را ميزنيد. وقتي تا عدد 10 شمارش كـرديد دوباره دكمه "play" را فشار مي دهيد. در نتيجه در وضعيت بهتري نسبت به قبل قرار خواهيد گرفت.

 

موقتا" بگريزيد

هنگامي كه در خود احساس استرس شديد مي كنيد بهتر اسـت بـطور فـيزيكي خود را از محيط دور كنيد. كمي قدم زده و نفسي تازه كنيد. مدتي بـه داخـل شهـر رفـتـه و فـكر خود را از مسائل دغدغه آور رها كنيد. البته منظور ايـن نـيست كه كـلا" مـيدان را خـالي كنيد، بلكه ترك موقعيت براي چند لحظه و مراجعت دوباره با فكري آزاد و تازه باعث رهاي از استرس و انجام بهتر كارها خواهد شد. اگر در تـرافـيـك خـيـابـان گيـر كرده باشيد، ترك موقيعت مشكل بـنـظر مـي رسـد. در ايـن شـرايـط راديـو را روشـن و سـعـي كـنيد كه به موضوع ديگري غير از تـرافـيك فكر كنيد. اگر صداي اتومبيلهاي ديگر شما را آزار مي دهد، پنجره ها را ببنديد.

شيئي را فشار دهيد

معمولا" فشردن چيزي با دسـت بـاعـث كاهـش استرس و دغدغه خاطر مي گردد. شما مي توانيد مثلا" يك حلقه تقويت كننده مچ دست بهمراه داشته باشيدو هنگام استرس آن را در دست خود فشار دهيد.

سخت نگيريد

وقتي بدليل موضوعي دچار استرس ميـشـويد، از خـودتـان سؤال كنيد كه آيا آن موضوع اينقدر اهميت دارد كه بخاطرش دچار پريشاني شويد. واقعيت اين است كه اكثر مسائل روزمره كه باعث ايجاد استرس مي گردند تهديدي براي زندگي بشمار نميايند مگر اينكه مربوط به اموري از قبيل خانواده يا سلامتي افراد باشند. هرگـاه احـساس كـرديد جلسه امروز آنطوري كه انتظار داشتيد نتيجه نداشته و يا متـوجـه لـكـي روي لبـاسـتـان شديد، دچار پريشان خاطري نگرديد. اينها مسائل تعيين كننده زندگي نبوده و باعث بروز فاجعه نميگردند.كمي راحت تر گرفتن موقيعتها باعث كاهش سطح استرس و فشارهاي رواني ناشي از آن در شما ميشود.

نفس عميق بكشيد

تنفس بجز داشتن اثرات حيات بخش ميتواند در آرام نـمودن شما نيز بسيار موثر باشد. هنگام استرس نفس عميق كشده و خود را  از لحاظ جسماني و رواني آرام كنيد

داروها

پزشك‌ شما ممكن‌ است‌ به‌ مدت‌ كوتاهي‌ براي‌ شما داروي‌ آرام‌بخش‌ يا ضد افسردگي‌ تجويز كند

فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري

يك‌ برنامه‌ ورزشي‌ اتخاذ كنيد. افرادي‌ كه‌ در وضعيت‌ فيزيكي‌ خوبي‌ به‌ سر مي‌برند، به‌ احتمال‌ كمتري‌ به‌ عوارض‌ منفي‌ استرس‌ مبتلا مي‌شوند

رژيم غذاي

يك‌ رژيم‌ غذايي‌ طبيعي‌ و كاملاً متعادل‌ اتخاذ كنيد. مكمل‌هاي‌ ويتاميني‌ ممكن‌ است‌ توصيه‌ شوند

در چه شرايتي بايد به پزشك مراجعه كنيم

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ دچار مشكلات‌ ناشي‌ از استرس‌ باشيد

چگونه از استرس در محل كار خلاص شويم

شايد رها شدن از استرس و فشار كار غير ممكن به نظر برسد اما چند دقيقه رهايي و آرامش مي تواند به خوبي كارايي و احساس لذت و وضعيت سلامتي شما را بهبود ببخشد. مراحل زير را در زمان مواجهه با استرس به كار بگيريد و آز نتايج آن بهرمند شويد.

1- چندين نفس عميق بكشيد اجازه دهيد  قفسه سينه و شكم شما در زمان دم گرفتن انبساط پيدا كنند. و به آرامي هوا را به بيرون برانيد.

2- در شرايط برخورد با ديگران و شرايط بدي كه هنگام كار پيش مي آيند موقعيت را تغيير دهيد مي توانيد از آن محل دور شويد حتي تا محل آب سردكن براي خوردن آب برويد اين مي تواند به شما كمك كند تا فكر خود را روي موضوع متمركز كنيد.

3- بخنديد!  اين روحيه سبب مي شود ديگران شما را به عنوان فردي قوي بشناسند. يكي از جكهاي مورد علاقه خود را بخوانيد يا براي دوستان خود تعريف كنيد.دوستي داشتم كه هر وقت لطيفه زيبايي مي شنيد، آن را يادداشت مي كرد و براي خود دفتري پر از لطيفه هاي ناب فراهم كرده بود. و با آن دفتر نه تنها موجبات شادي خود بلكه ساير دوستان را هم فراهم مي كرد.

4- از يك بازي رها كنندة استرس استفاده كنيد. مي توانيد از حلقه هاي ميني بسكتبال دارت بورد ( پيكان و هدف ) استفاده كنيد. اين عمل اثر فوق العاده اي دارد.

5- چشمهاي خود را ببنديد و به يك موسيقي آرام كه مورد علاقه شماست گوش دهيد.

6- خود را در يك تعطيلات زيبا در گذشته ها يا حتي در آينده تصور كنيد يا يكي از موفقيتهاي بزرگ خود را به خاطر بياوريد.

7- با همكاران خود محيطي سرگرم كننده بوجود آوريد اين به شما كمك مي كند تا فشارها را تحمل كرده و هر روز صبح با علاقه بيشتري سر كار برويد.

 

نكته

سعي كنيد در مورد ديگران با ديد مثبت قضاوت كنيد و دنبال چيزي بگرديد كه محيط كارتان را دلپذير تر كند.

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

راهنماي پرورش و نگهداري زنبور عسل
لوازم مورد نياز براي زنبورداري
كندو
خصوصيات يك كندو ازورود زنبورهاي مهاجم جلوگيري كند. مقاوم در برابر اثرات مخرب نور خورشيد و باران باشد. مانع از نفوذ موريانه ها گردد. اغلب كندوها چوبي هستند و رايج ترين آنها به نامهاي مدرن يا ملي هستند.
قسمتهاي مختلف يك كندو از پائين به با لا تخته تحتاني - طبقه - پنجره ملكه - قابها و زيرسازي آنها - صفحه جدا كننده - سرپوش
ابزارآلات زنبورداري لباس كار زنبورداري - يك جفت پوتين يا چكمه خوب - يك جفت دستكش - توري جهت پوشاندن صورت - دودي يا دودكن - كاردك زنبورداري - كلاه - برسي يا شاه پر- قفس ملكه - بچه گير - يك قوطي كبريت
دودي يا Smoker زنبوران عسل تندخو به سادگي به زنبوردار اجازه خارج كردن عسل از كندو را نخواهند داد. براي تخفيف دادن حملات آنها و يا اداره كردن زنبوران زماني كه كندو مورد بازديد قرار مي گيرد از وسيله اي بنام دودي يا دود كن استفاده ميشود. برخي از دودكن ها از قلع و برخي از مس يا استيل ضد زنگ ساخته شده اند ويك دودكن بايد دمنده قوي (ماق) و مخزن آتش مناسب داشته باشد. بسته هاي مقواي نازك ،گوني كنف خشك و بخصوص پوسيده ،تكه هاي پارچه يا لباس پشمي كهنه ،چوب پوسيده و پهن گاو بهترين سوختها براي دودكن به حساب مي آيند.
چند نكته راجع به زنبورداري 1-رنگ كندوها را اغلب به علت تشخيص بهتر آنها و انعكاس حرارت و جلوگيري از نفوذ گرما به داخل كندو سفيد انتخاب مي كنند. 2- فضاي مورد نياز براي فعاليت هر زنبور در كندو حدود 8 ميلي متر مي باشد. 3- زنبورها از رنگهاي سياه و قهوه اي خوششان نمي آيد و در هنگام كار از بكار بردن وسايل اين رنگي بايد خودداري كرد.
آناتومي وانواع زنبور عسل زنبور عسل موجودي است كه به صورت اجتماعي زندگي مي كند و به دو صورت نر و ماده مي باشد كه ماده ها شامل ملكه و زنبور كارگر مي باشند. قسمتهاي مختلف بدن يك زنبور سر: (چشمها- شاخك ها- ضمائم دهاني- مغز و غدد گوناگون ) سينه : ( بالها و پاها به آن اتصال دارند و مركز حركتي بدن زنبور است ) شكم: ( دستگاه گوارش – تنفس و گردش خون – نيش يا زوائد توليد مثلي است) چشمها: دوعدد چشم مركب با چندين عدسي در دو طرف سر و سه چشم بسيار ساده كوچك بر روي فرق سر
دستگاه گوارش شامل فك و خرطوم است .
كار فك يا مانديبول mandible گزش، جويدن ، مكش و عمل ليسيدن آلت چنگ زدن به منظور: جمع آوري گرده – موم كاري – تميز كردن كندو – جنگيدن – برداشت كردن و چيدن – كار با بره موم و تثبيت آن - پرستاري نوزادان
انواع زنبور: هر كلني شامل ملكه ، چند زنبور نر ، هزاران كارگر و نوزاد (تخم- لارو و شفيره مي باشد.)
ملكه:زنبور ملكه بزرگتر از زنبور كارگر و طويل تر از زنبور نر است و تنها يكبار جهت جفتگيري از كندو خارج مي شود.وظيفه عمده ملكه تخم گذاري بوده و در طول اوج فصل پرورش نوزادان بين 1500 تا 3000 تخم مي گذارند.
جفتگيري ملكه اصطلاحا اين عمل را پرواز عروسي (Neptune) مي گويند كه 5 روز پس از خروج ملكه از سلول نوزادي اتفاق مي افتد.ملكه به همراه بسياري از زنبور هاي نر به پرواز در مي آيد او در ارتفاعات بالا پرواز كرده و تنها چند نر از 500 نر موفق به جفتگيري مي شوند. ارگان نرينه زنبور نر موفق, پس از جفتگيري شكسته و در ارگانلهاي حياتي ملكه گير مي كند و باعث مرگ زنبور نر مي شود و ملكه 3 الي 4 روز بعد از جفتگيري تخمگذاري مي كند.
زنبورنر:تنبل ترين زنبورهاست و تنها وظيفه آنها جفتگيري با ملكه است.
زنبور كارگر:كوچكترين و پرجمعيت ترين زنبوران عسل هستند و 98 درصد جمعيت كلني را تشكيل مي دهند .
وظايف يك زنبور كارگر عمل پاكسازي و نظافت - تغذيه و مراقبت از نوزادان - شان سازي - كمك كردن به ملكه - پرواز جهت يابي - تهويه كندو - وظايف محافظتي - جاسازي عسل ، گرده ، شهد و آب در سلولها - جلوگيري از غارت
رقص زنبورچيست؟
رقص نيم دايره اي يا دم جنبان...: رقص نيم دايره كه جهت آن به سوي بالا باشد بدين معني است كه غذاي پيدا شده در جهت خورشيد است.رقص نيم دايره كه جهت آن به سوي پايين باشد بدين معني است كه غذاي پيدا شده در خلاف جهت خورشيد قرار دارد.رقص نيم دايره اي كه در زاويه 60 درجه به چپ نسبت به خط عمود انجام مي گيرد به كارگران مي گويد كه مسير خود رادر 60 درجه به چپ در مسير خورشيد به منظورپيدا كردن غذا قرار دهند.رقص در زاويه 120 درجه به سمت راست نسبت به خط عمود به آنها مي گويد راه خويش را در 120 درجه به سمت راست نسبت به خورشيد قرار دهند.
رقص دايره اي : يعني زنبور پيش آهنگ منبعي پيدا كرده و نياز به برداشت است و در دسترس است ، واين محل داراي بوي خاص مي باشد.

موافقت اصولي و پروانه تأسيس دامداري و زنبورداري و طيورداري

مدارک:

  • ارايه مجوز از اداره كل كشاورزي استان، حفاظت محيط زيست استان، شبكه دامپزشكي‌ استان، سازمان آب منطقه، شركت برق منطقه، اداره كل منابع طبيعي استان و بخشداري‌ها.
  • ارايه اصل و تصوير سند مالكيت عرصه يا موافقت اداره كل منابع طبيعي مبني بر اجاره‏نامه‌ رسمي.
  • ارايه نقشه تفكيكي ثبتي كه به تأييد اداره ثبت اسناد و املاك رسيده باشد.
  • ارايه تصوير مدارك تحصيلي متقاضي و مدير فني واحد مربوط همراه تصوير شناسنامه و سه قطعه عكس.‏
  • ارايه گواهي سابقه كار يا تجربه از مراجع ذي‌ربط.
    تبصره 1: در مورد زمين مشاع، لازم است متقاضي درمالكيت زمين سهيم باشد.‏
    تبصره 2: در مورد دامداري‌هايي كه به زمين مخصوص كشت نباتات علوفه‌اي نياز دارند، لازم است تصوير كامل از اسناد مالكيت اراضي كشت نباتات علوفه‌اي يا اجاره‌نامه رسمي يا قرارداد به مدت 5 سال ارايه شود.‏

مراحل:

  • تكميل برگ درخواست صدور موافقت اصولي كه در آن محل احداث و مشخصات زمين و واحد مورد تقاضا قيد شده باشد.
  • بررسي كارشناسي توسط معاونت امور دام وزارت جهاد كشاورزي.
  • صدور موافقت اصولي.
  • صدور پروانه تأسيس.

محل مراجعه :

تهران:‏

  • معاونت امور دام وزارت جهاد كشاورزي
  • اداره هاي كل كشاورزي، حفاظت محيط زيست، شبكه دامپزشكي، سازمان آب و برق، منابع طبيعي ، فرمانداري و بخشداري‌هاي استان

شهرستان‌ها:‏

  • سازمان جهاد استان‌ها، معاونت امور دام
  • اداره هاي كل كشاورزي، حفاظت محيط زيست، شبكه دامپزشكي كشور، سازمان آب و برق، منابع طبيعي ، فرمانداري و بخشداري‌هاي استان

 

 

تاريخ زنبورداري و تهيه عسل در کشور ما بسالهاي بسيار دور مربوط ميشود. قرنها پيش از اسلام ايرانيان زنبور را ميشناخته و از محصول عسل و موم آن استفاده مينموده‌اند. با اينکه صنعت زنبورداري در ايران بگذشته‌اي آنچنان دور تعلق دارد. متاسفانه وضع فعلي هم جالب نبوده و محصول عسل و موم کشور به هيچوجه جوابگوي مصارف داخلي نميباشد. در مقابل وجود منابع بزرگ شهد و دانه گرده در کشور بعلت ابتدائي بودن وضع زنبورداري و مشکلات و مسائل زنبورداران ساليانه ميليونها تن شهد از بين ميرود. و از طرف ديگر هر ساله مقدار زيادي ارز کشور جهت خريد موم و عسل بکشورهاي خارجي سرازير ميشود. کشور ايران داراي 18 ميليون هکتار جنگل، 17 ميليون هکتار زمين زير کشت و 10 ميليون هکتار مراتع دائمي است . بعلاوه خوشبختانه داراي همه نوع اقليمي نيز ميباشد که زنبوردار ميتواند با حمل کندوهاي خود بمناطق مناسب حداکثر محصول را برداشت نمايد. با وجود تمام اين مواهب طبيعي و وسعت کشور وضع زنبورداري بسيار نااميد کننده است و تا زمانيکه مسائل مربوط بزنبورداري (که نکات مهم آنها در اين نشريه قيد شده است) حل نشود وضع بهمين صورت موجود باقي خواهد ماند. بايد بهر طريق که شده باغداران کشور را از بزرگترين خاصيت زنبور عسل که همانا کمک در عمل گرده‌افشانيست آگاه نمود. امروز در کشورهاي ؟؟؟ براي بهبود کميت و کيفيت برخي از محصولات کشاورزي که زنبور ميتواند در آن ؟؟؟ داشته باشد از زنبورداران کمک گرفته ميشود. در ايران از اين خاصيت ؟؟؟ زنبور عسل هم کوچکترين استفاده‌اي نميشود. بنابراين جهت بهبود وضع زنبورداري بايد کليه مسائل و مشکلات شناسائي شده و در رفع آنها اقدام شود.

 

عسل معجزه طبيعت

عسل يك واژه عربي است كه در فارسي آن را انگبين مي‌گويند و عبارت است از شهد گل‌ها كه زنبور عسل توسط خرطوم كوچك خود آن را مكيده و از راه دهان به كيسه بسيار كوچك خود موسوم به كيسه عسلي وارد مي‌كند. وقتي ميزان شهد جمع‌آوري شده به حدود 40 ميلي‌گرم رسيد، گل‌ها را رها كرده و به سمت كندو پرواز مي‌كند. جالب اينكه براي تهيه يك كيلو عسل، زنبور بايد شهد 20 ميليون گل را جمع  و به كندو حمل كند. جالب‌تر اين است كه زنبور عسل خاصيت ثابت گلي دارد، يعني تا وقتي كه مشغول جمع آوري شهد يك گل است،  روي ساير گل‌ها نمي‌نشيند.  زنبور عسل پيش از رسيدن به كندو در بين راه مقداري از آب شهد را جذب مي‌كند و چون شهد گل‌ها حاوي 50 تا 80 درصد آب است،‌ با اين عمل ميزان رطوبت عسل را به حدود 17 تا حداكثر25 درصد مي‌رساند، يعني حدودا از هر سه گرم شهدي كه زنبور عسل به كندو مي‌آورد، يك گرم عسل به دست مي‌آيد. البته عسل مناطق شمالي كشور به علت بالا بودن رطوبت هوا از آب بيشتري برخوردار است و لذا آبكي مي‌باشد، ولي عسل مناطق كوهستاني از آب كمتري برخوردار مي‌باشدزنبور عسل نوعي از آنزيم دياستاز به نام انورتاز را نيز به شهد اضافه مي‌كند كه اين آنزيم به همراه مواد قندي و نشاسته‌اي كه چهار پنجم وزن عسل را تشكيل مي‌دهند، عامل اصلي متبلور شدن يا شكرك ‌زدن عسل به شمار مي‌روند.  لذا اين باور كه عسل غيرطبيعي شكرك مي‌زند صحيح نيست، بلكه دليل متبلور شدن و رسوب دادن عسل طبيعي وجود دياستاز و همچنين كربوهيدرات ها مي‌باشد. دياستاز، ‌ذرات خيلي ريز عسل را به خود جذب كرده و باعث ته‌نشين شدن آن مي‌شود. مقدار گلوكز عسل هر چه بيشتر باشد، زودتر متبلور و ته‌نشين مي‌شود. اين خاصيت فقط در عسل‌هاي طبيعي و غيرتقلبي ديده مي‌شود، زيرا تنها عسل‌هاي طبيعي حاوي دياستاز هستند. مدت زمان شكرك زدن يا متبلور شدن عسل بسته به نوع گل متفاوت است و حتي در مورد عسل اقاقيا به چهار سال هم مي‌رسد. در كشورهاي اروپايي عسل سفت شده و متبلور شده را بيشتر مي‌پسندند. 

دكتر نعمت ا… شهرستاني استاد زنبورداري مي‌گويد: «وقتي كه عسل رسوب مي‌كند حتما سالم و طبيعي است،‌ ولي اگر رسوب نكند مي‌تواند طبيعي يا غير طبيعي باشد كه تشخيص آن به عهده آزمايشگاه است و در آن جا ميزان دياستاز را اندازه‌گيري مي‌كنند. طبيعي است كه عسل تقلبي كه از شكر درست شده باشد دياستاز ندارد. 

تشخيص عسل طبيعي و غيرطبيعي از طريق مزه كردن غيرممكن است. براي مصرف كننده يك را ه بيشتر وجود ندارد و آن هم استفاده از ابزارهايي است كه بدن در اختيارش گذاشته است. با چشمانش شكل ظاهري عسل را ارزيابي مي‌كند، با بيني‌اش آن را بو مي‌كند و با زبانش آن را مزه مي‌كند. اگر مجموعه خصوصيات باب طبعش بود و اگر عسل عطر و طعم گل‌ها را داشت، آن عسل واقعي است و ارزش آن را دارد كه بهايش را در حد معقول بپردازد. لازم به ذكر است مزه، عطر، طعم، رنگ و بوي عسل فقط مربوط به گل هر منطقه مي‌باشد و به نژاد زنبور عسل بستگي ندارد. نوع نژاد فقط در پركاري و كم‌كاري تاثير دارد.» 

همان طور كه قبلا اشاره شد چهار پنجم وزن عسل را كربوهيدرات‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه آن عبارت است از: پروتئين، املاح معدني، عناصر معطر، آنزيم‌ها، ويتامين‌ها، گرده گل و آب. هر 100 گرم عسل 330 كيلوكالري انرژي توليد مي‌كند. لذا عسل، غذايي مقوي و انرژي‌زاست و به كمك دياستازهايش چربي‌هاي  اطراف قلب را آب مي‌كند. به همين دليل مصرف آن به سالخوردگان و بيماران قلبي توصيه مي‌شود. 

نگهداري عسل 

PH  عسل برابر 4 و به شدت اسيدي است،‌ بنابراين بايد از نگه‌داري آن در ظروف فلزي خودداري كرد. چون بعد از مدتي فلز را خورده و خودش هم خراب مي‌شود و ذرات فلز كه به همراه عسل وارد بدن مي‌شود، براي انسان مضر است. براي نگه داري عسل در حجم زياد ظروف استيل و گالوانيزه و براي مصارف خانگي ظروف شيشه اي، لعابي و سفالي توصيه مي‌شوند. ظرف عسل را نبايد در باز، در اتاق يا يخچال نگه داشت، ‌زيرا عسل، ‌آب موجود در هوا را به شدت به خود جذب كرده و پس از مدتي، رقيق و آبكي مي‌شود. عسل، بوهاي خارجي را خيلي زود به خود جذب مي‌كند. بنابراين نبايد آن را نزديك موادي چون پارافين، قير، بنزين و ماهي‌هاي دودي و … نگه داشت. همانطور كه عنوان شد در نزد عامه عسل متبلورشده و شكرك‌زده عسل تقلبي شناخته مي‌‌شود كه اين باور صحيح نيست ولي فروشندگان عسل براي از بين بردن شكرك و جلوگيري از متبلور شدن آن عسل را به مدت نيم ساعت در درجه حرارت حدود 65درجه سانتي‌گراد نگه داشته و سپس آن را سرد كرده و بسته‌بندي مي‌كنند تا عسل آن‌ها شكرك نزند. چون حرارت دادن عسل همه ذرات جامد موجود را به مايع تبديل مي‌كند و مانع شكرك‌زدن عسل مي‌شود. در ضمن بهترين دما براي نگه‌داري عسل 7 تا 12 درجه سانتي‌گراد است

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

فاصله زمين از ستاره ها

هر يك از ستارگان داخلي كهكشان به فاصله متوسط 48تريليون كيلو متر از ديگري قرار گرفته است براي دوري از تكرار چنين شماره هاي بزرگ از واحد سال نوري استفاده مي شود يعني مصافت طي شده توسط يك پرتوي نور در مدت يك سال كه با سرعت 300000كيلو متر بر ثانيه سير ميكند با استفاده از اين واحد فاصله خورشيد تا ألفا قنطورس 3/4سال نوري فاصله متوسط كهكشان 5سال نوري وقطر كهكشان 100000سال نوري ميباشد.

نسل ستارگان

فرض كنيد هر نقطه اي بر روي نمودار نمايش دهنده يك ستاره در اسمان است در اين نمودار دماي سطحي در امتداد محور افقي و تا بندگي مطلق در امتداد محور عمودي قرار دارد .اين منحني با يك منحني بايك منحني قد در مقابل وزن براي نسلي از مردم قابل مقايسه خواهد بود .از اين چه انتظاري خواهيم داشت؟ ايا نقاط نشان دهنده نسل كل ستار گان هستند كه در سراسر منحني پراكنده شده اند؟يا اينكه همانند خصوصيات قد ووزن نسلي از مردان وزنان نزديك يك خط قرار خواهند داشت ؟

براي پيدا كردن پاسخ اين سوال اجازه دهيد تابندگي ودماي سطحي تمام ستارگان همسايه خورشيد را رسم كنيم .فاصله ستاره را بايد دانست تا بتوان تابندگي مطلق را از تابندگي ظاهري أن محاسبه نمود . بايد به خاطر سپرد كه براي اهداف منحني ,تابندگي ظاهري بي ارزش است زيرا أن خاصيت ذاتي ستاره نبوده بلكه تنها به فاصله ان از خورشيد بستگي دارا وتابندگي مطلق است كه خاصيت فيزيكي بنيادي ستاره را نشان مي دهد .

در تهيه اين منحني تابندگي ذاتي ودماي سطحي را براي تمام ستارگاني كه در داخل محدوده 10 سال نوري از خورشيد قرار دارند رسم مي كنيم . در داخل اين حجم از فضا 12 ستاره وجود دارد كه شامل خورشيد نيز بوده وفاصله أنها مشخص شده است.

قبل از پرداختن به تفسير منحني دو ويژگي أنرا بايد مورد توجه قرار داد .

يكي اين كه دما در امتدادمحور پايين از سمت راست به چپ افزايش پيدا ميكند كه بر خلاف انتظار ميباشد .ويژگي ديگر أنكه هم دما وهم تابندگي در مقياس لگريتمي رسم شده , اين نوع منحني كه به نام ترسيم log-log” " ناميده ميشود , به دليل تغيرات وسيع در روشنايي ودماي ستارگان لازم است.

به طور متوسط رابطه اي بين تابندگي ذاتي ودماي سطحي يك ستاره وجود دارد به علاوه ,ميتوان ديد كه ارتباط طوري است كه داغترين ستارگان , روشنترين أنها بوده وسرد ترين ستارگان ,ضعيف ترين انها هستند يعني هر چه جسم تابش كننده داغتر باشد ,انرژي بيشتري را گسيل مي دارد .

خط چين رسم شده روي منحني بيانگر رابطه اي بين روشنائي ودما است . اين خط را ميتوان رشته اصلي خصوصيات اساسي نسل ستارگان ويا حد اقل براي ستارگاني كه نزديك ما در كهكشان واقع شده اند ؤ ناميد .

اكثر ستارگان در ترسيم دقيقا برروي خط قرار ندارند ؤبلكه آنها در دو طرف خط با فاصله نا چيزي قرار مي گيرند . دو دليل براي اين انحرافات وجود دارد .

اول آنكه ستارگان مقداري در تركيباتشان تغيير ميكنند واين تغيير با وجود آنكه چندان بزرگ نيست براي تاثير گذاشتن بر خواص آنها كافي است . تا حدي پراكندگي در نقاط روي منحني بيانگر تفاوت در تركيبات ستارگان است .

دوم اينكه منحني بر اساساندازه گيري هايي بوده كه با دشواري انجام گرفته ودر معرض خطاهاي اتفاقي بوده كه نقاط روي منحني را پراكنده مي سازد .چنان چه امكان اندازه گيريهابا دقت بي نهايت زياد وجود ميداشتنقاط روي منحنياحتمالا در امتداد خط نزديكتر به يكديگر قرار ميگرفتند تا آنچه كه در عمل ديده مي شود .

احتمالا هيچ كس نمي توانست از خط رشته اصلي قد ووزن در نسل انساني به قدري منحرف باشد كه اين ستاره ازرشته اصلي ستارگان در روشنايي ودما انحراف دارد كشف چنين ستارهاي درپايين نمودار به اندازه اي تعجب انگيز است كه مثلا شخصي با 180 سانتيمتر قد وفقط چند كيلو گرم وزن يا 120 سانتيمتر قد و 450 كيلوگرم وزن وجود داشته باشد .

چون 12 ستاره تعداد زيادي نيستند لذا با ترسيم 50 يا 100 ستاره ممكن است چندين رشته اصلي موازي بر روي منحني ظاهر ساخت كه اين بيانگر خا نواده هاي مختلف ستارگان ميباشد آنگاه ستاره دور افتاده قابل توضضيح بوده .

با اين ايده حجم اطراف خورشيد را به كره اي به شعاع 20 سال نوري كه شامل 90 ستاره از جمله خورشيد است افزايش خاهيم داد .

تعداد قابل توجه اي از ستارگان گر چه هنوز كم هستند كاملا دور از رشته اصلي واقعند ستاره بخصوصي كه در پايين نمودار قرار داشت حالا به چندين ستاره ديگر پيوسته كه همگي در زيررشته اصلي واقع گرديده اند .

اكثر ستارگان اطراف ما فوق العاده ضعيف هستند انتظار داريم كه روشنترين ستارگان آسمان همسايگان ما باشد اما اين طور نبوده و تنها يك دو جين از 90 ستاره موجود در فهرست ميتوانند با چشم غير مسلح در شرايط عادي ديده شوند .

هر چند كه ستارگان روشنتر از خورشيد نسبتا كمياب بوده اما فوق العاده جالب اند زيرا آنها جرم وتابندگي غولهاي اسمانند ستارگان غير عادي مسيري را به طرف بالا وبه سمت راست در منطقه اي ادامه مي دهند كه ستارگان انها داراي دماهاي سطحي خيلي كم بوده وبنابراين قرمز رنگ هستند . معمولا يك ستاره با رنگ قرمز در مقايسه با خورشيد خيلي ضعيف است .

كوتوله ها وغولها

ستارگاني كه در ناحيه پايين وطرف چپ و آنهايي كه درناحيه بالا وطرف راست واقع شده اند انقدر قابل توجه اند كه اسامي خاصي را به خود اختصاص داده اند .

ستارگان طرف چپ پايين كوتوله هاي سفيد ناميده مي شوند وبه اين دليل كوتوله لقب گرفته اند چون خيلي كوچك و ضعيف ميباشند وبه خاطر داغ بودن سفيد به نظر ميرسند .ستارگان سمت بالابه غولهاي قرمز معروفند وغول نام گرفته اند چون فوق العاده بزرگ وتابنده اند وقرمز انديك نمونه كوتوله سفيد قطري در حدود 32000 كيلومتر يعني تنها دو برابرقطر كره زمين را دارا ميباشد .

كوتوله هاي سفيد ستارگان چگال و فشرده اي هستند كه يك قاشق چايخري از ماده آن در حدود ده تن وزن دارد .

از طرف ديگر غولهاي قرمز بسيار بزرگ هستند كه به طور نمونه داراي قطر 139 ميليون كيلومتر يا حدود 100 برابر قطر خور شيد ميباشند اما اين ستارگان حجيم در اغلب حالات تقريبا همان جرم خورشيد را دارند .

ستارگان حاصل از پيش ستارگان

مسير تحول يك پيش ستاره منقبض شونده همانطور كه در نمودار هرتسپرونگ –راسل ظاهر ميشود نشان داده شده است اين مسير ستاره اي با جرمي معادل با جرم خورشيد ميباشد عمر پيش ستاره به صورت نقاط متوالي در امتداد نمودار علامت گذاري شده است .

سه سال بعد از شروع شكل گيري اوليه ابر گازي وخاتمه آن كه نمايش دهنده براي 10 ميليون سال عمر پيش ستاره ميباشد ميتوان دريافت كه در ابتدا پيش ستاره به طور سريع وسپس خيلي آهسته به طرف پايين نمودار H-R حركت مي كند .

بعد از 27 ميليون سال كه كره گازي شروع به فر ريختن مي كند به همسايگي رشته اصليمي رسد مسير رسم شده پيش ستاره در نمودار H-R بر اساس مشاهدت مستقيم پيشستارگان پايه گذاري نشده .

همانطور كه در بالا اشاره شد يك پيش ستاره در طول سالهاي اوليه عمرش با سرعت زيادي تابش ميكند .

ستارشناسان نظري با استفاده از ماشين هاي الكترونيكي سريع قادر به محاسبه اندازه روشنايي وتوزيع دماي يك ستاره منقبض شونده مي باشند .اگر چنين كوششي با دست وبا ماشينهاي حساب رو ميزي توسط 3000 رياضيدان صورت ميگرفت 5 سال به طول ميانجاميد وبيش از 10 ميليون دلار هزينه بر ميداشت . اختراع ماشين حسابگر با سرعت زياد يكي از دلايلي است كه سبب پيشرفت فراواني در فهم ما از تولد ستارگان در دهه اخير شده است.

افروزش هيدرو ژن

پيش ستاره از زمان شكل گيري اش ابتدا به سرعت وسپس آهسته تر همانطور كه چگال شده و اتمهاي متحرك با مقاومت افزايش يافته اي به طرف مركز مواجه شده اند فرو ريخته است.

بعد از 10ميليون سال پيش ستاره ازقطراوليه اش كه تريليون كيلومتر است به قطري حدود4/2ميليون كيلومتر فشرده شده است .به طور همزمان دماي مركز پيش ستاره به ده ميليون درجه كلوين افزايش يافته است براي اولين بار در اين دما پروتون ها در مركزپيش ستاره باسرعت زياد درحال حركت وبرخورد ميباشند تا به مانع الكتريكي نفوذ كرده وبه داخل بيايند تابه نيروي هسته اي جازبه برسند.دراين حال پيش ستاره يك ستاره شده است.با رها شدن انرژي هسته اي در مركز’ستاره تااندازه اي گرمتر وبيشتر تابنده ميشود.

همانطور كه اين وقايع صورت مي گيرد ستاره به طرف بالا وبه سمت چپ نمودار H-R حركت مي كند تا اينكه 17ميليون سال بعدازشروع جوش هسته اي و27ميليون سال بعد ازفرو ريختن پيش ستاره به محل استراحتش برروي رشته اصلي مي رسد.

رشته اصلي

همجوشي هسته هاي هيدروژن’هليوم راتوليدميكنند.اين واكنش’طولاني ترين مرحله منفرداز تاريخ يك ستاره رادربرمي گيردكه حدود90%اززندگي اش براي حالتي باجرمي معادل نورخورشيد,ميباشد.خورشيددرنيمه اين مرحله است,حدود6/4بيليون سال قبل به رشته اصلي أمدوبراي4يا5سال ديگرقبل ازاينكه بميرد,درأنجا باقي مي ماند.

خورشيد هيدروژن اش رابه أهستگي مي سوزاند,زيراتحول زندگي روي زمين نيزيك فرايند خيلي أهسته است.بر طبق مدارك سنگواره اي,اشكال ساده حيات نظير باكتري ها زماني در اولين بيليون سال وجود منظومه شمسي در روي زمين ظاهر شدند واشكال پيشرفته حيات تا چند بيليون سال بعد از أن پديدار نشدند .

به فرض أنكه عمر خورشيد 100ميليون سال يا كمتر بوده باشد مشكوك به نظر مي رسد كه مخلوقات با هوش زمين را هرگز اشغال كرده باشند .اگرچه خورشيد حدود 10بيليون سال عمر خواهد كرد ستارگان ديگر با زمانهاي كوتاهي نظير يك ميليون سال عمر مي كنند و هنوز ستارگان ديگري ممكن است براي زمان طولاني نظير يك تريليون سال يا بيشتر نيز عمر كنند .

بزرگترين ستارگان عمركوتاهي دارند أنها سوخت بيشتري براي سوزاندن دارند .اما خيلي سريع تر از ستارگان كوچكتر أن را ميسوزانند .چرا يك ستاره سنگين سوختش را خيلي سريعتر از يك ستاره ستاره سبكتر مي سوزاند ؟

وزن زياد چنين ستاره اي دماي بيشتر ي را در مركز توليد مي كند وسبب مي شود كه پروتونهاخيلي شديد تر از پروتنها در يك ستاره سبكتر برخود كنند .

در اثر شدت اين برخورد ها سد الكتريكي بين پروتونها خيلي ساده تر نفوذ پذير ميشود و ميزان واكنش هسته اي بالا مي رود .

در ستارگان سنگينتر ميزان واكنش با افزايش دما بالا مي رود به نحوي كه با دوبرابر شدن دما ميزان واكنش در سازه 30000 ضرب مي گردد .از طرف ديگر ستاره اي به جرم1/0 خورشيد بايد براي يك تريليون سال عمر كند كه ستاره بارنارد يك نمونه از أن است .اين ستاره بايد بعد از نابودي خورشيد براي مدت طولاني درخشان باشد .

تجربيات دردرون يك ستاره

چگونه ستاره شناسان مي توانند با اطمينان بيان كنندكه خورشيد به مدت 10 بيليون سال هيدروژن را مي سوزاند ؟پاسخ در بر گيرنده يك فرق اساسي بين نجوم و ساير حوزه هاي ديگر تجسسي علمي مي شوداكثر شاخه هاي علم در تجربيات أزمايشگاهي استوار است به نحوي كه دانشمندان رفتار يك شي را تحت شرايط دقيق مطالعه ميكند شي ممكن است يك الكترون,يا يك ويروس باشد.

اجرام تحت مطالعه اغلب كهكشان ها ستارگان يا سيارات مي باشند كه براي أوردن به أزمايشگاه يا بسيار بزرگند يا در حالت طبيعي كشف شدند .

تعريف جديد تحول ستاره اي تقريبأ به همانند اندازه كه به تلسكوب و طيف نما وابسته است به چنين تجربه هايي بر اساس استفاده از ماشين حسابگر نيز بستگي دارد.

يك تجربه اي عددي بر روي يك ستاره با مجموعه اي از قوانين يا فرمول ها نظير قوانين نيوتون شروع ميشود كه طي أن شي مورد مطالعه راتوصيف ميكند وبيان مي دارد كه چگونه شي تحت تاثير نيرو هاي طبيعي قرار ميگيرد . ستاره شناس با اين فرض كه ستاره توزيع كروي از ماده توسط گراني را نگه مي دارد

تجربه عددي مربوط مي سازد .ستاره شناس برنامه كامپيوتري را همراه با عداد نمايش دهنده جرم ستاره مقدار ثابت جهاني گراني ميزان هاي اندازه گيري شده از واكنش گوناگون هسته اي به حافظه ماشين حسابگر وارد مي كند.

ماشين حسابگر تمام حساب لازم را خيلي سريع انجام ميدهد سر انجام توصيف كاملي از ستاره شامل دما چگا لي تركيب داخلي تابندگي ودماي سطحي اش را توليد ميكند .

چون سوختن هيدروژن منبع انرژي ستاره است لذا وقتي كه مقدار هيدروژن تغيير مي كند تمام خواص ستاره نيز تغيير مي كند .اساسأ , شرايط در درون ستاره به علت 1پايين أمدن مداوم مقدار هيدروژن در هر ثانيه تغيير مي كند . به هر حال در طول زندگي ستاره وقتي كه هيدروژن را ميسوزاند ساختارش أنقدر أهسته تغيير مي كند كه توصيف ثانيه به ثانيه أن ضروري نمي باشد دوره سوختن هيدروژن خورشيد 10بيليون سال طول مي كشد .

ستاره شناس به عنوان نتيجه اي از محاسبه اش, تقريبا مي داند چگونه شرايط در ستاره بر أن فاصله زماني 50 ميليون سال خاص تغيير كرده است. به اين طريق او تحول ستاره را در مرحله سوختن هيدروژن از زندگي اش در طول 50 ميليون سال رد يابي مكند.

حفره هاي سياه در فضا

با تشخيص ارتباط بين ستارگان نوتروني, تپ اخترها وابرنواخترها تعدادي از ستاره شناسان احساس كردند كه أخرين صفحات داستان زندگي ستاره گان را نوشته اند .اما, شواهد اخير سوظني ايجاد كرده است كه ستاره نوتروني يا تپ اختر مرحله نهائي فشردگي ماده ستاره اي نيست تحت شرايطي خاص هسته يك ستاره ممكن است به ابعادي كمتر از 16كيلومتر كه حد ستاره نو تروني است منقبض شود اين مقدار به شعاعي معادل 2/3كيلو متر ميرسد.

شكل گيري يك حفره سياه

بر اساس نظريه اينشتين وقتي ابعاد ستاره حدود 6/1ميليون كيلو متر (قطر) باشد ,نيروي گراني در سطح أن براي نگه داشتن پرتوها نور فراري كافي نخواهد بود ,در نتيجه اين پرتوها ستاره را با انرژي كمتري ترك مي كنند.اما اگر ماده ستاره در حجم كوچكي فشرده باشد ,نيروي گراني در سطح أن بسيار بزرگ خواهد بود .اين حالت,مي تواند براي هسته ستاره اي كه نتيجه انفجار ابرنواختر است ,اتفاق بيافتد .

خواص يك حفره سياه

نيروي گراني يك حفره سياه نه تنها مانع از فرار نور مي شود ,بلكه از خروج كليه اجرام فيزيكي از حفره جلوگيري مي كند .

واين پيش بيني ديگري از نظريه اينشتين است كه اظهار مي دارد هيچ شيئي نميتواند سريعتر از نور حركت كند .

هر پرتو نوري يا شي فيزيكي كه از خارج به حفره سياه وارد مي شود

نيز محبوس مي گردد و هرگز نمي تواند مجددأ خارج شود.

داخل حفره سياه كاملا از جهان خارج جدا شده است يعني مي تواند اجرام و تابش را بگيرد ولي نمي تواند چيزي را پس بدهد

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

كاربرد شيمي درصنعت

درجهت توسعه ي کشوربا و حرکت به سمت صنعتي شدن و جنبش نرم افزاري و ايفاي نقش گسترده علم شيمي در پيشرفت همه جانبه صنايع مختلف، انجمن علمي گروه شيمي دانشگاه اصفهان در نظر دارد با همکاري انجمن شيمي ايران و معاونت دانشجويي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، با اهداف ذيل اقدام به برگزاري اولين همايش دانشجويي کاربردهاي شيمي در صنعت نمايد. اين همايش محورهاي گسترده اي را در زمينه کاربرد علم شيمي در صنعت در بر مي گيرد. با توجه به نياز به ارتباط هر چه مستحکم تر بين صنعت و دانشگاه در کشورمان به خصوص در زمينه دانش و فن آوري شيمي و آشنايي هر چه بيشتر صنعت و دانشگاه با معضلات موجود و ارائه راهکارهايي در جهت رفع اين معضلات، اميد است با برگزاري اين همايش قدمي هر چند کوچک در جهت نيل به اهداف فوق برداشته شود.

چيست ؟  نانوتكنولوژي

 كامپيوترها اطلاعات را تقريبا" بدون صرف هيچ هزينهأي باز توليد مينمايند. اقداماتي در دست اجراست تا دستگاههايي ساخته شوند كه تقريبا" بدون هزينه - شبيه عمل بيتها در كامپيوتر - اتمها را به صورت مجزا بهم اضافه كنند ( كنار هم قرار دهند). اين امر ساختن اتوماتيك محصولات را بدون نيروي كار سنتي همانند عمل كپي در ماشينهاي زيراكس ميسر ميكند. صنعت الكترونيك با روند كوچك سازي احياء مي گردد وكار در ابعاد كوچكتر منجر به ساخت ابزاري ميشود كه قادر به دستكاري اتمهاي منفرد مثل پروتئينها در سيب زميني و همانندسازي اتمهاي خاك، هوا و آب از خودشان ميگردد.
پيوند علم مواد ، شيمي و علوم مهندسي كه نانوتكنولوژي ناميده ميشود عرصه أي را بوجود ميآورد كه ماشين آلات خود تكثيركننده و محصولات خود اسمبل از اتمهاي اوليه ارزان ساخته شوند.

نانوتكنولوژي توليد مولكولي يا به زبان ساده‌تر ، ساخت اشياء اتم به اتم، مولكول به مولكول توسط بازوهاي روبات برنامه‌ريزي شده در مقياس نانومتريك است و نانومتر يك ميلياردم متر است

 پهناي معادل با 3 تا 4 اتم). نانوتكنولوژي ساخت ابزارهاي نوين مولكولي منحصر به فرد با بكارگيري خواص شيميايي كاملا" شناخته‌شده اتمها و مولكولها ( نحوه پيوند آنها به يكديگر) را ارائه مي‌دهد. مهارت مطرحه در اين تكنولوژي دستكاري اتمها بطور جداگانه و جاي دادن دقيق آنان در مكاني است كه براي رسيدن به ساختار دلخواه و ايده‌آل موردنياز مي‌باشد. اين قابليت تقريبا" حاصل شده است.
بازده پيش‌بيني شده از تسلط بر اين تكنولوژي بسيار فراتر از موفقيتهايي است كه تاكنون انسان بدانها نائل شده است.
قابليتهاي محتمل تكنيكي نانوتكنولوژي عبارتند از :
1- محصولات خوداسمبل
2- كامپيوترهايي با سرعت ميلياردها برابر كامپيوترهاي امروزي
3- اختراعات بسيار جديد ( كه امروزه ناممكن است)
4- سفرهاي فضايي امن و مقرون به صرفه
5- نانوتكنولوژي پزشكي كه درواقع باعث ختم تقريبي بيماريها، سالخوردگي و مرگ و مير خواهد شد.
6- دستيابي به تحصيلات عالي براي همه بچه‌هاي دنيا
7- احياي مجدد بسياري از حيوانات و گياهان منقرض‌شده
8- احياء و سازماندهي اراضي
دكترDrexler در همايش جهاني نظام علمي در زمينه نانوتكنولوژي اظهار كرده است: “در جهان اطلاعات ، تكنولوژيهاي ديجيتالي كپي‌برداري را سريع، ارزان، كامل و عاري از هزينه‌بري يا پيچيدگي محتوايي نموده‌اند. حال اگر همين وضعيت در جهان ماده اتفاق بيافتد چه مي‌شود. هزينه توليد يك تن
‌تري بيت تراشه‌هاي RAM تقريبا" معادل با هزينه بري ناشي از توليد همان مقدار فولاد مي‌شود”.
دكترSmalley رئيس هيئت تحقيقاتي دانشگاه رايس و كاشف Buckyballs مي‌گويد:
" نانوتكنولوژي روند زيانبار ناشي از انقلاب صنعتي را معكوس خواهد كرد". در مقدمه مقاله نانوتكنولوژي كه توسط آقايان Peterson و Pergamit در سال 1993 نگاشته شده چنين آمده است :
" تصور كنيد قادريد با نوشيدن دارو كه در آب ميوه مورد علاقه‌تان حل شده است سرطان را معالجه كنيد . يك ابر كامپيوتر را كه به اندازه يك سلول انسان است در نظر بگيريد. يك سفينه فضايي 4 نفره كه به دور مدار زمين مي‌گردد با هزينه‌اي در حدود يك خودروي خانوادگي تجسم كنيد" .
موارد فوق، فقط تعداد محدودي از محصولات انتظار رفته از نانوتكنولوژي هستند. انسان در معرض يك انقلاب اجتماعي تسريع شده و قدرتمند است كه ناشي از علم نانوتكنولوژي است. در آينده نزديك گروهي از دانشمندان قادر به ساخت اولين آدم آهني با مقياس نانومتري مي‌گردند كه قادر به همانندسازي است. طي چند سال با توليد پنج ميليارد تريليون نانوروبات ، تقريبا" تمامي فرايندهاي صنعتي و نيروي كار كنوني از رده خارج خواهند شد. كالاهاي مصرفي به وفور يافت‌شده ، ارزان، شيك و با دوام خواهند شد. دارو يك جهش سريع و كوانتومي را به جلو تجربه خواهد نمود. سفرهاي فضايي و همانندسازي امن و مقرون به صرفه خواهند شد. به اين دلايل و دلائلي ديگر، سبكهاي زندگي روزمره در جهان بطور زيربنايي متحول خواهد شد و الگوي رفتاري انسانها تحت‌الشعاع اين روند قرار خواهد گرفت

 مطالعة نانوتكنولوژی

نانوسيستم‌ها :

متن استاندارد اين رشته، كتاب دكتر اريك دركسلر با نام "نانوسيستمها: ماشين‌آلات ساخت، توليد و محاسبة مولكولي" است. شما مي‌توانيد يك نسخه از آن را خريده، و مطالعه كنيد.

مكانيك مولكو لي:

هر فنّاوري توليدي بايد بتواند اتمها را از جايي كه هستند، به جايي كه ما مي‌خواهيم باشند، حركت دهد. بنابراين، چگونه حركت اتمها و نيروهاي اثرگذار روي آنها در طول حركت، رشته‌ا‌ي حياتي در مطالعة نانوتكنولوژي محسوب مي شود. اين رشته، مكانيك مولكولي ناميده مي‌شود. يك بحث خيلي خلاصه در مورد مكانيك مولكولي و اهميتش براي نانوتكنولوژي در وب در "نانوتكنولوژي محاسباتي" موجود است، كه شامل مراجعي براي مطالعات بيشتر است.

يك مقدّمة كلاسيك به مكانيك مولكولي، كتاب مكانيك مولكولي نوشتة اولريخ بوركرت و نورمن آلينجر، چاپ انتشارات American Chemical Society در سال 1982 است، كه هرچند چاپ نمي‌شود، ولي در كتابخانه‌هاي دانشگاهي موجود است.

كتاب نانوسيستمها مفهوم پاية مكانيك مولكولي را در فصل 3 خود شروع كرده‌است. مزيت بزرگ اين كار دركسلر، پذيرش واحدهاي سازگار SI است. مطالعة آهسته و دقيق اين فصل شايستة انجام است.

پيش‌درآمدهاي بسيار ديگري به مكانيك مولكولي موجود است. بسته‌هاي نرم‌افزاري كه مداخل ورودي خاصي به اين زمينه دارند، موجود بوده و براي درك مفاهيم آن، بسيار مفيد هستند.

كنترل مكاني، سختي و انعطاف‌پذيري :

يك ايدة اساسي در نانوتكنولوژي، كنترل مكاني است؛ كه با ابزارهاي رباتيك كاملا" استاندارد قابل حصول است. تفاوت عمدة ابزارهاي رباتيك مرسوم با انواع مولكولي، مسألة نويز حرارتي است. در مقياس مولكولي، ذرّات به دليل حركت براوني درحال جست‌وخيز هستند. براي كنترل اين مسأله، ذرّات را بايستي محكم نگهداشت، يعني يك نيروي برگرداننده بايد وجود داشته‌باشد كه براي بازگرداندن ذرّات به موقعيت تعادلي، در صورت انحراف عمل كند (تعريف موجزي از "كنترل مكاني"، همين وجود نيروي برگرداننده است). نيروي برگرداننده معمولا" به صورت تابع خطي جابجايي فرض مي‌شود :

نيروي برگرداننده = جابجايي× Ks

ثابت Ks معياري از سختي سيستم است. هرچه سختي بيشتر باشد، نيروي برگرداننده بزرگتر و انحراف سيستم از موقعيت تعادلي، كوچكتر مي‌شود. رابطة بنياد‌ي سختي و بي‌ثباتي مكاني عبارتست از :

б2 = kT / Ks

اين رابطة 4-5 فصل 5 كتاب نانوسيستمها است، كه بايد به‌خاطر سپرده و كاربردهاي اصلي آن را شناخت. براي استفاده از آن، لازم است سختي (Ks) مشخص شود. سختي يك ساختار را از هندسه و خواص مواد آن مي‌توان تعيين كرد. اين مفاهيم پايه در فصول 38 و 39 دروس فيزيك فينمن نوشتة فينمن، ليتون و سندز، چاپ انتشارات Addison-Wesley سال 1964 موجود است. لذا خواندن اين فصل پيشنهاد مي‌شود.

كاربرد اين معادلات در بعضي ابزارهاي رباتيك (ازجمله سكّوي استوارت كه به علت سختي بالايش براي مصارف رباتيك مولكولي) مورد توجه است)، در خانوادة جديدي از ابزارهاي مكاني با 6 درجة آزادي، توضيح داده شده‌است. اين كاربردها همچنين در فصل 5 نانوسيستمها و بخش 4-13 آن، كه يك بازوي رباتيك را مورد بحث قرار داده، بيان شده‌است.

خودهمانندسازي :

انديشة اساسي دوم در نانوتكنولوژي، خودهمانندسازي است. دانشجو بايد صفحة وبي را بعنوان مقدمة خودهمانندسازي خوانده و چند مرجع موجود در آن را براي مطالعة بيشتر انتخاب كند. تئوري دور و تكرار (recursion theorem) مبناي سيستمهاي خودهمانندساز است. فهم اين تئوري، الزامي است. بعنوان تمرين برنامه‌ا‌ي بنويسيد كه خودش را دقيقا" چاپ كند. نسخه‌اي از مطالعات 1980NASA را مي‌توانيد بخريد، كه داراي بخش باشكوهي در مورد سيستمهاي خودهمانندساز است.

مطالعات بيشتر :

البته موضوعات زياد ديگري نيز در زمينة پيشرفت نانوتكنولوژي وجود دارد. به‌نظر مي‌رسد مفيدتر باشد كه ليست كوتاه و فشرده‌ا‌ي از موضوعات اساسي ارائه شود كه بتوان با يك تلاش معقول بر آنها تسلط يافت، تا اينكه ليست آنچنان بلند و سنگين باشد كه هر موضوعي با هر درجة اهميتي را پوشش دهد. دانشجو مي‌تواند مطمئن باشد كه هيچ كمبودي از نظر مفاد مطالعاتي در مورد اين رشتة جديد تحقيقاتي وجود ندارد.

نانوتكنولوژي، انقلابي جديد در صنعت و تكنولوژي

  نانوتكنولوژي يا كنترل مواد در مقياس مولكولي، گشايش اسرار طبيعت در تمام عرصه ها از مهندسي تا پزشكي را نويد ميدهد.

در آينده نه چندان دور، در خانه هاي جديد آجرها ممكن است هنگامي كه تركي درآنها ظاهر ميشود خودشان را تعمير كنند. ماشينها نيز ممكن است با لايه اي به استحكام الماس پوشانده شوند كه آنها را در برابر خراشها محافظت ميكند. پزشكان نيز خواهند توانست صدها نوع بيماري را تنها با قراردادن يك قطره خون در يك دستگاه تشخيص داده و پس از چند ثانيه نتيجه را دريافت كنند.

نانوتكنولوژي در جهاني بسيار كوچك كنترل ميشود. هدف نانوتكنولوژي ساخت اشياء، اتم به اتم، مولكول به مولكول و با يك رويكرد از پايين به بالاست، راهي كه طبيعت ميليونها سال است انجام ميدهد.

نانو يك پيشوند علمي است كه به معني "يك ميلياردم" است و حوزه نانوتكنولوژي در حدود ميلياردم متر است، ابعادي كه در آن اتمها با هم تركيب شده و مولكولها روي هم اثر متقابل دارند.

هدف اين است كه اگر بشر بتواند به اتمها بگويد كه چه طور خودشان را مرتب كنند و چگونه رفتار كنند، بسياري از خواص يك ماده قابل كنترل ميگردد. همان طور كه در طبيعت اتمهاي كربن موجود در زغال سنگ را با تغيير دادن ترتيب قرار گرفتن آنها به الماس تبديل ميكنند، بنابراين خواصي مانند رنگ، استحكام و شكنندگي نيز در سطح اتمي قابل تعيين خواهند بود. دانشمندان بر اين عقيده اند كه اگر بتوانند يك آجر را اتم به اتم بسازند، مولكولهايش را نيز ميتوان طوري تعليم داد تا هنگاميكه يك ترك ظاهر ميشود آن را تعمير كنند يا اينكه با كم يا زياد كردن تخلخل، خود را با شرايط مرطوب هوا وفق دهند.

بنابراين نانوتكنولوژي اميد ساخت هر چيز قابل تصور را - از كوچكترين جرثقيلها و موتورها گرفته تا لايه هاي خود اسمبل پلاستيكي يا فلزي - ميدهد. براي نخستين بار در تخيلات علمي، به لطف پيشرفتهاي اخير ديدن جهان در مقياسهاي نانو اين سناريوها درست و معقول به نظر ميرسند. انواع جديد ميكروسكوپها و برنامه هاي قدرتمند كامپيوتري شبيهساز كه در 10 سال اخير توسعه پيدا كردهاند، نانوتكنولوژي را دچار يك نوع انقلاب نمودهاند. ميكروسكوپها نه تنها به دانشمندان اجازه ميدهند كه اتمها را بينند، بلكه به آنها اجازه ميدهند كه حتي آنها را جا به جا بكنند، همانطور كه در آزمايش مشهور سال 1990 دانشمندان مركز تحقيقاتي Almaden وابسته به IBM ، لغت "IBM" را توسط 35 اتم زنون نوشتند.

امروزه يك تيم از فيزيكدانان IBM يك پيشرفت ديگر را اعلام كردند كه مدارات در مقياس اتمي را به واقعيت نزديكتر ميكند. اين پيشرفت كه "سراب كوانتم"1 نام گرفته است نشان ميدهد كه اطلاعات ميتوانند در ميان اجسام جامد بدون نياز به سيم حركت كنند. اسباب جديد عبارتند از: "چشمان، انگشتان و پنسها" كه در جهان نانو ميتوانند كار كنند. Evgene Wang معاون مهندسي بنياد ملي علوم آمريكا، به اعضاء مجلس نمايندگان طي گزارشي در مورد نانوتكنولوژي گفت: "نانوتكنولوژي نويد جذب تعداد فزايندهاي از علاقمندان به علم، دولت و صنايع خصوصي را ميدهد."

دكتر Tom Schaeider يك بيولوژيست رياضيدان در انستيتو ملي سرطان گفت كه: "دليل اين كه مردم اين را قبول ميكنند پشتوانة واقعي علمي آن ميباشد". وي اضافه كرد ما قادر خواهيم بود تا هر چيز كه خواستيم در آينده بسازيم."

دانشمندان پيشرو در اين علم سال گذشته در بنياد ملي علوم آمريكا گفتند كه نانوتكنولوژي يك اثر اساسي روي سلامتي، وضعيت اقتصادي و امنيت مردم جهان خواهد گذاشت و حداقل به اهميت آنتي بيوتيك ها،IC ها و پليمرهاي ساخت دست بشر در قرن 20 خواهند بود.

در سال 1998 شوراي علوم و تكنولوژي كاخ سفيد يك گروه كاري بين بخشي IWGN)) تأسيس كرد كه خواست بخشهاي علمي و صنعتي و دولت بود و موظف شد تا چشم انداز ايالات متحده را در مورد نانوتكنولوژي در طي 10 الي 20 سال آينده توسعه دهد.

دولت ايالات متحده در طي سال 1999 حدود 260 ميليون دلار در اين تكنولوژي سرمايه گذاري كرده است. كلينتون نيز پيشنهاد افزايش بودجة نانوتكنولوژي را تا حدود 227 ميليون دلار در سال 2001 را داده است. گروهIWGN پيش بيني ميكند كه نانوتكنولوژي موجب پيشرفت در زمينه هايي مانند تكنولوژي اطلاعات، پزشكي، علوم زيست، صنعت خودرو، انرژي و امنيت ملي خواهد شد.

اين گروه موارد زير را امكانپذير ميبيند:

v در پزشكي، نانو ذراتي كه به توزيع آسان دارو در قسمتهاي بدن كمك ميكنند. اين وسايل به اصطلاح كوچك كه از دارو ساخته شدهاند با لايههايي از نانو ذرات پوشيده شدهاند و ميتوانند به قسمتهاي مختلفي از بدن برسند و بيماريهاي از قبيل سرطان را درمان كنند. غدد پروستات و قطعات مصنوعي نيز ممكن است، با اين نانو ذرات پوشيده شوند تا از عكسالعملهاي ناخواسته جلوگيري كنند. پيشرفت در تشخيص بيماريها نيز قابل پيشبيني است، همانطور كه دستگاههاي جديدي كه بر اساس تشخيص DNA يا پروتئين پايه گذاري شده اند و ميتوانند از مقدار ناچيزي خون به طور همزمان وجود چندين بيماري را تشخيص بدهند.

v در صنايع الكترونيكي، توليد كامپيوترهاي سريعتر و بهتر در اندازههاي بسيار كوچك مدنظر است. هم اكنون يك هد مغناطيسي با اندازة حدود نانو توليد شده كه اطلاعات را از ديسك سخت ميخواند. همچنين تراشه هاي حافظه با اندازة نانو مدنظر هستند كه قدرت ذخيرهاي برابر با هزاران تراشه فعلي را دارا خواهند بود.

v در علوم زيست محيطي، غشاءهاي نانويي فيلترهايي براي سد نفوذ آلودگيها هستند و همچنين قادر خواهند بود تا آلودگيها را با روشهاي شيميايي يا بيولوژيكي پيدا كرده و برطرف كنند. بسياري چالشها تا بيش از اينكه دانشمندان بتوانند پرده از راز جهان در مقياس نانو بردارند، باقي خواهد ماند. طبق گزارش اخير كه توسط گروه IWGN ارائه شده است: اين عرصه، امروز تقريبا همانجايي است كه علم و تكنولوژي بدنبال ترانزيستورها در اواخر دهه هاي 1940 و 1950 قرار داشت".

اما با در دست داشتن ابزارهاي جديد براي ديدن اشياء كوچك، آزمايشگاهها در كشور كم كم به اين مطلب پي ميبرند كه چگونه اتمها و مولكولها در يك ماده مرتب ميشوند. تعدادي از آزمايشگاهها ياد ميگيرند كه چگونه مولكولها را در الگوهاي خاص مانند هرم يا چند ضلعي، خود اسمبل كنند. اين مطلب به عنوان يك گام مهم در جهت ساختن مواد نو توسط اتم با اتم به شمار ميرود.

دانشمندان اميدوارند به زودي بتوانند موادي از نانو تيوبهاي كربني بسازند كه ترتيب قرار گرفتن اتمهاي كربن در آن مانند قرار گرفتن مدادها در داخل يك جعبه است. چنين موادي يك _ ششم دانسيته فولاد را خواهند داشت و مقاومت آنها 50 الي 100 برابر است. آقاي Richard Smalley، كسي كه در دانشگاه Rice روي نانو تيوبها كار ميكند ميگويد: ما ميدانيم كه چگونه آنها را به صورت خود اسمبل بسازيم و اين كه چگونه مواد ديگر را بپوشانند. اين نانو تيوبهاي كربني، مطابق بسياري از پيش بينيها يك روز تمام چيزها از ماشين تا هواپيما را ميپوشاند تا به سطوح آنها استحكام و مقاومت و در نتيجه عمر بيشتري بدهد.

طبيعت براي ميليونها سال صاحب نانوتكنولوژي بوده است و دانشمندان مانند Smalley عقيده دارند كه ميتوان مطالب بسياري را با نگاهكردن به سلولها آموخت. او ميگويد كه تمام آنزيمها در سلولهاي ما نانوماشينهايي هستند كه وظايف منحصر به فردي را جهت تكامل و رشد انجام ميدهند.

گروه Nadrian Seeman در دانشگاه New Yourk تلاش ميكند، يك مولكول بيولوژيكي ديگرDNA به عنوان جزء سازنده براي اشياء سه بعدي به كار برد. آزمايشگاه وي اخيراً يك دستگاه نانو روبوتيك ساخت كه از DNA ساخته شده بود و دو بازو داشت و ميتوانست بين دو نقطة ثابت حركت كند.

پژوهشگران ميگويند كه اين وسيله گام اول به سوي توسعة نانوتكنولوژي است كه يك روز خواهد توانست مولكولها را در نانو كارخانه هايي با همان ابعاد به كار گيرد.

برخي ميگويند كه ما زماني قادر خواهيم بود تا همه چيز را از قطعات ريز بسازيم. مثلاً بدين صورت كه به كامپيوتر تعدادي عناصر داده شده و به وي دستور داده ميشود تا همه چيز، از سيب تا يك ماشين را بسازد.

فناوري نانو براي هدف گيري ملكولي و دارورساني به صنعتي با ارزش حدود يك تريليون دلار تبديل مي شود. در اين راستا صنعت داروسازي كه با روند رو به رشد نياز بازار به فرآورده هاي نانو مواجه است، بيشترين سهم را به خود اختصاص خواهد داد. اين امر از تقويت روند تحقيقات كشف دارو و توسعه فناوري هاي پيشرفته در اين زمينه حكايت مي نمايد.

اخيرا گزارشي منتشر شده است كه از گسترش فناوري هاي مختلف نانو و تاثير شگرفت آنها در روند تحقيق و توسعه دارو صحبت مي كند. فناوري نانو به عنوان ابزاري براي بروز تغيير و تحول در يك صنعت مطرح است كه به همراه خود مسائل جديدي در خصوص قوانين نظارتي و هزينه را به دنبال دارد. بعلاوه، در برخي از بيماري هاي نشات گرفته از ميكروارگانيسم هاي پاتوژن و تومورهاي سرطاني مسئله بروز مقاومت نسبت به اثر داروهاي موجود همواره درمان اين بيماري ها را با مشكل مواجه نموده و كشف مسيرهاي جديد درماني را طلب مي نمايد.

بر اساس گزارشي كه توسط NanoMarkets' تحت عنوان ‹‹تاثير فناوري نانو در كشف داروها: توسعه جهاني، آناليز بازار و دورنماي آينده›› منتشر گرديده است، فناوري نانو يك پيشرفت طبيعي در فرآيند كشف داروهاست كه به همراه توسعه و افزايش توجه محققين به ملكول هاي كوچك در ابعاد 100 نانومتر و كوچك تر از آن تا حد اتم (حدود 2/0 نانومتر) مطرح مي گردد.

در اين گزارش به Atomic Force Microscopy (AFM) به عنوان برترين فناوري مطرح در مطالعات انجام گرفته در سطح نانو اشاره شده است. تاكنون، روش هاي مختلف ميكروسكوپي قادر به نمايش نحوه واكنش اجزاء درون سلولي در فرآيند هاي بيولوژيك، مانند پاسخ آنها به مواد شيميايي مختلف، نبوده اند. در روش هاي جديد تصوير برداري ازآنتي بادي هاي خاص بر عليه پروتئين هاي مورد بررسي استفاده مي شود. در اين روش ها آنتي بادي متصل شده به سر پروب (probe) با پروتئين هدف واكنش داده، منجر به نمايشي متفاوت از آنچه كه در غياب آنتي بادي مشاهده مي گردد، مي شود. اما بايد در نظر داشت كه كاربرد گسترده فناوري AFM بخصوص در مباحث آناليز زيستي به دليل نياز به تجهيزات پيچيده و گران قيمت، محدود مي باشد.

روش ميكروسكوپي در فناوري نانو از جايگاه ويژه اي برخوردار است چرا كه تصاوير حاصل ازنمونه هاي بيولوژيك در نهايت از سهم بسزايي در كشف داروها برخوردار است. در گزارش فوق پيشرفت هاي زيادي براي سيستم هاي تصويربرداري (و به همراه آن كشف دارو) در نظر گرفته شده است. به عنوان يكي از پيشرفت هاي مهم مي توان به فناوري مبتني برSurface Plasmon Resonance (SPR) اشاره نمود. پديده SPR هنگامي اتفاق مي افتد كه نور از يك لايه نازك فلزي بازتابيده شده و مقدار كمي از آن با الكترون هاي موجود در لايه تداخل نمايد. در اين حالت شدت نور تابيده شده كاهش مي يابد. با استفاده از اين فناوري مي توان تداخل ملكول هاي زيستي را در كوتاه ترين زمان ممكن رديابي كرد. فناوري هاي مبتني بر SPR در حال حاضر توسط شركت هايي مانند Applied Biosystems ارائه مي شود. شركت مذكور سيستم هايي را ارائه مي نمايد كه از آنها مي توان براي تعيين هويت و تعيين مشخصات آنتي بادي ها، عوامل تشخيصي و درماني استفاده كرد. در گزارش NanoMarkets فرآورده ديگري نيز معرفي شده است كه به نظر مي رسد انقلابي واقعي در كيفيت و حساسيت تصويربرداري هاي زيستي است. ظهور فلورسانس نقاط كوانتومي ((QuantumDot Fluorescence (Qdots) به عنوان يكي از كاربردهاي فناوري هاي نانو در تشخيص و كشف دارو منجر به بروز تحولي عظيمي در صنعت دارويي شده است. نقاط كوانتومي نانوكريستال هاي نيمه هاديي هستندكه به هنگامي تهييج توسط يك منبع نوري شفاف و نوراني شده و پرتوهاي درخشاني را از خود نشر مي نمايند. از اين پديده براي تعيين هويت و خواص فرآيندهاي مختلف زيستي استفاده مي شود. در فناوري نقاط كوانتومي از مزاياي اثر احتباس كوانتومي كه بر اساس تئوري مكانيكي كوانتوم قابل پيش بيني است، استفاده مي شود. با تغيير اندازه كريستال ها مي توان رنگين كماني متشكل از رنگ هاي مختلف را بصورت نوراني بازتاب نمود.

با استفاده از نقاط كوانتومي مي توان برچسب هايي از رنگ هاي خاص را به اجزاء مختلف زيستي نظير پروتئين ها يا رشته هاي DNA الصاق نمود. نقاط كوانتومي طوري طراحي مي شوند كه قادرند بطور خاص به ژن ها، اسيدهاي نوكلئيك، پروتئين ها، ملكول هاي كوچك، سلول هاي سرطاني يا حتي عروق كامل خوني متصل شده و پرتوافشاني نمايند.

در گزارش NanoMarkets به نام بزرگ ترين شركت هاي   دارويي    و    بيوتك    مانند     Pfizer،  GlaxoSmithKline و AstraZeneca و شركت رده اول بيوتك يعني Genentech اشاره شده است كه از نقاط كوانتومي به عنواني ابزاري پيشرفته در غربال گري داروها استفاده مي نمايند. Genentech از نقاط كوانتومي براي تشخيص سرطان سينه استفاده مي كند.

 QuantumDotCorporation با تجاري نمودن فناوري مبتني بر نقاط كوانتومي در سال 2002 به عنوان شركت رده اول در اين زمينه مشغول فعاليت مي باشد. تصوير برداري زيستي با به كارگيري نقاط كوانتومي يكي از نقاط برجسته علمي است كه در سال 2003 در مجله Science به آن اشاره شده است. همزمان با افزايش مشكلات توليد داروهاي جديد و بخصوص داروهاي جديد پرفروش، بهره گيري از فناوري هاي پيشرفته و موثر در روند كشف داروهاي جديد يكي از نيازهاي اساسي شركت هاي دارويي در تسريع نتايج حاصل از R&D و كاهش زمان رسيدن داروهاي آنها به بازار دارويي و پيروزي بر رقباي تجاري آنهاست.

آزمايشگاههاي تحقيقاتي:

1- آزمايشگاه تحقيقاتي كاتاليزور _ مدير مسئول :  

    اين آزمايشگاه با توجه به نقش كليدي كاتاليزور در فرايندهاي صنعتي مانند صنايع پالايش ء پتروشيمي ء غذاييء دارويي و…و با در نظر گرفتن ارزش افزوده فوق العاده بالاي كاتاليزور و به منظور ايجاد شناخت بالاتري نسبت به آن و تحقيق در افزايش طول عمر و بهبود گزينش پذيري و در هايت فرمولاسيون و ساخت كاتاليزورهاي صنعتي تاسيس گرديد و با تجهيز تدريجي آن به راكتورهاي مختلف و وسائل آناليز و ساير دستگاههاي ساخت و شناسايي مشخصات كاتاليزور و همچنين بررسي مشخصات سينتيكي كاتاليزور راه اندازي شده است. در اين آزمايشگاه پروژه هاي تحقيقاتي در ارتباط با كاتاليزورها مانند تهيه برخي از كاتاليزورها مانند تهيه برخي از كاتاليزورها ي معدني (مثل كاتاليزور زيركونيم براي طرح OCM ) تعيين فعاليت كاتاليزور در راكتور تست طرح بررسي عملكرد كاتاليزور طلا- پلاتين مشترك با دانشگاه پاريس و پروژه تهيه كاتاليزور USHY و….انجام ميشود همچنين تعدادي از پروژه هاي دانشجويان مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري در اين آزمايشگاه انجام ميگردد.مهمترين تجهيزات آزمايشگاه: گاز كروماتوگرافي Varian 3400CX سه كوره لوله أي ء راكتورء دستگاه تزريق on-line براي GC هشدار دهنده ء نشت گازء ستونهاي ديگر GC ء هشدار دهنده ء نشت گازء ستونهاي ديگر GC راكتورها ء مجموعه كاتاتستء دستگاه تست كاتاليزور و….

2- آزمايشگاه تحقيقاتي فرايندهاي جدا سازي _ مدير مسئول :  

    جدا سازي يك بخش مهم فرايند هاي اساسي در مهندسي شيمي مي باشد امروزه روشهاي جديد به منظور انجام فرايندهاي جداسازي توسعه يافته اندكه از جهات مختلف بر روشهاي سنتي برتري دارند. در اين آزمايشگاه فرايندهاي جداسازي با استفاده از اين روشها انجام مي شوند.يكي از اين روشها استفاده از اين روشها استفاده از تكنولوژي غشا مي باشد. با استفاده از غشاهاي پليمري از نوع اسمز معكوس اولترافيلتراسيون و… فرايندهاي جداسازينظير تهيه آب فوق خالص ء تغليظ رنگء تغليظ شير و … مورد بررسي قرار مي گيرند. بررسي مشكلات موجود در فرايندهاي غشايي از اهداف ديگر اين آزمايشگاه ميباشد. در اين آزمايشگاه دانشجويان مهندسي شيمي در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري آموزش مي بينند .با توجه به پيشرفت تكنولوژي استفاده از غشا غشاهاي معدني اخير به دليل پايداري شيميايي و حرارتي بالاي تا دماي 600 مورد توجه خاص قرار در اا گرفته اند . عمده غشاهاي معدني ء غشاهاي زئوليتي ميباشد كه به دليل خواص ويژه و منحصر بفرد خود خصوصا خاصيت غربال كردن مولكولي مورد توجه خاص قرار گرفته اند.اين تكنولوژيها به دليل مصرف انرژي كمتر (75% درصد كمتر نسبت به تكنولوژي رايج ) باعث پيشرفت چشمگي

3- آزمايشگاه تحقيقاتي كنترل فرايندها _ مدير مسئول :  

     هفعاليتهاي اين آزمايشگاه عبارتند از : ايجاد سيستم كنترل كامپيوتري ء تهيه نرم افزاري جهت نمايش و ثبت اطلاعات فرايندها و روشهاي كنترل پيشرفتهء تهيه و ساخت پايلوتهاي مناسب به منظور اعمال سيستمهاي مختلف كنترل ء همچنين اعمال سيستمهاي كنترل انالوگ و كامپيوتري به پايلوتهاي آماده شده است. تجهيزات موجود در اين ازمايشگاه عبارتند از دستگاه كنترل PH همراه با كامپيوتر ديجيتال ء پرينتر و دستگاههاي بررسي رفتار كنترل كنندهء كنترل دماء كنترل فشارء كنترل جريانء كنترل ارتفاعء پاسخبه پايلوتهاي اماده شده است. تجهيزات موجود در اين ازمايشگاه عبارتند از : دستگاه كنترل PH همراه با كامپيوتر ديجيتالء پرينتر

4- آزمايشگاه تحقيقاتي مهندسي فرايند به كمك كامپيوتر _ مدير مسئول :  

    آزمايشگاه تحقيقاتي مهندسي فرايند به كمك كامپيوتر در سال 1372 طراحي و نهايتا در سال 1374 به بهره برداري رسيدء اين آزمايشگاه با توجه به اهميت و جايگاه خاصي كه شبيه سازي كامپيوتري در مهندسي فرايند دارد جهت تربيت نيروي متخصص و ارائه سرويسهاي آموزشي و پژوهشي پيش بيني شده است. همه ساله تعداد قابل توجهي از دانشجويان مقاطع كارشناسيء كارشناسي ارشد و دكترا كه در زمينه مهندسي فرايند به كمك كامپيوتر فعاليتهاي پژوهشي و پايان نامه هاي خود را تعقيب مي نمايند از امكانات اين آزمايشگاه بهره برداري مي كنند. اين ازمايشگاه مجهز به امكانات سخت افزاري و علي الخصوص نرم افزاري مختلفي است كه بعضي در خود آزمايشگاه تهيه گشته و بعضي خريداري شده است از اين جمله ميتوان نرم افزار شبيه سازي HYSYS را با قابليتهاي متعدد شناخته شده نام برد.اين ازمايشگاه همچنين در طي سالهاي گذشته فعاليتهاي گسترده صنعتي را انجام داده كه از اين مجموعه ميتوان به دهها پروژه انجام شده يا در دست انجام اشاره نمود با توسعه تنوع فعاليتها آزمايشگاه اينك از محدوده شبيه سازي فرايندها خارج شده و به مركزي جهت مهندسي فرايند به كمك كامپيوتر كه در برخي دانشكده ها ي فعال مهندسي شيمي در دنيا رايج مي باشد تبديل شده است.

5- آزمايشگاه تحقيقاتي ترموسينتيك _ مدير مسئول :  

    اين ازمايشگاه جهت انجام پروژه هاي تحقيقاتي در زمينه هاي ترموديناميكء بررسي سينتيكهاي واكنشهاي شيميايي و ساخت و تست انواع كاتاليزورهاي هتروژني ميباشد. اين پروژه هاي تحقيقاتي شامل طرحهاي صنعتي است كه در قالب پروژه هاي كارشناسي ارشد و دكتري صورت ميگيرند. اين ازمايشگاه داراي امكانات جهت آناليز مخلوط گازها و تست واكنشي انواع كاتاليزورهاي هتروژني ميباشد. امكانات موجود در ازمايشگاه : راكتور شيشه أي فتوشيميايي- راكتور شيشه أي فتوكاتاليستي- راكتور لوله أي بستر ثابت-راكتور پايلوت بستر سيال- دستگاه گاز كروماتوگراف- كوره -آون- ترازو ديجيتال-حمام اب گرم - دو عدد كامپيوتر

6- آزمايشگاه عمليات واحد _ مدير مسئول :  

    دستگاههاي موجود در اين ازمايشگاه عبارتند از : دستگاه تقطير توسط برج آكندهء برج جذبء برج تبخير كنندهء راكتور شيمياييء برج استخراج مايع از مايع ء برج خنك كننده و جداسازي ذرات جامد بر اساس ذرات جامد بر اساس اندازه انها. دستگاههاي ديگري نيز در اين ازمايشگاه در دست راه اندازي مي باشند از اين جمله مي توان به راه اندازي و بهره برداري از دستگاههاي خشك كن پاششي و برج تقطير سيني دار اشاره نمود. همچنين ازمايشگاه در حال تجهيز به كامپيوتر جهت آناليز و تجزيه و تحليل خروجي هاي برخي از تجهيزات مي باشد.

7- آزمايشگاه كنترل فرايند _ مدير مسئول :  

    دانشجويان در اين ازمايشگاه مي توانند آزمايشهاي ذيل را به انجام رسانند : بررسي رفتار كنترل كنندهء كنترل دماء كنترل فشارء كنترل جريانء كنترل ارتفاعء پاسخ فركانسي و رفتار ديناميكي

8- آزمايشگاه تحقيقاتي صنايع شيميايي معدني _ مدير مسئول :  

    در اين ازمايشگاه امكان سنجش كمي و كيفي گونه هاي موجود در سنگ معدنء تهيه تركيبات معدني از سنگ معدني مربوط و سنجش آنها ء تهيه پيگمانهاي مختلف معدني ء تعيين درصد عناصر در خاك و سنگهاي معدني از طريق دستگاهي ء تعيين نرمي ذرات مختلف نظير سيمان و ازمايش اورسايت وجود دارد. همچنين در اين آزمايشگاه خدمات لازم براي انجام پروژه هاي پژوهشي داخل و خارج از دانشگاه و تسهيلات آزمايشگاهي جهت استفاده دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتري ارائه مي گردد. دستگاههاي موجود در اين آزمايشگاه: الف) كوره 1600و 1400 درجه ب) اسپكتر و فتومتر UV-vis دو پرتوئي مجهز به كامپيوتر ج) نورسنج شعله أي د) آب مقطر گيري براي تهيه آب مقطر يون زدوده ه) دستگاه اندازه گير ذرات غباري به كمك اشعه ليزر

9- آزمايشگاه انتقال حرارت _ مدير مسئول :  

    اين ازمايشگاه بطور عمده نقش آموزشي دارد و شامل دستگاههايي است كه عمدتا آزمايشهاي زير با ان انجام مي شود: -انتقال حرارت به طريق هدايت- انتقال حرارت به طريق همرفتي - انتقال حرارت در مبدلهاي جريان متقاطع- انتقال حرارت از طريق تششع - انتقال حرارت در فرايند جوشش و ميعان- انتقال حرارت در فرايند تقطير فيلمي و قطره أي -

10- آزمايشگاه مكانيك سيالات _ مدير مسئول :  

    اين ازمايشگاه از جمله ازمايشگاههاي مهم مهندسي شيمي است كه با هدف اشنايي و اموزش دانشجويان با دستگاههاي ذيل فعاليت مي نمايد: اندازه گيري مركز فشارء گيج بوردن براي بررسي قانون پاسكالء اندازه گيري ضريب درگء بررسي سطح سيال در دوران سرريزه براي اندازه گيري افت فشار و بدست اوردن ضريب اصطحكاك در لوله ها با روشهاي مختلف انداره گيري دبي در لوله ها با روشهاي مختلفء بررسي پديده كاويتالسيونء بررسي پمپ و توربين محوري و سانتريفوژ

11- آزمايشگاههاي تحقيقاتي ( الكترو شيمي تجزيه ء كروماتوگرافيء اسپكتروسكوپي و تجزيه نمونه ها ي حقيقي) _ مدير مسئول :  

    مجموعه ازمايشگاههاي تحقيقاتي شيمي تجزيه كه به ازمايشگاههاي تحقيقاتي الكتروشيمي تجزيه مشهور هستند متشكل از 3 ازمايشگاه پژوهشي اسپكتروسكوپي كروماتوگرافي ء الكتروشيمي تجزيه و يك آزمايشگاه خدماتي تجزيه نمونه هاي حقيقي و بانك اطلاعاتي مي باشد. 1- ازمايشگاه تحقيقاتي اسپكتروسكوپي: دستگاههاي خريداري شده كه در حال انتقال به اين ازمايشگاه هستند عبارتند از : اسپكتروفتومتر مرئي و ماوراء بنفش2- آزمايشگاه تحقيقاتي كروماتوگرافي : دستگاههاي اين ازمايشگاه هنوز سفارش داده نشده اند ولي شامل HPLC , GC خواهد بود. 3- آزمايشگاههاي تحقيقاتي الكتروشيمي تجزيه: دستگاههاي اين آزمايشگاه عبارتند از : ولتام متر ء پلاروگراف ء هدايت سنجء پتانسيوايستاء گالوانوايستاء كولومتر و Frequancy Analyser - آزمايشگاه خدماتي تجزيه نمونه هاي حقيقي : دستگاههاي مورد نياز اين آزمايشگاه اكثرا لوازم تجهيزات اوليه هستند كه كلا خريداري شده است. 5- بانك اطلاعات: اين بانك اطلاعات كليه نرم افزارهاي مورد نياز و نيز كتب الكترونيكي و ژورنالهاي تحقيقاتي را شامل خواهد بود كه مورد استفاده دانشجويان و پژوهشگران قرار خواهد گرفت.

12- آزمايشگاه تحقيقاتي آناليز و شناسايي مواد: _ مدير مسئول :  

    اعضاء محترم هيات علمي شيمي مي توانند تحقيقات علمي خود را در اين ازمايشگاه انجام دهند. هم اكنون تعدادي از دانشجويان رشته شيمي در مقطع كارشناسي ارشد مشغول انجام پايان نامه هاي خود را در اين آزمايشگاه انجام دهند . هم اكنون تعدادي از دانشجويان رشته شيمي در مقطع كارشناسي ارشد مشغول انجام پايان نامه هاي خود را در اين آزمايشگاه هستند ضمنا حسب مورد به دانشجويان و اساتيد رشته مهندسي شيمي نيز سرويس داده مي شود . در حال حاضر دستگاههاي T.G.A,Atomic Absorption در اين آزمايشگاه موجود ميباشند و در نظر است در راستاي طرح توسعه آزمايشگاه دستگاههاي UV-Vis,IR و ساير لوازم و وسائل مورد نياز تامين شود.

13-  آزمايشگاه تحقيقاتي اشعه ايكس _ مدير مسئول :  

    فعاليتهاي اين آزمايشگاه تعيين ساختار بلوري تركيبات زاويه پيوند ء مختصات اتمها ء ضرايب دمايي و … ترسيم تصاوير و سلول واحد مولكول مي باشد . كارهاي خاص در اين آزمايشگاه تعيين ساختار بلورين مواد آلي و معدني در دماي پايين مي باشد. دستگاههاي منحصر به فرد اين آزمايشگاه عبارتند از : - دستگاه پرلش سنج چهار محوره اشعه ايكس در دانشكده مهندسي شيمي شايد تنها مركزي باشد كه مي تواند ساختار بلورين مواد آلي و معدني را تععين كند و از دانشگاههاي مختلف ايران غالبا در خصوص پايان نامه هاي كارشناسي ارشد و دكتري براي اين كار به اين آزمايشگاه مراجعه مي كنند برنامه تعيين ساختار از برنامه محاسباتي MOLEN 1990و Shelx استفاده ميشود .

14- آزمايشگاه شيمي آلي _ مدير مسئول :  

    فعاليتهاي اين آزمايشگاه شامل دو بخش است ء بخش اول شامل تكنيكهاي تهيه و خالص سازي مواد الي كه در اين بخش دانشجويان با تكنيكهايي نظير تعيين نقطه ذوب ء جوش و روشهاي خالص سازي شامل تصعيدء كريستاليزاسيونء استخراج و انواع تقطير شامل تقطير سادهء جزبه جز تقطير در فشار كم و تقطير آب ء كروماتوگرافي. بخش دوم شامل تهيه و خالص سازي مواد آلي است كه جهت تعيين خلوص مواد تهيه شده از نقطه ذوبء جوش و دستگاه IR استفاده مي شود . دستگاههاي موجود در اين آزمايشگاه دستگاه IR و دستگاه نقطه ذوب و كيتهاي تقطير است كه دانشجويان از آن بر حسب مورد آزمايش استفاده مي كنند .

15- آزمايشگاه شيمي فيزيك _ مدير مسئول :  

    با توجه به امكانات موجود در اين آزمايشگاه و با در نظر گرفتن مطالب ارائه شده در درس تئوري شيمي فيزيك ء تعداد ده آزمايش به شرح زير در اين آزمايشگاه ارائه مي گردد: - سينتيك شيميايي : اندازه گيري ثابت سرعت يك واكنش -پلاريمتري : در اين آزمايش از طريق اندازه اندازه گيري زاويه چرخش يك واكنش مخلوطء ب كمك پلاريمتر ء سرعت واكنش بررسي و ثابت آن اندازه گيري ميشود.- بررسي فرايند جذب سطحي: جذب سطحي اسيد استيك بر روي ذغال اكتيو - هدايت سنجي: بررسي رفتار الكتروليتهاي قويء اندازه گيري Ksp - سيستمهاي دو جزئي ء بررسي اثر حرارت بر حلاليت - مطالعه سيستمهاي سه تايي ديافراگم حلاليت مايع سه جزئي - تعيين گرماي نهان ذوب و نقطه ذوب نفتالين- تيتراسيون كالريمتريء اندازه گيري گرماي خنثي شدن مولي اسيد قوي توسط باز قوي - تعيين ثابت تعادل با استفاده از قانون پخش- اسپكتروسكوپي تعيين ثابت ديسوسياسيون ميتل رد . دستگاههاي موجود در اين آزمايشگاه پلاريمتر ء كنداكتومتر ء اسپكتروفوتومتر IR,UV-Vis بمب كالريمتر و ويسكوزيمتر هستند.

16- آزمايشگاه شيمي عمومي _ مدير مسئول :  

    اين آزمايشگاه براي دانشجويان مقطع كارشناسي رشته هاي مهندسي شيمي ء مهندسي مكانيك ء مهندسي صنايعء مهندسي متارلوژيء مهندسي كامپيوتر ء مهندسي راه آهن و فيزيك ارائه مي گردد. در اين آزمايشگاه آزمايشهايي به شرح زير انجام ميشود: - تجزيه حرارتي كلرات پتاسيم و تعيين درصد كلرات پتاسيم در نمونه مجهول - تعيين درصد يون سولفات در نمك مجهول - تعيين درصد وزن آب اكسيژنه در نمونه نامعلوم- شناسايي كاتيونها و شناسايي كاتيونهاي موجود در نمونه مجهول - تعيين نزول نقطه انجمادء تعيين حلاليت و محلول سازي - آشنا نمودن دانشجويان با وسايل شيشه أي و كاربرد صحيح آنها آشنائي با ترازوهاي مكانيكي و الكتريكي و دستگاه سانتريفوژ و نحوه كار با آنها

17- آزمايشگاه تصفيه ابهاي صنعتي _ مدير مسئول :  

    اين ازمايشگاه جهت تعيين مواد موجود در آبهاي آشاميدني و فاضلاب هاي صنعتي طراحي شدهء تستهايي كه در اين آزمايشگاه در حال حاضر انجام ميشود شامل : تعيين اسيديته ء قليائيتء سختي ء آنيون كلرء كلر آزادء سولفاتئ اندازه گيري DO,COD است. اين آزمايشگاه داراي دستگاه اسپكتروفتومتر مرئي جهت اندازه گيري سولفات هاي دستگاه COD است. تجهيزات ديگر در دست تهيه عبارتند از : فليم فتومتر ء PHمترء كانداكتومترءپتانسيومترء انكيباتورء كالريمتر ء سيستم كجدال و با داشتن اين وسائل مي توان تستهاي چون اندازه گيري ازت ء اندازه گيري فسفرء باقيمانده فسفرء باقي مانده تبخيرء اندازه گيري مواد معلق و جارتست را انجام داد.


18- آزمايشگاه شيمي معدني _ مدير مسئول :  

    در اين آزمايشگاه واحد آزمايشگاه فرايند ساختماني براي دانشجويان كارشناسي ارشد و دكتراء جهت انجام پروژه هاي پژوهشي داخل و خارج از دانشگاه ارائه خدمات مي گردد. دستگاههاي موجود در اين آزمايشگاه عبارتند از : كوره 1500ء اسپكتروفتومتر UV-Vis دو پرتوي مجهز به كامپيوتر و آب مقطر گيري براي تهيه آب مقطر يون زدوده

 

 

 

گروههاي آموزشي و تخصصي:

1- گروه طراحي فرايندها

    اين گروه داراي 6 عضو هيات علمي ميباشد و در مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد و دكتري در گرايشهاي طراحي و شبيه سازي و كنترل فرايندء ترموديناميك و سينتيك و پديده هاي انتقال و فرايندهاي جداسازي داراي دانشجو ميباشد . كاربري تخصصي گرايشهاي اين گروه در صنعت به شرح زير است : صنايع پتروشيمي شامل: واحدهاي بالا دست ء بنياديء واسطه ايء نهايي و پايين دست صنايع پلايشي شامل : پالايش نفتء پالايش گازء پالايش روغن و پالايش آب - صنايع شيميايي شامل : شوينده هاي رنگ و رزينء آرايشي - بهداشتي ء لاستيك سازي و… - صنايع غذايي - صنايع سلولزي - صنايع داروئي - صنايع كاني ضمنا آزمايشگاههاي تخصصي اين گروه عبارتند از : آزمايشگاه تحقيقاتي كاتاليزور - آزمايشگاه تحقيقاتي فرايند هاي جداسازي - آزمايشگاه تحقيقاتي كنترل فرايندها - آزمايشگاه تحقيقاتي مهندسي فرايند به كمك كامپيوتر - آزمايشگاه تحقيقاتي ترموسينتيك - آزمايشگاه عمليات واحد - آزمايشگاه كنترل فرايند -

2- گروه صنايع شيميايي معدني

    اين گروه داراي 7 عضو هيات علمي ميباشد و در مقاطع كارشناسي ء كارشناسي ارشد و دكتري در گرايش صنايع شيميايي معدني داراي دانشجو ميباشد . كاربري تخصصي اين گرايش در صنعت به شرح ذيل است : طراحيء ساختءنصبء راه اندازي و راهبري صنايع مهندسي شيميايي معدني . در اين صنايع شيميست ها ( شيمي كاربردي ) مهندسين موادء دكتراي داروسازي و ….تنها با فرمولاسيون مواد اوليه در ارتباط ميباشند و مهندسين صنايع شيميايي معدني وظايف محوله در تعريف فوق را عهدهدار هستند.در اين صنايع تمامي واحد هاي عملياتي موجود بخشي از مهندسي شيمي ميباشند كه برخي از اين واحد ها به شرح زير است : - فرايند فراوري ء تغليظء تخليصء طبقه بنديء آماده سلزي و….ـ فراين هاي شكل دادن - فرايندهاي خشك نمودن و پخت و …… - صنايع مربوط به توليد اسيدها و قلياهاي معدني نظير توليد اسيد فسفريك ءاسيد سولفوريكء سود ء كربنات سديم ء اوره ء كودهاي شيميايي و …. - كليه صنايع مربوط به توليدات مصالح ساختماني و طرحهاي عمراني - واحدهاي مربوط به پساب ء فاضلاب ء آلاينده هاي محيط زيست در صنايع مذكور - صنايع آرايشي بهداشتيء كليه فرايندها و بيشتر بخشي كه با مواد معدني و تكنولوژي پودر و گرانول سازي ء پودر سازي ء پوشش دادن داروها ء تلخيص مواد اوليه و …- واحدهاي موجود در صنايع كه به جداسازي از جمله روشهاي فيلتر پرس ء انواع فيلتر ها ء ته نشيني و…. مي پردازد. - واحدهاي موجود در صنايع كه مربوط به آسياب نمودن ء دانه بنديء طبقه بندي ذرات و ….ميشود. - واحدهايي كه درگير پديده هاي انتقال مواد جامد پودر شكل ء خمير شكل و ….ميباشند. - كارخانجات توليد سيمانء شيشهء فراورده هاي نسوز ء ظروف شيشه أي ء ظروف غذاخوري ء ظروف بهداشتيء سراميكهاي مهندسيء توليد لعاب ء توليد رنگدانه هاي معدني و ….. - شركتهاي مشاوره طراحي و توليد تك عمليات ها نظير: آسيابء دانه بنديء طبقه بندي ذراتء اختلاطء شكل دادن ءخشك نمودنء كورهء جابجايي اتوماتيك مواد ء و … ميگردد. ضمنا آزمايشگاههاي تخصصي اين گروه عبارتتند از : آزمايشگاه تحقيقاتي صنايع شيميايي معدني - آزمايشگاه انتقال حرارت - آزمايشگاه مكانيك سيالات

3- گروه بيوتكنولوژي

    اين گروه داراي 4 عضو هيات علمي است و در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري دانشجو مي پذيرد. رشته مهندسي بيوتكنولوژي شامل زمينه هاي تخصصي نظير مهندسي مولكولهاي زيستي ء تكنولوژي آنزيم هاء طراحي بيوراكتورهاء شبيه سازي سيستمهاي زيستي است. بعضي از صنايعي كه به متخصصان اين رشته نياز دارند به قرار زير مي باشند: الف) صنايع غذايي ب) صنايع داروئي ج) صنايع آرايشي و بهداشتي د) تصفيه و بهره برداري از نفت ه) دفع آفات نباتي و) صنايع تخميري ز) صنايع شيميايي ح) تصفيه فاضلاب - ضمنا اين گروه در حال راه اندازي آزمايشگاه تحقيقاتي بيوتكنولوژي مي باشد.

4- گروه شيمي

    اين گروه داراي سه گرايش شيمي معدني ء شيمي فيزيك و شيمي تجزيه مي باشد كه از سال 1375 با توجه به توان و پتانسيل عملي ان دانشكده در مقطع كارشناسي ارشد دانشجو پذيرفت داراي 13 عضو هيات علمي ميباشد . كاربري تخصصي هر يك از گرايشها به شرح ذيل ميباشد : -گرايش شيمي معدنيدر واقع مربوط كليه تركيباتي است كه از معادن تهيه مي شود و شامل فلزات ء غير فلزات ء نمكها ءاسيدها و بازها ميباشد و مطالعه حالت طبيعي ء نحوه تهيه آنها از نظر صنعت و يا آزمايشگاهها و مراكز تحقيقاتي دارند. ساختمان اين تركيبات بطور دقيق و كامل مطالعه ميشود به طور مثال فلزات در طبيعت به چه صورتي هستند استخراج فلزات ء تبديل لزات به آلياژها در صنايع فلزي كه در پيشرفت امروزي اقوام انساني نقش بسيار مهمي را دارا مي باشد انواع فلزات و غير فلزات كه به چه موادي تبديل مي شوند مانند نقش كربن در طبيعت ء دوره كربن و…. -- گرايش شيمي فيزيك مطالعه در باره واكنشها از ديدگاهاي مختلف ترموديناميكي ء سينتيكي Complex شرايط لازم براي ايجاد اين تركيبات complex مطالعات گازها ء قوانين گازهاء چگونگي استفاده از گازها در صنايعء حالات مختلف مادهء ساختمان مولكولي تركيبات ساده و مركب ء اوربيتالهاي اتمي و تشكيل اوربيتالهاي مولكولي ء ساختمان الكتروني عناصر و تقسيم بندي عناصر از نظر ساختمان الكتروني و …. گرايش شيمي تجزيه: شيمي تجزيه در زمينه تجزيه ء شناسايي و تعيين مواد تشكيل دهنده تركيبات آلي و معدني بحث ميكند و در صنايع شيميايي از پالايشگاههاء مجتمع ها ي پتروشيمي ء كارخانجات داروييء غذاييء آرايشيء بهداشتيء كودء سمء و… تاصنايع بيولوژيكيء تهيه نمونه هاي متعدد از مراحل مختلف توليد و محصول نهاييء به طور مستمر و تجزيه و شناسايي آنها جهت حصول اطمينان از صحت فرايند توليد و استاندارد محصول ء كار متخصصين شيمي تجزيه است .بررسي علل خوردگي و راههاي پيشگيري از آن در محيطهاي مختلف نيز از طريق روشهاي شيمي تجزيه ممكن است. استفاده از روشهاي الكتروشيمياييء كروماتوگرافيءاسپكتروسكوپيء تجزيه حرارتي و اندازه گيري مقادير بسيار كم در آزمايشگاههاي مجهز و تحقيقاتي دانشكده شيمي ء دانشگاه علم و صنعت ايران ممكن است. ضمنا آزمايشگاههاي تخصصي گروه شيمي عبارتند از : آزمايشگاههاي تحقيقاتي الكتروشيمي تجزيه - آزمايشگاه تحقيقاتي آناليز و شناسايي مواد-آزمايشگاه تحقيقاتي اشعه ايكس- آزمايشگاه شيمي آلي- آزمايشگاه شيمي تجزيه - آزمايشگاه شيمي فيزيك ء آزمايشگاه شيمي عموميء آزمايشگاه تصفيه آبهاي صنعتي - آزمايشگاه شيمي معدني




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

كسوف چيست؟

گرفتگي كامل را بايد يكي از منظره هاي زيبا در عين حال ترسناك طبيعت دانست تنها موقعي ميتوان اين پديده را ديد كه عوامل زيادي با هم انطباق پيدا كننده. خورشيد كره فروزان بسيار بزرگي است با قطري در حدود 109 برابر قطر زمين كه در فاصله 150 مليون كيلو متري زمين واقع شده است ماه فقط يك چهارم اندازه زمين را دارد. ولي 400 بار نزديكتر از خورشيد به زمين است. البته بديهي است كه اجسام را از فاصله‌هاي دورتر كوچكتر مي‌بينيم. اختلاف فاصله‌هاي ماه و خورشيد نيز سبب مي‌شود تا اندازه‌هايشان با هم برابري كنند. از اين رو ، آن دو در آسمان تقريبا به يك اندازه ديده مي‌شوند.

تاريخچه

در طول تاريخ ، اين پديده همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است. اغلب تمدن‌هاي كهن خورشيد گرفتگي را پديده‌اي شوم مي‌پنداشتند و درباره آن اعتقادات خرافي داشتند. چيني‌ها عقيده داشتند كه هنگام خورشيد گرفتگي اژدهايي خورشيد را مي‌بلعد. در بسياري از فرهنگ‌ها خورشيد گرفتگي بلايي آسماني پنداشته مي‌شده است. مردم هند در خلال گرفتگي خود را تا گردن در آب فرو مي‌كردند و اعتقاد داشتند كه با اين كار به خورشيد و ماه كمك مي‌كنند تا در برابر اژدها از خود دفاع كنند.

خورشيد گرفتگي از ديدگاه علمي

اندازه ظاهري خورشيد و ماه از زمين با هم برابر است. علت اين امر آن است كه فاصله اين دو جسم از كره ما متفاوت است. در نتيجه در زمانهايي كه ماه مسقيما از جلوي خورشيد عبور مي‌كند قرص خورشيد در پس آن پنهان مي‌شود. شرط لازم و كافي براي وقوع پيوستن كسوف آن است كه زمين ، خورشيد و ماه در يك خط يا تقريبا يك خط راست قرار بگيرند، به طوري كه سايه ماه بر بخشي از زمين بيافتد كل اين سايه از دو قسمت نيم سايه كه در قسمت بيروني است نيمه دروني كه تاريك و سياه است تشكيل شده است.

در محدوده نيم سايه ماه تنها قسمتي از خورشيد را پوشانده است كه به آن خورشيد گرفتگي جزيي مي‌گويند. در خلال گرفت بر اثر حركت ماه و چرخش زمين سايه ماه ، زمين را از غرب به شرق طي مي‌كند به اين سير حركتي سير گرفتگي كلي مي‌گويند. هر كسي كه در اين مسير باشد خورشيد را در حالت گرفت كلي خواهد ديد اين مسير در بيشترين حالت به 320 كيلومتر مي‌رسد و حدود نيم در صد سطح زمين را مي‌پوشاند. معمولا هر 1.5 سال خورشد گرفتگي كلي روي مي‌دهد اما ما در طول عمرمان شايد يك بار شانس تماشا اين پديده را داشته باشيم.

كسوف تنها براي زمين

تصادف شگفت‌آوري است كه اندازه ظاهري قمر زمين ، يعني ماه ، به اندازه ظاهري خورشيد برابر است. گرچه خورشيد 400 بار دورتر از ماه است اما 400 بار هم بزرگتر از آن است. قطر بسيار بزرگ خورشيد ، در اثر مشاهده از اين فاصله زياد ، كاملا كوچك ديده مي‌شود. اگر اين پديده جالب توجه وجود نداشت‌، نمي‌توانستيم اطلاعات بيشتري در مورد جو بيروني خورشيد به دست مي‌آوريم. به جز زمين ، در هيچ يك از سيارات منظومه شمسي پديده گرفتگي خورشيد روي نمي‌دهد

علل كسوف

حدود 30 روز طول مي‌كشد تا ماه يك بار زمين را دور بزند. دو يا سه بار در هر سال ، ماه در مسير خود ، مستقيما از فاصله بيان زمين و خورشيد مي‌گذرد. در اين هنگام گرفت خورشيد رخ مي‌دهد. قرص تاريك ماه براي مدت كوتاهي همه خورشيد يا بخشي از آنرا مي‌پوشاند.

ماه گرفتگي يا خسوف زماني اتفاق مي افتد كه ماه در فاز كامل و در حال عبور از بخشي از سايه ي زمين باشد. سايه ي زمين در واقع از دو ساختمان مخروطي شكل درست شده است كه يكي در داخل ديگري قرار دارد. بخش خارجي يا نيم سايه اي منطقه اي است كه زمين فقط قسمتي از پرتو هاي خورشيد را مسدود مي كند و مانع از رسيدن آنها به ماه مي شود.در مقابل بخش دروني يا قسمت سايه، ناحيه اي است كه زمين مانع از رسيدن تمام پرتو هايي مي شود كه از خورشيد به ماه مي رسد قاعده ي اين مخروط مقطع زمين و طول متوسط آن 0 138000 كيلومتر است، طول اين سايه بر اثر تغيير فاصله ي زمين از خورشيد تا حدود 40000 كيلومتر تغيير مي كند.
(شكل 2 )


ماه گرفتگي يا خسوف زماني اتفاق مي افتد كه ماه در فاز كامل و در حال عبور از بخشي از سايه ي زمين باشد. سايه ي زمين در واقع از دو ساختمان مخروطي شكل درست شده است كه يكي در داخل ديگري قرار دارد. بخش خارجي يا نيم سايه اي منطقه اي است كه زمين فقط قسمتي از پرتو هاي خورشيد را مسدود مي كند و مانع از رسيدن آنها به ماه مي شود.در مقابل بخش دروني يا قسمت سايه، ناحيه اي است كه زمين مانع از رسيدن تمام پرتو هايي مي شود كه از خورشيد به ماه مي رسد قاعده ي اين مخروط مقطع زمين و طول متوسط آن 0 138000 كيلومتر است، طول اين سايه بر اثر تغيير فاصله ي زمين از خورشيد تا حدود 40000 كيلومتر تغيير مي كند.
(شكل 2 )

منجمان سه نوع متفاوت از ماه گرفتگي را شناسايي كرده اند:
1) خسوف نيم سايه اي :
ماه از قسمت نيم سايه ي زمين عبور مي كند.
پژوهش در زمينه ي اين رويداد ويژه ي انجمن هاي علمي و تخصصي است و رصد آن پيچيده مي باشد.
(شكل 3)


2)خسوف جزيي:
بخشي از ماه از سايه ي زمين عبور مي كند.
رصد اين رويداد حتي بدون استفاده از ابزار اپتيكي نيز ساده است.


ماه گرفتگي جزيي (شكل 4)

3)خسوف كلي:
تمام ماه از داخل سايه ي زمين عبور مي كند.
اين رويداد به خاطر رنگ هاي گوناگون و مرتعشي كه ماه در لحظه ي گرفت كامل در سطح خود دارد بسيار برجسته و مورد توجه است.

ماه گرفتگي كامل (شكل 5)


ماه در مدت 21222/27 (ماه گره اي) يك دور كامل به دور مدار خود مي گردد اما در اين مدت خورشيد در آسمان زمين تقريبا به اندازه 30درجه جابجا شده است و ماه ناچار است كه دو روز ديگر وقت صرف كند تا به خورشيد برسد. پس اين مدت به طور متوسط برابربا 53056/29 (ماه هلالي) است.
با توجه به آنچه گفته شد ممكن است اين سوال در ذهن شما ايجاد شود كه « اگر ماه هر 5/29 روز به دور زمين مي گردد و خسوف تنها در زمان ماه كامل رخ دهد پس چرا در هر ماه سال يك كسوف به وقوع نمي پيوندد؟» پاسخ به اين سوال نيازمند توجه بيشتر به مدارها است.

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

مباني فيبرنوري

فيبر نوري يكي از محيط هاي انتقال داده با سرعت بالا است . امروزه از فيبر نوري در موارد متفاوتي نظير: شبكه هاي تلفن شهري و بين شهري ، شبكه هاي كامپيوتري و اينترنت استفاده بعمل مي آيد. فيبرنوري رشته اي از تارهاي شيشه اي بوده كه هر يك از تارها داراي ضخامتي معادل تار موي انسان را داشته و از آنان براي انتقال اطلاعات در مسافت هاي طولاني استفاده مي شود.

مباني فيبر نوري

 فيبر نوري ، رشته اي از تارهاي بسيار نازك شيشه اي بوده كه قطر هريك از تارها نظير قطر يك تار موي انسان است . تارهاي فوق در كلاف هائي سازماندهي و كابل هاي نوري را بوجود مي آورند. از فيبر نوري بمنظور ارسال سيگنال هاي نوري در مسافت هاي طولاني استفاده مي شود.
يك فيبر نوري از سه بخش متفاوت تشكيل شده است :
· هسته (Core) . هسته نازك شيشه اي در مركز فيبر كه سيگنا ل هاي نوري در آن حركت مي نمايند.
· روكش (Cladding) . بخش خارجي فيبر بوده كه دورتادور هسته را احاطه كرده و باعث برگشت نورمنعكس شده به هسته مي گردد.
· بافر رويه (Buffer Coating) . روكش پلاستيكي كه باعث حفاظت فيبر در مقابل رطوبت و ساير موارد آسيب پذير ، است .

صدها و هزاران نمونه از رشته هاي نوري فوق در دسته هائي سازماندهي شده و كابل هاي نوري را بوجود مي آورند. هر يك از كلاف هاي فيبر نوري توسط يك روكش هائي با نام Jacket محافظت مي گردند. فيبر هاي نوري در دو گروه عمده ارائه مي گردند:

· فيبرهاي تك حالته (Single-Mode) . بمنظور ارسال يك سيگنال در هر فيبر استفاده مي شود( نظير : تلفن )

· فيبرهاي چندحالته (Multi-Mode) . بمنظور ارسال چندين سيگنال در يك فيبر استفاده مي شود( نظير : شبكه هاي كامپيوتري)

فيبرهاي تك حالته داراي يك هسته كوچك ( تقريبا" 9 ميكرون قطر ) بوده و قادر به ارسال نور ليزري مادون قرمز ( طول موج از 1300 تا 1550 نانومتر) مي باشند. فيبرهاي چند حالته داراي هسته بزرگتر ( تقريبا" 5 / 62 ميكرون قطر ) و قادر به ارسال نورمادون قرمز از طريق LED مي باشند.

ارسال نور در فيبر نوري
فرض كنيد ، قصد داشته باشيم با استفاده از يك چراغ قوه يك راهروي بزرگ و مستقيم را روشن نمائيم . همزمان با روشن نمودن چراغ قوه ، نور مربوطه در طول مسير مسفقيم راهرو تابانده شده و آن را روشن خواهد كرد. با توجه به عدم وجود خم و يا پيچ در راهرو در رابطه با تابش نور چراغ قوه مشكلي وجود نداشته و چراغ قوه مي تواند ( با توجه به نوع آن ) محدوده مورد نظر را روشن كرد. در صورتيكه راهروي فوق داراي خم و يا پيچ باشد ، با چه مشكلي برخورد خواهيم كرد؟ در اين حالت مي توان از يك آيينه در محل پيچ راهرو استفاده تا باعث انعكاس نور از زاويه مربوطه گردد.در صورتيكه راهروي فوق داراي پيچ هاي زيادي باشد ، چه كار بايست كرد؟ در چنين حالتي در تمام طول مسير ديوار راهروي مورد نظر ، مي بايست از آيينه استفاده كرد. بدين ترتيب نور تابانده شده توسط چراغ قوه (با يك زاويه خاص) از نقطه اي به نقطه اي ديگر حركت كرده ( جهش كرده و طول مسير راهرو را طي خواهد كرد). عمليات فوق مشابه آنچيزي است كه در فيبر نوري انجام مي گيرد.
نور، در كابل فيبر نوري از طريق هسته (نظير راهروي مثال ارائه شده ) و توسط جهش هاي پيوسته با توجه به سطح آبكاري شده ( Cladding) ( مشابه ديوارهاي شيشه اي مثال ارائه شده ) حركت مي كند.( مجموع انعكاس داخلي ) . با توجه به اينكه سطح آبكاري شده ، قادر به جذب نور موجود در هسته نمي باشد ، نور قادر به حركت در مسافت هاي طولاني مي باشد. برخي از سيگنا ل هاي نوري بدليل عدم خلوص شيشه موجود ، ممكن است دچار نوعي تضعيف در طول هسته گردند. ميزان تضعيف سيگنال نوري به درجه خلوص شيشه و طول موج نور انتقالي دارد. ( مثلا" موج با طول 850 نانومتر بين 60 تا 75 درصد در هر كيلومتر ، موج با طول 1300 نانومتر بين 50 تا 60 درصد در هر كيلومتر ، موج با طول 1550 نانومتر بيش از 50 درصد در هر كيلومتر)
سيستم رله فيبر نوري
بمنظور آگاهي از نحوه استفاده فيبر نوري در سيستم هاي مخابراتي ، مثالي را دنبال خواهيم كرد كه مربوط به يك فيلم سينمائي و يا مستند در رابطه با جنگ جهاني دوم است . در فيلم فوق دو ناوگان دريائي كه بر روي سطح دريا در حال حركت مي باشند ، نياز به برقراري ارتباط با يكديگر در يك وضعيت كاملا" بحراني و توفاني را دارند. يكي از ناوها قصد ارسال پيام براي ناو ديگر را دارد.كاپيتان ناو فوق پيامي براي يك ملوان كه بر روي عرشه كشتي مستقر است ، ارسال مي دارد. ملوان فوق پيام دريافتي را به مجموعه اي از كدهاي مورس ( نقطه و فاصله ) ترجمه مي نمايد. در ادامه ملوان مورد نظر با استفاده از يك نورافكن اقدام به ارسال پيام براي ناو ديگر مي نمايد. يك ملوان بر روي عرشه كشتي دوم ، كدهاي مورس ارسالي را مشاهده مي نمايد. در ادامه ملوان فوق كدهاي فوق را به يك زبان خاص ( مثلا" انگليسي ) تبديل و آنها را براي كاپيتان ناو ارسال مي دارد. فرض كنيد فاصله دو ناو فوق از يكديگر بسار زياد ( هزاران مايل ) بوده و بمنظور برقراي ارتباط بين آنها از يك سيتستم مخابراتي مبتني بر فيبر نوري استفاده گردد.
سيتستم رله فيبر نوري از عناصر زير تشكيل شده است :
· فرستنده . مسئول توليد و رمزنگاري سيگنال هاي نوري است .
· فيبر نوري مديريت سيكنال هاي نوري در يك مسافت را برعهده مي گيرد.

· بازياب نوري . بمنظور تقويت سيگنا ل هاي نوري در مسافت هاي طولاني استفاده مي گردد.
· دريافت كننده نوري . سيگنا ل هاي نوري را دريافت و رمزگشائي مي نمايد.
در ادامه به بررسي هر يك از عناصر فوق خواهيم پرداخت .

فرستنده
وظيفه فرستنده، مشابه نقش ملوان بر روي عرشه كشتي ناو فرستنده پيام است . فرستنده سيگنال هاي نوري را دريافت و دستگاه نوري را بمنظور روشن و خاموش شدن در يك دنباله مناسب ( حركت منسجم ) هدايت مي نمايد. فرستنده ، از لحاظ فيزيكي در مجاورت فيبر نوري قرار داشته و ممكن است داراي يك لنز بمنظور تمركز نور در فيبر باشد. ليزرها داراي توان بمراتب بيشتري نسبت به LED مي باشند. قيمت آنها نيز در مقايسه با LED بمراتب بيشتر است . متداولترين طول موج سيگنا ل هاي نوري ، 850 نانومتر ، 1300 نانومتر و 1550 نانومتر است .
بازياب ( تقويت كننده ) نوري
همانگونه كه قبلا" اشاره گرديد ، برخي از سيگنال ها در موارديكه مسافت ارسال اطلاعات طولاني بوده ( بيش از يك كيلومتر ) و يا از مواد خالص براي تهيه فيبر نوري ( شيشه ) استفاده نشده باشد ، تضعيف و از بين خواهند رفت . در چنين مواردي و بمنظور تقويت ( بالا بردن ) سيگنا ل هاي نوري تضعيف شده از يك يا چندين " تقويت كننده نوري " استفاده مي گردد. تقويت كننده نوري از فيبرهاي نوري متععدد بهمراه يك روكش خاص (doping) تشكيل مي گردند. بخش دوپينگ با استفاده از يك ليزر پمپ مي گردد . زمانيكه سيگنال تضعيف شده به روكش دوپينگي مي رسد ، انرژي ماحصل از ليزر باعث مي گردد كه مولكول هاي دوپينگ شده، به ليزر تبديل مي گردند. مولكول هاي دوپينگ شده در ادامه باعث انعكاس يك سيگنال نوري جديد و قويتر با همان خصايص سيگنال ورودي تضعيف شده ، خواهند بود.( تقويت كننده ليزري)
دريافت كننده نوري
وظيفه دريافت كننده ، مشابه نقش ملوان بر روي عرشه كشتي ناو دريافت كننده پيام است. دستگاه فوق سيگنال هاي ديجيتالي نوري را اخذ و پس از رمزگشائي ، سيگنا ل هاي الكتريكي را براي ساير استفاده كنندگان ( كامپيوتر ، تلفن و ... ) ارسال مي نمايد. دريافت كننده بمنظور تشخيص نور از يك "فتوسل" و يا "فتوديود" استفاده مي كند.
مزاياي فيبر نوري
فيبر نوري در مقايسه با سيم هاي هاي مسي داراي مزاياي زير است :
· ارزانتر. هزينه چندين كيلومتر كابل نوري نسبت به سيم هاي مسي كمتر است .
· نازك تر. قطر فيبرهاي نوري بمراتب كمتر از سيم هاي مسي است .
· ظرفيت بالا. پهناي باند فيبر نوري بمنظور ارسال اطلاعات بمراتب بيشتر از سيم مسي است .
· تضعيف ناچيز. تضعيف سيگنال در فيبر نوري بمراتب كمتر از سيم مسي است .
· سيگنال هاي نوري . برخلاف سيگنال هاي الكتريكي در يك سيم مسي ، سيگنا ل ها ي نوري در يك فيبر تاثيري بر فيبر ديگر نخواهند داشت .
· مصرف برق پايين . با توجه به سيگنال ها در فيبر نوري كمتر ضعيف مي گردند ، بنابراين مي توان از فرستنده هائي با ميزان برق مصرفي پايين نسبت به فرستنده هاي الكتريكي كه از ولتاژ بالائي استفاده مي نمايند ، استفاده كرد.
· سيگنال هاي ديجيتال . فيبر نور ي مناسب بمنظور انتقال اطلاعات ديجيتالي است .
· غير اشتعال زا . با توجه به عدم وجود الكتريسيته ، امكان بروز آتش سوزي وجود نخواهد داشت .
· سبك وزن . وزن يك كابل فيبر نوري بمراتب كمتر از كابل مسي (قابل مقايسه) است.
· انعطاف پذير . با توجه به انعظاف پذيري فيبر نوري و قابليت ارسال و دريافت نور از آنان، در موارد متفاوت نظير دوربين هاي ديجيتال با موارد كاربردي خاص مانند : عكس برداري پزشكي ، لوله كشي و ...استفاده مي گردد.
با توجه به مزاياي فراوان فيبر نوري ، امروزه از اين نوع كابل ها در موارد متفاوتي استفاده مي شود. اكثر شبكه هاي كامپيوتري و يا مخابرات ازراه دور در مقياس وسيعي از فيبر نوري استفاده مي نمايند.

فيبر نوري

بعداز اختراع ليزردر سال 1960ميلاديايده بكار گيري فيبر نوريبراي انتقال اطلاعات شكل گرفت خبر ساخت اولين فيبر نوري در سال 1966 همزمان در انگليس و فرانسه باتضعيفي برابر با علام شد كه عملا در انتقال اطلاعات مخابراتي قابل استفاده نبودتا اينكه در سال 1967 با كو شش فراوان محققين تلفات فيبر نوري توليدي شديد كاهش دادشد وبه مقدار رسيد كه قابل ملاحظات با سيم هاي كوكسيكال مورد استفاده در شبكه مخابرات بود

فيبرنوري يك موجبر استوانه اي از جنس شيشه يا (پلاستيك) كه دو ناحيه مغزي وغلاف با ضريب شكست متفاوت ودولايه پوششي اوليه وثانويه پلاستيكي تشكيل شده است.

بر اساس قانون اسنل براي انتشار نور در فيبر نوري شرط مي بايست برقرار باشد كه به ترتيب ضريب شكست هاي مغزي و غلاف هستند. انتشار نور تحت تاثير عواملي ذاتي و اكتسابي ذچار تضعيف مي شود. اين عوامل عمدتا ناشي از جذب ماوراي بنفش جذب مادون قرمز ،پراكندگي رايلي، خمش و فشارهاي مكانيكي. بر انها هستند منحني تغييرات تضعيف برحسب طول موج در شكل زير نشا ن داده شده است.

 

 

فيبرهاي نوري نسل سوم:

طراحان فيبرهاي نسل سوم ، فيبرهايي را مد نظر داشتند كه داراي حداقل تلفات و پاشندگي باشند براي دستيابي به اين نوع فيبرها، محققين از حداقل تلفات در طول وج 55/1 ميكرون و از حداقل پاشندگي در طول موج 3/1 ميكرون بهره جستند. فيبري را طراحي كردند كه داراي ساختار نسبتا پيچيده تري بود. در عمل با تغييراتي در پروفايل ضريب شكست فيبرهاي تك مد از نسل دوم كه حداقل پاشندگي ان در محدوده 3/1 ميكرون قرار داشت.

به محدوده 55/1 ميكرون انتقال داده شد. بدين ترتيب فيبر نوري با ماهيت متفاوتي موسوم به فيبر دي.اس.اف ساخته شد.

كاربردهاي فيبر نوري

الف)كاربرد در احساسگرها

 

استفاده از احساسگرهاي فيبر نوري براي اندازه گيري كميت هاي فيزيكي مانندجريان

الكتريكي، ميدان مغناطيسي فشار،حرارت ،جابجايي،آلودگي ابهاي دريا سطح مايعات

،تشعشعات پرتوهاي گاماوايكس در سال هاي اخير شروع شده است.

در اين نوع احساسگرها ، از فيبر نوري به عنوان عنصر اصلي احساسگر بهره گيري ميشود.

بدين ترتيب كه خصوصيات فيبر تحت ميدان كميت مورد اندازه گيري تغيير يافته و با اندازه شدت كميت تاثير پذير مي شود.

ب)كاربردهاي نظامي

   فيبرنوري كاربردهاي بي شماري در صنايع دفاع دارد كه از آن جمله مي توان برقراري ارتباط و كنترل با آنتن رادار، كنترل و هدايت موشك ها ارتباط زير دريايي ها (هيدروفون)

را نام برد.

 ج)كاربردهاي پزشكي

فيبرنوري در تشخيص بيماري ها و آزمايش هاي گوناگون در پزشكي كاربرد فراوان دارد كه از آن جمله مي توان دزيمتري غدد سرطاني شناسايي نارسايي هاي داخلي بدن،جراحي ليزري فاستفاده در دندانپزشكيو اندازه گيري مايعات و خون نام برد.

فن آوري ساخت فيبرهاي نوري

براي توليد فيبر نوري ، ابتدا ساختار آن در يك ميله شيشه اي موسوم به پيش سازه از جنس سيليكا ايجادمي گردد و سپس در يك فرايند. جداگانه اين ميله كشيده شده تبديل به فيبرمي گردد. از سال 1970 روش هاي متعددي براي ساخت انواع پيش سازه ها به كار رفته است كه اغلب آنها بر مبناي رسوب دهي لايه هاي شيشه اي در اخل يك لوله به عنوان پايه قرار دارند. . .




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

مقدمه:

 

فناوري نانو مهمترين فناوري در دهة آغازين قرن بيست و يكم بوده و به يكي از پركاربردترين حوزه‌هاي فناوري نوين تبديل شده است. از آنجا که هرگونه تعاملات تجاري و صنعتي و نشر اطلاعات علمي نياز به وجود استانداردهاي خاص دارد، مؤسسات استانداردسازي جهاني كميته‌هاي ويژه‌اي براي تدوين و نظارت بر اجراي استانداردهاي فناوري نانو ايجاد كرده‌اند كه مهمترين آنها كميته فني TC229 مؤسسه ISO می باشد كه فعاليت خود را از سال 2005 آغاز نموده و ايران يكي از اعضا فعال آن است. خوشبختانه با همكاري و هماهنگي خوب ايجاد شده بين ستاد ويژه توسعه فناوري نانو و مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران، كميته فني متناظر ISIRI/TC229 در ايران ايجاد شده است كه قصد دارد با استفاده از تمام توانمندی­های انساني موجود در دانشگاه‌ها، مراكز تحقيقاتي، صنايع و سازمان های دولتی به صورت فعال در عرصه استانداردسازي فناوري نانو وارد شود.

اين کميته فنی متناظر در حال تشکيل گروه های کاری بوده و در همين راستا متن خلاصه تهيه شده به منظور آشنايی مقدماتی علاقه مندان با اصول استانداردسازی و لزوم استانداردسازی در حوزه فناوری نانو در اختيار قرار گرفته است. متن ذيل خلاصه ای از فصل اول  «گزارش استانداردسازی فناوری نانو» است.  




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

مقدمه

دستگاه عصبی مرکزی قسمتی از دستگاه عصبی است که در درون محفظه‌ای استخوانی به نام استخوان جمجمه و ستون فقرات قرار گرفته است و شامل مغز و نخاع می‌باشد. از نظر ساختمانی در سیستم اعصاب مرکزی دو قسمت به نامهای ماده سفید و ماده خاکستری قابل تشخیص می‌باشد. مغز شامل قسمتهای متنوعی است که هر کدام از آنها در عین حال که با یکدیگر در ارتباط هستند کارهای متفاوتی را انجام می‌دهند.

تکامل مغز در مهره داران

در ماهیهای اولیه و دوزیستان ، نخاع و مغز در یک راستا قرار دارند. ولی در سایر مهره داران بویژه در پستانداران بین مغز و نخاع یک خمیدگی پدید آمده است که در پستانداران عالی به 90 درجه می‌رسد. این خمیدگی ناشی از حجم زیاد نیمکره‌های مخ است. حجم مغز بویژه نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه رشد اندکی دارد. ولی در مهره داران عالی وسعت زیادی دارد.

سطح نیمکره‌های مخ در مهره داران اولیه تا پستانداران اولیه صاف ، ولی در پستانداران عالی بویژه انسان چین خوردگی فراوان دارد. مغز آدمی بزرگترین مغزها نیست اما وزن آن نسبت به جثه آدمی بیشترین است و با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین مغز است. مغز مهره داران در دوران جنینی دارای سه قسمت اولیه به نامهای مغز پیشین ، مغز میانی و مغز تحتانی است. از این قسمتها بتدریج بخشهای مختلف مغز پدید می‌آیند.

 

ساختار مغز

مغز در داخل استخوان جمجمه و نخاع در داخل ستون فقرات جای گرفته‌ است. سه پرده که در مجموع مننژ نامیده می‌شوند، مغز و نخاع را از اطراف محافظت می‌کنند.

پرده داخلی : پرده داخلی چسبیده به مغز و نخاع بوده و کار تغذیه بافت عصبی را انجام می‌دهد.

پرده میانی : پرده میانی عنکبوتیه نام دارد که به پرده خارجی چسبیده و از پرده داخلی کم و بیش فاصله دارد.

 

 

پرده خارجی : از بافت پیوندی محکم تشکیل شده و به استخوانهای محافظ چسبیده است.

در فاصله بین عنکبوتیه و پرده داخلی مایع شفافی قرار گرفته است که از ترشحات رگهای خونی است. این مایع را مایع مغزی-نخاعی می‌گویند و کار آن محافظت از بافت عصبی است.

 

مخ

مخ بزرگترین قسمت مغز است و دارای دو نیمکره است که توسط رشته‌های عصبی محکم و سفید رنگی بهم متصلند و ارتباط دو نیمکره نیز از طریق همین رشته‌های عصبی صورت می‌گیرد. قسمت سطحی مخ ، خاکستری رنگ است و قشر مخ نامیده می‌شود. قشر مخ در انسان به علت وسعت زیاد خود و جای گرفتن در فضای محدود حالت چین خورده دارد. در زیر قشر مخ ماده سفید رنگی وجو دارد که از اجتماع رشته‌های عصبی میلین دار تشکیل شده است و این رشته همان دنباله‌های نورونهایی هستند که در قشر خاکستری با سایر قسمتهای دستگاه عصبی قرار دارند.

علاوه بر قشر مخ چند هسته خاکستری در بخش سفید آن وجود دارد که مهمترین آنها غده تالاموس و غده هیپوتالاموس است. هر قسمت از قشر خاکستری کار ویژه‌ای انجام می‌دهد. مراکز مربوط به دریافت و تفسیر اطلاعات رسیده از اندامهای حسی مختلف مانند چشم و گوش و پوست در این قسمت است. قسمتی از قشر خاکستری مرکز حرکات ارادی است. مخ مرکز احساسات ، فکر کردن و حافظه است. نیمکره چپ مخ حرکات طرف راست و نیمکره چپ بدن حرکات طرف راست بدن را کنترل می‌کنند. هر نیمکره کارهای ویژه‌ای را نیز انجام می‌دهد.

نیمکره چپ در زبان آموزی ، یادگیری ، تفکر ریاضی و منطق ، تخصص دارد. نیمکره راست انجام دادن کارهای ظریف هنری ، موسیقی را کنترل می‌کند. تالاموسها مرکز تقویت پیامهای حسی مانند چشم ، درد و ترس هستند و پیامهای حسی را قبل از اینکه به قشر مخ برسند تقویت می‌کنند. هیپوتالاموس مرکز تنظیم اعمال مختلفی از جمله گرسنگی ، تشنگی ، خواب و بیداری و دمای بدن است.

 

مخچه

مخچه قسمتی از مغز است که در پشت و زیر مخ قرار دارد. مخچه دارای دو نیمکره است، اما چین خوردگیهای سطحی آن کم عمق تر و منظم تر است. قسمت سطحی مخچه را ماده خاکستری پوشانده است. مخچه بوسیله دسته تارهای عصبی به بقیه قسمتهای دستگاه عصبی مربوط است. مخچه در کار کنترل فعالیتهای ماهیچه‌ای به مخ کمک می‌کند.

مخچه پیامهای حرکتی را قبل از اینکه به اندامها بروند تقویت می‌کند. در نتیجه حرکات نرمتری از بدن سر می‌زند. حفظ تعادل بدن نیز به عهده مخچه است. برای اینکار چشمها و گوش داخلی وضعیت بدن را به مخچه خبر می‌دهند و مخچه ، ماهیچه‌ها را طوری کنترل می‌کند، که تعادل برقرار بماند. در مجموع کارهایی که مخچه انجام می‌دهد همگی غیر ارادی هستند.

بصل النخاع

بصل‌النخاع پایین ترین مرکز عصبی واقع در استخوان جمجمه است. انتهای بصل‌النخاع به نخاع مربوط است. بیشتر بصل‌النخاع از ماده سفید و رشته اعصابی تشکیل شده است که میان نخاع و مغز قرار دارد. بصل‌النخاع فعالیت اندامهای داخلی بدن مانند قلب ، ششها و اندامهای گوارشی را اداره می‌کند. به همین دلیل یکی از مهمترین اجزای مغز است و آسیب وارده به آن مرگ را به دنبال دارد. مغز 12 جفت عصب دارد. این اعصاب با اندامهای مهمی ارتباط دارند.

بطنهای مغزی

در جریان تکامل مغز از لوله عصبی جنینی ، حفره مرکزی لوله عصبی در 4 ناحیه متسع شده و بطنهای مغزی را بوجود می‌آورد. بطنهای مغزی عبارتند از: بطنهای جانبی شامل دو بطن و هر کدام در یکی از نیمکره‌های مغزی ، بطن سوم در ناحیه تالاموس و بطن چهارم در محل بصل‌النخاع و پل مغزی.

مایع مغزی-نخاعی

سیستم عصبی مرکزی در درون مایعی به نام مایع مغزی-نخاعی قرار گرفته که این مایع هم به عنوان ضربه‌گیر سیستم عصبی مرکزی را در مقابل ضربات مکانیکی حفظ می‌کند و هم برای فعالیتهای متابولیکی آن ضروری است. حجم این مایع که از رگهای خونی بافت مغز منشا می‌گیرد بین 150 - 80 میلی‌لیتر متغیر است.عدم باز جذب این مایع و تجمع آن در بطنهای مغزی منجر به شرایطی به نام هیدروسفالی می‌گردد که می‌تواند باعث آسیب پارانشیم مغز گردد.

 

 

 

 

بیماریهای مغزی

عامل بیماریهای عفونی مراکز عصبی ، باکتریها ، ویروسها و یا موجودات زنده میکروسکوپی دیگرند. در بعضی از این بیماریها مراکز عصبی خونی می‌شوند و در برخی دیگر سموم میکروبها که در جای دیگر بدن مستقر می‌شوند، به مراکز عصبی می‌رسند و آنها را دچار مشکل می‌کنند.

فلج اطفال یا پلیومیلیت

عامل این بیماری نوعی ویروس است که از طریق غذا و آبی که به مدفوع شخص بیمار آلوده باشند، به شخص سالم سرایت می‌کند. ویروس به نخاع می‌رسد و در آنجا به جسم سلولی نورونهای حرکتی آسیب کلی می‌رساند، و ماهیچه‌های تحت کنترل آنها فلج می‌شوند. با استفاده از واکسن می‌توان به راحتی از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.

مننژیت مغزی

در اثر عفونت پرده‌های مننژ مغز یا نخاع حاصل می‌شود. انواعی از باکتریها باعث این بیماری می‌شوند. یک نوع از این باکتریها به نام مننگوکوک است. علایم بیماری مننژیت به طور ناگهانی بروز می‌کند. حرارت بدن دردناک می‌شود. مننژیت بیماری خطرناکی است و در صورت تاخیر در معالجه باعث مرگ می‌شود.

آنسفالیت

آنسفالیت یک بیماری ویروسی است. ویروس در بخشهای خاکستری مغز مانند بصل‌النخاع و مغز میانی جایگزین می‌شود. ویروسهای سرخک و اوریون نیز ممکن است به مغز برسند و آنسفالیت ایجاد کنند. آنسفالیت ممکن است حاد یا مزمن باشد. در حالت حاد سردرد ، حالت خواب آلودگی در روز و دوبینی عارض می‌شود.

بیماری هاری

میکروب این بیماری نوعی ویروس است که با گاز گرفتن سگ ، گربه وارد بدن آدمی می‌شود. از زمان گاز گرفتن تا بروز بیماری 15 روز تا دو ماه طول می‌کشد.

راه حل هايي ساده براي جلوگيري از ابتلا به سنگ كليه

 

از هر 10 نفر مبتلا به سنگ كليه حاد يك نفر، زماني به اين عارضه مبتلا مي شود كه يك ناهمگوني شيميايي سبب مي شود تا مواد معدني و پروتئين ها در ادرار شروع به كريستال شدن كنند.

 

 سنگها ممكن است صاف يا زبر و خشن ، به كوچكي يك دانه و يا به حدي

 بزرگ باشند كه باعث درد شوند. شما ممكن است سنگ هاي كوچك خود را توسط ادرار بدون اين كه متوجه شويد دفع نماييد. ولي سنگ هاي بزرگ تر باعث دردهاي شديدي در هنگام عبور از لوله متصل كننده مثانه و كليه مي شوند، و حتي گاهي ممكن است در اين لوله گير كنند كه در اين حالت جريان ادرار را مسدود مي نمايند.

اكثر سنگ هاي كليه از وجود مقدار زياد كلسيم در كليه ايجاد مي شوند. (البته اين موضوع به ميزان كلسيم موجود در رژيم غذايي بستگي دارد). انواع كمياب تري از سنگها هستند كه توسط عفونت هاي ادراري يا وجود بيش از حد اسيد اوريك در ادرار حاصل مي شوند. محققان نوع بسيار كوچكي از باكتري را كشف كرده اند كه در كليه بعضي افراد زندگي مي كند و در شكل دهي سنگها نقش مهمي دارد.

 

رژيم غذايي براي جلوگيري از برگشت سنگ كليه

استفاده از مايعات:

- براي رقيق كردن ادرار و شستن و دفع كردن سنگها روزانه 2 تا 3 ليتر آب بنوشيد.

پرهيز از نمك ترشك زياد (oxalate) :

- از دكتر سئوال كنيد كه آيا شما به محدود كردن خود در مورد خوردن غذاهاي اُگزالات دار كه در ايجاد سنگ كليه نقشي دارند نياز داريد يا خير. چند نمونه از غذاهاي اُگزالات دار شامل قهوه، چغندر، شكلات ، بادام ، اسفناج، ريواس، نوشابه هاي گازدار، توت فرنگي، چاي و سبوس گندم مي باشند.

از خوردن آب انگور بپرهيزيد:

- كسي نمي داند چرا ، ولي به هر حال خوردن آب انگور خطر ابتلا به سنگ كليه را در افرادي كه استعداد آن را دارند تا 44% افزايش مي دهد.

از سبزيجات متشكر باشيد:

- يك محقق ايتاليايي كشف كرده است كه استفاده زياد از سبزيجات خطر ابتلا به سنگ كليه را كاهش مي دهد.

اسيد اوريك را كنترل كنيد.

- اگر به سنگ كليه ناشي از اسيد اوريك مبتلا هستيد گوشت، ماهي و مرغ كمتري بخوريد گوشت حيوانات ميزان اسيد اوريك ادرار شما را بالا مي برد.

موارد درماني

- در مورد عفونت هاي ادراري ، فعاليت زياد غده پاراتيروئيد، نقرس و يا موارد ديگر كه باعث به وجودآمدن سنگ كليه مي شوند سريعاً اقدام نماييد.

- از به وجودآمدن سنگ جديد جلوگيري كنيد. از طريق يك صافي ادرار كنيد تا بتوانيد سنگ ها را بگيريد سپس آنها را براي دكتر خود ببريد تا تركيبات آن را آناليز كند ، زيرا داروهاي مورد نياز شما به تركيبات اين سنگ ها بستگي دارد. مثلاً داروهاي پيشاب آور با كم كردن ميزان كلسيم رها شده توسط كليه به ادرار،از به وجود آمدن سنگ كليه مربوط به كلسيم جلوگيري مي كنند. فسفات سديم، كلسيم را در روده جمع آوري مي كند . در نتيجه از ورود آن به ادرار و به وجود آمدن سنگ كليه جلوگيري مي كند. سيترات پتاسيم ميزان سيترات را ( كه يك نمك جلوگيري كننده از شكل گرفتن سنگ كليه كلسيمي است ) در ادرار بالا مي برد. سيترات پتاسيم همچنين با كم كردن ميزان اسيديته ادرار از سنگ هاي اسيد اوريك نيز جلوگيري مي كند. Allopurinol( يك نوع دارو ) ميزان اسيد اوريك را در افرادي كه سنگ كليه اسيدي دارند كم مي كند و احتمالاً از به وجود آمدن سنگ هاي كلسيمي نيز پيشگيري مي كند.

بهداشت طبيعي

توجه به گياهان جوشاندني

اين گياهان جريان خون به كليه ها و در نتيجه حجم ادرار را افزايش مي دهند و به اين ترتيب باكتري ها را دفع كرده و كلسيم و نمك جوهر ترشكOxalate)) را رقيق مي كنند. آنها عفونت هاي ادراري را از بين برده و همچنين به جلوگيري از تشكيل سنگ كليه نيز كمك مي كنند. چاي را با برگ هايgoldenrod( گياهي با گل هاي كوچك زرد ) ، جعفري و ريشه جو و...دم كنيد.

نارگيل سنگ كليه را دفع می‌كند

 

 

 

 

شير نارگيل سنگ كليه را دفع مي‌كند و براي پايين آوردن تب بسيار مفيد است. 

نارگيل با نام علمي (Coeos nucifera) گياهي است كه در حدود سه هزار سال پيش در جنوب آسيا كشت مي‌شد در حال حاضر به صورت درخت نارگيل در تمام مناطق استوايي وجود دارد. مردم اقيانوس آرام از تمام قسمت‌هاي اين درخت استفاده مي‌كنند و آن را به عنوان يك غذاي اصلي مصرف مي‌كنند.

ميوه نارگيل كروي شكل است كه قسمت خارجي آن ضخيم و سفت و متشكل از الياف نباتي و داخل آن صاف و سخت است. درخت آن در هر سال حدود پنجاه عدد نارگيل مي‌دهد. نارگيل هنگامي كه نارس است مقدار بيشتري شير دارد ولي به تدريج كه ميوه مي‌رسد مقدار شير آن كمتر مي شود.
گوشت اين ميوه داراي آنزيم‌هاي مختلف انورتين، اكسيداز و كاتالاز است و در شير آن اسيدهاي آمينه مختلف موجود است.

گوشت سفيد نارگيل از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و شير آن كمي گرم و مرطوب است.
نارگيل به دليل داشتن چربي زياد و مواد مغذي چاق كننده است و حرارت داخلي بدن را افزايش مي‌دهد همچنين براي خوشبو كردن دهان نيز مفيد است.

اين ميوه ضعف كبد را درمان مي‌كند، ادرار را زياد كرده، درد مثانه را رفع مي‌كند و مداوا كننده زخم‌هاي بدن است.

ريشه درخت نارگيل براي ناراحتي‌هاي كبدي همانند يرقان مفيد است و دم كرده آن اسهال خوني را برطرف مي‌سازد.

شير اين ميوه ضد سم است و براي برطرف كردن آب آوردگي از آن استفاده مي‌شود همچنين براي معالجه پوستي مفيد است.

روغن نارگيل كه از تقطير گوشت سفيد آن به دست مي‌آيد حافظه و هوش را تقويت مي‌كند و در درمان كمر درد نيز موثر است.

نارگيل دير هضم است و در بدن توليد خلط مي‌كند بنابراين بهتر است با شكر خورده شود.
اين ميوه به دليل گرم بودن ممكن است در گرم مزاجان اشكالاتي توليد كند از اين نظر اين گونه افراد بايد آن را با ميوه‌هاي ترش، ليمو و يا هندوانه بخورند، خوردن آن براي سرد مزاجان و سالمندان بسيار مفيد است و اشكالي توليد نمي‌كند.

 

كرفس مواد مضر را دفع مي كند

كرفس كليه و مثانه را تميز مي كند . از توليد سنگ كليه و مثانه جلوگيري مي كند و ملين است .

دانشمندان بر اين عقيده اند كه كرفس بهترين ماده غذايي است براي عفونت مجاري ادرار و اسيد اوريك بالا از طريق تميز كردن كليه و مجاري ادرار. ترپين ماده معطر كرفس كه مانع ماندن سنگ كليه در مجاري ادرار و يا آلودگي ميكروبي و درد مي شود .

علاوه بر آن پتاسيم در غده و تنه آن جريان ادرار را تحريك و كليه و مثانه را تميز مي كند. بيش ازهمه براي بيماران نقرسي مفيد است .زيرا در خون اين افراد اسيد اوريك با غلظت بالا غالباً ديده مي شود . روغن اتري كه در كرفس وجود دارد باعث گشاد شدن مجاري كليه مي شود بطوريكه اسيد اوريك بهتر دفع ميگردد.

آلودگي ميكربي ضعيف درروده نيز در اثر ترپين از بين مي رود . كرفس باعث تحريك شديدتر روده شده و ساير ناراحتي هايي از اين قبيل دراثر خوردن كرفس بهبود مي يابند

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

 

 

 منشا آلودگي هوا :

براي اينکه بدانيم منشا آلودگي منابع هوا از کجاست ابتدا بايد بدانيم اين آلودگي ها چه هستند .
هواي سالم هوايي است که ميزان ذرات معلق آن از يک حد خاصي تجاوز نکرده و يک سري ترکيبات شيميايي آن مانند دي اکسيد کربن در يک محدوده خاص باقي مانده و يک سري آلاينده هاي شيميايي مانند مونوکسيد کربن و اکسيدهاي نيتروژن و گوگرد ترجيحا در آن ظاهر نشده و يا در حداقل مقدار مجاز قرار گيرد . همچنين وجود برخي از ميکروارگانيسم ها در هوا خطرناک بوده و افزايش برخي ديگر از يک حدي معين خطرناک است . بنابراين آلودگي هاي هوا به صورت زير دسته بندي ميشوند .
١- آلاينده هاي شيميايي
٢- آلاينده هاي ميکرو بيولوژيکي
٣- ذرات معلق

منشا آلودگي هوا را مي توان به سه دسته تقسيم کرد :
١- طبيعت
٢- حيوانات
٣- انسانها

برخي از فعل و انفعالات طبيعي مانند سيلابها ، آتشفشانها ، تغيير و تحولات لايه هاي پوسته زمين گاه در مقياسهاي بسيار بزرگي سبب آلودگي هوا مي شود . بروز آتشفشانها در چند سال اخير در برخي از کشورهاي آسيايي شرقي و کاهش ديد ناشي از آن براي پروازهاي مسافربري که از طريق جرايد به اطلاع عموم رسيده است ، خود شاهد اين مدعاست.
بروز آتشفشانها سبب بيرون ريختن مواد معلق و گازهاي شيميايي در تناژهاي بسيار بالايي مي شود .
حيوانات در مقياسهاي کوچک بيشتر در حد آلودگي هاي ميکروبيولوژيکي در آلوده کردن هوا موثرند . اما انسان در مقياس وسيع ، بويژه پس از انقلاب صنعتي و با راه اندازي صنايع مختلف و استفاده از سوخت فسيلي ، بشدت باعث آلودگي هوا شده و روزبروز بر دامن اين آلودگي ها مي افزايد ، بطوريکه امروزه در مورد هوا بارها شاهد بحرانهايي در داخل کشور و خارج از آن بوده ايم .
طبيعت چه سازگاروکارهايي براي مقبله با آلودگي ها دارد ؟

دست تواناي طبيعت به ياري پروردگار در طي ساليان متمادي چنان شرايط متعادلي را در کره خاکي ما حکم فرما نموده است که امکان زيستن براي انواع موجودات زنده با تنوع بسيار زياد امکان پذير شده است .
تمام پديده هاي موجود در طبيعت نيز به ياري حفظ اين شرايط پرذاخته و هر کجا که تعادل نظامها بر هم خورده با قدرت و در عين حال ظرافت خاصي تعادل دوباره برقرار مي شود .
طبيعت براي پاک نگهداشتن هوا سازوکارهاي متعدد و جالبي دارد . نور خورشيد دامنه وسيعي از طيف الکترومغناطيس را از خود ساطع مي کند . هر قسمت از اين طيف خاصيتي داشته و کار ويژه اي انجام مي دهد . اگر از طول موجهاي بلند شروع کرده و به طرف طول موجهاي کوتاه پيش برويم به ترتيب ابتدا امواج مادون قرمز را خواهيم داشت که انرژي گرمايي را فراهم مي کند . سپس به محدوده کوچک امواج نوراني ميرسيم که توسط چشم ما قابل رويت است . پس از آن امواج ماورا بنفش را داريم . اين امواج براي حيات موجود بر روي کره خاکي تهديد آميز است اما لايه اي از اکسيژن رقيق در سطوح بالاي جو بخش عمده اي از اين امواج با طول موجهاي بسيار خطرناک را جذب و تبديل به ازون و امواج مادون قرمز مي نمايد که هيچ نوع ضرري براي موجود زنده ندارد . باين ترتيب اين لايه که به لايه ازون معروف است مانند فيلتري طبيعي عمل کرده و و تنها به بخش اندکي از امواج ماورا بنفش اجازه رسيدن به سطح زمين مي دهد . اين بخش اندک عمدتا وظيفه نگهداشتن تعادل ميکروارگانيسمي موجود در سطح زمين و هواي اطراف آن را به عهده دارد .
پس از امواج ماورا بنفش ، امواج يونيزه کننده ، اشعه X و اشعه کيهاني را داريم که بسيار پرقدرت بوده و کار اصلي آن يونيزه کردن اتم گازهاي موجود در لايه هاي فوقاني جو است .
اين لايه هاي يونيزه شده چندين وظيفه به عهده دارند . اول از همه از نفوذ بيشتر امواج يونيزه کننده ، اشعه X و اشعه کيهاني جلوگويري مي کنند . ثانيا با باردار کردن ذرات معلق موجود در جو تحتاني و نزديک به زمين باعث تجمع اين ذرات و گرد آمدن آنها پيرامون يکديگر و ساخت ذرات درشت تر و در نهايت ته نشين شدن آنها مي شود . به اين ترتيب ذرات معلق نيز از هوا گرفته مي شود . البته لايه هاي يونيزه شده خواص ديگري هم دارند که توضيح آنها در اين بحث نمي گنجد.
در نهايت مقدار کمي ازون نيز در جو تحتاني و نزديک به سطح زمين بر اثر تابش اندک پرتو ماورا بنفش خورشيد و نيز بر اثر رعد و برق بوجود مي آيد که باعث طراوت و تازگي هوا و ازبين رفتن بسياري از آلاينده هاي شيميايي و کمک به از بين بردن ميکروارگانيسمهاي مضر مي شود . بوي هواي پاک کوهستان و همچنين هواي پاکي که پس از هر رعد و برق استنشاق مي شود مربوط به همين مقدار اندک ازون در سطح زمين است .

 

 



روشهاي متداول و رايج براي مقابله با آلودگي هوا :

انسان در طول زندگي خود متوجه ضرر و زيانهاي ناشي از آلوده شدن هوايي که استنشاق مي کند شده است و روشهايي را براي مقابله با آنها ابداع و بکار برده است . برخي از اين روشها الهام گرفته از طبيعت است . اما برخي را نيز طي پيشرفت تکنولوژي ابداع کرده است که گاهي ضرر و زيانهاي ناشي از آنها بيشتر از منافع آنها است.
در تصفيه و ضد عفوني هوا روشهاي فيزيکي و شيميايي متفاوتي بطور مجزا يا توام بکار مي روند .
از روشهاي فيزيکي مي توان فيلتراسيون ، ته نشين کردن ذرات و پرتو دهي فرابنفش را نام برد .
با فيلتراسيون بسته به نوع فيلتر بکار رفته ذراتي به درشتي گردوغبار تا ذراتي به اندازه ويروسها از هوا جدا مي شوند . فيلترهايي که مي توانند باکتريها و ويروسها را از هوا جدا کنند بسيار گران هستند.
ته نشين کردن ذرات روش ديگري براي جدا کردن ذرات معلق از هوا ميباشد.
اينکار با استفاده از نيروي جانب مرکز ( گريز از مرکز ) دز سيکلونهاي گوناگون و يا باردار کردن ذرات و سپس جذب آنها  روي صفحات داراي بار الکتريکي انجام مي شود .
اخيرا تلفيقي از روش فيلتراسيون و ته نشيني به وسيله باردار شدن ذرات به منظور جداسازي ذرات معلق بکار گرفته شده است .
با پرتو دهي فرابنفش به راحت ترين شکل ممکن بشرط طراحي مناسب تمام ميکروارگانيسمهاي مضر در هوا از بين مي روند.
روشهاي شيميايي در تصفيه هوا کمتر کاربرد دارند اما مي توان به روشهايي چون شستشوي شيميايي هوا و ازون دهي اشاره کرد .
شستشوي هوا با آب و يا يک سري مواد شيميايي به منظور انحلال و جدا کردن تعدادي از آلاينده هاي شيميايي و مضر از هوا مي باشد . کاربرد اين روش بويژه در سيستمهاي هواساز اماکني که در شهرهاي بزرگ قراردارند بسيار مهم است .
ازون دهي در حد استانداردهاي مجاز به منظور ضد عفوني کردن هوا و از بين بردن تعدادي از آلاينده هاي شيميايي و بوهاي نامطبوع بکار مي رود.


-

استفاده از روشهاي جديد در امر تصفيه هوا

امروزه در کشورهاي پيشرفته براي تصفيه و ضد عفوني منابع آب و هوا استفاده از روشهايي که با طبيعت سازگار باشند بطور روز افزون مورد توجه قرار مي گيرد . کاربرد پرتو فرابنفش و ازون از اين جمله بوده و هر دو بر گرفته از روشهايي است که طبيعت براي تصفيه و ضد عفوني منابع آب و هوا اختيار کرده است .
 تعريف
١-٣- پرتو فرابنفش : پرتو فرابنفش طول موج بين ١٩٠تا ٣٥٠ نانومتر طيف الکترو مغناطيس مي باشد و انرژي آن تا حدي است که مي تواند روي پيوندهاي ملکولي اثر گذاشته و آنها را شکسته و پيوندهاي جديدي را پديد آورد . طول موجي که براي از بين بردن ميکروارگانيسمها مورد نظرات است ٢٥٤ نانومتر مي باشد. در اين طول موج رشته هاي وراثتي اين موجودات شامل انواع باکتريها ، ويروسها ، قارچها ، مخمرها و جلبکها به هم جوش خورده و قدرت تکثير از اين موجودات گرفته مي شود .
اين طول موج خاص به طور مصنوعي با تخليه الکتريکي درون بخار جيوه در لامپهاي مخصوص مولد پرتوفرابنفش  توليد مي شود . در واقع اين لامپها عصاره ميکروب کش نور خورشيد را تهيه مي کنند.

٢-٣- ازون : ازون شکل سه اتمي اکسيژن است . گازي است با بوي نافذ با قدرت اکسيد کنندگي بسيار بالا . در طبيعت با تابش پرتو فرابنفش نور خورشيد و همچنين بر اثر تخليه الکتريکي هنگام رعدو برق پديد مي آيد . بطور مصنوعي بوسيله طول موج ١٨٩-١٨٥ نانومتر لامپهاي فرابنفش مخصوص توليد ازون ، تخليه الکتريکي و روشهاي الکتروشيميايي توليد مي شود .
خاصيت اکسيد کنندگي زياد اين گاز سازوکار اصلي آن در مراحل مختلف تصفيه هوا مي باشد .

.

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

آب و هوا :

پيش از آنکه از تاثيرات آب و هوا گفته شود لازم است فرق بين هوا و آب و هوا را جهت اطلاع بيان نماييم و سپس به اصل موضوع پرداخته شود.
هوا: بررسي حالتي آني و زودگذر و کوتاه مدت از عناصر جوي را گويند. مثلاً درجه حرارت و يا رطوبت ساعت 6 صبح روز فلان.
آب وهوا: مجموعه اي از شرايط دائمي جو است که با مشاهدات و اندازه گيري هاي فراوان و دائمي روزانه، ماهانه و سالانه در مدت زمان طولاني بدست آمده باشد.
و اما حوادثي که در اثر تغييرات جوي و آب و هوايي در طول مدت عمر انسانها در مناطق مختلف عرض هاي جغرافيايي و تاره ها اتفاق افتاده فراوان و از حوصله بحث و نوشتار خارج است و فقط به منظور تنوير افکار عمومي واطلاعات نسبي از کم و کيفيت حوادث چند نکته و پيش آمد را ذکر مي نماييم، يکي از علل مهم حرکت آريايي ها از دشت ها و جلگه هاي سيبري به طرف جنوب و وارد شدن به سرزمين هاي ايران از خشکي هاي دو طرف درياي خزر و همچنين رفتن به هند و اروپا. خشک شدن سرزمين هاي اصلي آنان به علت سرماي طاقت فرساي آن ناحيه که قبلاً مورد استفاده آنان جهت پرورش دام هايشان بود که چون ديگر قابل استفاده نبود و هوا بي نهايت سرد شده بود، نه اجازه کشاورزي به آنان مي داد و نه دامپروري. اين امر سبب شد به ناچار موطن خود را ترک گفته و به مناطق گرم تر پناه ببرند و در فاصله زمان نزديک تر به آن حادثه وصيت پطرکبير و کاترين کبير روسيه به روس ها که براي فعال شدن امر تجارت و گسترش امپراطوري روسيه و عقب نماندن از ديگر استعمارگران بايستي به آب هاي گرم دسترسي پيدا کنند. جنگ با ايران در زمان قاجار و اشغال افغانستان و رابطه با هند به خاطر ساختن نيروگاه اتمي براي آنان و همکاري هاي ديگر و نمونه هايي از اين به خاطر سرماي شمال روسيه و عدم کارآيي بنادر شمالي روسيه که با قطب شمال هم مرز مي باشد، بوده است.
هجوم وحشيانه مغول ها به سر گروهي تموچين (چنگيزخان) گرچه دلايل مختلف داشته مثلاً ‌تباني خليفه عباسي با چنگيز براي حمله به ايران و يا کشته شدن پانصد تاجر مغولي به دست غاير خان حاکم اترار به وسيله ترکان خاتون، مادر محمد خوارزمشاه و موضوعات ديگر مي دانند اما علت اصلي خشکسالي و سرماي فوق العاده سرزمين مغولان و صحراي گُبي آن ناحيه بوده است که باعث شده  مغولان چادر نشين و دامپرور را براي دستيابي به سرزمين هاي گرم تر و علف زارهاي سرسبز جهت تعليف دام هايشان مجبور به ترک وطن نمايد و به ناچار تعرض و جنگ را بر سرزمين هاي جنوبي و غربي و جنوب غربي آسيا و اروپا تحميل نمايند.
جابجايي و مهاجرت روستانشينان کوهستاني و يا ساکنان جلگه هايي که خاک نامرغوب داشته و يا داراي آب وهواي سرد و يا بسيار گرم و زمين هاي باير و بي برکت داشته اند باعث جابجا شدن مردمان اين نواحي براي دستيابي به سرزمين هاي مناسب تر و شغل دائمي يا موقت گرديده، در اين مهاجرت ها فقط طبقه جوان و مولد سهم داشته و طبقات سني ديگر را در بر نمي¬گرفته است.
مهاجرت و در بعضي موارد فرار دامپروران و کوچ نشينان ناحيه ساوان افريقا در فصل خشک و کم باران وگرم يکي ديگر از تاثيرات آب و هوايي و ظلم و بيداد طبيعت است که در بعضي موارد سبب نابودي انسان ها و احشام آنان مي گرديد. مثلاً در خشکسالي سال هاي 54-1351 که در اين منطقه اتفاق افتاد سبب نابودي يک سوم  دام ها و اتلاف نفوس بسياري از مردم دامپرور شد که مي خواستند از ساوان بگريزند.
علت شکست هايي که ناپلئون امپراطور فرانسه در حمله به روسيه، و هيتلر پيشواي آلمان در جنگ جهاني دوم (1945-1939) از روس ها ديدند، تعقيب نافرجام روس ها در نواحي سيبري در فصل زمستان و سرماي کشنده آن ناحيه و عقب نشيني ماهرانه و عاقلانه روس ها به مناطق سرد و کشيدن دشمن به آن نواحي بود. مشهور است که بيش از چهار پنجم سربازان مهاجم بر اثر سرما و نداشتن آذوقه و پوشاک کافي نابود شدند. تنها يک سردار با توجه به شناختي که از آب و هواي آن منطقه داشت، اواخر فصل زمستان و اوايل فصل بهار را براي حمله و فتح مسکو انتخاب کرد و موفق شد روس ها را شکست داده و مسکو را به آتش بکشد و او چنگيزخان مغول بود.
آب و هوا حتي در تغييرات ظاهري نژادي و رشد افراد نيز موثر است. مثلاً ژاپني هايي که بعد از جنگ جهاني دوم به آمريکا مهاجرت کرده اند و در آنجا صاحب فرزنداني شده¬اند اين فرزندان در مقايسه با بچه هايي که هم سن و سال آنها بوده و در ژاپن به دنيا آمده اند، هم بلند قامت تر بوده و هم زردي چهره و پوستشان از هموطنان تولد يافته در ژاپن کمتر بوده است.
عبور زرد پوستان شرق آسيا از طريق درياي برينگ به آلاسکا و سردي بيش از حد آن ناحيه و سرازير شدن آن اقوام که بعدها خود را سرخ پوست ناميدند و يا مشهور شدند، به کانادا و سپس ايالات متحده آمريکاي فعلي و گسترش محل زندگي آنان تا آمريکاي جنوبي و کوه هايي اند براي پيدا کردن کشتزار و اينکه اين اقوام کشاورز و مسالمت جو در آن ناحيه به شغل دامپروري و رام کردن گاوهاي بوفالو و سپس ستيزه جويي با ديگر اقوام و دست آخر با مهاجرين اروپايي واداشت، که بعد ها باعث شد هاليوود فيلم هاي وسترن را براساس درگيري هاي سرخ پوستان با مهاجرين ساختند، خود نمونه ديگري از تاثيرات آب و هوايي در روحيه مهاجرين اوليه زردپوست صلح طلب و کشاورز به مردماني جنگجو و خشن شد.
در بدن انسان ها ماده اي به نام ملانين وجود دارد که هرگاه اين ماده بر اثر گرما بيشتر ترشح شود تيرگي چهره و پوست بدن انسان را بيشتر مي کند. به همين سبب کساني که نزديک مناطق گرم و مرطوب استوايي و يا مداري و يا صحراهاي گرم زندگي مي کنند بر اثر گرما، ماده ياد شده ترشح بيشتري دارد که باعث سياهي رنگ پوست و چهره مي شود. اگر فرد از اين مناطق فاصله پيدا کند و به عرض هاي بالاتر و سردتر انتقال يابد رنگ چهره او بازتر شده و سفيدتر از ديگراني که در سرزمين خود باقي مانده اند به نظر مي رسد. علت آن هم کمتر ترشح کردن اين ماده ملانين است.
در يک سانتي متر مربع بدن يک سياه پوست در مقايسه با سفيد پوستان خصوصاً مردم اسکانديناوي 24 غده عرقي وجود دارد به علت گرمي هوا و احتياج بدن به تعريق و تعرق بيشتر ولي در بدن سفيد پوستان در يک سانتي متر مربع فقط 4 غده عرقي موجود است چونکه به علت سردي هوا بدن کمتر عرق مي کند.
آب وهوا روي حرکات موزون و تند رقص هاي اقوامي که در عرض هاي پايين و نزديک به مدار و استوا و عرض هاي بالا و سرد و يا مناطق کوهستاني زندگي مي کنند بي تاثير نيست. مثلاً جست و خيز و رقص هاي تند لزگي ها و ترک ها در مقايسه با رقص هاي بندري و ديگر ملل.
اگر فروش دکان ها در مناطق و شهرهاي سرد و گرم را هم از نظر بگذرانيم، خواهيم ديد که در مناطق سرد و يا فصل سرد مغازه ها و دستفروشي هايي که رو به آفتاب هستند فروش بيشتري دارند و شلوغ تر هستند و نسبت به مغازه هايي که در سايه قرار دارند پرمشتري ترند و بازار پر رونقي دارند. فروش اجناس و بالا و پايين آمدن قيمت بعضي از کالاها مثلاً کولر در فصل تابستان و يا بخاري و نفت در فصل زمستان و صدها وقايع ديگر نيز متاثر از آب و هوا هستند و منشاء جغرافيايي دارند.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

اينترنت چيست ؟

اينترنت عبارتست از مجموعه اي بزرگ از شبكه هاي كامپيوتري كه عموماً توسط خطوط تلفن به يكديگر وصل مي شوند. و اين امكان را براي شركت ها ، سازمان ها، دولت ها ، مدارس وحتي اشخاص بوجود آورده است تا اطلاعات خود را باساير كاربران و استفاده كنندگان مبادله ومورد بهره برداري قرار دهند.

سرويس شبكه تار عنكبوتي جهـاني (WORLD WIDE WEB) يكـي ازمجمـوعه سرويس هاي اينترنت است كه كاربران را قادر مي سازد تا محتويات اسناد را كه مي تواند شامل متن ،‌ تصوير وحتي صدا نيز باشد به شيوه اي زيبا ملاحظه نمايند.

دراين سرويس اطلاعات اسناد بصورت صفحاتي كه موسوم به صفحات “ وب“ مي باشند صفحـه بـه صفحه توسط نرم افزار مقيم دركامپيوتر موسوم به مرور گرهاي “ وب“ (نظير INTERNET EXPLORER شركت مايكروسافت ويا نت اسكيپ) تنها با كليك كردن (MOUSE) نمايش داده مي شوند.

اگر نمي توانيد مستقيماًبه سراغ شيء ويا موضوع مورد علاقه خود برويد مي توانيد از خدمات ارائه شده توسط موتورهاي جستجو سود ببريد.

برخي از موتورهاي جستجو در اينترنت عبارتند از :

GOOGLE , GO.COM, YAHOO PEOPLE , EXCITE, ALTA VISTA,LYCOS, KIDSCLIK, HOTBOT, SWITCHBOARD, RAGING SEARCH, NOTHERN LIGHT, YAHOOLIGANS , YAHOO, WEBCRAWLER

چگونه به شبكه اينترنت وصل شويم ؟

يك دستگاه MODEM (براي DEMODULATION , MODULATION داده ها جهت ارسال سيگنال هاي مخابراتي ) يك خط تلفن و يك ISP .

ISP كه مخفف عبارت INTERNET SERVICE PROVIDER مي باشد نام شركت هاي خدمات اينترنتي است كه سرويس هاي لازم جهت اتصال به شبكه اينترنت را ازطريق خط تلفن براي شما فراهم مي آورد.

پست الكترونيكي وسرويس صفحات وب ازجمله خدمات ارائه شده توسط مراكز ISP ميباشند.

مزاياي استفاده از سرويس پست الكترونيكي (email)

emial يا پست الكترونيكي يكي ديگر از سرويس هاي شبكه اينترنت مي باشد. با استفاده از پست الكترونيكي شما مي توانيد درمدت چند ثانيه با بنگاه هاي تجاري ، شركت ها ، سازمان ها ، دوستان وآشنايان خود چنانچه به شبكه اينترنت دسترسي داشته باشند ارتباط برقرار نمائيد و بصورت لحظه اي اقدام به ارسال ودريافت پيام نمائيد . وديگر نيازي نيست به دنبال پاكت و تمبر بگرديد!

شما حتي ميتوانيد يك گفتگوي الكترونيكي بصورت درجا ولحظه اي ( real time) نيز داشته باشيد كه به آن اصطلاحاً سرويس chat گفته مي شود.

تجارت الكترونيكي چيست ؟ (ELECTRONIC COMMERCE) :

خريد از طريق اينترنت يك نمونه از مثال تجارت الكترونيكي مي باشد بطور كلي واژه تجـارت الكتـرونيكي اشـاره بـه معاملات الكترونيكي مي نمايد كه از طريق شبكه هاي ارتباطي انجام مي پذيرد.

ابتدا، خـريـدار يـا مصرف كننده به جستجوي يك مغازه مجازي از طريق اينترنت مي پردازدوكالائي را ازطريق وب يا پست الكترونيكي سفارش مي دهد ونهايتاً كالا را تحويل مي گيرد. بديهي است كه به اين ترتيب فرآيند خريد كالا به سادگي وسرعت انجام مي پذيرد. صورتحساب نيز به طرق مختلف ازجمله بصورت نقدي ، پس از تحويل جنس ، واريز وجه به حساب بانكي فروشنده ، POSTAL MONEY ORDERS ويا از طريق كارت اعتباري مي تواند پرداخت شود.

 تقسيم بندي تجارت الكترونيك :

تجارت الكترونيك درواقع فرآيند خريد وفروش محصولات وخدمات بر روي شبكه اينترنت مي باشد ومي توان آن را به چند گروه : تجارت بين بنگاه ومصرف كننده يا مشتري (B2C) ، تجارت بين بنگاه و بنگاه (B2B) و تجارت بين مصرف كننده ومصرف كننده (C2C) تقسيم نمود كه دراين ميان فعاليت هاي تجاري عمدتاً درچارچوب B2B و B2C متمركز گرديده اند . هرچند درآينده فعاليت هاي تجاري B2A و C2A نيز قابل پيش بيني مي باشند كه درادامه به معرفي هريك پرداخته شده است .

نمونه هائي از فعاليت تجاري :

B2B - تعامل بين دومجموعه توليد كنندگان خودرو و قطعه سازان باعث كاهش هزينه ها ، بهبود كيفيت و افزايش سرعت ساخت خود رو ميگردد.

B2C – تجارت الكترونيكي بين بنگاه ومشتري بسيار متداول است . درحال حاضر ده گروه اول زمينه هاي فروش خدمات وكالا كه از طريق اينترنت وبراساس B 2C انجام مي پذيرندعبارتند از : سخت افزار، امور مسافرت ، جهانگردي ، كتاب ، موسيقي ، ارسال هديه وگل وموادغذايي و نوشيدني ، جواهرات ، كالاهاي ورزشي والكترونيكي ، كه برخي از آنها نيز درليست كالاهاي صادراتي كشورمان قرار دارند.

-C2G انواع مزايده ومناقصه كالاها از طريق اينترنت دراين حوزه قرار مي گيرند وباتوجه به استقبال عمومي از اين نوع سايت ها آينده خوبي براي اين بخش از فعاليت هاي تجارت الكترونيك پيش بيني مي شود.

BUSINESS TO ADMINISTRATION) B2A)

انواع تعاملات تجاري مابين شركتها و سازمانهاي دولتي ، پرداخت عوارض ومالياتها نمونه هائي از انواع فعاليت هاي B2A را تشكيل مي دهند.

ابزار تجارت الكترونيكي

زير ساختهاي لازم جهت تجارت الكترونيكي

همانندسازمانهاي خدمات همگاني .

-انجام كاربا برداشتن گوشي تلفن.

تقسيم بندي اطلاعات درفيلدهاي خاص

-مشخصات مركز بازرگاني / بروشورهاي تبليغاتي روي سيستم ON LINE

-قيمت گذاري ودسترسي به كد مناسب براي مشتريان .

متدهاي پرداخت الكترونيكي ELECTRONIC SETTELEMET

1-پرداخت ازحساب بانكي / HOME BANKIING /ON LINE

2-پرداخت كارتهاي اعتباري مثل كارتهاي اعتباري MASTER CARD , VISA

3-پول الكترونيكي ELECTRONIC MONEY

تقسيم بندي پول الكترونيكي

1- جريان بسته پول الكترونيكي (CLOSED LOOP TYPE OF ELECTRONIC MONEY)

باهربار استفاده در فرآيند گردش خود به موسسه صادركننده خود باز ميگردد (تبديل به حساب سپرده ميشود)

2- جريان باز پول الكترونيكي (OPEN LOOP TYPE)

ميتوان آن را به شخص ثالث انتقال داد مانند اسكناس و سكه هاي رايج .

** نوع دسته بندي ديگري نيز داريم كه عبارتست از كارتهاي هوشمند( IC CARD) و پول الكترونيكي نوع شبكه اي (NETWORK TYPE) كه به آن SOFTWARE TYPE نيز اتلاق ميگردد.

*هم اكنون كارتهاي هوشمند در فرانسه وچند كشور ديگر بعنوان ابزار پرداخت روزمره معمول ومتداول است .

-فرآيند سفارش وسيستم پرداخت .

-ايجاد يك فروشگاه بزرگ مجازي (MALL)

 

پروتكل ارتباطي TCP/IP (TRANSMISSION) CONTROL PROTOCOL/INTERNET PROTOCOL)

تبادل اطلاعات درشبكه اينترنت بين كامپيوترهاي مختلف نياز به ملزومات وقواعدي دارد كه يكي ازمهمترين آنها پروتكل هاي ارتباطي است ودربين پروتكل هاي مطرح درشبكه ها .

خصوصيات TCP/IP

پروتكل TCP/IP خصوصيات مهم وبسياري را شامل مي گردد كه برخي از آنها به شرح ذيل است :

-آدرس دهي منطقي

-مسيريابي

-سرويس نام گذاري

-بررسي خطا وكنترل جريان

-پشتيباني كاربردها

دريك شبكه با پروتكل TCP/IP ، دستگاه هائي نظير SERVER ها ،‌CLIENT ها و نيز تجهيزات سخت افزاري همانند ROUTER ها و GATEWAY ها ، داراي يك آدرس منحصر بفرد هستند.

هرآدرس IP يك آدرس 32 بيتي است كه نمايش آن بصورت دهدهي با مميز شناور ميباشد واز دوقسمت تشكيل ميشود.

الف – ID شبكه (NET ID)

ب‌-ID همزمان ( HOST ID)

مسيريابي

مسيرياب ROUTER ابزار مخصوصي است كه مي تواند با تشخيص آدرسي منطقي ، داده ها را درشبكه به سمت مقصدش هدايت نمايد.

سرويس نامگذاري

عليرغم سهولتي كه بكارگيري IP نسبت به آدرس فيزيكي از پيش تعيين شده روي آداپتور شبكه دارد اما همچنان IP و طولاني بودن آن مشكل بخاطر سپردن اعدادي مانند 126.112.131.146 يا 101.192.156.131 را بدنبال دارد لذا TCP/IP ساختاري موازي با درنظر گرفتن اسامي حرفي عددي را فراهم ساخته است . اين اسامي ، قلمرو يا (DOMAIN NAMED SERVICE) ناميده مي شود.

تطابق بين اسامي قلمرو و آدرس هاي IP تحليل نام خوانده مي شود.

(DOMOIN NAMED SERVICE) آدرس كامپيوترها درشبكه اينترنت بطور معمول به شكل اسـامي DNS درقالب آدرس هاي الكترونيكي يا شبكه سراسري WWW بيان مي شود (براي مثال WWW.ISIRAN.COM) ويا (WWW.HAFEZ.NET)

كامپيوترهاي مخصوصي بنام سرويس دهنده هاي نام ( NAME SERVERS) جداولي را ذخيره مي كنند كه چگونگي تطابق بين اسامي قلمروئي وآدرس هاي IP را نشان مي دهد.

سيستم سرويس نام در TCP/IP يك سلسله مراتب از سرويس دهنده هاي نام كه اسامي قلمرو را براي كامپيوترهاي ثبت شده DNS درشبكه دارد فراهم مي سازد اين بدين معني است كه كاربر شبكه به ندرت به وارد كردن آدرس IP نياز دارد وتنها آدرس قلمروئي را مورد استفاده قرار مي دهد.

EDI :

EDI مخفف ELECTRONIC DATA INTERCHANGEو به معناي مبادله الكترونيكي داده ها ميباشد و درسالهاي گذشته مورد توجه قرارگرفته است . EDI در واقع پيشينه تجارت الكترونيكي يا E _ COMMERCEتلقي ميگردد . E_COMMERCE جايگزين EDI گرديده است زيرا بجاي راه حلهاي گران EDI كه تنها توسط شركتهاي بزرگ قابل پياده سازي بود تجارت الكترونيك به كمك شبكه هاي اينترنت به راحتي قابل پياده سازي و بهره برداري ميباشد.

در واقع EDIابزاري الكترونيكي براي شركت ها محسوب ميشود تا بتوانند مستندات تجاري خود را در بستري الكترونيكي رد وبدل نمايند . بدين ترتيب انتقال مستنداتي نظير شفارشات خريد و صورتحساب ها از طريق خطوط تلفن بكمك پست الكترونيكي ، فاكس و تلكس در فرآيندهاي EDI ، ارسال مستندات كاغذي را حذف نموده است .

مزاياي استفاده ازتبادل الكترونيكي اطلاعات

مزاياي استفاده از مكانيزم تبادل الكترونيكي اطلاعات در تجارت بين المللي و آثار كلي روي اقتصاد كلان كشورها را ميتوان بشرح زير برشمرد.

-پائين آوردن چشمگير هزينه هاي عملياتي

-انجا م خريد وفروش (واردات وصادرات ) انجام مناقصه هاي بين المللي ، كنترل موجودي ها ، امور بانكي و پرداخت ها ،‌انجام فعاليت هاي گمركي و غيره به گونه اي آسانتر ، سريعتر و دقيقتر .

-بالارفتن سطح توليد و برگشت سريع سرمايه ها ( توسعه صادرات )

-ايجا د هماهنگي و تطبيق شرايط كاري با كشورهاي ديگر به ويژه از ديدگاه موضوع رقابت در بازار جهاني و همچنين پيوستن به قطب هاي اقتصادي

-به حداقل رساندن اشتباهات انساني و به وجود آوردن امكانات بهتر براي كنترل و برنامه ريزي

-ورود تجارت هاي كوچك و متوسط به صحنه تجارت بين المللي ، ايجاد اشتغال ، فقرزدائي و انتقال فن آوري

هزينه هاي استفاده از تبادل الكترونيكي اطلاعات

هزينه هاي مربوط به استفاده از تبادل الكترونيكي اطلاعات راميتوان بطور كلي در محورهاي زير خلاصه نمود:

-هزينه هاي مربوط به آموزش وآگاه سازي عمومي وايجاد فضاي قانوني

-هزينه هاي مربوط به استقرار سخت افزارها كه معمولاً درهرنوع مكانيزاسيوني وجود دارد ويا هزينه هاي مربوط به هماهنگ سازي سخت افزارهاي موجود دارد ويا هزينه هاي مربوط به هماهنك سازي سخت افزارهاي موجود .

-هزينه هاي مطالعاتي به اين معني كه برقراري تبادل الكترونيكي اطلاعات بايد به همان شيوه ها انجام پذيرد كه معمولاً درپروژه هاي مكانيزه وسيع عمل ميشود بدين معنا كه هزينه هاي مربوط به بررسي هاي ومطالعات اوليه ، تهيه گزارشات حاوي توجيهات فني واقتصادي كه توسط متخصصان ويا مشاوران انجام ميشود، درنظر گرفته شود.

-هزينه هاي مربوط به نرم افزارهاي موردنياز

-هزينه هاي مربوط به بستر سازي هاي سيستم هاي ارتباطاتي ومخابراتي كه بستگي به ابزار انتخاب شده دارد.

-هزينه هاي مربوط به تجديد ساختار تجاري ، راه اندازي بخشي تبادل الكترونيكي اطلاعات دربخش هاي مرتبط با تجارت خارجي مانند پروژه سوئيفت(SWIFT) در بانك مركزي و پروژه اسيكودا ( ASYCUDA)در گمرك ايران .

-هزينه هاي مربوط به ايجاد شبكه هاي اطلاعات بازرگاني

-هزينه هاي عملياتي و نگه داري كه شامل هزينه هاي مربوط به توسعه سيستم ها و نرم افزارهاي جديد نيز ميشود.

گفتني استكه از ديدگاه توجيه فني اقتصادي ، طبق تجارب و گزارشات موجود مزاياي تبادل الكترونيكي اطلاعات و صرفه جوئي هاي چشمگير ناشي از كاربردآن وهمچنين آثار و مزاياي رقابتي منحصر به فرد تبادل الكترونيكي اطلاعات چه در مورد كشورها وچه در موردسازمانها به طور قاطع برهزينه هاي آن چيره ميشود.

ساختار تشكيلاتي EDI در سازمان ملل

با توجه به روند تكنولوژي و همه گير شدن تجارت الكترونيك و با توجه به پيشينه EDIپس از ارائه استانداردهاي پيشنهادي به سازمان ملل درحال حاضر ساختار تشكيلاتي جهاني مركز سي فاكت سازمان ملل (UN/CEFACT)وجايگاه كميته ها وگروه هاي كاري و شوراهاي منطقه اي بصورت زير ميباشد كه در نمودار صفحه بعد نشان داده شده است .

CEFACT

درحال حاضر درساختار تشكيلات جهاني مركز سي فاكت سازمان ملل يك گروه موسوم به گروه راهبري سي فاكت (CEFACT STEERINGGROUP – CSG)تحت مركز تسهيل تجاري و كسب و كار الكترونيكي سازمان ملل وجود دارد كه پانزده عضو دارد و سهم آسيا دو نماينده ميباشد كه يكي از اعضاي ‌آسيائي آن جمهوري اسلامي ايران ميباشد.

گروه راهبري سي فاكت (CSG)بمنظور انجام فعاليت هاي خود شش گروه كاري زيررا ايجاد نمود :

-گروه كاري روش هاي تجارت الكترونيك بين المللي

INTERNATIONAL TRADE PROCEDURE WORKING GROUP (ITPWG)

-گروه كاري تجزيه وتحليل مراحل كسب وكار

BUSINESS PROCESS ANALYSIS WORKING GROUP (BPAWG)

-گروه كاري تكنيك هاو متدلوژي ها

TECHNICS AND METHODOLOGIES WORKING GROUP (TMWG)

-گروه كاري حقوقي

LAW WORKING GROUP (LWG)

-گروه كاري اديفاكت

EDIFACT WORKING GROUP (EWG)

-گروه كاري كد

CODE WORKING GROUP (CWG)

اقدامات اخير سازمان ملل

با فراگير شدن اينترنت در سطح جهان ، سازمان ملل اقدامات بسياري را در جهت بكارگيري اين تكنولوژي انجام داده است . درسال 1999 كميته راهيري (CSG)يك يادداشت تفاهم با OASIS به امضاء‌رساندند.

مجمع OASISمتشكل از حدود دويست كمپاني بزرگ انفورماتيكي دنيا مانند DELL, IBM , MICROSOFT و …ميباشد كه يك سازمان غير انتفاعي ميباشند. لذا با توجه به وجود تخصص هاي انفورماتيكي دراين سازمان و از طرف ديگر وجود تخصص هاي بازرگاني دربخش CSGاين دوسازمان اقدام به همكاري هاي دو جانبه در جهت تدوين استانداردهاي تجارت الكترونيك نمودند وگروهي موسوم به EBXML را تشكيل دادند ومقرر گرديد ظرفهيجده ماه اين گروه DTD هاي استاندارد را تدوين و به تصويب برسانند تا بستر مناسب جهت بهره گيري از استانداردهاي لازم درتجارت الكترونيك ايحاد گردد.

اخيراًقائم مقام بخش CEFACTپيشنهادي را به كميته هدايت كننده (CSG) ارائه نموده است كه براسا س آن با توجه به لزوم فعاليت هاي بيشتر درتدوين استانداردهاي XMLو ادامه پشتيباني از فعاليت هاي قبلي انجام شده EDI درجهان ، پيشنهاد كرده است تا با ادغام سه گروه كاري كد ، اديفاكت و تجزيه وتحليل مراحل كسب و كار ، يك گروه كاري جديد بنام (E-BUSINESS WORKING GROUP)

EBWGايجاد گردد و تحت آن نيز يك بخش مستقل بنام ارائه دهندگان خدمات پشتيباني (SUPPORT SERVICES PROVIDER)و پنج گروه كاري ديگر درزمينه هاي مختلف فعاليت نمايند.

درادامه ضمن معرفي EDI در ايران به توضيحات بيشتري پيرامون ساختار شوراي آسيا و اقيانوسيه مركز UN/ CEFACT و گروه هاي كاري آن پرداخته ميشود

EDIدرايران

وزارت بازرگاني بعنوان دست اندر كار مسائل مربوط به تجارت خارجي و EDIدركشور از سال 1373 فعاليت هائي را آغاز نموده است وشبكه اطلاع رساني كه شبكه اي براساس BBSميباشد متعاقباً شبكه نقطه تجاري ايران را ارائه نموده است(TRADE POINT)توسط سازمان ملل متحد پيشنهاد ومورد حمايت قرارگرفته است و مي بايد داراي سه مشخصه بشرح زير باشد :

1-داراي مركز اطلاع رساني تجاري (TRADE INFORMATION CENTER)

2-مركز تسهيلات تجاري (TRADEFACILITAIONCENTER)

3-G . T. P . NET

ساختار “ شوراي تسهيل تجاري و الكترونيكي آسيا اقيانوسيه “

جلسات “ شوراي تسهيل تجاري و تجارت الكترونيكي آسيا – اقيانوسيه “ كه هر شش ماه يكبار دريكي از كشورهاي عضو تشكيل مي شود ، مركب از اجلاس عمومي و نيز نشست هاي گروه هاي كاري تخصصي است .

گروه هاي كاري تخصصي “ شوراي تسهيل تجاري و بازرگاني الكترونيكي آسيا – اقيانوسيه “كه هريك تصدي بررسي ،‌ تائيدوبسط پيام هاي استاندارد اديفاكت در زمينه هاي گوناگون عمليات تجاري را برعهده دارند ، به قرار زير مي باشند:‌

1-گروه كاري آگاه ساز ي و آموزش

AWARENESS & EDUCATION WORKING GROUP (AEG)

2-گروه كاري ارزيابي فني پيام هاي اديفاكت

TECHNICAL ASSESSMENT GROUP (GAG)

3-گروه كاري زبان XML براي مبادله الكترونيكي داده ها

XML&EDI WORKING GROUP (XMLWG)

4-گروه كاري بررسي پيام هاي استاندارد خريد

PURCHASING WORKING GROUP (PWG)

5-گروه كاري بررسي پيام هاي استاندارد گمركي

CUSTOMS WORKING GROUP (CWG)

6-گروه كاري بررسي پيام هاي استانداردمالي

FINANCIAL WORKING GROUP (FWG)

7-گروه كاري بررسي امور حقوقي

8-گروه كاري بررسي امور ايمني وحفاظت گردش الكترونيكي اطلاعات

SECURITY WORKING GROUP (SWG)

9=گروه كاري بررسي پيام هاي استاندارد ترابري و حمل ونقل

TRANSPORT WORKING GROUP (TWG)

10-گروه كاري بررسي امور مربوط به حفاظت محيط زيست

ENVIRONMENT PROTECTION WORKING GROUP ( EPG)

هيات نمايندگي وزارت بازرگاني جمهوري اسلامي ايران براي نخستين بار در يازدهميناجلاس AFACT(مالزي – آبان ماه 1374)حضور پيدا كرد ومتعاقباً‌ در دوازدهمين اجلاس عمومي آن ( فيليپين – خرداد 1375) ، بعنوان تنها كشور غرب آسيا ، رسماًعضويت آن سازمان را احراز نمود.

ساختار تشكيلاتي “ كميته ملي اديفاكت ايران “

“ كميته ملي اديفاكت ايران “كه نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در “ شوراي تسهيل تجاري و بازرگاني الكترونيكي آسيا – اقيانوسيه ( AFACT) “ را برعهده دارد درمردادماه 1379با مشاركت ديگر وزارت خانه ها وموسسات ذيربط درمعاونت برنامه ريزي واطلاع رساني وزارت بازرگاني و چارچوب تشكيلاتي وموسسه مطالعات و پژوهش هاي بازرگاني تاسسي شد هر يك از وزارت خانه ها ،‌سازمان ها وموسسات دولتي ،‌با توجه به حيطه كار تخصصي خود ، مسئوليت يا عضويت يكي از گروه هاي كاري موجود در “ كميته ملي اديفاكت ايران “را عهده دار مي باشند.

گروه كاري آگاه سازي و آموزش ( AEG)

فعاليت هاي اين گروه كاري عمدتاً‌ مربوط به گسترش فرهنگ و همچنين آموزش و آگاه سازي عوامل مربوط درامور بازرگاني كشور مي شود.

استمرار برگزاري دوره هاي آموزشي تجارت الكترونيكي EDI و اديفاكت جهت مديران و كارشناسان كشور ، برپايي همايش هاي تخصصي و كارگاه هاي و آموزشي با همكاري مراجع.

گروه كاري خريد( PWG)

داخلي و بيـن المللـي ، استفـاده از مشـاوره فني وتخصصي منابع ومراجع ايراني وبين المللي ، تامين ، ترجمه ونشر كتب ، مقالات وساير مطالب علمي وآموزشي.

گروه كاري تخصصي بررسي امور گمركي ( CWG)

طــــراحي واجـــــــــراي مـوفـقـيـت آمـيــزپـــروژه آسـيــكــــودا

( AUTOMATED SYSTEM FOR CUSTOMS DATA – ASYCUDA) دربخش صادرات گمرك و همچنين استمرار برنامه ريزي و اقدام در زمينه اعمال و بهره گيري از اين سيستم در بخش واردات ،‌دست آوردهاي حاصله از سوي گمرك ايران درزمينه مطالعات كارشناسي ، اجرا و راه اندازي پروژه ياد شده براي بررسي پيام هاي استاندارد اديفاكت در امور گمركي مي باشد.

گروه كاري بررسي امور مالي ( FWG)

اين گروه تخصصي عهده دار مطالعه كارشناسي ، طراحي و ارائه پينشهاد پيام هاي استاندارد اديفاكت در زمينه عمليات ومبادلات مالي و بانكي مي باشد. ضمناً‌اقدامات مطالعاتي و اجرائي گسترده اي از سوي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران در رابطه با اعمال بهره گيري از سيستم “ سوئيفت “انجام گرفته است .

گروه كاري بررس امور حقوقي( LWG)

بررسي ،‌چاره انديشي ، رفع مشكلات ، طرح دعاوي و انواع مسائل حقوقي مربوط به استفاده از رايانه براي برقراري ارتباط و انجام معاملات به صورت الكترونيكي بين اشخاص حقيقي و حقوقي را مد نظر دارد.

مضافاًاين گروه كاري با اتخاذ و اعمال دو ره يافت :

الف – پيش بيني چگونگي حل مسالئ حقوقي با استفاده از قوانين موجود

ب- ارائه راه حل ها و پيشنهاد ها جهت تطبيق قوانين موجود با فن آوري هاي نوين در راه تحقق اهداف و برنامه هاي حيطه تخصصي خود تلاش مي نمايند.

گروه كاري ارزيابي امور فني پيام هاي اديفاكت( TAG)

فعاليت هاي اين گروه كاري شامل ارزيابي فني و تخصصي پيام هاي اديفاكت دربخش هاي گوناگون بازرگاني وارائه پيشنهاد هاو طرح هاي مربوط به“ شواري تسهيل تجاري وبازرگاني الكترونيكي آسيا – اقيانوسيه “‌ مي شود.ارزيابي تخصصي و ساختاري پيام هاي استاندارد ايفاكت كه از سوي ديگر گروه هاي كاري تهيه وارائه مي شود ،‌ پشتيباني فني گروه هاي كاري تخصصي، بررسي فني انطباق پيام هاي مصوبه “ شوراي تسهيل تجاري و بازرگاني الكترونيكي آسيا – اقيانوسيه “ با وضعيت و شرايط داخلي كشور و وارسي نهائي تغييرات اعمال شده در پيام هاي پيشين ، اهم وظايف اين گروه كاري را تشكيل ميدهند.

گروه كاري XML&EDI

يكي ديگر از گروه هاي كاري كميته ملي اديفاكت ايران گروه كاري XMLمي باشد . اين گروه براي اولين بار در اجلاس هفدهم AFACTدركشور كره تاسيس گرديد. فعاليت اين گروه كاري شامل بررسي و تطبيق پيام هاي تجاري منطبق براستانداردهاي EANCOMو EDIبا ساختارهاي XML و تحقيق جهت توسعه استانداردهاي داده هاي XMLدرصنعت مي باشد.

لازم به ذكر است XMLاستاندارد خاصي است كه توسط كنسرسيوم (W3C)WORLD WIDEWEBبمنظور ارائه وتبادل الكترونيكي فرم ها و اطلاعات تجاري در شبكه اينترنت طراحي شده است .هدف بكارگيري XMLامكان پذير نمـودن ارتباطات “ CONSUMER TO ,“ BUSINESS TO CONSUMER “,“ BUSINESS TO BUSINESS “

“ BUSINESS روي شبكه اينترنت با استفاده از استانداردهاي EDI است كه باعث كاهش هزينه ها و افزايش كارائي تبادل اطلاعات تجاري خواهد گرديد.

فعاليت هاي گروه كاري ياد شده در سه سطح و مقطع ملي ، منطقه اي وبين امللي قابل تفكيك است .

گروه كاري بررسي امور ترابري (T WG)

اين گروه عمدتاً عهده دار بررسي ، ارزيابي ، طراحي ، تدوينو ارائه پيشنهاد درزمينه پيام هاي استاندارد اديفاكت در بخش حمل ونقل ميباشد.

سوئيفت(SWIFT)

سوئيفت يك شبكه جهاني ارتباطات مالي است . بانكها و سازمانهائي كه اين استاندارد را به خدمت مي گيرند مي توانند تمامي پيامهاي خود را براساس استاندارد ارسال و دريافت نمايند. مزاياي انجام كار با اين استاندارد بشرح زير ميباشد :

1-افزايش سرعت كار به ميزان حداقل دو برابر

2-برخورداري از امنيت بيشتر و جلوگيري از هر نوع سوء استفاده

3- كاهش هزينه در مقايسه با ساير سيستم هاي مخابراتي

4- صرفه جوئي در بكار گيري نيروي انساني

5-برخورداري از دقت بيشتر و به حداقل رسيدن اشتباهات

انتقالاتارزي بين بانكي ، معاملات ارزي ، حواله هاي ارزي صادره ، وصولي هاي ارزي ، اوراق بهادار اعتبارات اسنادي و ضمانت نامه هاي ارزي از عمده پيام هائي هستند كه از طريق اين شبكه پردازش مي گردند.

مزيت هاي تجارت الكترونيكي :

-افزايش رشد تجارت

-افزايش فروش

-افزايش درآمد

-افزايش سرمايه گذاري

-افزايش سطح رفاه زندگي مردم

-ايجاد فرصت هاي تجاري جديد براي صنايع و بنگاه هاي بازرگاني ( ناشي از رفع تبعيضات و تحصيل امتيازات تجاري حاصل از مذاكرات بين دولتها

-افزايش فرصت هاي جديد شغلي ( كارآفريني نسل جوان در دراز مدت )

-افزايش قابل ملاحظه امنيت دسترسي به بازارهاي صادراتي ناشي از تثبيتتعرفه ها .

-افزايش تضمين بازارها وثبات دسترسي به آنها ناشي از بكار گيري قواعدمتحدالشكل درتمامي كشورهاي عضو سازمان هاي جهاني

-امكان ارائه خدمات ومحصولات درسطح جهاني

-جلوگيري ازاتلاف وقت و كاهش ترددهاي بي مورد

-كمك به منابع انرژي و محيط زيست

-كاهش هزينه هاي سربار و ايجاد رقابت درسطح بين الملل

-دسترسي سريع به اطلاعات

-عدم حضور واسطه

-كاهش هزينه هاي تبليغات كالا به ويژه در سطح بين المللي

-ورود به بازارهاي فرامنطقه اي در جهت بازاريابي جهاني

نيازها :

-يك سيستم بانكي روان و دقيق

-قوانين گمركي ،‌مالياتي و بانكداري الكترونيك

-كد تجاري محصول

-تهيه و تدوين نظام ملي اطلاعات ونظام حقوقي اطلاع رساني ( كپي رايت )

-امنيت اطلاعات

-محرمانه بودن اطلاعات شخصي ( PRIVACY )

-تطبيق مقررات ملي با مقررات متحد الشكل بين المللي

-توسعه تكنولوژي عام ( GENERIC)مانند ميكرو الكترونيك ، مهندسي نرم افزار

-وجود يك بستر قانوني جهت اجراي تجارت الكترونيكي

-همكاري دانشگاه ها ، مراكز تحقيقاتي و سازمان هاي مختلف

-پذيرش اسناد الكترونيكي توسط قوه قضائيه ( بجاي اصل سند مالكيت )

-تامين صدور و بكارگيري كارت هاي اعتباري ونظام انتقال الكترونيكي اسناد توسط شبكه بانكي

-تامين خطوط ارتباطي پرسرعت ومطمئن و ايجاد بستر مخابراتي به شكل بي سيم

-معرفي مرجع نمونه گواهي امضاء ديجيتالي در كشور و تائيد احراز هويت خريدار و فروشنده توسط اين مرجع .

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

انرژي هسته اي

وقتی که صحبت از مفهوم انرژی به میان می‌آید، نمونه‌های آشنای انرژی مثل انرژی گرمایی ، نور و یا انرژی مکانیکی و الکتریکی در شهودمان مرور می‌شود. اگر ما انرژی هسته‌ای و امکاناتی که این انرژی در اختیارش قرار می‌دهد، آشنا ‌شویم، شیفته آن خواهیم شد.




آیا می‌دانید که

انرژی گرمایی تولید شده از واکنشهای هسته‌ای در مقایسه با گرمای حاصل از سوختن زغال سنگ در چه مرتبه بزرگی قرار دارد؟

منابع تولید انرژی هسته‌ای که بر اثر سیلابها و رودخانه از صخره شسته شده و به بستر دریا می‌رود، چقدر برق می‌تواند تولید کند؟

کشورهایی که بیشترین استفاده را از انرژی هسته‌ای را می‌برند، کدامند؟ و ... .

نحوه آزاد شدن انرژی هسته‌ای

می‌دانیم که هسته از پروتون (با بار مثبت) و نوترون (بدون بار الکتریکی) تشکیل شده است. بنابراین بار الکتریکی آن مثبت است. اگر بتوانیم هسته را به طریقی به دو تکه تقسیم کنیم، تکه‌ها در اثر نیروی دافعه الکتریکی خیلی سریع از هم فاصله گرفته و انرژی جنبشی فوق العاده‌ای پیدا می‌کنند. در کنار این تکه‌ها ذرات دیگری مثل نوترون و اشعه‌های گاما و بتا نیز تولید می‌شود. انرژی جنبشی تکه‌ها و انرژی ذرات و پرتوهای بوجود آمده ، در اثر برهمکنش ذرات با مواد اطراف ، سرانجام به انرژی گرمایی تبدیل می‌شود. مثلا در واکنش هسته‌ای که در طی آن 235U به دو تکه تبدیل می‌شود، انرژی کلی معادل با 200MeV را آزاد می‌کند. این مقدار انرژی می‌تواند حدود 20 میلیارد کیلوگالری گرما را در ازای هر کیلوگرم سوخت تولید کند. این مقدار گرما 2800000 بار برگتر از حدود 7000 کیلوگالری گرمایی است که از سوختن هر کیلوگرم زغال سنگ حاصل می‌شود.





کاربرد حرارتی انرژی هسته‌ای

گرمای حاصل از واکنش هسته‌ای در محیط راکتور هسته‌ای تولید و پرداخته می‌شود. بعبارتی در طی مراحلی در راکتور این گرما پس از مهارشدن انرژی آزاد شده واکنش هسته‌ای تولید و پس از خنک سازی کافی با آهنگ مناسبی به خارج منتقل می‌شود. گرمای حاصله آبی را که در مرحله خنک سازی بعنوان خنک کننده بکار می‌رود را به بخار آب تبدیل می‌کند. بخار آب تولید شده ، همانند آنچه در تولید برق از زعال سنگ ، نفت یا گاز متداول است، بسوی توربین فرستاده می‌شود تا با راه اندازی مولد ، توان الکتریکی مورد نیاز را تولید کند. در واقع ، راکتور همراه با مولد بخار ، جانشین دیگ بخار در نیروگاه‌های معمولی شده است.

سوخت راکتورهای هسته‌ای

ماده‌ای که به عنوان سوخت در راکتورهای هسته‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد باید شکاف پذیر باشد یا به طریقی شکاف پذیر شود.235U شکاف پذیر است ولی اکثر هسته‌های اورانیوم در سوخت از انواع 238U است. این اورانیوم بر اثر واکنشهایی که به ترتیب با تولید پرتوهای گاما و بتا به 239Pu تبدیل می‌شود. پلوتونیوم هم مثل 235U شکافت پذیر است. به علت پلوتونیوم اضافی که در سطح جهان وجود دارد نخستین مخلوطهای مورد استفاده آنهایی هستند که مصرف در آنها منحصر به پلوتونیوم است.

میزان اورانیومی که از صخره‌ها شسته می‌شود و از طریق رودخانه‌ها به دریا حمل می‌شود، به اندازه‌ای است که می‌تواند 25 برابر کل مصرف برق کنونی جهان را تأمین کند. با استفاده از این نوع موضوع ، راکتورهای زاینده‌ای که بر اساس استخراج اورانیوم از آب دریاها راه اندازی شوند قادر خواهند بود تمام انرژی مورد نیاز بشر را برای همیشه تأمین کنند، بی آنکه قیمت برق به علت هزینه سوخت خام آن حتی به اندازه یک درصد هم افزایش یابد.

مزیتهای انرژی هسته‌ای بر سایر انرژیها





بر خلاف آنچه که رسانه‌های گروهی در مورد خطرات مربوط به حوادث راکتورها و دفن پسماندهای پرتوزا مطرح می‌کند از نظر آماری مرگ ناشی ازخطرات تکنولوژی هسته‌ای از 1 درصد مرگهای ناشی از سوختن زغال سنگ جهت تولید برق کمتر است. در سرتاسر جهان تعداد نیروگاههای هسته‌ای فعال بیش از 419 می‌باشد که قادر به تولید بیش از 322 هزار مگاوات توان الکتریکی هستند. بالای 70 درصد این نیروگاه‌ها در کشور فرانسه و بالای 20 درصد آنها در کشور آمریکا قرار دارد.

 راکتورهای هسته‌ای دستگاه‌هایی هستند که در آنها شکافت هسته‌ای کنترل شده رخ می‌دهد. راکتورها برای تولید انرژی الکتریکی و نیز تولید نوترون‌ها بکار می‌روند. اندازه و طرح راکتور بر حسب کار آن متغیر است. فرآیند شکافت که یک نوترون بوسیله یک هسته سنگین (با جرم زیاد) جذب شده و به دنبال آن به دو هسته کوچکتر همراه با آزاد سازی انرژی و چند نوترون دیگر شکافته می‌شود.

تاریخچه

اولین انرژی کنترل شده ناشی از شکافت هسته در دسامبر 1942 بدست آمد. با رهبری فرمی ساخت و راه اندازی یک پیل از آجرهای گرافیتی ، اورانیوم و سوخت اکسید اورانیوم با موفقیت به نتیجه رسید. این پیل هسته‌ای ، در زیر میدان فوتبال دانشگاه شیکاگو ساخته شد و اولین راکتور هسته‌ای فعال بود.

ساختمان راکتور

با وجود تنوع در راکتور‌ها ، تقریبا همه آنها از اجزای یکسانی تشکیل شده‌اند. این اجزا شامل سوخت ، پوشش برای سوخت ، کند کننده نوترونهای حاصله از شکافت ، خنک کننده‌ای برای حمل انرژی حرارتی حاصله از فرآیند شکافت ماده کنترل کننده برای کنترل نمودن میزان شکافت می‌باشد.

سوخت هسته‌ای

سوخت راکتورهای هسته‌ای باید به گونه‌ای باشد که متحمل شکافت حاصله از نوترون بشود. پنج نوکلئید شکافت پذیر وجود دارند که در حال حاضر در راکتورها بکار می‌روند. 232Th ، 233U ، 235U ، 238U ، 239Pu . برخی از این نوکلئیدها برای شکافت حاصله از نوترونهای حرارتی و برخی نیز برای شکافت حاصل از نوترونهای سریع می‌باشند. تفاوت بین سوخت یک خاصیت در دسته‌بندی راکتورها است.

در کنار قابلیت شکافت ، سوخت بکار رفته در راکتور هسته‌ای باید بتواند نیازهای دیگری را نیز تأمین کند. سوخت باید از نظر مکانیکی قوی ، از نظر شیمیایی پایدار و در مقابل تخریب تشعشعی مقاوم باشد، تا تحت تغییرات فیزیکی و شیمیایی محیط راکتور قرار نگیرد. هدایت حرارتی ماده باید بالا باشد بطوری که بتواند حرارت را خیلی راحت جابجا کند. همچنین امکان بدست آوردن ، ساخت راحت ، هزینه نسبتا پایین و خطرناک نبودن از نظر شیمیایی از دیگر فایده‌های سوخت است.


غلاف سوخت راکتور

سوختهای هسته‌ای مستقیما در داخل راکتور قرار داده نمی‌شوند، بلکه همواره بصورت پوشیده شده مورد استفاده قرار می‌گیرند. پوشش یا غلاف سوخت ، کند کننده و یا خنک کننده از آن جدا می‌سازد. این امر از خوردگی سوخت محافظت کرده و از گسترش محصولات شکافت حاصل از سوخت پرتو دیده به محیط اطراف جلوگیری می‌کند. همچنین این غلاف می‌تواند پشتیبان ساختاری سوخت بوده و در انتقال حرارت به آن کمک کند. ماده غلاف همانند خود سوخت باید دارای خواص خوب حرارتی و مکانیکی بوده و از نظر شیمیایی نسبت به برهمکنش با سوخت و مواد محیط پایدار باشد. همچنین لازم است غلاف دارای سطح مقطع پایینی نسبت به بر همکنشهای هسته‌ای حاصل از نوترون بوده و در مقابل تشعشع مقاوم باشد.

مواد کند کننده نوترون

یک کند کننده ماده‌ای است که برای کند یا حرارتی کردن نوترونهای سریع بکار می‌رود. هسته‌هایی که دارای جرمی نزدیک به جرم نوترون هستند بهترین کند کننده می‌باشند. کند کننده برای آنکه بتواند در راکتور مورد استفاده قرار گیرد بایستی سطح مقطع جذبی پایینی نسبت به نوترون باشد. با توجه به خواص اشاره شده برای کند کننده ، چند ماده هستند که می‌توان از آنها استفاده کرد. هیدروژن ، دوتریم ، بریلیوم و کربن چند نمونه از کند کننده‌ها می‌باشند. از آنجا که بریلیوم سمی است، این ماده خیلی کم به عنوان کند کننده در راکتور مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین ایزوتوپهای هیدروژن ، به شکل آب و آب سنگین و کربن ، به شکل گرافیت به عنوان مواد کند کننده استفاده می‌شوند.

خنک کننده‌ها

گرمای حاصله از شکافت در محیط راکتور یا باید از سوخت زدوده شود و یا در نهایت این گرما بقدری زیاد شود که میله‌های سوخت را ذوب کند. حرارتی که از سوخت گرفته می‌شود ممکن است در راکتور قدرت برای تولید برق بکار رود. از ویژگیهایی که ماده خنک کننده باید داشته باشد، هدایت حرارتی آن است تا اینکه بتواند در انتقال حرارت مؤثر باشد. همچنین پایداری شیمیایی و سطح مقطع جذب پایین‌تر از نوترون دو خاصیت عمده ماده خنک کننده است. نکته دیگری که باید به آن اشاره شود این است که این ماده نباید در اثر واکنشهای گاما دهنده رادیواکتیو شوند.

از مایعات و گازها به عنوان خنک کننده استفاده شده‌ است، مانند گازهای دی اکسید کربن و هلیوم. هلیوم ایده‌آل است ولی پر هزینه بوده و تهیه مقادیر زیاد آن مشکل است. خنک کننده‌های مایع شامل آب ، آب سنگین و فلزات مایع هستند. از آنجا که برای جلوگیری از جوشیدن آب فشار زیادی لازم است خنک کننده ایده‌آلی نیست.

مواد کنترل کننده شکافت

برای دستیابی به فرآیند شکافت کنترل شده و یا متوقف کردن یک سیستم شکافت پس از شروع ، لازم است که موادی قابل دسترس باشند که بتوانند نوترونهای اضافی را جذب کنند. مواد جاذب نوترون بر خلاف مواد دیگر مورد استفاده در محیط راکتور باید سطح مقطع جذب بالایی نسبت به نوترون داشته باشند. مواد زیادی وجود دارند که سطح مقطع جذب آنها نسبت به نوترون بالاست، ولی ماده مورد استفاده باید دارای چند خاصیت مکانیکی و شیمیایی باشد که برای این کار مفید واقع شود.

انواع راکتورها

راکتورها بر حسب نوع فرآیند شکافت به راکتورهای حرارتی ، ریع و میانی (واسطه) ، بر حسب مصرف سوخت به راکتورهای سوزاننده ، مبدل و زاینده ، بر حسب نوع سوخت به راکتورهای اورانیوم طبیعی ، راکتورهای اورانیوم غنی شده با 235U (راکتور مخلوطی Be) ، بر حسب خنک کننده به راکتورهای گاز (CO2مایع (آب ، فلز) ، بر حسب فاز سوخت کند کننده‌ها به راکتورهای همگن ، ناهمگن و بالاخره بر حسب کاربرد به راکتورهای قدرت ، تولید نوکلید و تحقیقاتی تقسیم می‌شوند.

کاربردهای راکتورهای هسته‌ای

راکتورها انواع مختلف دارند برخی از آنها در تحقیقات ، بعضی از آنها برای تولید رادیو ایزتوپهای پر انرژی برخی برای راندن کشتیها و برخی برای تولید برق بکار می‌روند.

دوگروه اصلی راکتورهای هسته‌ای بر اساس تقسیم بندی کاربرد آنها. راکتورهای قدرت و راکتورهای تحقیقاتی هستند. راکتورهای قدرت مولد برق بوده و راکتورهای تحقیقاتی برای تحقیقات هسته‌ای پایه ، مطالعات کاربردی تجزیه‌ای و تولید ایزوتوپها مورد استفاده قرار می گیرند.

استفاده از نیروی هسته‌ای از 40 سال پیش آغاز شد و اینک این نیرو همان اندازه از برق جهان را تأمین می‌کند که 40 سال پیش بوسیله تمام منابع انرژی تأمین می‌شد. حدود دو سوم از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای آنها در زمینه تولید برق و زیر ساختهای صنعتی نقش مکمل را ایفا می‌کنند. نیمی از مردم جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای در آنها در حال برنامه‌ریزی و یا در دست ساخت هستند.

به این ترتیب ، توسعه سریع نیروی هسته‌ای جهان مستلزم بروز هیچ تغییر بنیادینی نیست و تنها نیازمند تسریع راهبردهای موجود است. امروزه حدود 440 نیروگاه هسته‌ای در 31 کشور جهان برق تولید می‌کنند. بیش از 15 کشور از مجموع این تعداد در زمینه تأمین برق خود تا 25 درصد یا بیشتر ، متکی به نیروی هسته‌ای هستند. در اروپا و ژاپن سهم نیروی هسته‌ای در تأمین برق بیش از 30 درصد است، در آمریکا نیروی هسته‌ای 20 درصد از برق را تأمین می‌کند. در سرتاسر جهان ، دانشمندان بیش از 50 کشور از حدود 300 راکتور تحقیقاتی استفاده می‌کنند تا: درباره فناوریهای هسته‌ای تحقیق کرده و برای تشخیص بیماری و درمان سرطان ، رادیوایزوتوپ تولید کنند.

همچنین در اقیانوسهای جهان راکتورهای هسته‌ای نیروی محرکه بیش از 400 کشتی را بدون اینکه به خدمه آن و یا محیط زیست آسیبی برسانند، تأمین می‌کنند. دوره پس از جنگ سرد ، فعالیت جدیدی برای حذف مواد هسته‌ای از تسلیحات و تبدیل آن به سوخت هسته‌ای غیر نظامی آغاز شد. انرژی هسته‌ای کاربردهای زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و ... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته‌ای به تمامی انرژیهای دیگر قابل تبدیل است، ولی هیچ انرژی به انرژی هسته‌ای تبدیل نمی‌شود. موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته‌ای در زیر آورده می‌شود.

نیروگاه هسته‌ای

نیروگاه هسته‌ای (Nuclear Power Stotion) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می‌کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته‌ای اساسا گرما تولید می‌کند، از گرمای تولید شده راکتورهای هسته‌ای برای تولید بخار استفاده می‌شود. از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربینها و ژنراتورها که نهایتا برای تولید برق استفاده می‌شود.

بمبهای هسته‌ای

این نوع بمبها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترینهای جهان محسوب می‌شود. دارندگان این نوع بمبها جزو قدرتهای هسته‌ای جهان محسوب می‌شود.

 

پیل برق هسته‌ای Nuelear Electric battery

پیل هسته‌ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است، ساده‌ترین پیلها) شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.
جریان الکترونهای سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می‌شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون اضافی را از نیم هادی جدا می‌کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می‌باشد.

کاربردهای پزشکی

در پزشکی تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

رادیو گرافی

گاما اسکن

استرلیزه کردن هسته‌ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو‌های هسته‌ای

رادیو بیولوژی

کاربردهای کشاورزی

تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی در کشاورزی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:

موتاسیون هسته‌ای ژنها در کشاورزی

کنترل حشرات با تشعشعات هسته‌ای

جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

انبار کردن میوه‌ها

دیرینه شناسی (باستان شناسی) و صخره شناسی (زمین شناسی) که عمر یابی صخره‌ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.

کاربردهای صنعتی

در صنعت کاربردهای زیادی دارد، از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

نشت یابی با اشعه

دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

چگالی سنج موادمعدنی با اشعه

کشف عناصر نایاب در معادن

آزادی دو نوترون است که می‌تواند دو هسته دیگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورد. این چهار نوترون نیز چهار هسته 235U را می‌شکند. چهار هسته شکسته شده تولید هشت نوترون می‌کنند که قادر به شکستن همین تعداد هسته اورانیوم می‌باشند. سپس شکست هسته‌ای و آزاد شدن نوترونها بصورت زنجیروار به سرعت تکثیر و توسعه می‌یابد. در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر می‌شود، در یک لحظه واکنش زنجیری خود بخودی شکست هسته‌ای شروع می‌گردد. در واکنشهای کنترل شده هسته‌ای تعداد شکست در واحد زمان و نیز مقدار انرژی بتدریج افزایش یافته و پس از رسیدن به مقداری دلخواه ثابت نگهداشته می‌شود.

انرژی شکافت هسته‌ای

کشف انرژی هسته‌ای در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت و اکنون برای شبکه برق بسیاری از کشورها هزاران کیلو وات تهیه می کند (نیرو گاه هسته ای). بحران انرژی بر اثر بالارفتن قیمت نفت در سال 1973 استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای بیشتر وارد صحنه کرد. در حال حاضر ممالک اروپایی انرژی هسته‌ای را تنها انرژی می‌داند. که می‌تواند در اکثر موارد جایگزین نفت شود. استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای که بر روی یک ماده قابل احتراق کانی که بصورت محدود پایه گذاری می‌شود. برای سایر کشورها خطرات بسیار دارد در حال حاضر تولید الکتریسته با استفاده از شکافت هسته‌ای کنترل شده به میزان زیادی توسعه یافته و مورد قبول واقع شده است. تولید انرژی هسته‌ای در کشورهای توسعه یافته بخش مهمی از طرح انرژی ملی را تشکیل می‌دهد.

انرژی بستگی هسته‌ای

می‌توان تصور کرد که جرم هسته ، M ، با جمع کردن Z (تعداد پروتونها) ضربدر جرم پروتون و N تعداد نوترونها ضربدر جرم نوترون بدست می‌آید.

M = Z×Mp + N×Mn


از طرف دیگر M همیشه کمتر از مجموع جرمهای تشکیل دهنده‌های منزوی هسته است. این اختلاف به توسط فرمول انیشتین توضیح داده می‌شود که رابطه بین جرم و انرژی هم ارزی جرم و انرژی را برقرار می‌سازد. اگر یک دستگاه مادی دارای جرم باشد در این صورت دارای انرژی کلی E است. E = M C2 که در آن C سرعت نور در خلا و M جرم کل هسته مرکب از نوکلئونها و E مقدار انرژیی است که در اثر فروپاشی جرم M تولید می‌شود. بنابر این اصول انرژی هسته‌ای بر آزاد سازی انرژی پیوندی هسته استوار است. هر سیستمی که دارای انرژی پیوندی بیشتر باشد پایدار می‌باشد. در واقع جرم مفقود شده در واکنشهای هسته‌ای طبق فرمول E = M C2 به انرژی تبدیل می‌شود. پس انرژی بستگی اختلاف جرم هسته و جرم نوکلئونهای تشکیل دهنده آن است، که معرف کاری است که باید انجام شود تا نوکلئونها از هم جدا شوند.

مواد شکافتنی

مواد ناپایدار برای اینکه به پایداری برسند، انرژی گسیل می‌کنند تا به حالت پایدار برسد. معمولا عناصری شکافت پذیر هستند که جرم اتمی آنها بالای 150 باشد ،235U و 238U در معادن یافت می‌شود. 99.3 درصد اورانیوم معادن 238U می‌باشد.و تنها 7% آن 235U می‌باشد. از طرفی 235U با نوترونهای کند پیشرو واکنش نشان می‌دهد. 238Uتنها با نوترونهای تند کار می‌کند، البته خوب جواب نمی‌دهد. بنابر این در صنعت در نیروگاههای هسته‌ای 235U به عنوان سوخت محسوب می‌شود. ولی به دلایل اینکه در طبیعت کم یافت می‌شود. بایستی غنی سازی اورانیوم شود، یعنی اینکه از 7 درصد به 1 الی 3 درصد برسانند.

شکافت 235U

در این واکنش هسته‌ای وقتی نوترون کند بر روی 235U برخورد می کند به 236U تحریک شده تبدیل می‌شود. نهایتا تبدیل به باریوم و کریپتون و 3 تا نوترون تند و 177 Mev انرژی آزاد می‌شود. پس در واکنش اخیر به ازای هر نوکلئون حدود 1 Mev انرژی آزاد می‌شود. در واکنشهای شیمیایی مثل انفجار به ازای هر مولکول حدود 30 Mev انرژی ایجاد می‌شود. لازم به ذکر است در راکتورهای هسته‌ای که با نوترون کار می‌کند، طبق واکنشهای به عمل آمده 2 الی3 نوترون سریع تولید

پلوتونیوم یک عنصر شیمیایی با عدد اتمی 92 و جرم اتمی 239 که اولین بار طی واکنش کنترل شده شکست هسته اورانیوم تهیه ‏گردید. کاربردهای انرژی هسته ای به وسیله بشر با اورانیوم 235 شروع شد. که مهمترین سوخت هسته ای بوده و هست.


سوخت هسته ای اورانیوم:‏

 

اگر ایزوتوب اورانیوم 235 ( موجود در اورانیوم طبیعی ) قابل شکست نمی بود حتی با داشتن کوهی از اورانیوم طبیعی کسی ‏نمی توانست از انرژی نهانی آن استفاده نماید. این ایزوتوپ به وسیله نوترون هایی با هر مقدار انرژی به خوبی شکسته می شود.‏

 

فلز طبیعی اورانیوم محتوی مقادیر بسیار کمی از آن است. فقط 0.7 درصد باقیمانده درصد اورانیوم طبیعی شامل 99.3 ‏درصد اورانیوم 238 می باشد که فقط به وسیله نوترون های سریع شکسته می شود.‏

 

اورانیوم 238 به طور بسیار موثری نوترون های کند با انرژی یک تا ده الکترون ولت را جذب می کند.



سوخت هسته ای پلتونیوم:‏

 

اگر نوترون های پر انرزی حاصل از شکست اورانیوم 235 را به کمک کند کننده هایی از جمله گرافیت ، آب معمولی یا ‏آب سنگین یا مواد دیگر به این مقدار انرژی (1 تاev 10) کند کنیم، معجزه شروع می شود. هسته اورانیوم 238 چنین نوترون ‏های آهسته ای را جذب می کند. سپس تحریک و تجزیه شده و بالاخره به پلتیونیوم با نیم عمر 24.4 سال تبدیل می شود.

 

نکته قابل توجه این که اورانیوم 235 هم به وسیله نوترون های سریع و هم آهسته شکسته می شود. بدین ترتیب در حین ‏مصرف اورانیوم 235 در راکتور ، مقدار معینی اورانیوم 238 (غیر قابل شکست در عمل ) به پلتونیوم 239 ( قابل شکست ) ‏تبد یل می شود.

 

در روش فوق در طی مصرف تدریجی اورانیوم 235 (0.7 درصد) و پلتونیوم 239 که به طور غیر راکتور هسته ای ، ‏تبدیل مقدار قابل ملاحظه ای از اورانیوم 238 طبیعی به سوخت هسته ای مناسب ممکن می گردد.‏

 

پلتونیوم 238 خالص یک سم قوی است و به سادگی در هوا آتش می گیرد و در حین تجزیه ذرات آلفایی با انرژی حدود Mev‏ 5 آزاد می کند. ‏

 

ورود پلتونیوم بویژه در ارگانیسوم انسان یا حیوان خطرناک می باشد. زیرا نمی تواند به وسیله اعمال طبیعی از بدن خارج ‏شود. پلتونیوم در بدن ، به طور شدیدی اشعه گاما ساطع کرده و باعث بیماری های تشعشعی حاد و یا حتی مرگ می شود. ‏



کاربردهای سوخت هسته ای:

 

در راکتور هسته ای از این مواد جهت تامین انرژی گداخت هسته ای وشکافت هسته های سنگین استفاده می شود.‏

 

در نیروگاه هسته ای جهت تولید انرژی هسته ای و راه اندازی ژنراتورها ، موتورها و دیناموها به کار برده می شود.‏

 

در صنایع نظامی کاربرد وسیعی داشته و در ساخت مهمات و سلاحهای پرقدرت از جمله انواع چاشنی ها ، راکت ها ، نارنجک ها ، ‏زیر دریایی های هسته ای ، سفینه های فضایی ، موشکهای دور برد و بمب های هسته ای استفاده فراوان می شود.

 

انرژى هسته‌اى با توجه به ویژگىهاى حیرت انگیزش در آزاد سازى حجم بالایى از انرژى در قبال از میان رفتن مقادیر ناچیزى از جرم ، به عنوان جایگزین سوختهاى پیر فسیلى که ناجوانمردانه در حال بلعیده شدن هستند، مطرح شده است. ایران نیز با وجود منابع گسترده نفت و گاز به دلیل کاربردهاى بهترى که سوختهاى فسیلى نسبت به سوزانده شدن در کوره‌ها و براى تولید حرارت دارند، براى دستیابى به این نوع از انرژى تلاشهایى را از سالهاى دور داشته است و در سالهاى پس از انقلاب همواره مورد اتهام واقع شده که هدف اصلیش نه فناورى صلح آمیز که رسیدن به فناورى تسلیحات هسته‌اى است.

چرخه سوخت هسته‌اى شامل مراحل استخراج ، آسیاب ، تبدیل ، غنى سازى ، ساخت سوخت باز تولید و راکتور هسته‌اى است و به یک معنا کشورى که در چرخه بالا به حد کاملى از خودکفایى و توسعه رسیده باشد با فناورى تولید سلاحهاى هسته‌اى فاصله چندانى ندارد.

استخراج

در فناورى هسته‌اى ، خواه صلح آمیز باشد یا نظامى ، ماده بنیادى مورد نیاز، اورانیوم است. اورانیوم از معادن زیر زمینى و همچنین حفاریهاى روباز قابل استحصال است. این ماده به رغم آنکه در تمام جهان قابل دستیابى است، اما سنگ معدن تغلیظ شده آن به مقدار بسیار کمى قابل دستیابى است. زمانى که اتمهاى مشخصى از اورانیوم در یک واکنش زنجیره‌اى دنباله دار که به دفعات متعدد تکرار شده ، شکافته مى‌شود، مقادیر متنابهى انرژى آزاد مى‌شود، به این فرآیند شکافت هسته‌اى مى‌گویند.

فرآیند شکاف در یک نیروگاه هسته‌اى به آهستگى و در یک سلاح هسته‌اى با سرعت بسیار روى مى‌دهد، اما در هر دو حالت باید به دقت کنترل شوند. مناسبترین حالت اورانیوم براى شکافت هسته‌اى ایزوتوپهاى خاصى از 235U (یا 239Pu) است. ایزوتوپ ها ، اتمهاى یکسان با تعداد نوترونهاى متفاوت هستند. به هرحال 235U به دلیل تمایل باطنى به شکافت در واکنشهاى زنجیرى و تولید انرژى حرارتى به عنوان «ایزوتوپ شکافت» شناخته شده است.

هنگامى که اتم 235U شکافته مى‌شود دو یا سه نوترون آزاد مى‌کند. این نوترونها با سایر اتمهاى 235U برخورد کرده و باعث شکاف آنها و تولید نوترونهاى جدید مى‌شود. براى روى دادن یک واکنش هسته‌اى به تعداد کافى از اتمهاى 235U براى امکان ادامه یافتن این واکنشها بصورت زنجیرى و البته خودکار نیاز است. این جرم مورد نیاز به عنوان «جرم بحرانى» شناخته مى‌شود. باید توجه داشت که هر 1000 اتم طبیعى اورانیوم شامل تنها حدود هفت اتم 235U ، یعنی (0.7 درصد) بوده و 993 اتم دیگر از نوع 238U هستند که اصولا کاربردى در فرآیندهاى هسته‌اى ندارند.

تبدیل اورانیوم

سنگ معدن اورانیوم استخراج شده در آسیاب خرد و ریز شده و به پودر بسیار ریزى تبدیل مى‌شود. پس از آن طى فرآیند شیمیایى خاصى خالص سازى شده و بصورت یک حالت جامد به هم پیوسته که از آن به عنوان «کیک زرد» (yellow cake) یاد مى‌شود، درمى‌آید. کیک زرد شامل 70 درصد اورانیوم بوده و داراى خواص پرتوزایى (radioactive) است. هدف پایه‌اى دانشمندان هسته‌اى از فرآیند غنى سازى افزایش میزان اتمهاى 235U است که براى این هدف اورانیوم باید اول به گاز تبدیل شود.

با گرم کردن اورانیوم تا دماى 64 درجه سانتیگراد حالت جامد به گاز هگزا فلوئورید اورانیوم (UFG) تبدیل مى‌شود. هگزافلوئورید اورانیوم خورنده و پرتوزا است و باید با دقت جابجا شود، لوله‌ها و پمپها در کارخانه‌هاى تبدیل کننده بصورت ویژه‌اى از آلیاژ آلومینیوم و نیکل ساخته مى‌شوند. گاز تولیدى همچنین باید از نفت و روغنهاى گریس به جهت جلوگیرى از واکنشهاى ناخواسته شیمیایى دور نگه داشته شود.

غنى سازى اورانیوم

هدف غنى سازى مشخصا افزایش میزان 235U _ ایزوتوپ شکافت _ است. اورانیوم مورد نیاز در مصارف صلح آمیز نظیر راکتورهاى هسته‌اى نیروگاهها باید شامل دو تا سه درصد 235U باشد، اما اورانیوم مورد نیاز در تسلیحات اتمى باید شامل بیش از نود درصد 235U باشد. شیوه متداول غنى سازى اورانیوم سانتریفوژ کردن گاز است. در این روش هگزافلوئورید اورانیوم در یک محفظه استوانه‌اى با سرعت بالا در شرایط گریز از مرکز قرار مى‌گیرد. این کار باعث جدا شدن ایزوتوپهاى با جرم حجمى بالاتر از 235U مى‌شود (238U). 238U در طى فرآیند گریز از مرکز به سمت پائین محفظه کشیده شده و خارج مى‌شود، اتمهاى سبکتر 235U از بخش میانى محفظه جمع آورى و جدا مى شود.

235U
تجمع یافته پس از آن به محفظه‌هاى گریز از مرکز بعدى هدایت مى‌شود. این فرآیند بارها در میان زنجیرى از دستگاههاى گریز از مرکز در کنار هم چیده شده تکرار مى‌شود تا خالصترین میزان اورانیوم بسته به کاربرد آن به دست آید. از اورانیوم غنى شده در دو نوع سلاح هسته‌اى استفاده مى‌شود، یا بصورت مستقیم در بمبهاى اورانیومى و یا طى چند مرحله در بمبهاى پلوتونیومى مورد استفاده قرار مى گیرد.

بمب اورانیومى

هدف نهایى طراحان بمبهاى هسته‌اى رسیدن به یک جرم «فوق بحرانى» است که باعث ایجاد یک سرى واکنشهاى زنجیره‌اى به همراه تولید حجم بالایى از حرارت مى‌شود. در یکى از ساده‌ترین نوع طراحى این بمبها یک جرم زیر بحرانى کوچکتر به جرم بزرگترى شلیک مى‌شود و جرم ایجاد شده باعث ایجاد یک جرم فوق بحرانى و به تبع آن یک سرى واکنشهاى زنجیره‌اى و یک انفجار هسته‌اى مى‌شود. کل این فرآیند در کمتر از یک دقیقه رخ مى‌دهد. براى ساخت سوخت براى یک بمب اورانیومى هگزافلوئورید اورانیوم فوق غنى شده در ابتدا به اکسید اورانیوم و سپس به شمش فلزى اورانیوم تبدیل مى‌شود.

میزان انرژى آزاد شده ناشى از شکافت هسته‌اى را به کمک یک فناورى تقویتى افزایش مى‌دهند. این فناورى شامل کنترل و بکار گیرى خواص همجوشى یا گداخت هسته‌اى است. در همجوشى هسته‌اى شاهد بهم پیوستن ایزوتوپهایى از هیدروژن و پس از آن تشکیل یک اتم هلیوم هستیم. به دنبال این واکنش مقادیر قابل توجهى گرما و فشار آزاد مى شود. از سوى دیگر همجوشى هسته اى سبب تولید نوترونهاى بیشتر و تغذیه واکنش شکافت شده و انفجار بزرگترى را ترتیب مى‌دهد. برخى تجهیزات این فناورى تقویتى به عنوان بمب هیدروژنى و سلاحهاى هسته‌اى _ حرارتى (Thermonuclear) شناخته مى‌شوند.

راکتورهاى هسته‌اى

راکتورها داراى کاربردهاى کاملا دوگانه هستند. در مصارف صلح آمیز با بهره گیرى از حرارت تولیدى در شکافت هسته‌اى کار مى‌کنند. این حرارت جهت گرم کردن آب ، تبدیل آن به بخار و استفاده از بخار براى حرکت توربینها بهره گرفته مى‌شود. همچنین اگر قصد ساخت بمبهاى پلوتونیومى در کار باشد نیز اورانیوم غنى شده را به راکتورهاى هسته‌اى منتقل مى‌کنند. در نوع خاصى از راکتورهاى هسته‌اى از اورانیوم غنى شده به شکل قرصهایى به اندازه یک سکه و ارتفاع یک اینچ بهره مى‌گیرند. این قرصها بصورت کپسولهاى میله‌اى شکل صورت بندى شده و درون یک محفظه عایق ، تحت فشار قرار داده مى‌شوند.

در بسیارى از نیروگاههاى هسته‌اى این میله‌ها جهت خنک شدن درون آب غوطه‌ور هستند. روشهاى دیگر خنک کننده نیز نظیر استفاده از دى اکسیدکربن یا فلز مایع هستند. براى کارکرد مناسب یک راکتور (مثلا تولید حرارت با کمک واکنش شکافت) هسته اورانیومى باید داراى جرم فوق بحرانى باشد، این بدین معناست که مقدار کافى و مناسبى از اورانیوم غنى شده جهت شکل گیرى یک واکنش زنجیرى خود به خود پیش رونده موردنیاز است.

براى تنظیم و کنترل فرآیند شکافت میله‌هاى کنترل کننده از جنس موادى نظیر گرافیت با قابلیت جذب نوترونهاى درون راکتور وارد محفظه مى شوند. این میله‌ها با جذب نوترونها باعث کاهش شدت فرآیند شکافت مى‌شوند. در حال حاضر بیش از چهارصد نیروگاه هسته‌اى در جهان وجود دارند و 17 درصد الکتریسیته جهان را تولید مى کنند. راکتورها همچنین در کشتیها و زیردریاییها کاربرد دارند.

باز پردازش

باز پردازش یک عملیات شیمیایى است که سوخت کارکردى را از زباله‌هاى اتمى جدا مى‌کند. در این عملیات میله سوخت مصرف شده ، غلاف بیرونى فلزى خود را در قبال حل شدن در اسید نیتریک داغ از دست مى‌دهد. محصولات این عملیات که در راکتور مورد استفاده دوباره قرار مى‌گیرد، شامل 96 درصد اورانیوم ، سه درصد زباله اتمى به شدت پرتوزا و یک درصد پلوتونیوم است.

همه راکتورهاى هسته‌اى پلوتونیوم تولید مى‌کنند، اما انواع نظامى آنها بصورت کاملا بهینه‌ترى نسبت به سایر انواع راکتور این کار را انجام مى‌دهند. یک واحد باز پردازش و یک راکتور جهت تولید مقدار کافى پلوتونیوم مى‌توانند به صورت نامحسوسى در یک ساختمان عادى جاسازى شوند.این مسئله باعث مى شود استخراج پلوتونیوم با کمک باز پردازش به گزینه‌اى جذاب براى هر کشورى که به دنبال برنامه‌هاى غیرقانونى سلاحهاى اتمى است، تبدیل شود.

بمب پلوتونیومی

پلوتونیوم مزیتهاى متعددى نسبت به اورانیوم به عنوان جزیى از سلاحهاى اتمى دارد. تنها حدود چهار کیلوگرم پلوتونیوم براى ساخت یک بمب موردنیاز است، همچنین براى تولید 12 کیلوگرم پلوتونیوم در هر سال تنها به یک واحد کوچک باز پردازش نیاز است. یک کلاهک هسته‌اى شامل یک کره پلوتونیوم ، احاطه شده توسط پوسته‌اى از فلز، مثلا بریلیوم ، است که نوترونها را به فرآیند شکاف باز مى‌گرداند. این مسئله باعث مى‌شود مقدار کمترى پلوتونیوم براى رسیدن به جرم بحرانى و ایجاد یک واکنش شکافت زنجیره‌اى مورد نیاز باشد.

به هرحال یک گروه تروریستى براى دسترسى به پلوتونیوم از راکتورهاى هسته‌اى غیرنظامى داراى مشکلات کمترى نسبت به دسترسى به اورانیوم غنى شده جهت ایجاد یک انفجار هسته‌اى هستند. کارشناسان معتقدند که بمبهاى عمل آورى شده پلوتونیوم مى‌تواند با تخصصى کمتر از آنچه که توسط فرقه «آئوم» در حمله با گاز اعصاب به مترو توکیو (1995) بکار گرفته شد، طراحى و جمع آورى شود. یک انفجار هسته‌اى از این نوع مى‌تواند با نیروى معادل یکصد تنی TNT منفجر شود؛ بیست بار قویتر از بزرگترین حمله تروریستى تاریخ می‌باشد.

دانش تبدیل اورانیوم طبیعی که در طبیعت وجود دارد از طریق شکافت اتمها به اورانیوم غنی شده که دارای انرژی بسیار زیاد است، فناوری هسته ای نام دارد. فرآیند تهیه سوخت هسته ای از اورانیوم ، فرآیند بسیار پیچیده و ظریفی است و دانش انجام این کار از دانشهای پیشرفته بشری است. تبدیل اورانیوم به اورانیوم غنی شده ، راههای مختلفی دارد که دو نوع رایج آن از طریق دستگاههای سانتریوفوژ و از طریق لیزر می باشد.

کشورهای قدرتمند جهان دانش هسته ای را انحصاری خود کرده اند. به راحتی اجازه دسترسی دیگران به این دانش را نمی دهند. در مقطع کنونی حدود 10 کشور این دانش را در اختیار دارند. انرژی هسته ای دارای کاربردهای فراوان است. در یک تقسیم بندی کلی می توان کاربردهای انرژی هسته ای را در دو بخش نظامی و غیر نظامی یا صلح
جویانه قرار داد.


کاربرد انرژی هسته ای در تولید برق :


یکی از مهم ترین موارد استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای ، تولید برق از طریق نیروگاههای اتمی است. با توم به پایان پذیر بودن منابع فسیلی و روند رو به رشد توسعه اجتماعی و اقتصادی ، استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق را امری ضروری و لازم می دانند و ساخت چند نیروگاه اتمی را دنبال مینماید.

ایران هر ساله حدودا به هفت هزار مگاوات برق در سال نیاز دارد. نیروگاه اتمی بوشهر 1000 مگاوات برق را در صورت راه اندازی تامین می نماید. و احداث نیروگاههای دیگر برای رفع این نیازی ضروری است. برای تولید میزان برق حدود 190 میلیون بشکه نفت خام مصرف می شود. که در صورت تامین از طریق انرژی هسته ای سالیانه 5 میلیارد دلار صرفه جویی خواهد شد.


برتری انرژی هسته ای بر سایر انرژی ها:


علاوه بر صرفه اقتصادی دلایل زیر استفاده از انرژی هسته ای را ضروری مینماید.

منابع فسیلی محدود بوده و متعلق به نسلهای آتی میباشد.

 

استفاده از نفت خام در صنایع تبدیل پتروشیمی ارزش بیشتری دارد.

 

تولید برق از طریق نیروگاه اتمی ، آلودگی نیروگاههای کنونی را ندارد. تولید هفت هزار مگاوات با مصرف 190 میلیون شبکه نفت خام ، هزارتن دیاکسید کربن ، 150 تن ذرات معلق در هوا ، 130 تن گوگرد و 50 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می کند، در حالی که نیروگاه اتمی چنین آلودگی را ندارد.



انرژی هسته ای در پزشکی هسته ای و امور بهداشتی:


در کشورهای پیشرفته صنعتی ، از انرژی هسته ای به صورت گسترده در پزشکی استفاده می گردد. با توجه به شیوع برخی از بیماریها از جمله سرطان ، ضرورت تقویت طب هسته ای در کشورهای در حال توسعه ، هر روز بیشتر می شود. موارد زیر از مصادیق تکنیکهای هسته ای در علم پزشکی است:

تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته ای

تهیه و تولید رادیو دارویی جهت تشخیص بیماری تیرویید و درمان آنها

تهیه و تولید کیتهای هورمونی

تشخیص و درمان سرطان پروستات

تشخیص سرطان کولون ، روده کوچک و برخی سرطانهای سینه

تشخیص تومورهای سرطانی و بررسی تومورهای مغزی ، سینه و ناراحتی وریدی

تصویر برداری بیماریهای قلبی ، تشخیص عفونتها و التهاب مفصلی ، آمبولی و لختههای وریدی

موارد دیگری چون تشخیص کم خونی ، کنترل رادیو داروهای خوراکی و تزریقی و ...



کاربرد انرژی هسته ای در بخش دامپزشکی و دامپروری :


تکنیکهای هسته ای در حوزه دامپزشکی موارد مصرفی چون تشخیص و درمان بیماریهای دامی ، تولید مثل دام ، اصلاح نژاد و دام ، تغذیه ، بهداشت و ایمن سازی محصولات دامی و خوراک دام دارد.



کاربرد انرژی هسته ای در دسترسی به منابع آب :


تکنیکهای هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیر زمینی هدایت آبهای سطحی و زیر زمینی ، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها مورد استفاده قرار میگیرد. در شیرین کردن آبهای شور نیز انرژی هستهای کاربرد دارد.



کاربرد انرژی هسته ای در بخش صنایع غذایی و کشاورزی :


از انرژی هسته ای در حوزههای کشاورزی و صنایع غذایی استفاده های بسیار فراوانی صورت می گیرد. موارد عمده استفاده در این بخش عبارت است از :

جلوگیری از جوانه زدن محصولات غذایی

کنترل و از بین بردن حشرات

به تاخیر انداختن زمان رسیدن محصولات

افزایش زمان نگهداری

کاهش میزان آلودگی میکروبی

از بین بردن ویروسهای گیاهی و غذایی

طرح باردهی و جهش گیاهانی چون گندم و برنج و پنبه

از دیرباز آرزوی بشر دستیابی به منبعی از انرژی بوده که علاوه بر آنکه بتواند مدت مدیدی از آن استفاده کند تولید پسماندهای خطرناک نیز در پی نداشته باشد.اکنون در هزاره سوم میلادی این آرزوی به ظاهر دست نیافتنی کم کم به واقعیت می پیوندد.اکنون بشر خود را آماده می کند تا با ساخت اولین رآکتور گرما هسته ای (همجوشی هسته ای)آرزوی نیاکان خود را تحقق بخشد.سوختی پاک و ارزان به نام هیدروژن,انرژی تولیدی سرشار و پسماندی بسیار پاک به نام هلیوم.
اکنون می پردازیم به واکنشهای گرما هسته ای راهکارهای استفاده از آن.

خورشید و ستارگان:


سالهاست که دانشمندان واکنشی را که در خورشید و ستارگان رخ داده و در آن انرژی تولید می کند کشف کرده اند. این واکنش عبارت است از ترکیب (برخورد) هسته های چهار اتم هیدروژن معمولی و تولید یک هسته اتم هلیوم.اما مشکلی سر راه این نظریه است.
بالا ترین دمایی که در خورشید وجود دارد مربوط به مرکز آن است که برابر 15ضرب در 10 به توان6 می باشد. در حالی که در ستارگان بزرگتر این دما به 20 ضرب در ده به توان 6 می رسد.به همین خاطر تصور بر این است که آن واکنش معروف ترکیب چهار اتم هیدروژن معمولی وتولید یک اتم هلیم در سایر ستارگان بزرگ نیست که باعث تولید انرژی می شود.بلکه احتمالا چرخه کربن در آنها به کمک آمده و کوره آنها را روشن نگه می دارد.منظور از چرخه کربن آن چرخه ای نیست که روی زمین اتفاق می افتد.بلکه به این صورت است که ابتدا یک اتم هیدروژن معمولی با یک اتم کربن
C12ترکیب می شود(همجوشی) و یک اتم نیتروژن 13 به همراه یک واحد پرتو گاما را آزاد می کند. بعد این اتم با یک واپاشی به یک اتم کربن 13 به علاوه یک پوزیترون ویک نوترینو تبدیل می شود.بعد اینC13دوباره با یک اتم هیدروژن ترکیب می شود وN14و یک واحد گاما حاصل می شود.دوباره در اثر ترکیب این نیتروژن با یک هیدروژن معمولی اتمO15و یک واحد گاما تولید می شود و اکسیژن15واپاشی کرده و N15به علاوه یک پوزیترون ویک نوترینو را بوجود می آورد.و دست آخر با ترکیب N15با یک هیدروژن معمولیC12به علاوه یک اتم هلیوم بدست می آید.

دیدید که در این چرخه C12نه مصرف شد و نه به وجود آمد بلکه فقط نقش کاتالیزگر را داشت.این واکنشها به ترتیب و پشت سر هم انجام می شوند. و واکنش اصلی همان تبدیل چهار اتم هیدروژن به یک اتم هلیوم است. مزیت چرخه کربن این است که سرعت کار را خیلی بالا می برد. ولی اشکالی که دارد این است که در دمای حد اقل20 ضرب در ده به توان6 شروع می شود.بنا بر این احتمال زیادی می رود که در ستاره های بزرگتر چرخه کربن باعث تولید انرژی می شود.

محصور سازی


یک تعریف ساده و پایه ای از همجوشی عبارت است از فرو رفتن هسته های چند اتم سبکتر و تشکیل یک هسته سنگینتر. مثلا واکنش کلی همجوشی که در خورشید رخ می دهد عبارت است از برخورد هسته های چهاراتم هیدروژن وتبدیل آنها به یک اتم هلیوم .
تا اینجا ساده به نظر میرسد ولی مشکلی اساسی سر راه است;می دانید هسته از ذرات ریزی تشکیل شده است که پروتون و نوترون جزءلاینفک آن هستند.نوترون بدون بار وپروتون با بار مثبت که سایربارهای مثبت رابه شدت ازخود می راند. مشکل مشخص شد؟ بله…اگر پروتون ها(هسته های هیدروژن)یکدیگررادفع می کنندچگونه می توان آنهارادرهمجوشی شرکت داد؟
همانطورکه حدس زدید راه حل اساسی آن است که به این پروتون ها آن قدر انرژی بدهیم که انرژی جنبشی آنهابیشتراز نیروی دافعه کولنی آنهاشود و پروتون ها بتوانند به اندازه کافی به هم نزدیک شوند.حال چگونه این انرژی جنبشی را تولید کنیم؟گرما راه حل خوبیست.در اثر افزایش دما جنب و جوش وبه عبارت دیگرانرژی جنبشی ذرات بیشتر و بیشتر می شود به طوری که تعداد برخوردها و شدت آنها بیشتر و بیشتر می شود.به نظر شما آیا دیگر مشکلی وجود ندارد؟ خیر,مسئله اساسیتری سر راه است.
یک سماور پر از آب را تصور کنید.وقتی سماور را روشن می کنید با این کار به آب درون سماور گرما می دهید(انرژی منتقل می کنید).در اثر این انتقال انرژی دمای آب رفته رفته بالاتر می رود و به عبارتی جنب و جوش مولکول های آب زیاد می شود.در این حالت بین مولکولهای آب برخوردهایی پدید می آید.هر مولکول که از شعله(یا المنت یا هر چیز دیگری)مقداری انرژی دریافت کرده است آنقدر جنب و جوش می کند تا بالاخره (به علت محدود بودن محیط سماور و آب)انرژی خود رابه دیگری بدهد.مولکول بعدی نیز به نوبه خود همین عمل را انجام میدهد. بدین ترتیب رفته رفته انرژی منبع گرما در تمام آب پخش می شود و دمای آب بالا می رود. خوب یک سوال: آیا وقتی بدنه سماور را لمس می کنیم هیچ گرمایی حس نمی کنیم؟…بله حس می کنیم.دلیلش هم که روشن است.برخورد مولکول های پر انرژی آب با بدنه سماور و انتقال انرژی خود به آن.هدف ما از روشن کردن سماور گرم کردن آب بود نه سماور. امیدوارم تا اینجا پاسخ اولین مشکل اساسی بر سر راه همجوشی را دریافت کرده باشید.بله اگر اگر با صرف هزینه و زحمت بالا سوخت را به دمایی معادل میلیون ها درجه کلوین برسانیم آیا این اتم ها آنقدر صبر خواهند کرد تا با دیگر اتمها وارد واکنش شوند یا در اولین فرصت انرژی بالای خود را به دیواره داده وآن را نابود می کند؟(...شما بودید چه می کردید؟؟؟...). بنابر این نیاز به محصور سازی داریم;یعنی باید به طریقی اجازه ندهیم که این گرما به دیواره منتقل شود.

رسیدن به دمای بالا:


شروع واکنش همجوشی به دمای بسیار بالایی نیازمند است.درست است که دمای پانزده میلیون درجه دمای بسیار بالایست و تصور بوجود آوردنش روی زمین مشکل و کمی هم وحشتناک می باشد ولی معمولا در زندگی روزمره دور و برمان دماهای خیلی بالایی وجود دارند و ما از آنها غافلیم.مثلا وقتی در اثر اتصالی سیمهای برق داخل جعبه تقسیم می سوزد وشما صدای جرقه آنرا می شنوید و پس از بررسی متوجه می شوید که کاملا ذوب شده فقط به خاطر دمای وحشتناکی بوده که آن تو به وجود آمده. شاید باور نکنید ولی این دما به حدود سی-چهل هزار درجه کلوین می رسد. البته این دما برای همجوشی حکم طفل نی سواری را دارد. یا اینکه می توانیم با استفاده از ولتاژهای بسیار بالا قوسهای الکتریکی را از درون لوله های موئین عبور بدهیم.به این ترتیب دمای هوای داخل لوله که اکنون به پلاسما تبدیل شده به نزدیک چند میلیون درجه می رسد.(که باز هم برای همجوشی کم است).یکی از بهترین راهها استفاده از لیزر است. می دانید که لیزرهایی با توانهای بسیار بالا ساخته شده اند.مثلا نوعی از (لیزر)) به نام لیزر نوا(NOVA)می تواند در مدت کوتاهی انرژی ای معادل ده به توان پنج ژول تولید کند. اما بازهم در کنار هر مزیت معایبی هست.مثلا این لیزر تبعا انرژی زیادی مصرف می کند که حتی با صرف نظر از آن مشکل دیگری هست که می گوید اگر انرژی تولیدی لیزر در آن مدت کوتاه باید تحویل داده بشود پس برای برقرار ماندن معیار لاوسن (حالا که مدت زمان محصور سازی پایین آمده)باید چگالی بالاتر برود.که در این مورد از تراکم و چگالی جامد هم بالاتر می رود.

انواع واکنشها:


برای بهینه سازی کار رآکتورهای همجوشی و افزایش توان خروجی آنها راههای متعددی وجود دارد.یکی از این راهها انتخاب نوع واکنشی است که قرار است در رآکتور انجام بشود.
واکنش زیر نوعی از واکنش همجوشی بصورتی است که در آن دو هسته سبک با یکدیگر واکنش داده و یک هسته سنگین تر را بوجود میاورند. یعنی حاصل ترکیب دو هسته دوتریم و تولید یک هسته ترتیم به علاوه یک هسته هیدروژن معمولی است.این واکنش انرژی ده می باشد.چون تفاوت انرژی بستگی هسته سنگین تر وهسته های سبکتر مقداری منفیست.
در این واکنش مقدار انرژی ای تولیدی برابر
MeV4می باشد.
قبلا گفته شد که باید برای انجام همجوشی هسته ها به اندازه کافی به هم نزدیک بشوند. این مقدار کافی حدودا معادل 3
fm می باشد. چون در این فاصله ها انرژی پتانسیل الکتروستاتیکی دو دوترون در حدود MeV0.5 هست پس می توانیم با این مقدار انرژی دادن به یکی از دوترونها دافعه کولنی بین دوترونها ر شکسته و واکنش را شروع کنیم که بعد از انجام مقدارMeV4.5تولید می شود.( MeV0.5 انرژی جنبشی به علاوه 4MeVانرژی آزاد شده(
همانطور که می بینید بهترین گزینه واکنش سوم می باشد:


می توانیم رآکتور خود را طوری طراحی کنیم که دور دیواره بیرونی آن لیتیم مایع تحت فشار جریان داشته باشد.این لیتیم مایع گرمای تولیدی اضافی را از واکنش گرفته و به آب منتقل می کند و با تبدیل آن به بخار باعث می شود که توربین و ژنراتور به حرکت درآیند و برق تولید بشود.

اما چرا لیتیم؟


قبلا دیدید که مقرون به صرفه ترین واکنش در راکتور همجوشی واکنش دوتریم . ترتیم است.در این واکنش دیدید که یک نوترون پر انرژی تولید می شد.این مساله یعنی نوترون زایی می تواند سبب تضعیف بخشهایی از رآکتور شود.از طرفی برای محیط زیست و مخصوصا سلامتی کسانی که در اطراف رآکتور فعالیت می کنند بسیار مضر است.اما اگر لیتیم را به عنوان خنک کننده داشته باشیم این جریان لیتیم همچنین نقش مهم کند کنندگی را بازی خواهد کرد.به این صورت که با نوترون اضافی تولید شده در واکنش ترکیب شده و سوخت گران قیمت و بسیار کمیاب رآکتور رو که همان ترتیم است تولید می کند.واکنش دقیق آن به شکل زیر است.البته در این مورد باید ضخامت لیتیم مایع در جریان حداقل یک متر باشد.

 از مهمترین منابع استفاده صلح آمیز از انرژی اتمی ، ساخت راکتورهای هسته‌ای جهت تولید برق می‌باشد. راکتور هسته‌ای وسیله‌ای است که در آن فرآیند شکافت هسته‌ای بصورت کنترل شده انجام می‌گیرد. در طی این فرآیند انرژی زیاد آزاد می‌گردد به نحوی که مثلا در اثر شکافت نیم کیلوگرم اورانیوم انرژی معادل بیش از 1500 تن زغال سنگ بدست می‌آید. هم اکنون در سراسر جهان ، راکتورهای متعددی در حال کار وجود دارند که بسیاری از آنها برای تولید قدرت و به منظور تبدیل آن به انرژی الکتریکی ، پاره‌ای برای راندن کشتیها و زیردریائیها ، برخی برای تولید رادیو ایزوتوپوپها و تحقیقات علمی و گونه‌هایی نیز برای مقاصد آزمایشی و آموزشی مورد استفاده قرار می‌گیرند. در راکتورهای هسته‌ای که برای نیروگاههای اتمی طراحی شده‌اند (راکتورهای قدرت) ، اتمهای اورانیوم و پلوتونیم توسط نوترونها شکافته می‌شوند و انرژی آزاد شده گرمای لازم را برای تولید بخار ایجاد کرده و بخار حاصله برای چرخاندن توربینهای مولد برق بکار گرفته می‌شوند.

انواع راکتور اتمی

راکتورهای اتمی را معمولا برحسب خنک کننده ، کند کننده ، نوع و درجه غنای سوخت در آن طبقه بندی می‌کنند. معروفترین راکتورهای اتمی ، راکتورهایی هستند که از آب سبک به عنوان خنک کننده و کند کننده و اورانیوم غنی شده (2 تا 4 درصد 235U) به عنوان سوخت استفاده می‌کنند. این راکتورها عموما تحت عنوان راکتورهای آب سبک (LWR) شناخته می‌شوند. راکتورهای PWR ، BWR و WWER از این دسته‌اند. نوع دیگر ، راکتورهایی هستند که از گاز به عنوان خنک کننده ، گرافیت به عنوان کند کننده و اورانیوم طبیعی یا کم غنی شده به عنوان سوخت استفاده می‌کنند. این راکتورها به گاز - گرافیت معروفند. راکتورهای GCR ، AGR و HTGR از این نوع می‌باشند.

راکتور PHWR راکتوری است که از آب سنگین به عنوان کند کننده و خنک کننده و از اورانیوم طبیعی به عنوان سوخت استفاده می‌کند. نوع کانادایی این راکتور به CANDU موسوم بوده و از کارایی خوبی برخوردار می‌باشد. مابقی راکتورها مثل FBR (راکتوری که از مخلوط اورانیوم و پلوتونیوم به عنوان سوخت و سدیم مایع به عنوان خنک کننده استفاده کرده و فاقد کند کننده می‌باشد) LWGR (راکتوری که از آب سبک به عنوان خنک کننده و از گرافیت به عنوان کند کننده استفاده می‌کند) از فراوانی کمتری برخوردار می‌باشند. در حال حاضر ، راکتورهای PWR و پس از آن به ترتیب PHWR ، WWER ، BWR فراوانترین راکتورهای قدرت در حال کار جهان می‌باشند.

تاریخچه

به لحاظ تاریخی اولین راکتور اتمی در آمریکا بوسیله شرکت "وستینگهاوس" و به منظور استفاده در زیر دریائیها ساخته شد. ساخت این راکتور پایه اصلی و استخوان بندی تکنولوژی فعلی نیروگاههای اتمی PWR را تشکیل داد. سپس شرکت جنرال الکتریک موفق به ساخت راکتورهایی از نوع BWR گردید. اما اولین راکتوری که اختصاصا جهت تولید برق طراحی شده ، توسط شوروی و در ژوئن 1954در "آبنینسک" نزدیک مسکو احداث گردید که بیشتر جنبه نمایشی داشت. تولید الکتریسیته از راکتورهای اتمی در مقیاس صنعتی در سال 1956 در انگلستان آغاز گردید.

تا سال 1965 روند ساخت نیروگاههای اتمی از رشد محدودی برخوردار بود، اما طی دو دهه 1966 تا 1985 جهش زیادی در ساخت نیروگاههای اتمی بوجود آمده است. این جهش طی سالهای 1972 تا 1976 که بطور متوسط هر سال 30 نیروگاه شروع به ساخت می‌کردند بسیار زیاد و قابل توجه است. یک دلیل آن شوک نفتی اوایل دهه 1970 می‌باشد که کشورهای مختلف را بر آن داشت تا جهت تأمین انرژی مورد نیاز خود بطور زاید الوصفی به انرژی هسته‌ای روی آورند. پس از دوره جهش فوق یعنی از سال 1986 تا کنون روند ساخت نیروگاهها به شدت کاهش یافته ، بطوریکه بطور متوسط سالیانه 4 راکتور اتمی شروع به ساخت می‌شوند.

سهم برق هسته‌ای در تولید برق کشورها

کشورهای مختلف در تولید برق هسته‌ای روند گوناگونی داشته‌اند. به عنوان مثال کشور انگلستان که تا سال 1965 پیشرو در ساخت نیروگاه اتمی بود، پس از آن تاریخ ، ساخت نیروگاه اتمی در این کشور کاهش یافت، اما برعکس در آمریکا به اوج خود رسید. کشور آمریکا که تا اواخر دهه 1960 تنها 17 نیروگاه اتمی داشت، در طول دهه های 1970و 1980 بیش از 90 نیروگاه اتمی دیگر ساخت. این مسئله نشان دهنده افزایش شدید تقاضای انرژی در آمریکاست. هزینه تولید برق هسته‌ای در مقایسه با تولید برق از منابع دیگر انرژی در آمریکا کاملا قابل رقابت می‌باشد.

هم اکنون فرانسه با داشتن سهم 75 درصدی برق هسته‌ای از کل تولید برق خود در صدر کشورهای جهان قرار دارد. پس از آن به ترتیب لیتوانی (73 درصد) ، بلژیک (57 درصد) ، بلغارستان و اسلواکی (47 درصد) و سوئد (48.6 درصد) می‌باشند. آمریکا نیز حدود 20 درصد از تولید برق خود را به برق هسته‌ای اختصاص داده است. گرچه ساخت نیروگاههای هسته‌ای و تولید برق هسته‌ای در جهان از رشد انفجاری اواخر دهه 1960 تا اواسط 1980 برخوردار نیست، اما کشورهای مختلف همچنان درصدد تأمین انرژی مورد نیاز خود از طریق انرژی هسته‌ای می‌باشند.

طبق پیش بینیهای به عمل آمده روند استفاده از برق هسته‌ای تا دهه‌های آینده همچنان روند صعودی خواهد داشت. در این زمینه ، منطقه آسیا و اروپای شرقی به ترتیب مناطق اصلی جهان در ساخت نیروگاه هسته‌ای خواهند بود. در این راستا ، ژاپن با ساخت نیروگاههای اتمی با ظرفیت بیش از 25000 مگا وات در صدر کشورها قرار دارد. پس از آن چین ، کره جنوبی ، قزاقستان ، رومانی ، هند و روسیه جای دارند. استفاده از انرژی هسته‌ای در کشورهای کاندا ، آرژانتین ، فرانسه ، آلمان ، آفریقای جنوبی ، سوئیس و آمریکا تقریبا روند ثابتی را طی دو دهه آینده طی خواهد کرد.

دیدگاههای اقتصادی و زیست محیطی برق هسته‌ای

جمهوری اسلامی ایران در فرآیند توسعه پایدار خود به تکنولوژی هسته‌ای چه از لحاظ تأمین نیرو و ایجاد جایگزینی مناسب در عرصه انرژی و چه از نظر دیگر بهره برداریهای صلح آمیز آن در زمینه‌های صنعت ، کشاورزی ، پزشکی و خدمات نیاز مبرم دارد که تحقق این رسالت مهم به عهده سازمان انرژی اتمی ایران می‌باشد. بدیهی است در زمینه کاربرد انرژی هسته‌ای به منظور تأمین قسمتی از برق مورد نیاز کشور قیود و فاکتورهای بسیار مهمی از جمله مسایل اقتصادی و زیست محیطی مطرح می‌گردند.

دیدگاه اقتصادی استفاده از برق هسته‌ای

امروزه کشورهای بسیاری بویژه کشورهای اروپایی سهم قابل توجهی از برق مورد نیاز خود را از انرژی هسته‌ای تأمین می‌نمایند. بطوری که آمار نشان می‌دهد از مجموع نیروگاههای هسته‌ای نصب شده جهت تأمین برق در جهان به ترتیب 35 درصد به اروپای غربی ، 33 درصد به آمریکای شمالی ، 16.5 درصد به خاور دور ، 13درصد به اروپای شرقی و نهایتا فقط 0.74 درصد به آسیای میانه اختصاص دارد. بدون شک در توجیه ضرورت ایجاد تنوع در سیستم عرضه انرژی کشورهای مذکور ، انرژی هسته‌ای به عنوان یک گزینه مطمئن اقتصادی مطرح است.

بنابراین ابعاد اقتصادی جایگزینی نیروگاههای هسته‌ای با توجه به تحلیل هزینه تولید (قیمت تمام شده) برق در سیستمهای مختلف نیرو قابل تأمل و بررسی است. از اینرو در اغلب کشورها ، نیروگاههای هسته‌ای با عملکرد مناسب اقتصادی خود از هر لحاظ با نیروگاههای سوخت فسیلی قابل رقابت می‌باشند. بهرحال طی چند دهه گذشته کاهش قیمت سوختهای فسیلی در بازارهای جهانی ، سبب افزایش هزینه‌های ساخت نیروگاههای هسته‌ای به دلیل تشدید مقررات و ضوابط ایمنی ، طولانیتر شدن مدت ساخت و بالاخره باعث ایجاد مشکلات تأمین مالی لازم و بالا رفتن قیمت تمام شده هر واحد الکتریسیته در این نیروگاهها شده است.

از یک طرف مشاهده می‌شود که طی این مدت حدود 40 درصد از هزینه‌های چرخه سوخت هسته‌ای کاهش یافته است و از سویی دیگر با توجه به پیشرفتهای فنی و تکنولوژی حاصل از طرحهای استاندارد و برنامه ریزیهای دقیق به منظور تأمین سرمایه اولیه مورد نیاز مطمئن و به هنگام احداث چند واحد در یک سایت برای صرفه‌ جوییهای ناشی از مقیاس مربوط به تأسیسات و تسهیلات مشترک مورد نیاز در هر نیروگاه ، همچنان مزیت نیروگاههای اتمی از دیدگاه اقتصادی نسبت به نیروگاههای با سوخت فسیلی در اغلب کشورها حفظ شده است.

دیدگاه زیست محیطی استفاده از برق هسته‌ای

افزایش روند روزافزون مصرف سوختهای فسیلی طی دو دهه اخیر و ایجاد انواع آلاینده‌های خطرناک و سمی و انتشار آن در محیط زیست انسان ، نگرانیهای جدی و مهمی برای بشر در حال و آینده به دنبال دارد. بدیهی است که این روند به دلیل اثرات مخرب و مرگبار آن در آینده تداوم چندانی نخواهد داشت. از اینرو به جهت افزایش خطرات و نگرانیها تدریجی در مورد اثرات مخرب انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از کاربرد فرآیند انرژیهای فسیلی ، واضح است که از کاربرد انرژی هسته‌ای بعنوان یکی از رهیافتهای زیست محیطی برای مقابله با افزایش دمای کره زمین و کاهش آلودگی محیط زیست یاد می‌شود. همچنانکه آمار نشان می‌دهد، در حال حاضر نیروگاههای هسته‌ای جهان با ظرفیت نصب شده فعلی توانسته‌اند سالانه از انتشار 8 درصد از گازهای دی اکسید کربن در فضا جلوگیری کنند که در این راستا تقریبا مشابه نقش نیروگاههای آبی عمل کرده‌اند.

چنانچه ظرفیتهای در دست بهره برداری فعلی تولید برق نیروگاههای هسته‌ای ، از طریق نیروگاههای با خوراک ذغال سنگ تأمین می‌شد، سالانه بالغ بر 1800 میلیون تن دی اکسید کربن ، چندین میلیون تن گازهای خطرناک دی اکسید گوگرد و نیتروژن ، حدود 70 میلیون تن خاکستر و معادل 90 هزار تن فلزات سنگین در فضا و محیط زیست انسان منتشر می‌شد که مضرات آن غیرقابل انکار است. لذا در صورت رفع موانع و مسایل سیاسی مربوط به گسترش انرژی هسته‌ای در جهان بویژه در کشورهای در حال توسعه و جهان سوم ، این انرژی در دهه‌های آینده نقش مهمی در کاهش آلودگی و انتشار گازهای گلخانه‌ای ایفا خواهد نمود.

در حالیکه آلودگیهای ناشی از نیروگاههای فسیلی سبب وقوع حوادث و مشکلات بسیار زیاد بر محیط زیست و انسانها می‌شود، سوخت هسته‌ای گازهای سمی و مضر تولید نمی‌کند و مشکل زباله‌های اتمی نیز تا حد قابل قبولی رفع شده است، چرا که در مورد مسایل پسمانداری با توجه به کم بودن حجم زباله‌های هسته‌ای و پیشرفتهای علوم هسته‌ای بدست آمده در این زمینه در دفن نهایی این زباله‌ها در صخره‌های عمیق زیرزمینی با توجه به حفاظت و استتار ایمنی کامل ، مشکلات موجود تا حدود زیادی از نظر فنی حل شده است و طبیعتا در مورد کشور ما نیز تا زمان لازم برای دفع نهایی پسماندهای هسته‌ای ، مسائل اجتماعی باقیمانده از نظر تکنولوژیکی کاملا مرتفع خواهد شد.

از سوی دیگر بنظر می‌رسد که بیشترین اعتراضات و مخالفتها در زمینه استفاده از انرژی اتمی بخاطر وقوع حوادث و انفجارات در برخی از نیروگاههای هسته‌ای نظیر حادثه اخیر در نیروگاه چرنوبیل می‌باشد، این در حالی است که براساس مطالعات بعمل آمده احتمال وقوع حوادثی که منجر به مرگ عده‌ای زیاد بشود نظیر تصادف هوایی ، شکسته شدن سدها ، انفجارات زلزله ، طوفان ، سقوط سنگهای آسمانی و غیره ، بسیار بیشتر از وقایعی است که نیروگاههای اتمی می‌توانند باعث گردند.

به هر حال در مورد مزایای نیروگاههای هسته‌ای در مقایسه با نیروگاههای فسیلی صرفنظر از مسایل اقتصادی علاوه بر اندک بودن زباله‌های آن می‌توان به تمیزتر بودن نیروگاههای هسته‌ای و عدم آلایندگی محیط زیست به آلاینده‌های خطرناکی نظیر SO2 ، NO2 ، CO ، CO2 پیشرفت تکنولوژی و استفاده هرچه بیشتر از این علم جدید ، افزایش کارایی و کاربرد تکنولوژی هسته‌ای در سایر زمینه‌های صلح آمیز در کنار نیروگاههای هسته‌ای اشاره نمود.

مقایسه هزینه‌های اجتماعی تولید برق در نیروگاههای فسیلی و اتمی

در مجموع ارزیابیهای اقتصادی و مطالعات بعمل آمده در مورد مقایسه هزینه تولید (قیمت تمام شده) برق در نیروگاههای رایج فسیلی کشور و نیروگاه اتمی نشان می‌دهد که قیمت این دو نوع منبع انرژی صرفنظر از هزینه‌های اجتماعی ، تقریبا نزدیک به هم و قابل رقابت با یکدیگر هستند. چنانچه قیمت مصرف انرژیهای فسیلی برای نیروگاههای کشور برمبنای قیمتهای متعارف بین المللی منظور شوند و همچنین در شرایطی که نرخ تسعیر هر دلار در کشور 8000 ریال تعیین گردد، هزینه تولید (قیمت تمام شده) هر کیلووات ساعت برق در نیروگاههای فسیلی و اتمی بشرح زیر می باشد.

در تازه‌ترین مطالعه‌ای که برای تعیین هزینه‌های اجتماعی نیروگاههای هسته‌ای در 5 کشور اروپایی بلژیک ، آلمان ، فرانسه ، هلند و انگلستان صورت گرفته است، میزان هزینه‌های اجتماعی ناشی از نیروگاههای هسته‌ای در مقایسه با نیروگاههای فسیلی بسیار پائین است. در این مطالعه هزینه‌های خارجی هر کیلووات ساعت برق تولیدی در نیروگاههای هسته‌ای در حدود 0.39 سنت( معادل 31.2 ریال) برآورده شده است. بنابراین در صورتیکه هزینه‌های اجتماعی تولید برق را در ارزیابیهای اقتصادی نیروگاههای فسیلی و هسته‌ای منظور نمائیم قطعا قیمت تمام شده هر کیلووات ساعت برق در نیروگاه هسته‌ای نسبت به فسیلی بطور قابل ملاحظه‌ای کاهش خواهد یافت.

به هر حال نیروگاههای فسیلی و هسته‌ای هر کدام دارای مزایا و معایب خاص خود می‌باشند و ایجاد هر یک متناسب با مقتضیات زمانی و مکانی هر کشور خواهد بود و انتخاب نهایی و تصمیم گیری در این زمینه می‌بایست با توجه به فاکتورهایی از قبیل عوامل تکنولوژیکی ، ارزشی ، سیاسی ، اقتصادی و زیست محیطی توأما اتخاذ گردد. قدر مسلم ایجاد تنوع در سیستم عرضه و تأمین انرژی از استراتژیهای بسیار مهم در زمینه توسعه سیستم پایدار انرژی در هر کشور محسوب می شود. در این راستا با توجه به بررسیهای صورت گرفته ، شورای انرژی اتمی کشور مصمم به ایجاد نیروگاههای اتمی به ظرفیت کل 6000 مگاوات در سیستم عرضه انرژی کشور تا سال 1400 هجری شمسی می‌باشد.

چشم انداز

سایر دیدگاههای اقتصادی در مورد آینده انرژی هسته‌ای حاکی از آن است که براساس تحلیل سطح تقاضا و منابع عرضه انرژی در جهان ، توجه به توسعه تکنولوژیهای موجود و حقایقی نظیر روند تهی شدن منابع فسیلی در دهه های آینده، مزیتهای زیست محیطی انرژی اتمی و همچنین استناد به آمار و عملکرد اقتصادی و ضریب بالای ایمنی نیروگاههای هسته ای، مضرات کمتر چرخه سوخت هسته ای نسبت به سایر گزینه های سوخت و پیشرفتهای حاصله در زمینه نیروگاههای زاینده و مهار انرژی گداخت هسته ای در طول نیم قرن آینده، بدون تردید انرژی هسته ای یکی از حاملهای قابل دسترس و مطمئن انرژی جهان در هزاره سوم میلادی به شمار می‌رود.

در این راستا شورای جهانی انرژی تا سال 2020 میلادی میزان افزایش عرضه انرژی هسته‌ای را نسبت به سطح فعلی حدود 2 برابر پیش بینی می‌نماید. با توجه به شرایط موجود چنانچه از لحاظ اقتصادی هزینه‌های فرصتی فروش نفت و گاز را با قیمتهای متعارف بین المللی در محاسبات هزینه تولید (قیمت تمام شده) برای هر کیلووات برق تولیدی منظور نمائیم و همچنین تورم و افزایش احتمالی قیمتهای این حاملها (بویژه طی مدت اخیر) را براساس روند تدریجی به اتمام رسیدن منابع ذخایر نفت و گاز جهانی مد نظر قرار دهیم، یقینا در بین گزینه‌های انرژی موجود در جمهوری اسلامی ایران ، استفاده از حامل انرژی هسته‌ای نزدیکترین فاصله ممکن را با قیمت تمام شده برق در نیروگاههای فسیلی خواهد داشت.

انرژی هسته‌ای از عمده‌ترین مباحث علوم و تکنولوژی هسته‌ای است و هم اکنون نقش عمده‌ای را در تأمین انرژی کشورهای مختلف خصوصا کشورهای پیشرفته دارد. اهمیت انرژی و منابع مختلف تهیه آن ، در حال حاضر جزء رویکردهای اصلی دولتها قرار دارد. به عبارت بهتر ، از مسائل مهم هر کشور در جهت توسعه اقتصادی و اجتماعی بررسی ، اصلاح و استفاده بهینه از منابع موجود انرژی در آن کشور است. امروزه بحرانهای سیاسی و اقتصادی و مسائلی نظیر محدودیت ذخایر فسیلی ، نگرانیهای زیست محیطی ، ازدیاد جمعیت ، رشد اقتصادی ، همگی مباحث جهان شمولی هستند که با گستردگی تمام فکر اندیشمندان را در یافتن راهکارهای مناسب در حل معظلات انرژی در جهان به خود مشغول داشته اند.

در حال حاضر اغلب ممالک جهان به نقش و اهمیت منابع مختلف انرژی در تأمین نیازهای حال و آینده پی برده و سرمایه گذاریها و تحقیقات وسیعی را در جهت سیاستگذاری ، استراتژی و برنامه‌های زیربنایی و اصولی انجام می‌دهند. هم اکنون تدوین استراتژی که مرکب از بررسی تمامی پارامترهای تأثیر گذار در انرژی و تعیین راهکارهای مناسب جهت تمیزتر و کاراتر نمودن انرژی و الگوی بهینه مصرف آن می‌باشد، در رأس برنامه‌های زیربنایی اکثر کشورهای جهان قرار دارد. در میان حاملهای مختلف انرژی ، انرژی هسته‌ای جایگاه ویژه‌ای دارد. هم اکنون بیش از 430 نیروگاه هسته‌ای در جهان فعال می‌باشند و انرژی برخی کشورها مانند فرانسه عمدتا از برق هسته‌ای تأمین می‌شود.

ذخایر و سرمایه گذاری جهانی انرژی

براساس گزارش وزارت صنایع فرانسه ، هزینه یک نیروگاه هسته‌ای 1400 مگا واتی معادل 15.4 میلیارد فرانک ، یک نیروگاه گاز سوز با همین ظرفیت 4.3 میلیارد فرانک و یک نیروگاه زغال سنگ یوز با ظرفیت مشابه 9 میلیارد فرانک ارزش دارد. در مقابل ، این امتیاز برای گاز ارمغانی به همراه ندارد. زیرا هزینه تولید هر کیلو وات ساعت برق تا 70 درصد به قیمت سوخت بستگی دارد.

بر اساس مطالعات انجام گرفته ، 43 سال دیگر نفت ، 66 سال دیگر گاز طبیعی و 233 سال دیگر زغال سنگ تمام خواهد شد، اما هنوز می‌توان ذخایر تازه کشف کرد. اورانیوم مورد نیاز تا 60 سال دیگر وجود دارد. رآکتورهایی که از نوترونهای سریع استفاده می‌کنند (سوپر _ فیکس در فرانسه) قادرند از یک واحد حجم اورانیوم ، هفتاد بار بیشتر از رآکتورهای کنونی انرژی بگیرند. نفت 34 درصد ، زغال سنگ 31 درصد ، گاز 22 درصد ، انرژی هسته‌ای 6 درصد ، سایر انرژیها 7 درصد.

تکثیر هسته‌ای به منظور کاهش هزینه‌ها

در مورد تولید انرژی باید به این نکته توجه کنیم که این انرژی چه خدماتی را ارائه می‌کند و با کدام هزینه ، که اکثرا مردم به دنبال خدمات بیشتر با دستیابی آسان و ایمنی بالا با هزینه کمتر هستند. در حال حاضر تولید برق گازی ارزانتر از دیگر سوختها می‌باشد و با سوخت زغال سنگ بیشترین هزینه را دارد. البته اگر موضوع عوارض آلودگی گاز کربنیک را فراموش نکنیم. در صورت وضع این مالیات ، بهای تولید گازی برق افزایش می‌یابد. در این میان انرژی هسته‌ای ، تقریبا از هرگونه بحران این چنینی به دور است.

برای ساخت یک بمب هسته‌ای با کمترین هزینه ، علاوه بر داشتن تأسیسات مربوطه ، لازم است پلوتونیومی در اختیار داشت که میزان ایزوتوپ 240 آن بیشتر باشد. این پلوتونیوم را می‌توان در یک رآکتور هسته‌ای غیر نظامی نیز تولید کرد. به همین دلیل است که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در وین ، پیوسته رآکتورهای جهان را کنترل می‌کند.

کاربردهای علوم و تکنولوژی هسته‌ای

علیرغم پیشرفت همه جانبه علوم و فنون هسته‌ای در طول نیم قرن گذشته ، هنوز این تکنولوژی در اذهان عمومی ناشناخته مانده است. وقتی صحبت از انرژی اتمی به میان می‌آید، اغلب مردم ابر قارچ مانند حاصل از انفجارات اتمی و یا راکتورهای اتمی برای تولید برق را در ذهن خود مجسم می‌کنند و کمتر کسی را می‌توان یافت که بداند چگونه جنبه‌های دیگری از علوم هسته‌ای در طول نیم قرن گذشته زندگی روزمره او را دچار تحول نموده است. اما حقیقت در این است که در طول این مدت در نتیجه تلاش پیگیر پژوهشگران و مهندسین هسته‌ای، این تکنولوژی نقش مهمی را در ارتقاء سطح زندگی مردم ، رشد صنعت و کشاورزی و ارائه خدمات پزشکی ایفاء نموده است.

استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای

موارد زیر از مهمترین استفاده‌های صلح آمیز از علوم و تکنولوژی هسته‌ای می‌باشند:

استفاده از انرژی حاصل از فرآیند شکافت هسته اورانیوم یا پلوتونیوم در راکتورهای اتمی جهت تولید برق و یا شیرین کردن آب دریاها.

استفاده از رادیوایزوتوپها در پزشکی ، صنعت و کشاورزی

استفاده از پرتوهای ناشی از فرآیندهای هسته‌ای در پزشکی ، صنعت و کشاورزی

مزایا و معایب انرژیهای فسیلی و هسته‌ای

نیروی هسته‌ای با وجود خطرها و محدودیتها ، به دلیل تولید نکردن گاز گلخانه‌ای ، بر انرژیهای فسیلی برتری دارد. سوختهای فسیلی با تولید گازهای گلخانه‌ای در افزایش تعداد طوفانها و تغییرات آب و هوایی شدید خیلی موثر می‌باشد.

گازهای گلخانه‌ای

امتیاز و برتری انرژی هسته‌ای در این است که حتی یک مولکول گاز کربنیک از راکتور هسته‌ای به هوا نمی‌رود. در عوض اورانیوم مورد نیاز این راکتور باید با کامیونهایی که سوخت فسیلی (نفت) می سوزانند، حمل و نقل گردد. همچنین مراحلی که برای کار با اورانیوم انجام می‌شود، به سوخت نفتی نیازمند است. در مجموع هر کیلو وات ساعت برق هسته‌ای حدود 25 گرم گاز گلخانه‌ای تولید می‌کند. هر کیلو وات ساعت برف زغال سنگ سوز ، 650 تا 1250 گرم گاز کربینیک تولید می‌کند. همچنین برای تولید هر کیلو وات ساعت برق از نیروگاههای گاز سوز، 450 تا 650 گرم گاز کربنیک انتشار می‌یابد.

زباله‌ها

یک نیروگاه هسته‌ای صد مگاواتی سالانه پانصد تن زباله با درجه رادیو اکتیو ضعیف ، دویست تن زباله با درجه رادیواکتیو متوسط و 25 تن زباله با درجه رادیواکتیو شدید تولید می‌کند. در مقایسه ، یک نیروگاه برق زغال سنگ سوز 350 هزار تن زباله سخت (زباله‌های معدنی ، خاکستر و تفاله آهن) که صدها کیلو فلز سنگین نیز در میان آنها وجود دارد ، تولید می‌کند. البته پیشرفتهای فنی باید اجازه دهد که از این میزان زباله کاسته شود. با وجود این سوخت فسیلی از نظر تولید زباله پر بار هستند. اما گاز ، بجز گاز کربنیک ، تقریبا زباله یا تولید جانبی خطرناکی ندارد. رادیو اکتیویته نامرئی است، اما حتی ضعیفترین درجه رادیو اکنیویته که ممکن است برای محیط زیست مضر باشد، قابل ردیابی است. در نتیجه نیروگاههای هسته‌ای را می‌توان به خوبی کنترل کرد و در واقع کشف خطر آنها راحتتر از نیروگاههای گرمایی کلاسیک است.

بهداشت و سلامتی

انرژی هسته‌ای با مصارف غیر نظامی تا به حال کمتر از انرژیهای فسیلی قربانی گرفته است. یک نیروگاه هسته‌ای در شرایط فعالیت معمول و سالم مواد رادیواکتیو ساطع می‌کند. ولی میزان آسیب پذیری به مراتب کمتر از آزمایشهای رادیولوژیک و رادیواکتیویته طبیعی (رادون) است. سوختهای فسیلی نیز مقادیر زیادی از آلوده کننده‌های خطرناک را در هوا می‌پراکند که مضرات زیادی داشته و در اکثر موارد کشنده نیز می‌باشد.

آسیبهای وارد شده به زمین

طی مطالعات انجام گرفتته آسیبهای ناشی از سوختهای فسیلی با در نظر گرفتن آسیبهای مربوط به گازهای گلخانه‌ای تقریبا تا دو برابر آسیبهای انرژی هسته‌ای می‌باشد.

عمده کاربردهای انرژی هسته‌ای

انرژی هسته‌ای دارای کاربرد متعددی است که در یک تقسیم بندی کلی می‌توان کاربردهای نظامی و غیر نظامی یا صلح جویانه را برای آن نام برد. از آنجا که سیاست ج.ا.ایران استفاده صلح آمیز از مواد و انرژی هسته‌ای است، بحث این نوشتار پیرامون کاربردهای صلح آمیز انرژی هسته‌ای با تکیه بر فعالیتهای هسته‌ای صلح آمیز ج.ا.ایران می‌باشد. انرژی هسته‌ای بصورت صلح جویانه موارد مصرف گوناگونی دارد که به شرح آنها می‌پردازیم. (شایان ذکر است که آژانس بین المللی انرژی اتمی در این حوزه تحقیقات متعددی را انجام داده است که به مراحل کاربردی نیز رسیده‌اند.)

انرژی اتمی کاربردهای وسیعی در علوم و صنایع مختلف (پزشکی ، داروسازی ، صنایع غذایی ،‌ شاخه‌های مختلف صنعت ، کشاورزی ، رد یابی و ...) داشته و از این نظر خیلی حائز اهمیت است. به عنوان مثال برای رد یابی محل نشت در لوله‌های انتقال نفت و یا گاز که در زیر زمین بوده ، خیلی راحت با آشکار سازی نوترونهایی که به داخل لوله‌ها تزریق شده و از محل نشت خارج می‌شوند، پی برده و ... .

کاربرد انرژی اتمی در بخش بهداشتی

بر طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی ، میزان افراد سرطانی در کشورهای در حال توسعه تا سال 2015 هر ساله 10 میلیون نفر افزایش می‌یابد. این در حالی است که شیوه‌های زندگی در حال تغییر است. اکثر کشورهای در حال توسعه دارای متخصصین کافی در این زمینه یا دستگاههای رادیو تراپی نمی‌باشند تا بتوانند بطور موثر و ایمن با بیماران سرطانی خود تعامل کنند. در حدود 15 کشور آفریقایی و جند کشور آسیایی ، حتی یک رادیو تراپی نیز وجود ندارد. آژانس بین المللی انرژی اتمی در این زمینه برای کمک به کشورها برنامه‌هایی را تدارک دیده است. همجنین از تکنیکهای هسته‌ای در داروهای هسته‌ای نیز استفاده می‌شود و در طول سال اخیر آزانس 5 دوره آزمایش فقط در آسیای غربی در این خصوص برگذار نموده است.

سایر کاربردهای انرژی هسته‌ای

کاربردهای پزشکی: بطور کلی می‌توان موثر در ذیل را به عنوان مصادیق کاربرد تکنیکهای هسته‌ای در حوزه پزشکی نام برد.

تهیه و تولید رادیو داروی ید-131، حهت تشخیص بیماریهای تروئید و درمان آنها.

تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته‌ای.

کنترل کیفی رادیو داروهای خوراکی و تزریقی برای تشخیص ودرمان بیماریها.

کاربرد انرژی اتمی در بخش دامپزشکی و دامپروری.

کاربرد تکنیکهای هسته‌ای در مدیریت منابع آب.

کاربرد انرژی هسته‌ای در بخش صنایع غذایی و کشاورزی.

کاربرد انرژی در صنایع.

کاربرد تکنیک هسته‌ای در شناسایی مینهای ضد نفر.

کاربرد انرژی اتمی در تولید الکتریسته.

انرژی هسته‌ای در ایران

جمهوری اسلامی ایران بیش از سه دهه است که تحقیقات متنوعی را در زمینه‌های مختلف علوم و تکنولوژی هسته‌ای انجام داده و براساس استراتژی خود ، مصمم به ایجاد نیروگاههای هسته‌ای به ظرفیت کل 6000 مگاوات تا سال 1400 هجری شمسی می‌باشد. در این زمینه ، جمهوری اسلامی ایران در نشست گذشته آژانس بین المللی انرژی اتمی ، تمایل خود را نسبت به همکاری تمامی کشورهای جهان جهت ایجاد این نیروگاهها و تهیه سوخت مربوطه رسما اعلام نموده است

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

مقدمه

در واکنشهای شکافت هسته‌ای مقادیر زیادی نیز انرژی آزاد می‌گردد (در حدود 200Mev)، اما مسئله مهمتر اینکه نتیجه شکستن هسته 235U ، آزادی دو نوترون است که می‌تواند دو هسته دیگر را شکسته و چهار نوترون را بوجود آورد. این چهار نوترون نیز چهار هسته 235U را می‌شکند. چهار هسته شکسته شده تولید هشت نوترون می‌کنند که قادر به شکستن همین تعداد هسته اورانیوم می‌باشند. سپس شکست هسته‌ای و آزاد شدن نوترونها بصورت زنجیروار به سرعت تکثیر و توسعه می‌یابد. در هر دوره تعداد نوترونها دو برابر می‌شود، در یک لحظه واکنش زنجیری خود بخودی شکست هسته‌ای شروع می‌گردد. در واکنشهای کنترل شده هسته‌ای تعداد شکست در واحد زمان و نیز مقدار انرژی بتدریج افزایش یافته و پس از رسیدن به مقداری دلخواه ثابت نگهداشته می‌شود

وقتی که صحبت از مفهوم انرژی به میان می‌آید، نمونه‌های آشنای انرژی مثل انرژی گرمایی ، نور و یا انرژی مکانیکی و الکتریکی در شهودمان مرور می‌شود. اگر ما انرژی هسته‌ای و امکاناتی که این انرژی در اختیارش قرار می‌دهد، آشنا ‌شویم، شیفته آن خواهیم شد.



 

 

 

تاریخچه

اولین انرژی کنترل شده ناشی از شکافت هسته در دسامبر 1942 بدست آمد. با رهبری فرمی ساخت و راه اندازی یک پیل از آجرهای گرافیتی ، اورانیوم و سوخت اکسید اورانیوم با موفقیت به نتیجه رسید. این پیل هسته‌ای ، در زیر میدان فوتبال دانشگاه شیکاگو ساخته شد و اولین راکتور هسته‌ای فعال بود


انرژی گرمایی تولید شده از واکنشهای هسته‌ای در مقایسه با گرمای حاصل از سوختن زغال سنگ در چه مرتبه بزرگی قرار دارد؟

منابع تولید انرژی هسته‌ای که بر اثر سیلابها و رودخانه از صخره شسته شده و به بستر دریا می‌رود، چقدر برق می‌تواند تولید کند؟

کشورهایی که بیشترین استفاده را از انرژی هسته‌ای را می‌برند، کدامند؟ و ... .

نحوه آزاد شدن انرژی هسته‌ای

می‌دانیم که هسته از پروتون (با بار مثبت) و نوترون (بدون بار الکتریکی) تشکیل شده است. بنابراین بار الکتریکی آن مثبت است. اگر بتوانیم هسته را به طریقی به دو تکه تقسیم کنیم، تکه‌ها در اثر نیروی دافعه الکتریکی خیلی سریع از هم فاصله گرفته و انرژی جنبشی فوق العاده‌ای پیدا می‌کنند. در کنار این تکه‌ها ذرات دیگری مثل نوترون و اشعه‌های گاما و بتا نیز تولید می‌شود. انرژی جنبشی تکه‌ها و انرژی ذرات و پرتوهای بوجود آمده ، در اثر برهمکنش ذرات با مواد اطراف ، سرانجام به انرژی گرمایی تبدیل می‌شود. مثلا در واکنش هسته‌ای که در طی آن 235U به دو تکه تبدیل می‌شود، انرژی کلی معادل با 200MeV را آزاد می‌کند. این مقدار انرژی می‌تواند حدود 20 میلیارد کیلوگالری گرما را در ازای هر کیلوگرم سوخت تولید کند. این مقدار گرما 2800000 بار برگتر از حدود 7000 کیلوگالری گرمایی است که از سوختن هر کیلوگرم زغال سنگ حاصل می‌شود.

کاربرد حرارتی انرژی هسته‌ای

گرمای حاصل از واکنش هسته‌ای در محیط راکتور هسته‌ای تولید و پرداخته می‌شود. بعبارتی در طی مراحلی در راکتور این گرما پس از مهارشدن انرژی آزاد شده واکنش هسته‌ای تولید و پس از خنک سازی کافی با آهنگ مناسبی به خارج منتقل می‌شود. گرمای حاصله آبی را که در مرحله خنک سازی بعنوان خنک کننده بکار می‌رود را به بخار آب تبدیل می‌کند. بخار آب تولید شده ، همانند آنچه در تولید برق از زعال سنگ ، نفت یا گاز متداول است، بسوی توربین فرستاده می‌شود تا با راه اندازی مولد ، توان الکتریکی مورد نیاز را تولید کند. در واقع ، راکتور همراه با مولد بخار ، جانشین دیگ بخار در نیروگاه‌های معمولی شده است.

سوخت راکتورهای هسته‌ای

ماده‌ای که به عنوان سوخت در راکتورهای هسته‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد باید شکاف پذیر باشد یا به طریقی شکاف پذیر شود.235U شکاف پذیر است ولی اکثر هسته‌های اورانیوم در سوخت از انواع 238U است. این اورانیوم بر اثر واکنشهایی که به ترتیب با تولید پرتوهای گاما و بتا به 239Pu تبدیل می‌شود. پلوتونیوم هم مثل 235U شکافت پذیر است. به علت پلوتونیوم اضافی که در سطح جهان وجود دارد نخستین مخلوطهای مورد استفاده آنهایی هستند که مصرف در آنها منحصر به پلوتونیوم است.
میزان اورانیومی که از صخره‌ها شسته می‌شود و از طریق رودخانه‌ها به دریا حمل می‌شود، به اندازه‌ای است که می‌تواند 25 برابر کل مصرف برق کنونی جهان را تأمین کند. با استفاده از این نوع موضوع ، راکتورهای زاینده‌ای که بر اساس استخراج اورانیوم از آب دریاها راه اندازی شوند قادر خواهند بود تمام انرژی مورد نیاز بشر را برای همیشه تأمین کنند، بی آنکه قیمت برق به علت هزینه سوخت خام آن حتی به اندازه یک درصد هم افزایش یابد.

مزیتهای انرژی هسته‌ای ب ر سایر انرژیها

بر خلاف آنچه که رسانه‌های گروهی در مورد خطرات مربوط به حوادث راکتورها و دفن پسماندهای پرتوزا مطرح می‌کند از نظر آماری مرگ ناشی ازخطرات تکنولوژی هسته‌ای از 1 درصد مرگهای ناشی از سوختن زغال سنگ جهت تولید برق کمتر است. در سرتاسر جهان تعداد نیروگاههای هسته‌ای فعال بیش از 419 می‌باشد که قادر به تولید بیش از 322 هزار مگاوات توان الکتریکی هستند. بالای 70 درصد این نیروگاه‌ها در کشور فرانسه و بالای 20 درصد آنها در کشور آمریکا قرار دارد

راکتورهای هسته‌ای دستگاه‌هایی هستند که در آنها شکافت هسته‌ای کنترل شده رخ می‌دهد. راکتورها برای تولید انرژی الکتریکی و نیز تولید نوترون‌ها بکار می‌روند. اندازه و طرح راکتور بر حسب کار آن متغیر است. فرآیند شکافت که یک نوترون بوسیله یک هسته سنگین (با جرم زیاد) جذب شده و به دنبال آن به دو هسته کوچکتر همراه با آزاد سازی انرژی و چند نوترون دیگر شکافته می‌شود.

ساختمان راکتور

با وجود تنوع در راکتور‌ها ، تقریبا همه آنها از اجزای یکسانی تشکیل شده‌اند. این اجزا شامل سوخت ، پوشش برای سوخت ، کند کننده نوترونهای حاصله از شکافت ، خنک کننده‌ای برای حمل انرژی حرارتی حاصله از فرآیند شکافت ماده کنترل کننده برای کنترل نمودن میزان شکافت می‌باشد.

سوخت هسته‌ای

سوخت راکتورهای هسته‌ای باید به گونه‌ای باشد که متحمل شکافت حاصله از نوترون بشود. پنج نوکلئید شکافت پذیر وجود دارند که در حال حاضر در راکتورها بکار می‌روند. 232Th ، 233U ، 235U ، 238U ، 239Pu . برخی از این نوکلئیدها برای شکافت حاصله از نوترونهای حرارتی و برخی نیز برای شکافت حاصل از نوترونهای سریع می‌باشند. تفاوت بین سوخت یک خاصیت در دسته‌بندی راکتورها است.

در کنار قابلیت شکافت ، سوخت بکار رفته در راکتور هسته‌ای باید بتواند نیازهای دیگری را نیز تأمین کند. سوخت باید از نظر مکانیکی قوی ، از نظر شیمیایی پایدار و در مقابل تخریب تشعشعی مقاوم باشد، تا تحت تغییرات فیزیکی و شیمیایی محیط راکتور قرار نگیرد. هدایت حرارتی ماده باید بالا باشد بطوری که بتواند حرارت را خیلی راحت جابجا کند. همچنین امکان بدست آوردن ، ساخت راحت ، هزینه نسبتا پایین و خطرناک نبودن از نظر شیمیایی از دیگر فایده‌های سوخت است.
غلاف سوخت راکتور

سوختهای هسته‌ای مستقیما در داخل راکتور قرار داده نمی‌شوند، بلکه همواره بصورت پوشیده شده مورد استفاده قرار می‌گیرند. پوشش یا غلاف سوخت ، کند کننده و یا خنک کننده از آن جدا می‌سازد. این امر از خوردگی سوخت محافظت کرده و از گسترش محصولات شکافت حاصل از سوخت پرتو دیده به محیط اطراف جلوگیری می‌کند. همچنین این غلاف می‌تواند پشتیبان ساختاری سوخت بوده و در انتقال حرارت به آن کمک کند. ماده غلاف همانند خود سوخت باید دارای خواص خوب حرارتی و مکانیکی بوده و از نظر شیمیایی نسبت به برهمکنش با سوخت و مواد محیط پایدار باشد. همچنین لازم است غلاف دارای سطح مقطع پایینی نسبت به بر همکنشهای هسته‌ای حاصل از نوترون بوده و در مقابل تشعشع مقاوم باشد.

مواد کند کننده نوترون

یک کند کننده ماده‌ای است که برای کند یا حرارتی کردن نوترونهای سریع بکار می‌رود. هسته‌هایی که دارای جرمی نزدیک به جرم نوترون هستند بهترین کند کننده می‌باشند. کند کننده برای آنکه بتواند در راکتور مورد استفاده قرار گیرد بایستی سطح مقطع جذبی پایینی نسبت به نوترون باشد. با توجه به خواص اشاره شده برای کند کننده ، چند ماده هستند که می‌توان از آنها استفاده کرد. هیدروژن ، دوتریم ، بریلیوم و کربن چند نمونه از کند کننده‌ها می‌باشند. از آنجا که بریلیوم سمی است، این ماده خیلی کم به عنوان کند کننده در راکتور مورد استفاده قرار می‌گیرد. همچنین ایزوتوپهای هیدروژن ، به شکل آب و آب سنگین و کربن ، به شکل گرافیت به عنوان مواد کند کننده استفاده می‌شوند.

خنک کننده‌ها

گرمای حاصله از شکافت در محیط راکتور یا باید از سوخت زدوده شود و یا در نهایت این گرما بقدری زیاد شود که میله‌های سوخت را ذوب کند. حرارتی که از سوخت گرفته می‌شود ممکن است در راکتور قدرت برای تولید برق بکار رود. از ویژگیهایی که ماده خنک کننده باید داشته باشد، هدایت حرارتی آن است تا اینکه بتواند در انتقال حرارت مؤثر باشد. همچنین پایداری شیمیایی و سطح مقطع جذب پایین‌تر از نوترون دو خاصیت عمده ماده خنک کننده است. نکته دیگری که باید به آن اشاره شود این است که این ماده نباید در اثر واکنشهای گاما دهنده رادیواکتیو شوند.

از مایعات و گازها به عنوان خنک کننده استفاده شده‌ است، مانند گازهای دی اکسید کربن و هلیوم. هلیوم ایده‌آل است ولی پر هزینه بوده و تهیه مقادیر زیاد آن مشکل است. خنک کننده‌های مایع شامل آب ، آب سنگین و فلزات مایع هستند. از آنجا که برای جلوگیری از جوشیدن آب فشار زیادی لازم است خنک کننده ایده‌آلی نیست.

مواد کنترل کننده شکافت

برای دستیابی به فرآیند شکافت کنترل شده و یا متوقف کردن یک سیستم شکافت پس از شروع ، لازم است که موادی قابل دسترس باشند که بتوانند نوترونهای اضافی را جذب کنند. مواد جاذب نوترون بر خلاف مواد دیگر مورد استفاده در محیط راکتور باید سطح مقطع جذب بالایی نسبت به نوترون داشته باشند. مواد زیادی وجود دارند که سطح مقطع جذب آنها نسبت به نوترون بالاست، ولی ماده مورد استفاده باید دارای چند خاصیت مکانیکی و شیمیایی باشد که برای این کار مفید واقع شود.

انواع راکتورها

راکتورها بر حسب نوع فرآیند شکافت به راکتورهای حرارتی ، ریع و میانی (واسطه) ، بر حسب مصرف سوخت به راکتورهای سوزاننده ، مبدل و زاینده ، بر حسب نوع سوخت به راکتورهای اورانیوم طبیعی ، راکتورهای اورانیوم غنی شده با 235U (راکتور مخلوطی Be) ، بر حسب خنک کننده به راکتورهای گاز (CO2مایع (آب ، فلز) ، بر حسب فاز سوخت کند کننده‌ها به راکتورهای همگن ، ناهمگن و بالاخره بر حسب کاربرد به راکتورهای قدرت ، تولید نوکلید و تحقیقاتی تقسیم می‌شوند.

کاربردهای راکتورهای هسته‌ای

راکتورها انواع مختلف دارند برخی از آنها در تحقیقات ، بعضی از آنها برای تولید رادیو ایزتوپهای پر انرژی برخی برای راندن کشتیها و برخی برای تولید برق بکار می‌روند.

دوگروه اصلی راکتورهای هسته‌ای بر اساس تقسیم بندی کاربرد آنها. راکتورهای قدرت و راکتورهای تحقیقاتی هستند. راکتورهای قدرت مولد برق بوده و راکتورهای تحقیقاتی برای تحقیقات هسته‌ای پایه ، مطالعات کاربردی تجزیه‌ای و تولید ایزوتوپها مورد استفاده قرار می گیرند.

استفاده از نیروی هسته‌ای از 40 سال پیش آغاز شد و اینک این نیرو همان اندازه از برق جهان را تأمین می‌کند که 40 سال پیش بوسیله تمام منابع انرژی تأمین می‌شد. حدود دو سوم از جمعیت جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای آنها در زمینه تولید برق و زیر ساختهای صنعتی نقش مکمل را ایفا می‌کنند. نیمی از مردم جهان در کشورهایی زندگی می‌کنند که نیروگاههای هسته‌ای در آنها در حال برنامه‌ریزی و یا در دست ساخت هستند
به این ترتیب ، توسعه سریع نیروی هسته‌ای جهان مستلزم بروز هیچ تغییر بنیادینی نیست و تنها نیازمند تسریع راهبردهای موجود است. امروزه حدود 440 نیروگاه هسته‌ای در 31 کشور جهان برق تولید می‌کنند. بیش از 15 کشور از مجموع این تعداد در زمینه تأمین برق خود تا 25 درصد یا بیشتر ، متکی به نیروی هسته‌ای هستند. در اروپا و ژاپن سهم نیروی هسته‌ای در تأمین برق بیش از 30 درصد است، در آمریکا نیروی هسته‌ای 20 درصد از برق را تأمین می‌کند. در سرتاسر جهان ، دانشمندان بیش از 50 کشور از حدود 300 راکتور تحقیقاتی استفاده می‌کنند تا: درباره فناوریهای هسته‌ای تحقیق کرده و برای تشخیص بیماری و درمان سرطان ، رادیوایزوتوپ تولید کنند
همچنین در اقیانوسهای جهان راکتورهای هسته‌ای نیروی محرکه بیش از 400 کشتی را بدون اینکه به خدمه آن و یا محیط زیست آسیبی برسانند، تأمین می‌کنند. دوره پس از جنگ سرد ، فعالیت جدیدی برای حذف مواد هسته‌ای از تسلیحات و تبدیل آن به سوخت هسته‌ای غیر نظامی آغاز شد. انرژی هسته‌ای کاربردهای زیاد در پزشکی در علوم و صنعت و کشاورزی و ... دارد. لازم به ذکر است انرژی هسته‌ای به تمامی انرژیهای دیگر قابل تبدیل است، ولی هیچ انرژی به انرژی هسته‌ای تبدیل نمی‌شود. موارد زیادی از کاربردهای انرژی هسته‌ای در زیر آورده می‌شود.

نیروگاه هسته‌ای

نیروگاه هسته‌ای (Nuclear Power Stotion) یک نیروگاه الکتریکی که از انرژی تولیدی شکست هسته اتم اورانیوم یا پلوتونیم استفاده می‌کند. اولین جایگاه از این نوع در 27 ژوئن سال 1958 در شوروی سابق ساخته شد. که قدرت آن 5000 کیلو وات است. چون شکست سوخت هسته‌ای اساسا گرما تولید می‌کند، از گرمای تولید شده راکتورهای هسته‌ای برای تولید بخار استفاده می‌شود. از بخار تولید شده برای به حرکت در آوردن توربینها و ژنراتورها که نهایتا برای تولید برق استفاده می‌شود.

بمبهای هسته‌ای

این نوع بمبها تا حالا قویترین بمبهای و مخربترینهای جهان محسوب می‌شود. دارندگان این نوع بمبها جزو قدرتهای هسته‌ای جهان محسوب می‌شود. 

پیل برق هسته‌ای Nuelear Electric battery

پیل هسته‌ای یا اتمی دستگاه تبدیل کننده انرژی اتمی به جریان برق مستقیم است، ساده‌ترین پیلها) شامل دو صفحه است. یک پخش کننده بتای خالص مثل استرنیوم 90 و یک هادی مثل سیلسیوم.
جریان الکترونهای سریعی که بوسیله استرنیوم منتشر می‌شود ازمیان نیم هادی عبور کرده و در حین عبور تعداد زیادی الکترون اضافی را از نیم هادی جدا می‌کند که در هر حال صدها هزار مرتبه زیادتر از جریان الکتریکی حاصل از ایزوتوپ رادیواکتیو استرنیوم 90 می‌باشد.

کاربردهای پزشکی

در پزشکی تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی دارند که اهم آنها عبارتند از:

رادیو گرافی

گاما اسکن

استرلیزه کردن هسته‌ای و میکروب زدایی وسایل پزشکی با پرتو‌های هسته‌ای

رادیو بیولوژی

کاربردهای کشاورزی

تشعشعات هسته‌ای کاربردهای زیادی در کشاورزی دارد که مهمترین آنها عبارتست از:

موتاسیون هسته‌ای ژنها در کشاورزی

کنترل حشرات با تشعشعات هسته‌ای

جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی با اشعه گاما

انبار کردن میوه‌ها

دیرینه شناسی (باستان شناسی) و صخره شناسی (زمین شناسی) که عمر یابی صخره‌ها با C14 در باستان شناسی خیلی مشهور است.

کاربردهای صنعتی

در صنعت کاربردهای زیادی دارد، از جمله مهمترین آنها عبارتند از:

نشت یابی با اشعه

دبی سنجی پرتویی(سنجش شدت تشعشعات ، نور و فیزیک امواج)

سنجش پرتویی میزان سائیدگی قطعات در حین کار

سنجش پرتویی میزان خوردگی قطعات

چگالی سنج موادمعدنی با اشعه

کشف عناصر نایاب در معادن

انرژی شکافت هسته‌ای

کشف انرژی هسته‌ای در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت و اکنون برای شبکه برق بسیاری از کشورها هزاران کیلو وات تهیه می کند (نیرو گاه هسته ای). بحران انرژی بر اثر بالارفتن قیمت نفت در سال 1973 استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای بیشتر وارد صحنه کرد. در حال حاضر ممالک اروپایی انرژی هسته‌ای را تنها انرژی می‌داند. که می‌تواند در اکثر موارد جایگزین نفت شود. استفاده از انرژی شکافت هسته‌ای که بر روی یک ماده قابل احتراق کانی که بصورت محدود پایه گذاری می‌شود. برای سایر کشورها خطرات بسیار دارد در حال حاضر تولید الکتریسته با استفاده از شکافت هسته‌ای کنترل شده به میزان زیادی توسعه یافته و مورد قبول واقع شده است. تولید انرژی هسته‌ای در کشورهای توسعه یافته بخش مهمی از طرح انرژی ملی را تشکیل می‌دهد.

انرژی بستگی هسته‌ای

می‌توان تصور کرد که جرم هسته ، M ، با جمع کردن Z (تعداد پروتونها) ضربدر جرم پروتون و N تعداد نوترونها ضربدر جرم نوترون بدست می‌آید

M = Z×Mp + N×Mn
از طرف دیگر M همیشه کمتر از مجموع جرمهای تشکیل دهنده‌های منزوی هسته است. این اختلاف به توسط فرمول انیشتین توضیح داده می‌شود که رابطه بین جرم و انرژی هم ارزی جرم و انرژی را برقرار می‌سازد. اگر یک دستگاه مادی دارای جرم باشد در این صورت دارای انرژی کلی E است. E = M C2 که در آن C سرعت نور در خلا و M جرم کل هسته مرکب از نوکلئونها و E مقدار انرژیی است که در اثر فروپاشی جرم M تولید می‌شود. بنابر این اصول انرژی هسته‌ای بر آزاد سازی انرژی پیوندی هسته استوار است. هر سیستمی که دارای انرژی پیوندی بیشتر باشد پایدار می‌باشد. در واقع جرم مفقود شده در واکنشهای هسته‌ای طبق فرمول E = M C2 به انرژی تبدیل می‌شود. پس انرژی بستگی اختلاف جرم هسته و جرم نوکلئونهای تشکیل دهنده آن است، که معرف کاری است که باید انجام شود تا نوکلئونها از هم جدا شوند.

مواد شکافتنی

مواد ناپایدار برای اینکه به پایداری برسند، انرژی گسیل می‌کنند تا به حالت پایدار برسد. معمولا عناصری شکافت پذیر هستند که جرم اتمی آنها بالای 150 باشد ،235U و 238U در معادن یافت می‌شود. 99.3 درصد اورانیوم معادن 238U می‌باشد.و تنها 7% آن 235U می‌باشد. از طرفی 235U با نوترونهای کند پیشرو واکنش نشان می‌دهد. 238Uتنها با نوترونهای تند کار می‌کند، البته خوب جواب نمی‌دهد. بنابر این در صنعت در نیروگاههای هسته‌ای 235U به عنوان سوخت محسوب می‌شود. ولی به دلایل اینکه در طبیعت کم یافت می‌شود. بایستی غنی سازی اورانیوم شود، یعنی اینکه از 7 درصد به 1 الی 3 درصد برسانند.

شکافت 235U

در این واکنش هسته‌ای وقتی نوترون کند بر روی 235U برخورد می کند به 236U تحریک شده تبدیل می‌شود. نهایتا تبدیل به باریوم و کریپتون و 3 تا نوترون تند و 177 Mev انرژی آزاد می‌شود. پس در واکنش اخیر به ازای هر نوکلئون حدود 1 Mev انرژی آزاد می‌شود. در واکنشهای شیمیایی مثل انفجار به ازای هر مولکول حدود 30 Mev انرژی ایجاد می‌شود. لازم به ذکر است در راکتورهای هسته‌ای که با نوترون کار می‌کند، طبق واکنشهای به عمل آمده 2 الی3 نوترون سریع تولید می‌شود. حتما این نوترونهای سریع باید کند شوند

سوخت هسته ای اورانیوم:‏

اگر ایزوتوب اورانیوم 235 ( موجود در اورانیوم طبیعی ) قابل شکست نمی بود حتی با داشتن کوهی از اورانیوم طبیعی کسی ‏نمی توانست از انرژی نهانی آن استفاده نماید. این ایزوتوپ به وسیله نوترون هایی با هر مقدار انرژی به خوبی شکسته می شود.‏

فلز طبیعی اورانیوم محتوی مقادیر بسیار کمی از آن است. فقط 0.7 درصد باقیمانده درصد اورانیوم طبیعی شامل 99.3 ‏درصد اورانیوم 238 می باشد که فقط به وسیله نوترون های سریع شکسته می شود.‏

اورانیوم 238 به طور بسیار موثری نوترون های کند با انرژی یک تا ده الکترون ولت را جذب می کند.

سوخت هسته ای پلتونیوم:‏

اگر نوترون های پر انرزی حاصل از شکست اورانیوم 235 را به کمک کند کننده هایی از جمله گرافیت ، آب معمولی یا ‏آب سنگین یا مواد دیگر به این مقدار انرژی (1 تاev 10) کند کنیم، معجزه شروع می شود. هسته اورانیوم 238 چنین نوترون ‏های آهسته ای را جذب می کند. سپس تحریک و تجزیه شده و بالاخره به پلتیونیوم با نیم عمر 24.4 سال تبدیل می شود.

نکته قابل توجه این که اورانیوم 235 هم به وسیله نوترون های سریع و هم آهسته شکسته می شود. بدین ترتیب در حین ‏مصرف اورانیوم 235 در راکتور ، مقدار معینی اورانیوم 238 (غیر قابل شکست در عمل ) به پلتونیوم 239 ( قابل شکست ) ‏تبد یل می شود.

در روش فوق در طی مصرف تدریجی اورانیوم 235 (0.7 درصد) و پلتونیوم 239 که به طور غیر راکتور هسته ای ، ‏تبدیل مقدار قابل ملاحظه ای از اورانیوم 238 طبیعی به سوخت هسته ای مناسب ممکن می گردد.‏

پلتونیوم 238 خالص یک سم قوی است و به سادگی در هوا آتش می گیرد و در حین تجزیه ذرات آلفایی با انرژی حدود Mev‏ 5 آزاد می کند. ‏

 

ورود پلتونیوم بویژه در ارگانیسوم انسان یا حیوان خطرناک می باشد. زیرا نمی تواند به وسیله اعمال طبیعی از بدن خارج ‏شود. پلتونیوم در بدن ، به طور شدیدی اشعه گاما ساطع کرده و باعث بیماری های تشعشعی حاد و یا حتی مرگ می شود. ‏

کاربردهای سوخت هسته ای:

در راکتور هسته ای از این مواد جهت تامین انرژی گداخت هسته ای وشکافت هسته های سنگین استفاده می شود.‏

در نیروگاه هسته ای جهت تولید انرژی هسته ای و راه اندازی ژنراتورها ، موتورها و دیناموها به کار برده می شود.‏

در صنایع نظامی کاربرد وسیعی داشته و در ساخت مهمات و سلاحهای پرقدرت از جمله انواع چاشنی ها ، راکت ها ، نارنجک ها ، ‏زیر دریایی های هسته ای ، سفینه های فضایی ، موشکهای دور برد و بمب های هسته ای استفاده فراوان می شود

سوخت هسته ای اورانیوم:‏

اگر ایزوتوب اورانیوم 235 ( موجود در اورانیوم طبیعی ) قابل شکست نمی بود حتی با داشتن کوهی از اورانیوم طبیعی کسی ‏نمی توانست از انرژی نهانی آن استفاده نماید. این ایزوتوپ به وسیله نوترون هایی با هر مقدار انرژی به خوبی شکسته می شود.‏

فلز طبیعی اورانیوم محتوی مقادیر بسیار کمی از آن است. فقط 0.7 درصد باقیمانده درصد اورانیوم طبیعی شامل 99.3 ‏درصد اورانیوم 238 می باشد که فقط به وسیله نوترون های سریع شکسته می شود.‏

 

اورانیوم 238 به طور بسیار موثری نوترون های کند با انرژی یک تا ده الکترون ولت را جذب می کند.

سوخت هسته ای پلتونیوم:‏

اگر نوترون های پر انرزی حاصل از شکست اورانیوم 235 را به کمک کند کننده هایی از جمله گرافیت ، آب معمولی یا ‏آب سنگین یا مواد دیگر به این مقدار انرژی (1 تاev 10) کند کنیم، معجزه شروع می شود. هسته اورانیوم 238 چنین نوترون ‏های آهسته ای را جذب می کند. سپس تحریک و تجزیه شده و بالاخره به پلتیونیوم با نیم عمر 24.4 سال تبدیل می شود.

نکته قابل توجه این که اورانیوم 235 هم به وسیله نوترون های سریع و هم آهسته شکسته می شود. بدین ترتیب در حین ‏مصرف اورانیوم 235 در راکتور ، مقدار معینی اورانیوم 238 (غیر قابل شکست در عمل ) به پلتونیوم 239 ( قابل شکست ) ‏تبد یل می شود.

در روش فوق در طی مصرف تدریجی اورانیوم 235 (0.7 درصد) و پلتونیوم 239 که به طور غیر راکتور هسته ای ، ‏تبدیل مقدار قابل ملاحظه ای از اورانیوم 238 طبیعی به سوخت هسته ای مناسب ممکن می گردد.‏

پلتونیوم 238 خالص یک سم قوی است و به سادگی در هوا آتش می گیرد و در حین تجزیه ذرات آلفایی با انرژی حدود Mev‏ 5 آزاد می کند. ‏

ورود پلتونیوم بویژه در ارگانیسوم انسان یا حیوان خطرناک می باشد. زیرا نمی تواند به وسیله اعمال طبیعی از بدن خارج ‏شود. پلتونیوم در بدن ، به طور شدیدی اشعه گاما ساطع کرده و باعث بیماری های تشعشعی حاد و یا حتی مرگ می شود. ‏

کاربردهای سوخت هسته ای:

در راکتور هسته ای از این مواد جهت تامین انرژی گداخت هسته ای وشکافت هسته های سنگین استفاده می شود.‏

در نیروگاه هسته ای جهت تولید انرژی هسته ای و راه اندازی ژنراتورها ، موتورها و دیناموها به کار برده می شود.‏

در صنایع نظامی کاربرد وسیعی داشته و در ساخت مهمات و سلاحهای پرقدرت از جمله انواع چاشنی ها ، راکت ها ، نارنجک ها ، ‏زیر دریایی های هسته ای ، سفینه های فضایی ، موشکهای دور برد و بمب های هسته ای استفاده فراوان می شود

کاربرد انرژی هسته ای در تولید برق :

یکی از مهم ترین موارد استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای ، تولید برق از طریق نیروگاههای اتمی است. با توم به پایان پذیر بودن منابع فسیلی و روند رو به رشد توسعه اجتماعی و اقتصادی ، استفاده از انرژی هسته ای برای تولید برق را امری ضروری و لازم می دانند و ساخت چند نیروگاه اتمی را دنبال مینماید.
ایران هر ساله حدودا به هفت هزار مگاوات برق در سال نیاز دارد. نیروگاه اتمی بوشهر 1000 مگاوات برق را در صورت راه اندازی تامین می نماید. و احداث نیروگاههای دیگر برای رفع این نیازی ضروری است. برای تولید میزان برق حدود 190 میلیون بشکه نفت خام مصرف می شود. که در صورت تامین از طریق انرژی هسته ای سالیانه 5 میلیارد دلار صرفه جویی خواهد شد.


برتری انرژی هسته ای بر سایر انرژی ها:

علاوه بر صرفه اقتصادی دلایل زیر استفاده از انرژی هسته ای را ضروری مینماید.

منابع فسیلی محدود بوده و متعلق به نسلهای آتی میباشد.

استفاده از نفت خام در صنایع تبدیل پتروشیمی ارزش بیشتری دارد.

تولید برق از طریق نیروگاه اتمی ، آلودگی نیروگاههای کنونی را ندارد. تولید هفت هزار مگاوات با مصرف 190 میلیون شبکه نفت خام ، هزارتن دیاکسید کربن ، 150 تن ذرات معلق در هوا ، 130 تن گوگرد و 50 تن اکسید نیتروژن را در محیط زیست پراکنده می کند، در حالی که نیروگاه اتمی چنین آلودگی را ندارد.

انرژی هسته ای در پزشکی هسته ای و امور بهداشتی:

در کشورهای پیشرفته صنعتی ، از انرژی هسته ای به صورت گسترده در پزشکی استفاده می گردد. با توجه به شیوع برخی از بیماریها از جمله سرطان ، ضرورت تقویت طب هسته ای در کشورهای در حال توسعه ، هر روز بیشتر می شود. موارد زیر از مصادیق تکنیکهای هسته ای در علم پزشکی است:

تهیه و تولید کیتهای رادیو دارویی جهت مراکز پزشکی هسته ای

تهیه و تولید رادیو دارویی جهت تشخیص بیماری تیرویید و درمان آنها

تهیه و تولید کیتهای هورمونی

تشخیص و درمان سرطان پروستات

تشخیص سرطان کولون ، روده کوچک و برخی سرطانهای سینه

تشخیص تومورهای سرطانی و بررسی تومورهای مغزی ، سینه و ناراحتی وریدی

تصویر برداری بیماریهای قلبی ، تشخیص عفونتها و التهاب مفصلی ، آمبولی و لختههای وریدی

موارد دیگری چون تشخیص کم خونی ، کنترل رادیو داروهای خوراکی و تزریقی و ...

کاربرد انرژی هسته ای در بخش دامپزشکی و دامپروری :

تکنیکهای هسته ای در حوزه دامپزشکی موارد مصرفی چون تشخیص و درمان بیماریهای دامی ، تولید مثل دام ، اصلاح نژاد و دام ، تغذیه ، بهداشت و ایمن سازی محصولات دامی و خوراک دام دارد.

کاربرد انرژی هسته ای در دسترسی به منابع آب :

تکنیکهای هسته ای برای شناسایی حوزه های آب زیر زمینی هدایت آبهای سطحی و زیر زمینی ، کشف و کنترل نشت و ایمنی سدها مورد استفاده قرار میگیرد. در شیرین کردن آبهای شور نیز انرژی هستهای کاربرد دارد.

کاربرد انرژی هسته ای در بخش صنایع غذایی و کشاورزی :

از انرژی هسته ای در حوزههای کشاورزی و صنایع غذایی استفاده های بسیار فراوانی صورت می گیرد. موارد عمده استفاده در این بخش عبارت است از :

جلوگیری از جوانه زدن محصولات غذایی

کنترل و از بین بردن حشرات

به تاخیر انداختن زمان رسیدن محصولات

افزایش زمان نگهداری

کاهش میزان آلودگی میکروبی

از بین بردن ویروسهای گیاهی و غذایی

طرح باردهی و جهش گیاهانی چون گندم و برنج و پنبه

ساختار نیروگاه اتمی

نیروگاه اتمی از مواد مختلفی شکل گرفته است که همه آنها نقش اساسی و مهم در تعادل و ادامه حیات آن را دارند. ‏این مواد عبارتند از:

ماده سوخت

ماده سوخت متشکل از اورانیوم طبیعی ، اورانیوم غنی شده ، اورانیوم و پلوتونیوم است. که سوختن اورانیوم بر ‏اساس واکنش شکافت هسته‌ای صورت می‌گیرد.‏

نرم کننده‌ها

‎‏نرم کننده‌ها موادی هستند که برخورد نوترون های حاصل از شکست با آنها الزامی است و ‏برای کم کردن انرژی این نوترون ها به کار می روند. زیرا احتمال واکنش شکست پی در پی به ازای ‏نوترون های کم انرژی بیشتر می شود. آب سنگین (D2O) یا زغال سنگ (گرافیت) به عنوان نرم کننده نوترون ‏بکار برده می‌شوند.‏

میله‌های مهارکننده

این میله‌ها از مواد جاذب نوترون درست شده‌اند و وجود آنها در داخل راکتور اتمی ‏الزامی است و مانع افزایش ناگهانی تعداد نوترونها در قلب راکتور می‌شوند. اگر این میله‌ها کار اصلی خود را ‏انجام ندهند، در زمانی کمتر از چند هزارم ثانیه قدرت راکتور چند برابر شده و حالت انفجاری یا دیورژانس ‏راکتور پیش می‌آید. این میله ها می توانند از جنس عنصر کادمیم و یا بور باشند.‏

مواد خنک کننده یا انتقال دهنده انرژی حرارتی

این مواد انرژی حاصل از شکست اورانیوم را به خارج ‏از راکتور انتقال داده و توربینهای مولد برق را به حرکت در می آورند و پس از خنک شدن مجدداً به داخل ‏راکتور برمی گردند. البته مواد در مدار بسته و محدودی عمل می کنند و با خارج از محیط رآکتور تماسی ندارند. ‏این مواد می توانند گاز CO2 ، آب ، آب سنگین ، هلیوم گازی و یا سدیم مذاب باشند.‏

نمونه عملی

نیروگاهی که دارای 10 تن اورانیوم طبیعی است قدرتی معادل با 100 مگاوات خواهد داشت و بطور متوسط ‏‏105 گرم 235U در روز در این نیروگاه شکسته می شود و همانطور که قبلا گفته شد در اثر جذب ‏نوترون بوسیله ایزوتوپ 239U ، 238U بوجود می‌آمد که بعد از دو بار انتشار ذرات بتا (‏الکترون) به 239Pu تبدیل می‌شود که خود مانند 235U شکست پذیر است. در این عمل 70 گرم ‏پلتونیوم حاصل می‌شود.
ولی اگر نیروگاه سورژنراتور باشد و تعداد نوترونهای موجود در نیروگاه زیاد باشند مقدار جذب به مراتب ‏بیشتر از این خواهد بود و مقدار پلتونیومهای بوجود آمده از مقدار آنهایی که شکسته می‌شوند بیشتر خواهند ‏بود. در چنین حالتی بعد از پیاده کردن میله‌های سوخت می‌توان پلتونیوم بوجود آمده را از اورانیوم و ‏فرآورده‌های شکست را به کمک واکنشهای شیمیایی بسیار ساده جدا و به منظور تهیه بمب اتمی ذخیره کرد.

نتيجه گيري:


تکنیکهای هسته ای بر کشف مینهای ضد نفر نیز کاربرد دارد. بنابرین ، دانش هسته ای با این قدرت و وسعتی که دارد، هر روز بر دامنه استفاده از فناوری هسته ای و بویژه انرژی هسته ای افزوده می شود. کاربرد انرژی در بخشهای مختلف به گونهای است که اگر کشوری فناوری هسته ای را نهادینه نماید، در بسیاری از حوزه‌های علمی و صنعتی ، ارتقای پیدا می کند و مسیر توسعه را با سرعت طی می نماید

جمهوری اسلامی ایران بیش از سه دهه است که تحقیقات متنوعی را در زمینه‌های مختلف علوم و تکنولوژی هسته‌ای انجام داده و براساس استراتژی خود ، مصمم به ایجاد نیروگاههای هسته‌ای به ظرفیت کل 6000 مگاوات تا سال 1400 هجری شمسی می‌باشد. در این زمینه ، جمهوری اسلامی ایران در نشست گذشته آژانس بین المللی انرژی اتمی ، تمایل خود را نسبت به همکاری تمامی کشورهای جهان جهت ایجاد این نیروگاهها و تهیه سوخت مربوطه رسما اعلام نموده است

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

 خلع سلاح هسته اي و ديده بان هسته اي سازمان ملل متحد

 الف: آژانس بين المللي انرژي اتمي

طرح تأسيس آژانس بين المللي انرژي اتمي در سال 1953 توسط آيزنهاور، رئيس جمهور وقت ايالات متحده آمريكا، به مجمع عمومي سازمان ملل ارائه شد. به موجب اين طرح، آيزنهاور پيشنهاد كرد كه سازماني بين المللي تشكيل شود تا به مسائل مربوط به كاربردهاي صلح جويانه انرژي اتمي بپردازد.

مجمع عمومي سازمان ملل متحد در 4 دسامبر 1954، اساس طرح ايالات متحده آمريكا را تصويب كرد و در پي آن، اساسنامه آژانس بين المللي انرژي اتمي در 26 اكتبر 1956 توسط نمايندگان 70 دولت امضا شد. به دنبال تصويب 26 كشور، اساسنامه در 29 جولاي 1957 لازم الاجرا شد و آژانس بين المللي انرژي اتمي به عنوان موسسه اي تخصصي و بازوي هسته اي سازمان ملل متحد پا به عرصه وجود گذاشت.

بودجه آژانس از محل حق عضويت دولت هاي متعاهد و كمكهاي داوطلبانه تامين مي شود. حق عضويت هر كشور براساس تعرفه سازمان ملل متحد و با توجه به درآمد سرانه مشخص مي شود. ايالات متحده آمريكا 25 درصد بودجه آژانس را تأمين كند.

آژانس از سه ركن اصلي تشكيل شده است: كنفراس عمومي، شوراي حكام و دبيرخانه كه در رأس آن، دبير كل آژانس قرار دارد. كنفرانس عمومي كه تمام اعضاي آژانس در آن عضويت دارند، برنامه ها و سياست هاي كلي آژانس را ترسيم و تصويب مي كند. شوراي حكام در هر سال معمولاً چهار بار تشكيل جلسه مي دهد و مسئوليت كلي انجام وظايف و كاركردهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي را برعهده دارد.

از 35 عضو اين شورا، 22 عضو توسط كنفرانس عمومي با رعايت انصاف و با در نظر گرفتن مناطق جغرافيايي مختلف انتخاب مي شوند و 13 عضو ديگر، توسط شوراي حكام و از ميان كشورهاي پيشرفته در زمينه تكنولوژي هسته اي و توليد مواد اتمي، برگزيده مي شوند. تصميمات شوراي حكام معمولاً با رأي اكثريت ساده اتخاذ مي شود. با توجه به شرايط عضويت در اين ركن آژانس، ايالات متحده همواره به عنوان قدرت هسته اي در شوراي حكام عضويت دارد.

اعضاي كنوني شوراي حكام عبارت است از: الجزاير، آرژانتين، استراليا، برزيل، بلاروس، بلژيك، كانادا، چين كلمبيا، كوبا، اكوادور، مصر، فرانسه، آلمان، غنا، يونان، هند، اندونزي، ژاپن، ليبي، نروژ، پرتقال، كره جنوبي، روسيه، سنگاپور، اسلووني، اسلوواكي، افريقاي جنوبي، سريلانكا، سوئد، سوريه، انگلستان، آمريكا، ونزويلا، يمن. {5}

در رأس دبيرخانه آژانس بين المللي انرژي اتمي، دبير كل قرار دارد كه بنابر توصيه شوراي حكام و تصويب كنفرانس عمومي براي دوره چهارساله انتخاب مي شود. دبيركل، مسئول انتصاب سازماندهي و ايفاي نقش كارمندان آژانس با نظارت شوراي حكام مي باشد.

فعاليت هاي آژانس در زمينه ترويج و توسعه كاربردهاي صلح آميز انرژي اتمي، در چهار بخش مهم زير مي باشد:

1. ايجاد استانداردهاي سلامتي و ايمني،

2. جلوگيري از انحراف مواد هسته اي از كاربردهاي صلح آميز به اهداف و مصارف نظامي از طريق اعمال سيستم نظارت و مراقبت،

3. كمك فني،

4. مساعدت در زمينه تحقيقات و توسعه هسته اي.

 ب: معاهده ان. پي. تي (معاهده منع گسترش سلاحهاي هسته اي)

ديپلماسي چند جانبه در زمينه مهار كردن سلاح هاي هسته اي از طريق سازمان ملل آغاز شد و كميته 18 نفري خلع سلاح، پيش نويس پيماني را در 1968 عنوان پيمان منع گسترش سلاح هاي هسته اي (ان. پي. تي) به مجمع عمومي سازمان ملل تسليم كرد و مجمع نيز طي قطعنامه شماره 2373، آن را تصويب رساند.

اين پيمان از سال 1970 لازم الاجرا شد. طبق ان. پي. تي، كشورهاي دارنده سلاح هسته اي تعهد مي كنند كه از انتقال سلاح هاي هسته اي يا وسايل منفجره هسته اي به ديگران خودداري كنند. كشور دارنده سلاح هسته اي نيز طبق پيمان، كشوري است كه پيش از اول ژانويه 1967، سلاح هسته اي يا ديگر وسايل منفجره هسته اي توليد و منفجر كرده است؛ از اين رو پنج كشور چين، فرانسه، شوروي (سابق) انگليس و آمريكا مشمول اين تعريف گرديدند.

با اين تعريف، كشورها عملاً و آشكارا به دو دسته دارا و ندار تقسيم شدند و وضعيت هسته اي پنج كشور مزبور، رسماً تاييد شد. از سوي ديگر، كشورهاي فاقد سلاح هسته اي نيز متعهد مي شوند كه هيچ گونه سلاح هسته اي يا ديگر وسايل منفجره هسته اي دريافت نكنند و از تلاش براي ساخت يا كسب اين سلاح ها پرهيز كنند و در ضمن، نظام پادمان آژانس بين المللي انرژي اتمي را براي جلوگيري از انحراف كاربرد و صلح آميز انرژي هسته اي و توليد سلاح هسته اي يا وسايل منفجره هسته اي بپذيرند.

آژانس بين المللي انرژي اتمي به عنوان مسئول نظارت بر اجراي اين پيمان تعيين شد و طبق اين پيمان، نظام هاي نظارتي و بازرسي متعددي از جمله پروتكل (2+93) ايجاد شد.

آژانس براي نظارت بر اجراي پيمان و تعهدات اعضا، قراردادهاي بازرسي متعددي با آنان به امضا مي رساند. انواع اين قراردادها به شرح زير است:

1. قرارداد بازرسي: اين قرارداد پيش از الحاق هر دولت به پيمان در اختيار آژانس قرار دارد و هر عضو جديد در صورت تمايل، آن را با آژانس بين المللي انرژي اتمي منعقد مي كند. به موجب اين قرارداد، آژانس فقط از تأسيساتي بازرسي مي كند كه دولت عضو، داوطلبانه خواهان بازرسي از آن مي شود و طبيعتاً بازرسي از همه تاسيسات هسته اي يك دولت را شامل نمي شود. همچنين اگر دولت دارنده فناوري و مواد و تأسيسات هسته اي، شرط واگذاري و فروش اين اقلام را منوط به نظارت آژانس كرده باشد، دولت خريدار ملزم است چنين قراردادي را با آژانس به امضا برسانند.

دولت هاي عضو دائم شوراي امنيت (ايالات متحده آمريكا، روسيه، انگلستان، فرانسه، چين) و اسرائيل، هند، پاكستان، آفريقاي جنوبي، برزيل و آرژانتين، اين قرارداد بازرسي را با آژانس منعقد كرده اند. در اين قراردادها، اصولاً نظارت بر تأسيساتي كه مورد استفاده غيرصلح جويانه و نظامي قرار مي گيرند، پيش بيني نشده است.

2. قرارداد بازرسي 153: مجموعه مقررات بازرسي از دولت هاي فاقد سلاح هاي هسته اي، در مجموعه اي با نام و شماره مزبور در سال 1968 تدوين شد و دولت هاي عضو پيمان، ملزم به انعقاد اين قرارداد با آژانس هستند. دولت ايران اين قرارداد را در سال 1973 با آژانس امضا كرد كه تحت سند شماره 214 در دبيرخانه آژانس در وين به ثبت رسيده و از 15 مي 1974 پس از تحويل مصوبه مجلس شوراي ملي وقت به آژانس، لازم الاجرا شده است.

3. گفتني است كه آژانس با كشورهاي عضو كه فاقد تسليحات هسته اي هستند، بر مبناي سند 153، موافقتنامه هاي دو جانبه بازرسي امضا مي كند. اين سند، يك مدل و الگوست كه مفاد آن بايد در همه موافقتنامه هاي دوجانبه بازرسي با كشورهاي غيرهسته اي عضو ان. پي. تي رعايت شود.

 ج: پروتكل الحاقي 2+93

تقويت پادمان هاي هسته اي آژانس بين المللي انرژي اتمي پس از كشف برنامه هسته اي مخفي عراق به دنبال جنگ خليج فارس (بحران كويت) و فعاليت هاي مشكوك هسته اي كره شمالي مورد توجه قرار گرفت. اين مسأله سبب شد كه آمريكا و گروه غرب با استفاده از اين بهانه به فكر تجديدنظر جدي در مكانيسم نظارتي و پادمان هسته اي آژانس و ان. پي. تي بي افتند و درنتيجه، ضرورت اصلاح و تقويت بر فعاليت هاي هسته اي دولت هاي فاقد سلاح هاي هسته اي را مطرح سازند. آنها استدلال مي كردند كه رژيم نظارتي ان. پي. تي، اگرچه در نظارت بر فعاليت هاي اظهار شده عراق مؤثر بوده، ولي در كشف فعاليت هاي اظهار نشده اين كشور موفق نبوده است.

در ابتداي سال 1992، شوراي حكام آژانس، تصميمات متعددي درخصوص تقويت سيستم نظارتي ان. پي. تي گرفت و در دسامبر 1993 بررسي برنامه اي را با عنوان (2+93) به منظور تهيه پيشنهادي درخصوص تقويت مؤثر سيستم نظارتي در مدت دو سال آغاز كرد (و از اين رو، اين برنامه، 2+93 ناميده شده است).

سند (2+93)، با عنوان پروتكل تقويت كارآمدي سيستم نظارتي آژانس بر فعاليت هاي هسته اي، مورد تصويب قرار گرفت. (2+93)، براي كشورهاي عضوي طراحي شده است كه موافقتنامه بازرسي و نظارت را با آژانس امضا كرده اند. اين پروتكل داراي يك مقدمه، 18 ماده و دو ضميمه است. هدف از تصويب پروتكل 2+93، تقويت سيستم نظارتي آژانس بين المللي انرژي اتمي بر فعاليت هاي هسته اي دولت هاي فاقد سلاح هاي هسته اي عضو ان. پي. تي (به ويژه فعاليت هاي اظهار نشده) و نظارت بر اجراي تعهدات آنان طبق معاهده مذكور است.

همه مفاد و مقررات 2+93 نيز براي رسيدن به اين هدف تدوين شده است. گردآوري اطلاعات جامع درخصوص فعاليت هاي هسته اي دولت هاي فاقد سلاح هاي هسته اي و دسترسي به مكان ها و سايت هاي مختلف اين كشورها و بازرسي از آنها، اساس پروتكل 2+93 را تشكيل مي دهد. تا خرداد 1382، 73 كشور، پروتكل الحاقي را امضا كرده اند كه فقط 35 كشور زير آن را تصويب و اجرا مي كنند: استراليا، آذربايجان، بنگلادش، بلغارستان، بوركينافاسو، كانادا، چين، كرواسي، قبرس، جمهوري دموكراتيك كنگو، جمهوري چك، اكوادور، گرجستان، آفريقاي جنوبي، اسلووني، روماني، لهستان، پرو، پاناما، نروژ، نيوزيلند، مغولستان، مالي، موناكو، ليتواني، لتوني، كويت، اردن، ژاپن، جاماييكا، اندونزي، مجارستان، واتيكان، تركيه، ازبكستان و ايالات متحده آمريكا تا كنون پروتكل الحاقي را به تصويب نرسانده است. {6}

 استراتژي جديد هسته اي آمريكا

وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) نيمه مارس 2005، سندي را با عنوان «قواعد عمليات هسته اي مشترك» تدوين و ارائه كرد. اين سند، جزئيات مربوط به مباني و اصول سياست هسته اي جديد آمريكا براي سال هاي آينده و چگونگي اجراي آن عليه دشمنان ايالات متحده آمريكا را در بر مي گيرد. در حقيقت، سند جديد، امتداد همان سند بازنگري در وضعيت هسته اي آمريكاست كه واشنگتن آن را در سال 2002 منتشر كرده بود. سند ارائه شده در سال 2005، روشها و رويكردهاي جديد نظامي كه نيروهاي آمريكايي در صحنه هاي عمليات با هدف اجراي سياست هسته اي جديد به كار خواهند گرفت را مشخص مي سازد.

سند قبلي در سپتامبر 2002، يك سال پس از اين كه نيويورك و پنتاگون هدف حملات تروريستي القاعده قرار گرفت، ارائه و تصويب شده و سياست خارجي آمريكا را دگرگون كرد. تا پيش از سال 2002، استراتژي آمريكا عمدتا مبتني بر سياست بازدارندگي و مهار دولتهاي غير دوست بود؛ اما به دنبال حملات سپتامبر 2001، دولت بوش تصميم گرفت تغييراتي اساسي در استراتژي هسته اي آمريكا ايجاد كند كه با انتقادهاي زيادي رو به رو شد. در سند جديد 48 صفحه اي استراتژي هسته اي آمريكا آمده است كه ايالات متحده نمي تواند نسبت به نتايج يك حمله با سلاح هاي كشتار جمعي كه به صورت بالقوه ويران كننده مي باشد، بي تفاوت باشد. كاخ سفيد در اين سند، تأكيد كرده است كه آمريكا ابايي از حمله به رژيم هايي كه متخاصم مي داند و يا گروه هايي كه اعتقاد دارد داراي سلاحهاي اتمي يا شيميايي هستند، ندارد.

سياست هسته اي جدي آمريكا بر امكان استفاده از سلاح هسته اي بر ضد برخي از كشورها و گروههاي تروريستي كه به توسعه و گسترش سلاحهاي كشتار جمعي ادامه مي دهند و قصد استفاده از آن بر ضد آمريكا را دارند، تأكيد كرده است. اين دو سند، از رهبران آمريكا مي خواهد تا به توسعه سلاحهاي هسته اي كوچك با قدرت تخريبي محدود، داراي قابليت بسيار بالا براي نفوذ به پناهگاهها و سنگرهاي زيرزميني، حمله به اماكن و انبارهاي سلاحهاي شيميايي، بيولوژيكي و انهدام آنها، مبادرت ورزند.

همچنين اين دو سند، متضمن يك سلسله سنايورهايي است كه گاهي استفاده از سلاح هسته اي در آن سنايورها لازم مي شود؛مانند تشديد دامنه منازعه اعراب و اسرائيل تا سطح يك جنگ تمام عيار، آغاز جنگ ميان چين و تايوان يا وقوع يك تجاوز از سوي كره شمالي به كره جنوبي. استراتژي هسته اي آمريكا در گذشته، بر اساس اجراي دكترين بازدارندگي متقابل از طريق تأكيد بر سلاح هاي هسته اي تهاجمي تدوين شده بود. در اين سند، دكترين جنگ پيش دستانه بوش مورد تأكيد قرار گرفته است. ولي در عين حال، تصريح شد كه ديپلماسي در مبارزه با تهديد تروريسم و سلاحهاي كشتار دسته جمعي ارجحيت دارد. اين استراتژي همچنين ايران را به مثابه كشوري معرفي مي كند كه احتمال دارد در آينده بزرگ ترين چالش براي آمريكا باشد. {7}

 برنامه هسته اي مصر

هرگونه بررسي برنامه هسته اي مصر بايد در چارچوب منازعه اعراب و اسرائيل صورت گيرد. فعاليت هاي هسته اي مصر، تلاشي براي ايجاد موازنه ظريف در برابر سلاح هسته اي اسرائيل است. برنامه هسته اي مصر در حالي كه نوعي تلاش براي رفع نيازهاي مربوط به توليد برق و نيازهاي اقتصادي است، در همان حال نيز نوعي تضمين امنيت در برابر تهديد هسته اي اسرائيل است. مصر نه در گذشته و نه در حال حاضر برنامه آشكار و تهديد كننده سلاحهاي هسته اي را در اختيار نداشته و ندارد. ولي اخيراً، برخي افسران ارتش، مقامات دولتي و برخي اساتيد دانشگاه با اشاره به سرخوردگي فزاينده، خواستار پيگيري برنامه هسته اي مصر هستند. مكرم محمد احمد، سرمقاله نويس روزنامه الاهرام، در مطبوعات مصر هدايت درخواست ها براي از سرگيري و تقويت فعاليت هاي هسته اي مصر را بر عهده دارد. {8} وي با هشدار به مقامات مصري درباره تشديد شكاف تكنولوژيك بين مصر و اسرائيل؛ مصر و ايران و مصر و آفريقاي جنوبي مي گويد، با توجه به افزايش قيمت سوخت در بازارهاي بين المللي و نيازهاي اقتصادي كشور، مصر بايد فعاليت هسته اي خود را توسعه دهد. اين افراد در تحليل هاي خود، به معيارهاي دوگانه جامعه بين المللي در تعامل با تكثير هسته اي در منطقه اشاره مي كنند. برنامه تحقيقات فعال هسته اي مصر در قالب فعاليت غير نظامي بوده و تلاش عمده اي براي در اختيار داشتن چرخه سوخت هسته اي مستقل صورت گرفته است تا احتمالا اين توانايي در آينده در اختيار يك برنامه مخفي سلاحهاي هسته اي قرار گيرد، اين نكته را هم نبايد از ياد برد كه در مواضع اعلاني مقامات دولت مصر در اين مورد مبهم است.

برنامه هسته اي مصر از آغاز با سياست هاي منطقه اي ارتباط تنگاتنگ داشته است. با استناد به برنامه موسوم به «برنامه واشنگتن براي استفاده صلح آميز از فعاليت اتمي، در اوايل دهه 50 جمال عبدالناصر، رئيس جمهور وقت مصر، سنگ بناي برنامه تحقيقاتي صلح آ ميز انرژي هسته اي مصر را ايجاد كرد. آمريكا با نصب آزمايشگاه راديو ايزوتوپ در اواخر دهه 50 و شوروي با دادن راكتور تحقيقاتي دومگاواتي در سال 1961، در احداث مركز تحقيقاتي هسته اي انشاص(3) به مصر كمك كردند. آزمايشگاه بازفراوري اورانيوم در انشاص در 35 كيلومتري شمال شرق قاهره قرار دارد. اين مكان شامل دو راكتور تحقيقاتي است. {9}

با توجه به نگراني هاي اعراب به ويژه مصر، از فعاليت هاي هسته اي اسرائيل در ديمونا به ويژه در اواخر دهه 70 مصر براي اولين بار تهديد كرد كه توانايي هاي سلاح هاي هسته اي خود را توسعه خواهد داد. براي تحقق اين هدف. نخست به شوروي نزديك شد و سپس گامهاي مشابهي به سوي چين برداشت تا از اين دو كشور سلاحهاي هسته اي به دست آورد؛ ولي هر دو تلاش ناكام ماند. بعد از شكست تلخ اعراب در جنگ ژوئن 1967 با اسرائيل، مصر با اين اميد كه اسرائيل نيز به معاهده عدم تكثير سلاح هاي هسته اي بپيوندد. آن معاهده را در ژوييه 1968 امضاء كرد.

بعد از درگذشت جمال عبدالناصر، رئيس جمهور مصر، در سال 1970 و تلاش هاي ناموفق مصر براي باز پس گيري سرزمينهاي اشغالي سينا كه در جنگ ژوئن 1967، به اشغال اسرائيل درآمده بود، محمد انور سادات، جانشين وي، ظاهراً تلاش هاي مصر را براي كسب سلاحهاي هسته اي كنار گذاشت و به جاي آن، روي برنامه هسته اي صلح آميز به ويژه براي تأمين برق متمركز شد. هدف اعلان مصريها براي دنبال كردن برنامه هسته اي صلح آميز، تقويت اقتصاد ضعيف كشور بيان شد. متغير اقتصاد در 50 سال اخير، يكي از عوامل تأثير گذار بر رفتار سياست خارجي مصر بوده است. گفته مي شود كه يكي از علل اصلي روي گرداندن انور سادات بعد از جنگ 1973 اعراب و اسرائيل به شوروي و گرايش وي به غرب، به ويژه آمريكا، اقتصاد متزلزل مصر بوده است. سادات تصور مي كرد با نزديكي به غرب و در داخل با تقويت توان اقتصاد كشور و همچنين آغاز روند صلح با اسرائيل مي تواند منافع ملي مصر را تحقق بخشد. سياست هاي هسته اي سادات نشان مي دهد كه وي به نوعي به اين اطمينان رسيده بود كه قادر نيست بدون كنار گذاشتن برنامه سلاحهاي هسته اي مصر، سرمايه هاي غرب را به سوي كشورش سرازير كند. سادات با اين تصور از محيط داخلي و منطقه اي و بين المللي، در سال 1979 معاهده صلح كمپ ديويد را با اسرائيل امضاء كرد. در همان سال، معاهده عدم تكثير سلاحهاي هسته اي ان. پي. تي. را تصويب كرد و در 1981 به موافقتنامه پادماني آژانس بين المللي انرژي اتمي پيوست و زمينه را براي تحقق احتمالي همكاري هسته اي با كشورهاي مختلف غرب فراهم كرد.

حسني مبارك كه در سال 1981 بعد از ترور سادات به قدرت رسيد، سياست هسته اي سلف خود را ادامه داد. اما مبارك سعي كرد ضمن تلاش براي تضمين همكاري هسته اي با كشورهاي مختلف غربي، با استخراج اورانيوم چرخه سوخت هسته اي مستقل را توسعه دهد. مبارك تلاش كرد كارخانه بازفراوري اورانيوم را احداث نموده و با خريد دومين رآكتور تحقيقاتي 22 مگاواتي، نيروگاه توليد سوخت بسازد.

بر خلاف اينكه در دوره سادات (1981-1970) تهديد هسته اي اسرائيل كم اهميت تلقي شد، در دوره مبارك در اين سياست چرخش اساسي پيدا شد و طرح تهديد هسته اي اسرائيل به اولويت سياست خارجي مصر تبديل شد. قاهره از اوايل دهه 90، از يك جهت رياست تلاش ها را براي ايجاد منطقه عاري از سلاحهاي هسته اي در منطقه بر عهده گرفت و از سوي ديگر، در قالب اتحاديه عرب از عدم توجه اسرائيل به مفاد معاهده ان. پي. تي و خودداري اين كشور از بازرسي بازرسان بين المللي از تأسيسات هسته اي ديمونا شديداً انتقاد مي كرد.

 الف: تعامل قدرت هاي بزرگ با برنامه هسته اي مصر

همان طوري كه گفته شد، برنامه هسته اي مصر در كنار سياست هاي منطقه اي به ويژه سياست ابهام اتمي اسرائيل تعريف مي شود. نگاه آمريكا به موقعيت مصر و به ويژه برنامه هسته اي اين كشور، نگاه امنيتي است. از آنجايي كه تضمين امنيت اسرائيل، يكي از اولويت هاي سياست خاورميانه آمريكا بوده و هست. آمريكا پيوسته نگران افزايش توان نظامي كشورهاي خاورميانه چه كشورهاي به اصطلاح حامي تروريسم مثل سوريه و چه كشورهاي متحد خود يعني كشورهاي محافظه كار مثل عربستان يا كشورهاي پيشرو در جهان عرب مثل مصر است. مصريها با رد انتقادهاي آ مريكا، به تبعيض در اجراي معاهده عدم تكثير هسته اي ان. پي. تي در برخورد با برنامه هسته اي كشورها اشاره مي كنند.

مصريها در قبال برنامه صلح آميز هسته اي جمهوري اسلامي ايران معتقدند كه برنامه هسته اي، حق ايران است. ولي بر عاري سازي منطقه خاورميانه از سلاحهاي كشتار جمعي تأكيد دارند. در فوريه 2006، در قطعنامه اي كه آژانس بين المللي انرژي اتمي درباره برنامه هسته اي ايران صادركرد، مصر خواستار گنجاندن قطعنامه اي در آن شد تا بر عاري سازي منطقه خاورميانه از سلاحهاي كشتار جمعي (با اشاره به اسرائيل) تأكيد شود. {10} آمريكايي ها ابتدا با پيشنهاد مصر كه يكي از اعضاي شوراي حكام آژانس بين المللي انرژي اتمي است، مخالفت كرد. ولي در نهايت، براي تصويب قطعنامه عليه ايران تن به خواسته مصر داد.

آمريكا هر گونه كمك به برنامه صلح آميز هسته اي مصر را به امضاي معاهده منع آزمايشهاي هسته اي و معاهده منع توليد سلاحهاي شيميايي و همچنين پيوستن مصر به پروتكل الحاقي ان. پي. تي مشروط مي داند. در بين ديگر كشورهاي هسته اي غربي، فرانسه از سياست هسته اي مصر حمايت كرده است؛ شايد به اين خاطر كه توان هسته اي مصر هنوز به مرحله خطر نرسيده است. ژاك شيراك، رئيس جمهور فرانسه، در آوريل سال 2006 در ديدار با حسني مبارك همتاي مصري خود، از تلاش هاي اين كشور كه خواستار عاري سازي منطقه خاورميانه از سلاحهاي كشتار جمعي است تقدير كرد. فرانسه در دهه 1960 در ساخت نيروگاه اتمي ديموناي اسرائيل نقش بسزايي ايفا كرد.

 ب: وضعيت جاري برنامه هاي هسته اي مصر

اكنون مصر موكداً خواستار عاري سازي منطقه خاورميانه از سلاحهاي كشتار جمعي است. اين كشور برنامه تحقيقاتي هسته اي فعال خود را با دو رآكتور تحقيقاتي با هدف توسعه يك چرخه سوخت هسته اي مستقل حفظ كرده است. {11} مصر هرگز سلاحهاي اتمي نداشته و تجربه توسعه مخفيانه آن را نيز ندارد. گزارشهايي اخيراً درباره اهداف قاهره براي احداث نيروگاه برق هسته اي در منطقه الدبع منتشر شده است. در آوريل 2005، گزارشهاي ضد و نقيضي از مذاكرات بين مصر و روسيه براي نيروگاه برق هسته اي ارائه شده است. قبل از آن در سال 2003، گزارشهايي هم درباره همكاري هسته اي بين ليبي و مصر منتشر شد كه بعداً مشخص شد، صحت ندارد. آمريكا هم ادعا كرده بود كه محمد البرادعي، مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي كه مصري است، به مصر در داشتن يك برنامه هسته اي مخفيانه كمك كرده است. برخي منابع غربي در دسامبر 2004 اعلام كردند كه تعدادي از بازرسان آژانس سرگرم بازديد از مصر هستند؛ زيرا به گمان آنها، مصر آزمايشهاي هسته اي محرمانه (تعدادي از آنها در خارج از مصر) انجام داده است. در همان ماه، مصر اظهارات ديپلماتهاي غربي درباره بازرسي تعدادي از بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي از يك آزمايشگاه بازفراوري پلوتونيوم را تكذيب كرد. {12} ديپلماتهاي غربي گفته بودند كه بازر سان آژانس گمان مي كنند كه دانشمندان مصري آزمايشهاي محرمانه براي استفاده از اورانيوم انجام داده اند؛ اما آژانس نيز اين موضوع را رد كرد. در سال 2005، دولت مصر بار ديگر بر شفافيت برنامه هسته اي خود و صلح آميز بودن آن و همچنين پايبندي خود به ان. پي. تي تأكيد كرد. مصر در كنفرانس بازبيني ان. پي. تي در سال 2005 شركت داشت. در نوامبر 2005، سخنگوي رياست جمهوري مصر نوشته روزنامه ليبراسيون چاپ فرانسه را درباره دخالت مصر در برنامه هسته اي ليبي رد كرد. اين روزنامه همچنين محمد البرادعي، دبير كل آژانس، را به استفاده از نفوذ خود در عدم توجه آژانس در همكاري ليبي و مصر متهم كرد. رمزي عز الدين، سفير مصر در آژانس، گفت، همه فعاليت هاي هسته اي مصر منطبق با پيمان عدم تكثير، هسته اي و تحت نظارت آژانس است. در فوريه 2005 هفته نامه تايم چاپ امريكا نوشت، مسئولان آمريكايي سرگرم تحقيق درباره اين موضوع هستند كه آيا عبدالقدير خان، پدر بمب هسته اي پاكستان، فناوري هسته اي به كشورهاي عربي مثل عربستان و مصر صادر كرده است يا خير. در آگوست سال 2005 احمد ابوالغيط، وزير امور خارجه مصر، تأكيد كرد كه تا اسرائيل معاهده جامع منع آزمايشهاي هسته اي را امضا نكند، مصر آن را امضا نخواهد كرد.

جمال مبارك پسر حسني مبارك، رئيس جمهور مصر و رئيس بخش سياست گذاري در حزب حاكم ملي دموكراتيك مصر، 20 سپتامبر گذشته در چهارمين كنفرانس سالانه حزب حاكم، خواستار توجه كشور به انرژي هسته اي شد. اين موضوع به واكنش هاي مختلف داخلي و منطقه اي را در پي داشت. امريكا در موضع گيري قابل تأمل، نه تنها اعلام كرد مانع فعاليت هاي هسته اي مسالمت آميز مصر نخواهد شد، بلكه به مصر كمك نيز خواهد كرد؛ درحالي كه آمريكا برخلاف مفاد موافقتنامه كمپ ديويد در سال 1979 از كمك به مصر در راه اندازي دو رآكتور هسته اي خودداري كرد. نشريه نوول ابزرواتور چاپ فرانسه، اخيراً نوشت، احتمالاً شركت آمريكايي اتومكس انترنشنال ساخت سه نيروگاه هسته اي مصر را با ظرفيت كلي 1800 مگاوات برعهده خواهد گرفت. {13} كالبد شكافي سياست آمريكا در قبال فعاليت هاي هسته اي مصر را به آينده موكول مي كنيم.

 ایران در زمره كشورهای تولید كننده صنعتی سوخت هسته ای

  رییس جمهور گفت: ایران در زمره كشورهای تولیدكننده صنعتی سوخت هسته ای قرار گرفت .

محمود احمدی نژاد این گام افتخارآمیزرا به ملت بزرگ ایران تبریك گفت و تاكیدكرد: ملت ایران و نظام اسلامی با اقتدار از حقوق خود دفاع و حفاظت می كند.
رئیس جمهور در ادامه سخنان خوددرجشن ملی هسته ای -سوختهای فسیلی رادر قیاس با سوخت هسته ای -گران قیمت -ناپایدار و دارای آلودگی فراوان ارزیابی كرد و گفت : اگر سوخت های فسیلی مناسبتر بود دولت های غربی مدعی ملت ایران -به سمت استفاده هرچه بیشتر از انرژی حاصل ازسوخت های اتمی حركت نمی كردند.

احمدی نژاد افزود:در برخی كشورها تا 80 درصدانرژی الكترونیكی مورد نیاز از سوخت های هسته ای تامین می گردد و هم اكنون درجهان صدها نیروگاه هسته ای تاسیس شده وبه كارافتاده است ضمن اینكه درطرح كمیسیون اروپاتحت عنوان سیاست انرژی برای اروپانیزبرسوخت هسته ای تاكید شده است .

رئیس جمهور با اشاره به تاریخچه عضویت ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای گفت: ایران ازدهها سال قبل قراردهای مختلفی باامریكا كانادافرانسه والمان درباره استفاده های غیرنظامی وصلح جویانه ازانرژی اتمی وهمكاریهای علمی وفنی وصنعتی پژوهش علمی وتوسعه تكنولوژی داشته است كه بعضی از آنها به دلایل گوناگون فنی و یا سیاسی ملغی وبه حالت تعلیق در آمده است.

رئیس جمهورخاطرنشان كرد:بنابراین موضوع تولیدسوخت وانرژی هسته ای در ایران موضوع جدیدی نیست و از همین واقعیت مشخص می شودكه مخالفت و مناقشه قدرتهای زورگوبافعالیتهای هسته ای ایران دراین مقطع زمانی صرفا با اهداف سیاسی و مغرضانه انجام می شود.

رئیس جمهور علت مخالفت برخی قدرتهابافعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران را جلوگیری ازبهره مندی ملت ایران ازامتیازات ارزشمند انرژی هسته ای دانست وگفت: این كشورها با نفوذ و سیطره خوددربرخی مجامع جهانی می خواهنددرمسیر پیشرفت ملت بزرگ ایران سنگ اندازی كنند ولی ملت ما كه قرن ها از پیشتازان علم تمدن وفرهنگ جهان بوده است اجازه چنین كاری رابه قدرتهای زورگو نخواهد داد و با صلابت به سوی قله های بزرگتر پیشرفت و افتخارحركت خواهد كرد.

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

انواع عدسی

عدسی محدب (کوژ(

عدسیهایی که نور را همگرا می‌کنند و جهت تصویر سازی حقیقی و نیز همگرا نمودن پرتوهای تابشی از نقاط دور مانند پرتوهای ستارگان مورد استفاده قرار می‌گیرند.

عدسی مقعر (کاو(

این عدسیها نور را واگرا می کنند و جهت واگرا نمودن نورها و اصلاح برخی سیستمها که نیاز به واگرایی نور را دارد از جمله چشم مورد استفاده واقع می‌شوند.

قواعد نحوه رسم پرتو در عدسیها

اکثر قواعد همانند آینه‌هاست و در حالت کلی عمده‌ترین آنها که پرتو های خاصی را شامل می‌شود عبارتند از:

1. پرتوی موازی با محور نوری بعد از برخورد به عدسی و عبور از آن ، از نقطه کانون می‌گذرد که فاصله آن از رأس عدسی f است.






1.   پرتوهای عبوری از کانون عدسی بعد از شکست در آن به موازات محور نوری خواهد بود.

2.   پرتو نوری عبوری از رأس عدسی بدون شکست از آن رد می‌شود.

3. همواره شیئی نوری در سمت چپ عدسی قرار داده می‌شود و نور از چپ به راست بر عدسی می‌تابد و در عدسیها بر عکس آینه‌ها ردیابی پرتویی (ترسیم پرتو) برای نور عبوری (شکستی) صورت می‌گیرد.

4. فضای سمت چپ عدسی فضای جسم و فضای سمت راست عدسی فضای تصویر می‌باشد که جسم موجود در سمت چپ (فضای جسم) را جسم حقیقی و جسم موجود در سمت راست (فضای تصویر) را جسم مجازی گویند. که وجود خارجی ندارد و نیز تصویر در فضای تصویر حقیقی و تصویر در فضای جسم مجازی می‌باشد.



 

عدسیهای مرکب

1. عدسی کوژ - تخت: آنچنان عدسی است که یک طرف آن کوژ و یک طرف آن تخت می‌باشد.

2.   عدسی دو کوژ: آنچنان عدسی است که هر دو طرف آن کوژ می‌باشد.

3. عدسی هلالی (محدب): آنچنان عدسی است که یک یک طرف آن کوژ و طرف دیگرش کاو باشد.

4. عدسی تخت - کاو: آنچنان عدسی است که یک طرف آن کاو و طرف دیگرش تخت باشد.

5.   عدسی دو کاو: آنچنان عدسی است که هر دو طرف آن کاو باشد.

6. عدسی هلالی (مقعر): آنچنان عدسی است که یک طرف آن کوژ و طرف دیگرش کاو باشد.

عدسیهای هلالی دو نوعند، یکی آن است که کناره هایش نازک و مرکزش ضخیم است و دیگری دارای کناره‌های ضخیم و مرکز نازکی می‌باشد، یعنی اولی خاصیت همگرایی و دومی خاصیت واگرایی نور را دارد.

دستگاههای نوری شامل عدسیها

اکثر دستگاههای نوری شامل دو نوع عدسی می‌باشند که یکی را که نور اول بر آن می‌تابد و در ورودی دستگاه کار گذاشته می‌شود عدسی شیئی و دومی را که در خروجی دستگاه قرار دارد و نور از آن خارج می‌شود عدسی چشمی گویند. از جمله از این دستگاهها میکروسکوپ نوری - زیر دریایی - میکروسکوپ پلاریزان - دوربینهای دو چشمی - دوربینها - انواع عینکها و ... را می‌توان نام برد.

عیوب عدسیها

عدسیها به لحاظ داشتن ضخامت زیاد و ناخالصیها دارای ابیراهیهایی هستند که در سیستم اعوجاج ایجاد می‌کنند و وضوح تصویر حاصل از دستگاه نوری را به هم می‌زنند. از جمله از این ابیراهیها عبارتند از:

1. ابیراهی رنگی: علاوه از بهم زدن وضوح و کیفیت تصویر رنگ آنرا هم بهم می زند و تا حدی آن را از حالت طبیعی خارج می کند که اینها هم به دو دسته ابیراهی رنگی طولی و عرضی تقسیم می‌شوند.

2. ابیراهی اعوجاج: تصویر هندسه واقعی خود را پیدا نمی‌کند و قسمتهای مختلف عدسی که دارای ضخامتهای متفاوتی است، در میزان انحراف پرتوهای تابشی به یک مقدار عمل نمی‌کند و انحراف یکنواخت نبوده و تصویراز وضوح می‌افتد، که این ابیراهی نیز به دو دسته اعوجاج بشکه‌ای و اعوجاج بالشی تقسیم می‌شود.

برخی ابیراهیهای دیگری مانند ابیراهی کروی که انحراف پرتو از کانون عدسی را سبب می‌شود، وجود دارند که بوسیله ساخت عدسیهای مرکب با هندسه ویژه این ابیراهیها اصلاح می‌شوند.

عدسیهای غیر کروی

برخی دستگاههای اپتیکی به لحاظ محدودیت در طراحی و سایر محدودیتها و ماهیت دستگاه عدسیهای غیر کروی را لازم دارند که جهت ایفای نقش در ْآن سیستمها ساخته شده اند.




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

تاريخچه و سير تحولي و کليات سنگهاي دگرگون شده:
واژه متامورنیسم برای اولین بار در سال 1820 توسط A.Boue عنوان گردید و جیمز هاتن اولین کسی بود که در کتاب خود به نام فرضیه کره زمین به مفاهیم کلی دگرگونی اشاره نمود.
سير تحولی و رشد:
•Elie de Beament و A. Daubre که در اواسط قرن نوزدهم می‌زیسته‌اند، اولین کسانی بودند که دگرگونی ناحیه‌ای و دگرگونی مجاورتی را از هم متمایز کردند و اصطلاح دگرگونی ناحیه‌ای توسط A.Daubre وارد این علم گردید.

با عنوان شدن واژه ژئوسنکلینالها توسط J.D.Dana ، James Hall و E.Haug در

فاصله سالهای بین 1859 و 1910 ، سنگهای دگرگونی ناحیه‌ای معنی و مفهوم دیگری پیدا کرد. این دانشمندان دما و فشار بالا و همچنین حرکات زمین ساختی حاکم بر اعماق این ژئوسنکلینالها را عامل اصلی دگرگونی ناحیه‌ای دانستند.اصطلاح دینامومتامورفیسم در سال 1886 توسط H.Rosenbusch پیشنهاد شد و بعدها دانشمندان دیگری واژه Dynamic را برای دگرگونی کاتاکلاستیک بکار بردند.

در فاصله سالهای بین 1870 و 1900 ، سنگ نگاری میکروسکوپی به وجود آمد.
•Grubenmann 1850-1924
و Niggli سنگهای دگرگونی ، ناحیه‌ای را بر حسب ترکیب شیمیایی تقسیم‌بندی نمودند که بعضی از زمین شناسان اروپایی هم از آن نامها استفاده می‌کنند.

جورج بارو با بررسی زمین شناسی سنگهای دگرگونی در اسکاتلند ، نشان داد که سنگهای دگرگونی این مناطق یک تغییر تدریجی در بافت و ترکیب کانی شناسی دارند و نتیجه این مطالعات باعث کشف زون دگرگونی تدریجی گردید.

بررسی زونهای مختلف کانیهای دگرگونی به کرات و در نواحی مختلف توسط تیلی ( 1925 ) و هارکز ( 1932 ) و Barth ( 1936 ) صورت گرفت ولی در هیچکدام از این مطالعات مساله پیوند بین فرایندهای زمین شناسی و فرایندهای دگرگونی تدریجی به دقت مورد نظر قرار نگرفت.

ريشه لغوی:

واژه دگرگونی ، که از کلمه لاتین Metamorphic به معنای تغییر شکل گرفته شده است، به این اشاره دارد که سنگ اولیه ، شکل اصلی خود را تغییر داده و به شکل جدید در آمده است.

کليات:

سنگها و کانيها تحت شرايطي که در آن شکل گرفته اند پايدار مي مانند. با تغيير در شرايط سنگها نيز تغيير ميکنند.

سنگهای دگرگونی ، سنگهایی هستند که از تغییر شکل سنگهای قبلی به علت تغییر شرایط فیزیکی ( فشار ـ دما ) یا شیمیایی و در حالت جامد به‌وجود می‌آیند. پدیده دگرگونی به محو و ناپدید شدن یک یا مجموعه‌ای از کانیهای متبلور سنگ تعبیر می‌شود. این تغییرات ممکن است بر روی سنگهای رسوبی که در شرایط سطحی به وجود آمده‌اند یا در سنگهای آذرین که از ماگما متبلور گردیده و یا حتی در سنگهای دگرگونی حادث شود.

در حالت اخیر ، شرایط دگرگون شدگی سنگ قبلی تغییر می‌نماید و این پدیده با ظهور و پیدایش

یک یا مجموعه‌ای از کانیهای جدید همراه می‌باشد. بنابراین دگرگونی عبارت از پاسخی است که هر سنگ در مقابل تغییرات محیط شیمیایی یا فیزیکی از خود بروز می‌دهد و این پاسخ به صورت تجدید تبلور کانیهای قدیمی به دانه‌های جدید و یا پدیدار شدن کانیهای نو ظهور و تخریب بعضی دیگر تجلی می‌کند.

فرآيند دگرگوني در سنگها با فرآيند دياژنز آغاز ميشود (دياژنز فرآيندي است که طي آن رسوبات سست به سنگ تبديل ميشود). بر اثر دگرگوني تغييرات کاني شناسي و بافتي در سنگ اتفاق مي افتد و حد نهايي دگرگوني ذوب سنگها ميباشد.

دگرگوني به دو شکل انجام ميشود: دگرگوني پيشرونده که با سنگهاي غني از سيالات (مانند آب) سرد آغاز ميشود و سپس به سنگهاي بدون آب و داغ ميرسد. اگر فشار و دما کاهش پيدا کند، دگرگوني پسرونده رخ ميدهد و سنگها و کانيها خود را با شرايط کاهش فشار و دما هماهنگ

ميکنند.

دگرگوني پيشرونده و پسرونده (قهقرايي) فرآيندهاي متعادلي نيستند. دگرگوني پيشرونده سريعتر رخ ميدهد و تغييرات قابل توجهي ايجاد ميکند. سريع بودن دگرگوني پيشرونده به اين خاطر است که در طي آن آب حضور دارد. دگرگوني پسرونده (قهقرايي) با سنگهاي فاقد آب آغاز ميشود و کندتر است و تغييرات زيادي ايجاد نميکند

سنگ هاي رسوبي

رسوبات به وسيله عواملي مانند آب، يخچال يا باد به وجود آمده و پس از جا به جايي معمولاً به صورت لايه لايه روي هم ته نشين مي شوند و سپس مبدل به سنگ هاي رسوبي مي شوند. سنگ هاي رسوبي در سطح زمين فراوانتر از سنگ هاي ديگرند و در زندگي ما اثر زيادي دارند. سنگ هاي رسوبي منابعي چون نفت، زغال سنگ، گاز، معادن، آهن، سنگ هاي ساختماني و ... را تشکيل مي دهند.

کاني هاي موجود در سنگ هاي رسوبي

در سنگ هاي رسوبي سه کاني: رس، کوارتز و کلسيت از همه بيشتر يافت مي شود. کاني هاي رسي از تجزيه سيليکات ها، به ويژه فلدسپات ها حاصل مي آيند. اين کاني ها بعداً مي توانند اجزاي اصلي سنگ هاي رسي يا شيل ها را تشکيل دهند. کوارتز هم از تجزيه سنگ هاي آذرين به وجود مي آيد، بيشتر حجم ماسه سنگ ها را کوارتز تشکيل مي دهد. مقداري سيليس محلول نيز در نتيجه هوازدگي سنگ هاي گرايشي يا انحلال موجوداتي که اسکلت سيليسي دارند (دياتوم ها) حاصل مي آيد که بعداً ممکن است سيمان سنگ هاي رسوبي دانه درشت را پديد آورد يا کاني جديدي به نام اوپال را به وجود آورد. 

در سنگ هاي رسوبي مانند آتش زنه «فلينت» و کلسدوني نيز سيليس به صورت بلورهاي دانه ريز ديده مي شود. کليست کاني اصلي تشکيل دهنده سنگ هاي آهکي است. کربنات کليسم مي تواند بين ذرات و قطعات سنگ ها نقوذ کند و آنها را به هم بچسباند.

حمل رسوبات

مواد سازنده رسوبات شيميايي به صورت محلول در آب حمل مي شوند. بيشتر رسوبات از نوع تخريبي اند و از خرد شدن سنگ ها در خشکي يا سواحل، حاصل آمده اند. اندازه دانه هايي که به محيط رسوبي برده مي شوند به نوع سنگ اوليه، مقاومت آن، نوع عامل حمل کننده، مسافت طي شده و وضعيت مسير بستگي دارد. دانه ها در ضمن حمل ممکن است، با ايجاد ساييدگي، گِرد و بدون زاويه شوند

سنگ شدن (دياژنز)

دياژنز به مراحلي گفته مي شود که طي آن از رسوبات نرم و منفصل، سنگ هاي سخت و متصل پديد مي آيد. دياژنز به سه صورت مي تواند اتفاق بيفتد:

1- سيمان شدن :

در اين مورد فواصل موجود در بين قطعات و ذرات سنگ را نوعي ماده شيميايي پر مي کند و آنها را به هم مي چسباند. کليست، دولوميت و کوارتز مي توانند سيمان سنگ هاي رسوبي شوند. اکسيدهاي آهن، اوپال و ايندريت نيز مي توانند سيمان برخي سنگ هاي رسوبي شوند.

2- متراکم شدن و خشک شدن :

در فرآيند متراکم شدن، به علت فشاري که از لايه هاي فوقاني وارد مي آيد، فضاهاي ميان ذرات به تدريج تقليل حاصل مي کند و بر تراکم و چسبندگي لايه ها افزوده مي شود. در فرآينده خشک شدن نيز، آبي که فواصل ميان ذرات را پر کرده، بيرون رانده مي شود.

3- تبلور دانواع سنگهای آذرين

انجماد ماگما به سنگهای آذرین ، یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.

سنگهای آذرین خروجی: سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.

سنگهای آذرین نفوذی: به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.

متبلور شدن بعضي از مواد رسوبي، خود يک نوع تشکيل سنگ محسوب مي شود. اين فرآيند در بسياري از سنگ هاي آهکي و دولوميتي ديده مي شود.

ريشه لغوی

سنگهای آذرین ، Igneous rocks نام خود را از واژه Ignis گرفته‌اند که در لاتین به معنای "آتش" است

ديد کلی

این سنگهای پرورده آتش ، زمانی توده‌ای داغ و مذاب را به نام ماگما تشکیل میداده‌اند، که سرد شدن تدریجی ماگما ، آنها را به سنگ سخت و جامد تبدیل کرده است. بنابراین گدازهای که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمین جاری می‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگی آذرین را بوجود می‌آورد.

تاریخچه و سر تحولی

اغلب مولفین یونانی و رومی ، آتشفشانها ، فعالیتهای آتشفشانی و زمین لرزه ها را توصیف می‌کردند. استاربو جغرافیدان و مورخ یونانی (63 قبل از میلاد ـ 20 بعد از میلاد ) فعالیتهای آتشفشانی اتنا ، سوما ـ وزوو و جزایر لیپاری را توصیف کرد. او آتشفشانها را به منزله دریچه‌های اطمینان تلقی می‌نمود که از آنها مواد سیال خارج می‌شود.

در قرن هیجدهم اولین مناظرات و مباحثات تند و شدید درباره ماهیت و منشا سنگها در گرفت. در مباحثات منشا سنگها مناظراتی بین دسته و گروههای زیر وجود داشت: در یک طرف نپتونیستها و در طرف دیگر ولکانیستها و پلوتونیستها قرار داشتند. نپتونیستها معتقد بودند که سنگهای پوسته متوالیا در یک اقیانوس اولیه تهنشین شده‌اند و به نظر آنها بازالت و گرانیت هر دو سنگهایی هستند که در این اقیانوس بزرگ را سبب شده‌اند. پلوتونیستها اعتقاد داشتند که زمین از انجماد مواد مذاب و داغ بوجود آمده است و گرانیت را یک سنگ نفوذی داغ به شمار می‌آوردند.

در سال 1825 واژه ماگما و مفهوم منحصر به فرد ماگمای اولیه توسط اسکراپ عنوان شد.

سرجـیـمزهال ( 1761 ـ 1832 ) به همراه ریمور ( 1726 ) و اسپالانزانی ( 1794 ) و جورج وات ( 1804 ) پیترولوژی تجربی را پایه‌گذاری کرد.

در سال 1844 چاربز داروین ( 1882ـ 1809 ) اظهار داشت که انواع مختلف سنگهای ماگمایی ممکن است از یک ماگمای اولیه اشتقاق یافته باشند به شرط آنکه ترکیب ماگما با تبلور و جدایش یک یا چند کانی مشکل سنگها تغییر یابد.

در سال 1850 هنری کلیفتون سوربی ( 1826ـ 1908 ) جهت مطالعه میکروسکوپی ، اولین مقطع نازک سنگها را تهیه کرد.

اوایل سال 1861 روش طبقه بندی شیمیایی سنگها را ابداع کرد و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برخی از روشهای نمایش شیمیایی و نهایتا طبقه‌بندی شیمیایی سنگها پا به عرصه ظهور نهاد ( موینسون ـ لسینگ 1899 ، کراس ، ایدینگز ، پیرسون و واشنگتن 1903 ، اوسان 1919 ، نیگلی 1920 ، فون ولف 1922 ).

آلفرد لوتاروگز ( 1915 ) از کتابش تحت عنوان « منشا قاره‌ها و اقیانوسها » ، اصل و ریشه سوالات پزولوژیستها را به مفهوم تغییر ناپذیری قاره مربوط دانست.

در سال 1969 موریس و ریچادر ویلژوئن اولین توصیف دقیق شیمیایی و سنگ شناسی یک سری جدید و مهم سنگهای آتشفشانی را که واجد انواع اولترامافیکها بود ، منتشر ساختند.

از آن زمان تا به امروز سنگ شناسی آذرین همانند دیگر رشته‌های علوم فراز و نشیبهای بسیاری را پشتسر گذاشته و با کوشش پیشگامان علم پترولوژی تجربی ، بررسی شرایط تشکیل کانیها و سنگها ، بویژه سنگهای آذرین و دگرگونی رو به رونق نهاد.

انواع سنگهای آذرين

انجماد ماگما به سنگهای آذرین ، یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.

سنگهای آذرین خروجی: سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.

 سنگهای آذرین نفوذی: به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل  می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی    منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

 

معارف اسلامي 1

 


در جستجوي معبود

 

  پيشينه پرستش :

 

اعتقاد به يك مبدأ متعالي و پرستش او،‌از كهن ترين مظاهر حيات انساني است. نقوش مكشوف در غارهاي باستاني و مجسمه ها و زينت آلات گوناگوني كه در كاوش طبقات زير زمين و اعماق غارها به دست آمده است،‌همگي از نوعي اعتقادات ديني حكايت مي كنند . بر اساس ديدگاههاي ديني ما ،‌آدمي به سائقه فطرت خويش، خداجو و خدا شناس است. دعوت پيامبران الهي به پرستش خداي يكتاي متعالي برتر از عالم طبيعت و ماده بوده است و آدميان به نسبت مقدار تأثيرپذيري از اين دعوت، در ميان دو مرز توحيد و شركت در نوسان بوده اند

 

 

  كمال و برتري خداشناسي اسلامي :

تاريخ كهن دين به معناي عام آن شاهد تنوع حيرت انگيزي، هم در ناحيه ي اعتقادات ديني و هم در بعد آداب و رسوم مذهبي آدميان ، بوده است. به اعتقاد ما مسلمانان، آموزه هاي اسلام،‌چه در باب خداشناسي و چه در حوزه ديگر اعتقادات ديني مانند معاد، كامل ترين آموزه هايي است كه در اختيار آدمي نهاد شده است. با اين حال به نظر مي رسد كه درك

اهميت، عمق و غناي خدا شناسي اسلامي، تنها آن هنگام به صورت كامل امكان مي پذيرد كه ديدگاه اسلام با ساير اديان و آيين ها و مكاتب بشري مقايسه شود. اين مقايسه، اگر از

سر تدبر و انصاف صورت پذيرد، به خوبي مي تواند برتري خداشناسي اسلامي را بر ملا سازد. چرا (خداشناسي) در آغاز، شايد خود را با اين پرسش بنيادين رو به رو ببينيم كه :

 

 

«گام نهادن در طريق شناخت خداوند چند ضرورت و اهميتي دارد و در حيات فردي و اجتماعي ما آدميان چه نقشي ايفا مي كند؟» شناخت انسان از پروردگار خويش، در انگيزه ها و اهداف، آمال و آرزوها، انديشه و گفتار و اعمال و رفتار او مؤثر مي افتد و سمت و سوي خاصي به حيات او مي بخشد. خداشناسي صرفاً كوششي علمي براي پاسخ گويي به چند پرسش ذهن جست و جو گر نيست . بلكه حركتي براي گزينش شيوه اي خاص از حيات است. خداباوري از اصول حيات ديني است و گزينش آگاهانه بهترين شيوه حيات، بدون شناخت صحيح حيات ديني امكان ندارد.  

 

 

  راههاي خدايابي:

 

در حوزه شناخت خدا، مي توان دو مرحله اساسي را از يكديگر باز شناخت.
1) شناخت موجوديت خداوند
2 ) شناخت اوصاف و افعال الهي و رابطه خداوند با انسان و جهان . در مرحله نخست ،‌آدمي در مي يابد كه خدا هست. اين دريافت ، انسان را از صف ملحدان و شكاكان جدا مي كند و او را به جرگه متألهان و خدا باوران وارد مي سازد. سپس آدمي به مرحله دوم گام مي نهد و با اوصاف ويژگي هاي خداوند آشنا مي شود و چند و چون رابطه او را با ديگر موجودات هستي شناسايي مي كند. مرحله نسخت را (خدايابي) و مرحله دوم را (خداشناسي) ناميد. راههاي عمومي خدايابي را در سه گروه (راه دل ،‌راه تجربه ،‌راه عقل ) جاي داد.

1) راه دل : نقطه آغازين اين راه،‌خدايابي فطري است كه از آن به راه فطرت نيز ياد مي شود. مراحل پيشرفته اين طريق به گروه خاصي از اهل دل و عارفان روش ضمير اختصاص دارد، آنان كه در پرتو عبادت خالصانه و تهذيب نفس ،‌صفات جمال و جلال الهي را با چشم دل نظاره مي كنند. شخصي از امام علي (ع) پرسيد : «چگونه خدا را مي

 

بيني ؟» امام پاسخ داد : «چشم ها او را به آشكار نبينند، اما قلب ها او را با حقيقت ايمان دريابند» البته ، راه دل هر چند كامل ترين راه خدايابي است ، تنها راه شناخت خدا نيست.  

  قرآن و شناخت فطري خدا :

قرآن كريم در آيه اي از سوره روم، واژه فطرت را به كار برده و دين را امري فطري معرفي كرده است. محققان اسلامي در كاربرد واژه فطرت از اين آيه قرآني الهام گرفته

اند. «پس روي خود را با گرايش تمام به حق به سوي اين دين كن،‌با همان سرشتي كه خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرينش خداي تغيير پذير نيست. اين است همان دين پايدار

 

ولي بيش تر مردم نمي دانند» . آيه ي فوق بيانگر اين حقيقت است كه دين امري فطري است و خداوند سرشت انسان را بر آن نهاده است. از ديگر آياتي كه مي توان در تأييد خدايابي فطري به آن استشهاد كرد، آيه ي ميثاق است . (سوره اعراف آيه 172) . امام محمدباقر (ع) در تفسير آيه 30 از سوره روم فرمودند : (خداوند انسان ها را بر معرفت خويش سرشته)

2) راه تجربه : گاه آدمي با مشاهده دقيق و انديشه ورزي در اوصاف و روابط پديده هاي تجربي به وجود خداوند و اوصاف او مانند علم،‌حكمت و قدرت رهنمون مي گردد. اين راه از آنجا كه بر مشاهده جهان طبيعت و مطالعه تجربي، پديده هاي طبيعي استوار است، راه تجربه ناميده مي شود. يكي از ويژگيهاي جهان طبيعت، يعني نظم و انتظام جاري در اشياي طبيعي استدلالي را بر وجود خداوند سامان داده كه محققان اسلامي از آن به دليل يا برهان نظام نام برده اند.

3) راه عقل : در اين راه هستي خداوند به مدد مقدمات ،‌اصول و روش هاي كاملاً عقلي ثابت مي شود. اين راه در مقايسه با دو راه پيش گفته، ويژگي هايي دارد كه پاره اي از آنها بدين شرح است :‌
1. بسياري از استدلال ها و تبيين هاي عقلي خدايابي به دليل پيوند با مباحث پيچيده عميق فلسفي: براي كساني كه دستي در بحث هاي فلسفي ندارند چندان مفيد نيست.
2. يكي از امتيازات راه عقلي آن است كه مي توان در مصاف علمي با شبهات ملحدان از

 

آن سود جس و در مقام احتجاج و مناظره، ضعف و سستي دلايل منكران را آشكار ساخت و به چالش گراياني كه جز به استدلال عقلي گردن نمي نهند. پاسخ گفت .
3. راه عقلي خدايابي مي تواند در تقويت ايمان ديني مؤثر باشد. يكي از متقن ترين ارائه عقلي اثبات هستي خدا، برهان وجوب و امكان است.  

 

  برهان وجوب :

الف – تعريف (واجب الوجود) و (ممكن الوجود) :
براي توضيح اين دو مفهوم مي توان گفت : هر شيء موجودي كه نسبت با وجود در نظر گرفته شود، از دو حال خارج نيست.
1. آن شي به گونه اي است كه موجود بودن براي آن ضروري است به نحوي كه جدا شدن آن ازوجود قابل تصور نيست.
2. موجود بودن آن شي ضرورتي ندارد و مي توان تصور كرد كه رابطه آن با وجود و امكان:

 گسسته شود و معدوم گردد. به موجود اول كه وجود براي آن ضرورت دارد ممكن نيست معدوم گردد واجب الوجود و به دومي كه امكان معدوم شدن آن هست، ممكن الوجود گفته مي شود. در نظر متكلمان و فيلسوفان واجب الوجود همان خداوند است و ساير موجودات همگي ممكن الوجود هستند

 

ب – اصل عليت :
با توجه به تعريفي كه از واجب الوجود و ممكن الوجود ارائه شد مفاد اصل عليت آن است كه (هر موجود ممكني نيازمند علت است). بر اين اساس قانون عليت ، تصفيه اي عقلي و بديهي است كه تصورش براي تصديق و پذيرش آن كفايت مي كند. موجود ممكن موجودي است كه وجود براي آن ضرورت ندارد و به عبارت ديگر، نسبت آن با وجود و عدم يكسان است يعني مي تواند باشد و مي تواند نباشد. بنابراين چنين شيء براي آنكه موجود شود نيازمند مرجع است و اين مرجع همان علت. موجود ممكن موجودي است كه وجودش وابسته به موجودي ديگر است ولي وجود واجب الوجود غيروابسته است.

ج) امتناع تسلسل :
تسلسل به معناي پي در پي و به دنبال يكديگربودن است. اما در فلسفه به معناي خاص تري به كار مي رود. به عبارت ساده تر تسلسل آن است كه موجود (الف) ،‌معلول ،ب ،‌و ب معلول ج و ج معلول د و ... باشد و اين سلسله هيچگاه پايان نپذيرد. بر اساس اصل (امتناع تسلسل) وجود چنين سلسله نامتناهي محال است. برخي اصل (امتناع تسلسل) را اصلي بديهي و بي نياز از استدلال مي دانند و گروهي نيز براي اثبات آن از براهين عقلي بهره مي گيرند.

د) امتناع دور :
مقصود از (دَوْر) آن است كه شيء با يك يا چند واسطه ،‌علت خودش باشد. صورت نخست يعني آنكه شي با يك واسطه علت خود باشد دور صريح و صورت دوم يعني آنكه با

چند واسطه علت خودش باشد، دور مضمر ناميده مي شود. بر پايه آنچه گفته شد، مي توان چكيده برهان وجوب و امكان را چنين بيان كرد. يقيناً در جهان خارج موجودي هست اين موجود اگر واجب الوجود باشد مطلوب ما (كه وجود خداوند يا همان واجب الوجود) است ثابت مي شود و اگر ممكن الوجود باشد با توجه به نيازمندي آن به علت و با توجه به امتناع و تسلسل و دور، به موجودي نياز دارد كه وجودش معلول موجود ديگري نباشد و چنين موجودي واجب الوجود ( يا همان خداوند) است. قرآن و نيازمندي ممكنات به خدا : تا آن جا كه ما مي دانيم، برهان وجوب و امكان،‌با تقرير فلسفي آن، در قرآن كريم مطرح نشده است. در عوض، پاره اي آيات قرآني، به گونه اي از وابستگي و نيازمندي موجودات به خداوند سخن گفته اند. در سوره فاطر آمده است :‌اي مردم شما به خدا نيازمنديد، و خداست كه بي نياز ستوده است. برحسب ظاهر (نيازمندي) در آيه بالا معناي بسيار گسترده اي دارد و شامل انحاي گوناگون نيازمندي موجودات به خداوند مي شود كه مهم ترين آنها، وابستگي وجودي آنهاست.شكي نيست كه هر انساني مخلوق و حادث است. بدين معنا كه زماني وجود نداشته و سپس موجود شده است. حال با چند احتمال روبه رو هستيم.
1. انسان ها بدون علت موجود شده باشند.

2. انسان ها ، خود آفريدگار و خالق خود باشند. اين دو احتمال در پيشگاه عقل سليم به وضوح باطل است. بنابراين تنها احتمال معقول آن است كه آنان آفريده موجودي متعالي و برتر از خود باشند كه همان خداوند است

خدا ، انسان و جهان

دين در جهان معاصر

آيا انسان معاصر را در آستانه ورود به هزاره سوم ميلادي، نيازي به دين ورزي و دين پژوهي نيست؟ آيا با صعود انسان به قله هاي بلند دانش تجربي، ديگر عصر ايمان ديني سپري شده است؟ و سرانجام، آيا انسان متجدد در دست يابي به سعادت و خوشبختي حقيقي، با اتكا به دست مايه هاي بشري خود، كامياب بوده است؟ اينها، و دهها پرسش مشابه ديگراز جمله مسائل بنياديني هستند كه انسان معاصر با آن روبه روست. البته جاي انكار نيست كه عصر مدرن با تمام ظواهر رنگارنگ و فريبنده خود، انسان ديندار را به چالش مي خواند و بسياري از آنان كه به سحر مظاهر مادي مدنيت نوين مفتون گشته اند، ديانت را جرياني رو به افول مي دانند و مشتاقانه در انتظار رؤيت غروب خورشيد دين نشسته اند. نگاهي سطحي بر پوسته هاي ظاهري زندگي انسان معاصر و دستاوردهاي حيرت انگيز صنعت و فناوري (تكنولوژي) مدرن، چه بسا پندار فوق را تأييد كند يا دست كم با آن سازگار بنمايد، با اين حال چنين به نظر مي رسد كه بررسي جامع تر، ژرف تر وناقدانه تر وضعيت جهان و انسان متجدد گزافه بودن ادعاي پايان يافتن عصر ايمان و بي نيازي انسان معاصر از دين را برملا مي سازد.

  عقل گرايي:

عقل گرايي (Rationalism) در شكل نوين خود، در اروپاي قرن هفدهم و با تأملات رنه دوكارت (1596-1650) فيلسوف و رياضيدان نامدار فرانسوي، آغاز شد و با آثار فيلسوفاني همچون باروخ اسپينوزا ( 1632-1677) ولايب نيتس (1646-1716) تداوم يافت. عقل گرايي در عصر تجدد آن است كه عقل جزئي استدلال گر را اساسي ترين ابزار شناخت مي داند و بر پايه برخي روايت هاي افراطي آن، عقل قادر است همه امور شناختني را درك كند و آنچه قابل درك عقلي نباشد، قابل شناختن نيست.  

  تجربه گرايي:

جريان فكري ديگري كه پس از رنسانس در جهان غرب به موازات عقل گرايي، نضج گرفت و سرانجام از رقيب خود (يعني عقل گرايي) پيش افتاد، تجربه گرايي (Empiricism) بود. هر چند كه تجربه گرايي در تاريخ فلسفه سابقه اي طولاني داشت. جريان تجربه گرايي نوين، ما با تأكيدات بديع فرانسيس بيكن (1561-1626) بر لزوم به كار گيري استقرا – به جاي استدلال قياسي – آغاز شد و سپس مورت هاي نوين آن در فلسفه هاي جان لاك (1632-1704) ،‌جرج بركلي (1685-1753) و ديويد هيوم (1711-1776) عرضه گرديد. در جريان عقل گرايي و تجربه گرايي، به رغم مخالفت هاي اساسي،‌ در يك مطلب هم داستان اند و آن اينك: هر گونه شناخت فراعقلي و فرا حسي را به ديده ترديد مي نگرند و ارزش و اعتباري براي معارف و حياتي و شناخت هاي شهود انسان در نظر نمي گيرند.  

علم باوري:

از ديگر عوامل بروز بحران هاي معاصر سيطره علم مداري ( scienticism) بر انديشه بسياري از دانشمندان علوم تجربي است . علم مداري كه مي توان آن را فرزند خلف تطبيق تفكر تجربه گرايانه در حوزه دانش هاي تجربي دانست به معناي اعتقاد به اين مطلب است كه علم تجربي يگانه راهنماي قابل اعتماد بشر به سوي حقيقت مي باشد.
انسان محوري :
يكي از ويژگيهاي دوران تجدد حاكميت ديدگاههاي اومانيستي و انسان محورانه است. انسان سنتي واقعيت و هويت خويش را در پرتو ارتباط با آفريدگار جست و جو مي كرد و كمال خود را در بندگي و قرب معبود مي يافت. اما بر پايه اومانيسم انسان محور و اساس همه واقعيت ها و ارزش هاست و همه چيز، حتي خدا و دين نيز بايد در ارتباط با او توجيه و تفسير شوند.
بحران معرفتي :
به رغم رشد تصاعدي و شگفت انگيز داده هاي اطلاعاتي (1) انسان متجدد به لحاظ معرفتي در موقعيتي قرار دارد كه مي توان آن را تحير معرفتي نوين ناميد. ريشه هاي اوليه اين سرگشتگي ،‌در عصر جديد به تأملات كانت در محدوديت هاي شناخت بشري باز مي گردد.
براي مثال : مطالعات جديد در حوزه هرمينوتيك (دانش تفسير) به اين نتيجه رهنمون شد كه هيچ گاه نمي توان فهم كاملي از سخن يا نوشته ديگران داشت، تحولات جديد در حوزه منطق و معرفت شناسي في المثل ظهور نظريه هاي جديد در باب معنا و معيار صدق يك

گزاره، اين سرگشتگي و افزوني بخشيد. بر خلاف ديدگاه سنتي كه گزاره صادق را گزاره اي مطابق با واقعيت مي دانست، در ديدگاههاي جديد، صدق مفهومي كاملاً متفاوت دارد. به هر تقدير، عقل گرايي و تجربه گرايي دنياي جديد آن گونه كه در كوتاه كردن دست 

انسان متجدد از معارف و حياتي توفيق يافته، در رهنموني او به سوي معرفت هاي بديل قابل اعتماد، كامياب نبوده اند.

بحران هاي اخلاقي :
با توجه به پيوند بنيادين آدمي با اخلاق، تعريف انسان به (حيوان اخلاقي) چندان گزاف نيست . انديشمندان بشري از ديرباز، در باب اخلاق و اخلاقيات تأمل ورزيده و نظريه پردازي كرده اند و همواره در طول تاريخ، انسان هاي نيك نهادي بوده اند كه پس از تصفيه و پيرايش درون خويش به اصلاح عالم انساني برون و عرضه آموزه هاي اخلاقي پرداخته اند. نسبي گرايي، سود گرايي و لذت گرايي اخلاقي – دست كم در برخي روايت هاي خود سهم وافري در توسعه ناهنجارهاي اخلاقي و تربيتي داشته اند. از سوي ديگر، ديدگاههاي انسان محور و فردگرايانه جماعتي از نو انديشان، فضاي انديشه ي اخلاقي را چنان آلوده كه تاريخ نظيري براي آن سراغ ندارد. انحطاط اخلاقي انسان متجدد اختصاصي به اقشار زيرين جامعه ندارد، بلكه گريبان بسياري از افراد تحصيل كرده را نيز گرفته است. براي مثال، امروزه در بسياري از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي كشورهاي صنعتي مغرب زمين ، تشكل هاي دانشجويي هم جنس بازان به صورت رسمي فعاليت دارند.
بحران هاي رواني :
امروزه ، شاهد پيشرفت هاي مهمي در حوزه روانپزشكي، روانشناسي و به ويژه روانكاوي هستيم و متخصصان اين علوم دانسته اند ابعاد ناشناخته روان آدمي را بكاوند و جوانبي از تعامل پيچيده آن را با عوامل محيطي و وراثتي و ويژگيهاي فيزيولوژيك برملا سازند. در حال حاضر ، بسياري از اعضاي جوامع،‌از انواع اضطراب ها و فشارهاي رواني رنجورند و افسردگي،‌در اشكال مختلف آن ، يكي از معضلات لاينحل شده است. انسان متجدد به شدت از احساس پوچي و بي هويتي رنج مي برد. به گمان ما مشكل اساسي در اينجاست كه اين علوم عمدتاً تصوير واقع نمايي از عمق و ژرفاي وجود آدمي و نيازهاي اساسي و تعدادهاي شگرف او ندارند و بيشتر در پوسته هاي هويت او به كاوش مي پردازند.
فناوري (تكنولوژي)
ديرزماني است كه بشر،‌با به بكارگيري دانسته هاي علمي خود، به ساختن ابزار و بهره گيري از آن پرداخته، اما تنها در طي سده هاي اخير است كه به موازات تقويت بعد كاربردي علوم تجري، پديده اي به نام «فناوري» در جوامع پيشرفته ي صنعتي،‌ظهور يافته است. فناوري نوين، فرهنگ و اخلاق ويژه خود را بر جوامع پيشرفته تحميل مي كند.در دهه هاي اخير، فناوري نوين ،‌خاستگاه بحران هايي اساسي نظير بحران انرژي و بحران محيط زيست بوده است. چندي است آفات و شرور زيست محيطي فناوري مدرن مورد توجه جدي قرار گرفته است. از سويي ديگر، پيشرفت بشر در شاخه هاي مختلف پزشكي به همراه توسعه صنايع داروسازي و توليد مواد بهداشتي ،‌تشخيص ، پيشگيري و درمان بسياري از بيماري ها را آسان كرده است اما طرفه آن است كه در همين دوران بيماري هاي نوظهور ناشناخته اي شيوع يافته اند كه خطر آنها براي آدمي، كمتر از بيماري هايي كه درمان آنها كشف شده ،‌نيست. به هر تقدير، اينك مار خوش خط و خال تكنولوژي كه مدت زماني در آستين انسان متجدد پرورانده شده ، به اژدهايي سهمگين مبدل گرديده كه حيات سعادتمندانه بشر بر روي كره خاك را به آتش كام خود مي سوزاند و ديو سركش صنعت سخت در كار لگدمال كردن ارزش هاي انساني است.
نقش دين در حل بحران ها :‌
آنچه به اجمال تمام گفته شد،‌تنها گوشه اي از معضلات و بن بست هايي است كه انسان متجدد با آن روبه روست. انسان مدرن، در طي سده هاي اخير، گام هايي سريع و عجولانه در مسير دين زدايي و انساني كردن تمام ابعاد خدايي وجود خويش و تقدس زدايي از امور مقدس برداشت و نعره مستانه استغنا از دين ورزي و خداباوري را در جهان طنين انداز كرد و گستاخانه پايان عصر دين و معنويت ديني را اعلام نمود. شرح مفصل آنچه كه امروزه از دين ورزي براي حل بحران هاي انسان متجدد برمي آيد محتاج پژوهش هايي گسترده و نگارش مكتوباتي بلند است.
دين و بحران معرفتي :
بر اساس آموزه هاي ديني، راه هاي شناخت و معرفت اندوزي بشر به حس و تجربه محدود نمي شود، بلكه وحي و عقل (به ويژه عقل كلي كه قادر به درك امور فرا تجربي است) نيز منابع مكمل شناخت انساني اند كه با اتكا بر آن ها، آدمي مي تواند به مجموعه اي كامل تر و منسجم تر از حقايق ، معرفت پيدا كند. خلاصه آن كه اين امكان همواره براي انسان ديني فراهم است كه كشتي طوفان زده انديشه اش، كه در گردباد تحير و شكاكيت گرفتار آمده است. در ساحل آرام ايمان پهلو گيرد. متعالي ترين اشكال حيرت به پيامبران و عارفان اختصاص دارد) بلكه سخن در اين است كه انساني كه خود را در معرض هدايت ديني قرار مي دهد، هيچ گاه احساس سرگشتگي و تحير مطلق – به گونه اي كه هيچ پايگاه استوار معرفتي نداشته باشد – نمي كند.
دين و بحران هاي اخلاقي :
دين همواره پشتوانه محكمي براي اخلاق بوده است و بخش قابل توجهي از آموزه هاي ديني تعاليم اخلاقي اند. البته نقش دين در ساحت اخلاق، به عرضه آموزه هاي اخلاقي كه مبتني بر مباني متعالي سازگار با حقيقت وجود انسان باشد خلاصه نمي شود.
دين و بحران ها ي رواني :
‌بي ترديد، بخشي از مباني نظري بحران هاي رواني معاصر، در نگرش واژگونه به

ماهيت انسان، استعدادها و قابليت هاي او و نيز غايت هستي اش بر مي گردد. در ديدگاه تجدد گرا،‌انسان موجودي است كه همچون ساير حيوانات،‌از دل طبيعت برخاسته و بر اثر تحولات زيست شناختي به مرحله ، كنوني رسيده است و تنها غايت متصور براي او، پيشرفت در طريق ماديت و تسلط بيش تر بر جهان طبيعت است . اما نگرش ديني به انسان نگرشي كاملاً متفاوت است و دين تصوير ديگري در آغاز و انجام انسان ارائه مي

كند. ايمان آدمي به آموزه هاي ديني در مورد خداوند انسان و آغاز و انجام او نقش مهمي در پيشگيري و درمان ناهنجاري هاي رواني ايفا مي كند و اين نقش، مورد تأييد جمعي از روانشناسان و روانكاوان قرار گرفته است

دين و بحران فناوري :
بحران فناوري نه از ذات ، كه از لجام گسيختگي آن سرچشمه مي گيرد. اين كه انسان بر ساخت ماشين و بهره وري از آن توانا باشد، ذاتاً نوعي كمال و ارزش به شمار مي آيد، اما آنچه آفت زاست ساختن هر چيز ممكن و بهره وري به هر طريق ممكن، بدون وجود حد و مرز است . به گمان ما ،‌تعليم ديني – اگر سرلوحه عمل انسان معاصر قرار گيرد – به راحتي مي تواند از عهده مهاركردن غول فناوري برآيد. اساساً در نگرش انسان دين باور، سلطه بر طبيعت يك ارزش ذاتي نيست. بلكه صرفاً ابزاري است براي شكوفا شدن استعدادهاي متعالي و دومين هدف ،‌چند و چون بهره گيري از ماشين را معين مي كند و مرزهاي فناوري را ترسيم مي نمايد. كوتاه سخن آن كه براي انسان ديني، ارزش هاي معنوي در درجه اول اهميت قرار دارند و از اين رو،‌در حالي كه پيشرفت در صنعت و فناوري را امري مطلوب مي شمارد مي كوشد تا از آن در جهت اهداف انساني و اخلاقي بهره گيرد و آماده است تا هر گاه آن مقدمه در خدمت اين هدف نباشد مقدمه را در راه اهداف متعالي فدا كند. آنچه گفته شد حديث مجملي است كه از ماجراي مفصلي كه در عصر تجدد بر سر انسان رفته است.البته ،‌در اين ميان ،دين باوران نيز مسؤوليتي بس سنگين دارند، كاوش محققانه در منابع ديني به منظور تعميق و گسترش معرفت ديني خويش و تلاش براي عرضه آموزه هاي حيات بخش دين در قالب هاي نوين، به گونه اي كه ،‌با حفظ اصالت، پاسخ گوي نيازهاي متنوع انسان معاصر باشد. از جمله وظايف اساسي همه انديشمندان و مشفقان ديني است

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

از نظر فلسفی زندگی انسان باید ترکیبی از دانش منطقی و احساس عاطفی باشد.که دانش عقلی برای ساختن ابزار زندگی به کار می رود و احساس عاطفی در به کار گیری این ابزار به کار می رود.هر کدام نباشند زندگی انسان به خطر می افتد.بدون دانش منطقی ابزار لازم برای رفاه فراهم نیست و بدون احساس عاطفی ممکن است ابزارهای ساخته شده در جهت نابودی انسان و جنگ به کار رود.خلاصه ما هم ریاضی لازم داریم هم شعر

زنده بودن با زندگی کردن تفاوت دارد.

زنده بودن یک واکنش انفعالی است. امری است که از بیرون بر موجود زنده تحمیل می شود. همان گونه که همه ی ما بدون آن که خود بخواهیم به وجود آمده ایم.

ولی زندگی کردن یک کنش فعال است که همه ی جانداران هنر دست یابی به آن را ندارند. موجودی که از مرحله ی زنده بودن به توانایی زندگی کردن می رسد دو ویژگی برجسته دارد:

 اراده - انتخاب     -   هدف            

 ما زنده‌ایم که زندگی کنیم یا زندگی کنیم که زنده بمانیم؟ به نظر شما بیهوده نیست؟ کمی در این باره فکر کنید. از طرفی، وقتی بحث از زندگی پیش می‌آید، چند لفظ ذهن انسان را به خود مشغول می‌کند. نمی‌خواهم بگویم کلیشه‌ای؛ چون به دلیل پراهمّیّت‌بودن این الفاظ است که زیاد به ذهن‌ها خطور می‌کند.

اوّلین کلمه «هدف» است. همانی که حرفش را زدیم؛ ولی اسمش را نیاوردیم. حالا واضح‌تر می توانیم در این مورد گفتگو  کنیم:
یقیناً نمی‌توان هدف از زندگی را خود زندگی دانست؛ چون عبث و بی‌فایده است و این یک ادّعا نیست؛ بلکه هر کسی با رجوع به عقل خود به این حقیقت دست می‌یابد.

ظاهراً بیش‌تر ما انسان‌ها بر اثر روزمرّه‌گی است که از این اصل مهم و اساسی زندگی خود غافل می‌شویم و به جای آن که هدفی برای زندگی خود مشخّص کنیم، اجازه می‌دهیم تا زندگی و در واقع روزگار برای ما هدف مشخّص کند و بدون این که بدانیم شب‌ها و روزهای زندگی خود را تلف می‌کنیم، آن هم برای چیزی که خود از آن اطّلاعی نداریم.

پس بیایید کمی بیشتر به این کلمه و در واقع به هدف از زندگی خود فکر کنیم تا بتوانیم زمام زندگی را بدست گرفته و هدفی که برای آن ارزش واهمیت قائل می شویم را بشناسیم تا از تلاشی که در راه رسیدن به آن انجام می دهیم احساس رضایت وخوشبختی کنیم.
    کلمۀ دوم همین لفظ «خوشبختی» است. به راستی خوشبخت کیست و خوشبختی چیست؟ یا در چیست؟  من جوابم را داده‌ام. به نظر من خوشبختی در رسیدن به هدف است و زمانی که انسان به آن دست یافت، در واقع خود را خوشبخت می‌یابد و خوشبختی همان حالت رضایت و خوشنودی است که انسان در اثر رسیدن به هدف یا در راه رسیدن به هدف آن را احساس می‌کند

 

                                                                                               

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

ماه محرم

اکنون آغاز سال 1428 هجری قمری را پیش رو داریم، سال قمری با هجرت پر برکت رسول اکرم (ص) معنا یافت و مبدأ تاریخ اسلام شد. اگر پیامبر (ص) در مکه می ماند چیزی از اسلام باقی نمی ماند، ولی سال قمری که با هجرت پیامبر مکرم اسلام متبرک شده بود، در سال 61 پس از هجرت به خون عزیزان و خاندان رسول اکرم (ص) رنگ شد و از آن پس سال قمری برای مسلمان راستین جز با اندوهی جانکاه آغاز نگشته است؛ تا کی باشد که خونخواه خون "ثارالله" بپا خیزد و جهانی را به عدل بیاراید.

تقويم، آغاز سال نو و برگزاری جشن های مختلف در ميان ملل و جوامع مختلف، برخاسته از زمينه هاي ملي- ديني و نمودي از فرهنگ جوامع خويشند.

اين تقويم ها که به مرور از جنبه های مختلف ملي- دينی در جوامع بشری پيدا شده اند؛ برخی از آنها هنوز در جوامع مختلف به حيات خود ادامه داده  و هر روز که سپری می شود بنابر خصوصياتی که دارا هستند بر اعتبار و اهميتشان افزوده می گردد.  

اما برخی ديگر از اين تقويم ها به عللی متروک گشته و کمتر شخصی از وجود آنها باخبر است. عموماً اساس تقويم ها يا گاهنامه ها بر مبناي چهار مبادي و خصوصيت استوار است كه عبارتند از: نجومي، ارضي، ديني، قومي و ملي. ازمبدأهاي مهم تاريخي يا تقويم هايي كه در ميان اكثر اقوام و ملل جهان تا به امروز مطرح بوده اند می توان به تقويم های ذيل اشاره کرد:

تقويم های چينی، مصری، عبری (يهودی)، مسيحی، هندو و اسلامی.

چنانچه مشهود است اکثر مبادی تقويم ها و گاه شمارها متکی بر دين است. چنان كه اقوام يهود كه از قديمي ترين اقوام موحد و متدين بشمار می روند، تاريخ خود را بر مبدأ پيدايش بشر بر اساس اخبار تورات به طور اعم و در حالاتي اخص ظهور حضرت موسي(ع) و نزول تورات و صدور «ده فرمان»  حساب مي کنند و يا اين كه در عالم مسيحيت، مسيحيان؛ تولد حضرت عيسي مسيح (ع) را مبدأ تاريخ خويش قرار داده اند و در تقويم های شرق آسيا ظهور كنفوسيوس، بودا، برهما و امثال آن براي طرفدارانشان مبدأ تاريخ است.

 در ميان اعراب عربستان تا زماني که هجرت، يگانه تاريخ مسلمين شود عام الفيل(1) عموميت داشت، و اکثر مورخين ولادت حضرت رسول (ص) را به اين تاريخ  نوشته اند. اعراب نيز مانند ساير ملل جهان دوازده ماه را يکسال می گرفتند منتهی اين دوازده ماه قمری بود و گفته می شود که اساس آن منطبق است بر سنت باستاني اعراب و شريعت ابراهيم (ع). تعيين مبدأ تاريخی مسلمين از رحلت رسول اکرم (ص) و زمان خلافت عمر دومين خليفه به طول انجاميد. قبل از اين واقعه، تقويم مسلمين تنظيم نيافته بود و مبدأ و اصول خاصی نداشت، مسلمين گذشت زمان را ماه به ماه حساب می کردند و دوازده که تمام می شد آن را يک سال مي ناميدند و از هجرت به بعد هر سالی را به نام واقعه مهمی که در آن سال اتفاق افتاده بود نام گذاری می کردند.

در زمان خلافت عمر در سال 16 يا 17 هجری؛ عمر مجلسی ترتيب داد تا تقويمی برای حکومت اسلامی تنظيم شود؛ تا با استفاده از آن تاريخ وقايع و حساب بيت المال را نسبت به آن مشخص سازد. در اين جلسه راجع به واقعه فيل و واقعه بعثت و مبنای تقويم ايرانيان بحث شد ولی هيچ يک از آنان مورد تصويب قرار نگرفت تا اينکه حضرت علی (ع) پيشنهاد نمود که هجرت حضرت رسول اکرم (ص) مبدأ تاريخ و تقويم اسلامی قرار گيرد؛ اين پيشنهاد و موضوع آن، بواسطه اين که هجرت سبب گشايش در امر مسلمين و اهداف اسلام شده بود مورد قبول عموم حاضرين قرار گرفت.

بعد از تعيين و تصويب مبدأ برای تاريخ اسلام، تعيين مبدأ و سرآغاز برای سال های اين تقويم نيز مورد شور و مشورت قرار گرفت؛ که بعد از تبادل نظر؛ ماه محرم بنا به خصوصيات خاص خود که اولاً پايان مراسم و سفر حج بود و ثانياً آخر ماه های حرام بود بعنوان اولين ماه سال انتخاب شد. در برخی ديگر از منابع نيز آمده است که چون از عصر ابراهيم (ع) اکثر اقوام عرب به علت فراغت از سفر حج و اعمال آن در ماه ذی الحجه، ماه بعد از آن را که محرم باشد، اولين ماه سال می گرفتند، روی اين اصل با تبعيت از اصول سنتی اعراب ماه محرم را آغاز سال هجری قرار دادند.

اگرچه در اکثر کشورها مراسم خاص سال نو برگزار می شود ولی در اکثر کشورهای عربی اعياد فطر و قربان بعنوان بزرگترين عيد و جشن ملی در نظر گرفته می شوند. و اما شروع سال قمری و ماه محرم برای شيعيان يادآور قيام خونين و هميشه جاويد امام حسين (ع) است. در مذهب تشيع ماه محرم با حادثه عاشورا عجين شده است. حادثه ای که با وجود گذشت قرن های متوالی همچنان متبلور و راه گشای جويندگان حق و حقيقت است. 

به هر صورت سال قمري با مبدأ هجرت پيامبر اسلام در ابتدا در جزيره العرب و پس از آن که اعراب مسلمان به کار کشور گشايي روي آوردند در تمام بلاد اسلامي آن زمان گسترش يافت و شيوه گاه شماري ممالک وسيعي از هند تا اسپانيا شد، و در ايران نيز جايگزين سالشمار خورشيدي شد که از ازمنه قديم در ايران رواج داشت؛ گاهشماري قمري در ايران تا ابتداي سلطنت پهلوي يگانه گاه شماري کشور بود تا اينکه توسط رضاخان گاهشماري در ايران به هجري خورشيدي تغيير يافت.

اينک آغاز سال 1427 هجري قمري را پيش رو داريم، سال قمري با هجرت پر برکت رسول اکرم معنا يافت و مبدأ تاريخ اسلام شد چه اگر پيامبر در مکه باقي مي ماند چيزي از اسلام باقي نمي ماند، ولي سال قمري که با هجرت پيامبر مکرم اسلام متبرک شده بود، در سال 61 پس از هجرت به خون عزيزان و خاندان رسول اکرم (ص) رنگ شد و از آن پس سال قمري براي مسلمان راستين جز با اندوهي جانکاه آغاز نگشته است؛ تا کي باشد که خونخواه اين خون "ثارالله" بپا خيزد و جهاني را به عدل بيارايد

علت نامگذاري اين ماه و حرمت ويژه آن در ميان مسلمانان

تاسيس تاريخ براي مسلمانان در زمان خلافت خليفه دوم مسلمين و با مشورت علي (ع) در سال شانزدهم هجري صورت گرفته است. مبدا تاريخ را هجرت پيامبر و ماه نخست آن را محرم، سالي كه هجرت روي داده بود گرفتند ....(1) علت نامگذاري اين ماه آن بود كه در ايام جاهليت، جنگ در اين ماه را حرام مي دانستند.

ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجري كاروان حضرت امام حسين (ع) وارد كربلا شد و سپاهيان دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزوده مي شد در روزهاي تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم مي باشد او و يارانش را به شهادت رساندند. پيشواي هشتم شيعيان امام رضا (ع) در خصوص اين ماه فرمود: در جاهليت، حرمت اين ماه نگاه داشته مي شد و در آن  نمي جنگيدند ولي در اين ماه، خونهاي ما را ريختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسير كردند و خيمه ها را آتش زدند و غارت كردند و حرمت پيامبر را دربارة ذريه اش رعايت نكردند. .... آيت الله ميرزا جواد ملكي تبريزي در «مراقبات» نوشته است:«كودكانم را مي ديدم كه در دهة نخست ماه محرم غذا نمي خوردند و به نان خالي اكتفا مي كردند كسي هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان مي كنم عشقي دروني آنان را برمي انگيخت.» (2) به همين دليل ماه محرم با حادثه عاشورا عجين شده است و فرا رسيدن آن دلها را پر از غم مي سازد و پيروان و شيفتگان امام حسين (ع) از اول محرم، محافل و مجالسي را سياهپوش كرده، به ياد آن امام شهيد به عزاداري مي پردازند

امام حسين (ع) و ياران او

امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع ابيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.

پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت

رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.(1)

خون او تفسيراين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد(2)

ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،‌كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3)

ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

فلسفه مرگ

يكی از انديشه‏هايی كه همواره بشر را رنج داده است انديشه مرگ و پايان‏ يافتن زندگی است . آدمی از خود می‏پرسد چرا به دنيا آمده‏ايم و چرا می‏ميريم ؟ منظور از اين ساختن و خراب كردن چيست ؟ آيا اين كار لغو و بيهوده نيست ؟

ناراحتی از مرگ يكی از علل پيدايش بدبينی فلسفی است . فلاسفه بدبين ، حيات و هستی را بی هدف و بيهوده و عاری از هر گونه حكمت تصور می‏كنند . اين تصور ، آنان را دچار سرگشتگی و حيرت ساخته و احيانا فكر خودكشی را به آنها القاء كرده و می‏كند ، با خود می‏انديشند اگر بنابر رفتن و مردن‏ است نمی‏بايست می‏آمديم ، حالا كه بدون اختيار آمده‏ايم اين اندازه لااقل از ما ساخته هست كه نگذاريم اين بيهودگی ادامه يابد ، پايان دادن به‏ بيهودگی خود عملی خردمندانه است .

نگرانی از مرگ

پيش از اينكه مسأله مرگ و اشكالی را كه از اين ناحيه بر نظامات جهان‏ ايراد می‏گردد بررسی كنيم ، لازم است به اين نكته توجه كنيم كه ترس از مرگ و نگرانی از آن ، مخصوص انسان است . حيوانات درباره مرگ ، فكر نمی‏كنند . آنچه در حيوانات وجود دارد غريزه فرار از خطر و ميل به حفظ حيات حاضر است . البته ميل به بقاء به معنای حفظ حيات موجود ، لازمه مطلق حيات

است، ولي در انسان، علاوه بر اين، توجه به آينده و بقاء در آينده نيز وجود دارد. به عبارت ديگر در انسان آرزوي خلود و جاويدان ماندن وجود دارد و اين آرزو مخصوص انسان است. آرزو فرع بر تصور آينده، و آرزوي جاويدان ماندن، فرع بر انديشه و تصور ابديت است و چنين انديشه و تصوري از مختصات انسان است. عليهذا ترس و خوف انسان از مرگ كه همواره  انديشه او را به خود مشغول می‏دارد چيزی جدا از غريزه فرار از خطر است كه‏ عكس العملی است آنی و مبهم در هر حيوانی در مقابل خطرها . كودك انسان‏ نيز پيش از آنكه آرزوی بقاء به صورت يك انديشه در او رشد كند به حكم‏ غريزه فرار از خطر ، از خطرات پرهيز می‏كند .

" نگرانی از مرگ " زاييده ميل به خلود است ، و از آنجا كه در نظامات طبيعت هيچ ميلی گزاف و بيهوده نيست ، می‏توان اين ميل را دليلی‏ بر بقاء بشر پس از مرگ دانست . اين كه ما از فكر نيست شدن رنج می‏بريم‏ خود دليل است بر اينكه ما نيست نمی‏شويم . اگر ما مانند گلها و گياهان ، زندگی موقت و محدود می‏داشتيم ، آرزوی خلود به صورت يك ميل اصيل در ما بوجود نمی‏آمد . وجود عطش دليل وجود آب است . وجود هر ميل و استعداد اصيل ديگر هم دليل وجود كمالی است كه استعداد و ميل به سوی آن متوجه‏ است . گويی هر استعداد ، سابقه‏ای ذهنی و خاطره‏ای است از كمالی كه بايد به سوی آن شتافت . آرزو و نگرانی درباره خلود و جاودانگی كه همواره‏ انسان را به خود مشغول می‏دارد ، تجليات و تظاهرات نهاد و واقعيت نيستی‏ ناپذير انسان است . نمود اين آرزوها و نگرانيها عينا مانند نمود رؤياهاست كه تجلی ملكات و مشهودات انسان در عالم بيداری است . آنچه‏ در عالم رؤيا ظهور می‏كند تجلی حالتی است كه قبلا در عالم بيداری در روح‏ ما وارد شده و احيانا رسوخ كرده است ، و آنچه در عالم بيداری به صورت‏ آرزوی خلود و جاودانگی در روح ما تجلی می‏كند كه به هيچ وجه با زندگی‏ موقت اين جهان متجانس نيست ، تجلی و تظاهر واقعيت جاودانی ماست كه‏ خواه ناخواه از " وحشت زندان سكندر " رهايی خواهد يافت و " رخت بر خواهد بست و تا ملك سليمان خواهد رفت

مرگ ، نسبی است

اشكال مرگ از اينجا پيدا شده كه آن را نيستی پنداشته‏اند و حال آنكه‏ مرگ برای انسان نيستی نيست ، تحول و تطور است ، غروب از يك نشئه و طلوع در نشئه ديگر است ، به تعبير ديگر ، مرگ نيستی است ولی نه نيستی‏ مطلق بلكه نيستی نسبی ، يعنی نيستی در يك نشئه و هستی در نشئه ديگر .

انسان مرگ مطلق ندارد . مرگ ، از دست دادن يك حالت و بدست آوردن‏ يك حالت ديگر است و مانند هر تحول ديگری فناء نسبی است . وقتی خاك‏ تبديل به گياه می‏شود ، مرگ او رخ می‏دهد ولی مرگ مطلق نيست ، خاك ، شكل سابق و خواص پيشين خود را از دست داده و ديگر آن تجلی و ظهوری را كه در صورت جمادی داشت ندارد ، ولی اگر از يك حالت و وضع مرده است ، در وضع و حالت ديگری زندگی يافته است .

انتقال از اين جهان به جهان ديگر ، به تولد طفل از رحم مادر بی شباهت‏ نيست . اين تشبيه ، از جهتی نارسا و از جهتی ديگر رساست . از اين جهت‏ نارساست كه تفاوت دنيا و آخرت ، عميق تر و جوهری تر از تفاوت عالم‏ رحم و بيرون رحم است . رحم و بيرون رحم ، هر دو ، قسمتهايی از جهان‏ طبيعت و زندگی دنيا می‏باشند ، اما جهان دنيا و جهان آخرت دو نشئه و دو زندگی اند با تفاوتهای اساسی ، ولی اين تشبيه از جهتی ديگر رساست ، از اين جهت كه اختلاف شرايط را نشان می‏دهد . طفل در رحم مادر به وسيله جفت‏ و از راه ناف ، تغذيه می‏كند ، ولی وقتی پا به اين جهان گذاشت ، آن راه‏ مسدود می‏گردد و از طريق دهان و لوله هاضمه ، تغذيه می‏كند . در رحم ، ششها ساخته می‏شود اما بكار نمی‏افتد و زمانی كه طفل به خارج رحم منتقل شود ، ششها مورد استفاده او قرار می‏گيرد .

شگفت آور است كه جنين تا در رحم است كوچك ترين استفاده‏ای از مجرای‏ تنفس و ريه‏ها نمی‏كند ، و اگر فرضا در آن وقت اين دستگاه لحظه‏ای بكار افتد ، منجر به مرگ او می‏گردد ، اين وضع تا آخرين لحظه‏ای كه در رحم است‏ ادامه دارد ، ولی همينكه پا به بيرون رحم گذاشت ناگهان دستگاه تنفس‏ بكار می‏افتد و از اين ساعت اگر لحظه‏ای اين دستگاه تعطيل شود خطر مرگ‏ است .

اينچنين ، نظام حيات قبل از تولد با نظام حيات بعد از تولد تغيير می‏كند ، كودك قبل از تولد در يك نظام حياتی ، و بعد از تولد در نظام‏ حياتی ديگر زيست می‏نمايد .

اساسا جهاز تنفس با اينكه در مدت توقف در رحم ساخته می‏شود ، برای آن‏ زندگی يعنی برای مدت توقف در رحم نيست ، يك پيش بينی و آمادگی قبلی‏ است برای دوره بعد از رحم . جهاز باصره و سامعه و ذائقه و شامه نيز با آنهمه وسعت و پيچيدگی ، هيچكدام برای آن زندگی نيست ، برای زندگی در مرحله بعد است .

دنيا نسبت به جهان ديگر مانند رحمی است كه در آن اندامها و جهازهای‏ روانی انسان ساخته می‏شود و او را برای زندگی ديگر آماده می‏سازد . استعدادهای روانی انسان ، بساطت و تجرد ، تقسيم ناپذيری و ثبات نسبی " من " انسان ، آرزوهای بی پايان ، انديشه‏های وسيع و نامتناهی او ، همه ، ساز و برگهايی است كه متناسب با يك زندگی وسيع تر و طويل و عريض تر و بلكه جاودانی و ابدی است . آنچه انسان را " غريب " و " نامتجانس " با اين جهان فانی و خاكی می‏كند همينهاست . آنچه سبب شده كه انسان در اين جهان حالت " نيی " داشته باشد كه او را از " نيستان " بريده‏اند ، " از نفيرش مرد و زن بنالند " و همواره جويای " سينه‏ای شرحه شرحه‏ از فراق " باشد تا " شرح درد اشتياق " را بازگو نمايد همين است . آنچه سبب شده انسان خود را " بلند نظر پادشاه سدره نشين " بداند و جهان را نسبت به خود " كنج محنت آباد " بخواند و يا خود را " طاير گلشن قدس " و جهان را " دامگه حادثه " ببيند همين است .

قرآن كريم می‏فرمايد :

« افحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون » ( 1 ) .

" آيا گمان برديد كه ما شما را ( با اينهمه تجهيزات و ساز و برگها ) عبث آفريديم و غايت و هدفی متناسب با اين خلقت و اين ساز و برگ‏ها در كار نيست و شما به سوی ما بازگردانده نمی‏شويد ؟ " .

اگر انسان با اينهمه تجهيزات و ساز و برگ‏ها بازگشتی به سوی خدا ، به‏ سوی جهانی كه ميدان وسيع و مناسبی است برای اين موجود مجهز ، نداشته‏ باشد درست مثل اين است كه پس از عالم رحم ، عالم دنيايی نباشد و تمام‏ جنينها پس از پايان دوره رحم فانی گردند ، اينهمه جهازات باصره و سامعه‏ و شامه و مغز و اعصاب و ريه و معده كه به كار رحم نمی‏خورد و برای زندگی‏ گياهی رحم زائد است لغو و عبث آفريده شود و بدون استفاده از آنها رهسپار عدم گردد .

آری ، مرگ ، پايان بخشی از زندگی انسان و آغاز مرحله‏ای نوين از زندگی‏ او است .

مرگ ، نسبت به دنيا مرگ است و نسبت به جهان پس از دنيا تولد است‏ ، همچنانكه تولد يك نوزاد نيز نسبت به دنيا تولد ، و نسبت به زندگی‏ پيشين او مرگ است .

دنيا ، مدرسه انسان

دنيا برای بشر نسبت به آخرت مرحله تهيؤ و تكميل و آمادگی است . دنيا نسبت به آخرت نظير دوره مدرسه و دانشگاه است برای يك جوان ، دنيا حقيقتا مدرسه و دار التربيه است .

در نهج البلاغه ، بخش كلمات قصار ، آمده است كه شخصی آمد خدمت‏ اميرالمؤمنين علی ( ع ) و زبان به ذم دنيا گشود كه دنيا چنين است و دنيا چنان ، دنيا انسان را فريب می‏دهد ، دنيا انسان را فاسد می‏كند ، دنيا دغلباز و جنايتكار است ، و از اين قبيل سخنان . اين مرد شنيده بود كه‏ بزرگان ، دنيا را مذمت می‏كنند ، خيال كرده بود مقصود از مذمت دنيا مذمت واقعيت اين جهان است ، مقصود اين است كه جهان فی حد ذاته بد است ، نمی‏دانست كه آنچه بد است دنيا پرستی است ، آنچه بد است ديد كوتاه و خواست محدود است كه با انسان و سعادت انسان ناسازگار است . علی ( ع ) به او فرمود : تو فريب دنيا می‏خوری ، دنيا تو را فريب نمی‏دهد ، تو بر دنيا جنايت وارد آورده‏ای ، دنيا بر تو جنايت نكرده است . . . تا آنجا كه فرمود : دنيا با كسی كه با صداقت رفتار كند صديق است و برای‏ كسی كه آن را درك كند مايه عافيت است ، دنيا معبد دوستان خدا ، مصلای‏ فرشتگان خدا ، فرودگاه وحی خدا ، تجارتخانه اولياء خداست . . .

بايد توجه داشت كه «آزمايش» خدا براي نمايان ساختن استعدادها و قابليّتها است. نمايان ساختن يك استعداد همان رشد دادن و تكامل دادن آن است. اين آزمايش براي پرده برداشتن از رازهاي موجود نيست، بلكه براي فعليّت دادن به استعدادهاي نهفته چون راز است. در اينجا پرده برداشتن، به ايجاد كردن است. آزمايش الهي، صفات انساني را از نهانگاه قوّه و استعداد به صفحه فعليّت و كمال بيرون مي‌آورد. آزمايش خدا تعيين وزن نيست، افزايش دادن وزن است.

با اين توضيح روشن مي‌گردد كه آيه يادشه مبيّن همين حقيقت است كه دنيا، پرورشگاه استعدادها و دار التربيه انسانهاست.

ريشه اعتراض

با تفسيري كه از ماهيّت مرگ نموديم، بي‌پايه بودن اعتراضها بر ملا مي‌گردد. در حقيقت، اين اعتراضها از نشناختن انسان و جهان،‌به عبارت ديگر از يك جهان‌بيني ابتر و ناقص پيدا مي‌شود.

الحق اگر مرگ پايان زندگي باشد، ديگر ميل و آرزوي جاويدان ماندن فوق العاده رنج آور است و چهره مرگ در آينه انديشه روشن و دور نگر انسان بينهايت وحشتزاست.

اينكه برخي از افراد بشر حيات و زندگي را لغو مي‌پندارند بدين جهت است كه آرزوي جاويد ماندن دارند و اين آرزو را غير قابل تحقق مي‌پندارند. اگر آرزو و ميل به جاويد ماندن نبود، حيات و زنگدي را لغو و بيهوده نمي‌دانستند هر چند منتهي به نيستي مطلق گردد، حد اكثر اين است كه آن را يك خوشبختي موقت و يك دولت مستعجل مي‌شناختند، هرگز فكر نمي‌كردند كه نيستي از چنين هستي بهتر است، زيرا فرض اين است كه عيب اين هستي كوتاهي آن است، عيبش اين است كه به دنبال خود نيستي دارد، پس همه عيبها از ناحية نيستي و كوتاهي پديد مي‌آيد و چگونه ممكن است كه اگر بجاي آن مقدار محدود هستي نيز نيستي مي‌بود بهتر بود؟!

آري، اكنون در خود آرزوي جاويد ماندن را مي‌يابيم و اين آرزو فرع بر تصور جاويد ماندن است،  يعنی تصوری از جاودانگی و زيباييش و جاذبه‏اش‏  داريم و اين جاذبه در ما آرزويی بزرگ بوجود آورده است كه برای هميشه‏ بمانيم و برای هميشه از موهبت حيات ، بهره‏مند گرديم .

اگر يك سلسله افكار ماترياليستی به مغز ما هجوم آورد كه اين انديشه‏‌ها و  آرزوها همه بيهوده است و از واقعيت جاودانگی خبری نيست ، حق داريم‏ مضطرب و ناراحت شويم و رنج و وحشت عظيمی در ما پديد آيد ، آرزو می‏كنيم‏ كه ای كاش نيامده بوديم و با اين رنج و وحشت روبرو نمی‏شديم . پس تصور لغو و بيهوده بودن هستی ، معلول ناهماهنگی ميان يك غريزه ذاتی و يك‏ تلقين اكتسابی است ، اگر آن غريزه نبود چنين تصوری در ما پديد نمی‏آمد ، همچنانكه اگر افكار غلط ماترياليستی به ما تلقين نمی‏شد باز هم اين تصور در ما پديد نمی‏آمد .

انسان و ساختمان واقعی و پنهان انسان به گونه‏ای است كه آرزوی جاويد ماندن را به عنوان وسيله‏ای برای رسيدن به كمالی كه استعداد آن را دارد بوجود آورده است ، و چون اين ساختمان و استعدادهای موجود در آن ، بيش‏ از زندگی محدود چند روزه دنياست و اگر زندگی ، محدود به حيات دنيوی‏ گردد همه آن استعدادها لغو و بيهوده است ، انسان غير مؤمن به حيات ابدی‏ ميان ساختمان وجود خود از يك طرف و انديشه و آرزوی خود از طرف ديگر ناهماهنگی می‏بيند ، با زبان سر می‏گويد : " پايان هستی نيستی است و همه‏ راهها به فنا منتهی می‏شود پس حيات و زندگی لغو و بيهوده است " ولی با زبان استعدادها كه رساتر و جامع تر است می‏گويد : " نيستی در كار نيست‏ ، راهی بی پايان در پيش است ، اگر زندگی من محدود بود با استعداد جاودان ماندن و آرزوی جاودان ماندن آفريده نمی‏شدم " .

از اينرو همچنانكه قبلا هم گفتيم قرآن كريم انديشه نفی قيامت را با بيهوده دانستن آفرينش مرادف می‏شمرد :

« ا فحسبتم انما خلقناكم عبثا و انكم الينا لا ترجعون »( 1 ) .

" آيا پنداشته‏ايد كه ما شما را بيهوده آفريده ايم و بازگشت شما به‏ سوی ما نيست ؟ "

آری ، كسی كه دنيا را " مدرسه " و " دار التكميل " بداند و به‏ حيات ديگر و نشئه ديگر مؤمن باشد ، ديگر زبان به اعتراض نمی‏گشايد كه يا نمی‏بايد ما را به دنيا بياورند يا اكنون كه آورده‏اند نبايد بميريم ، چنانكه خردمندانه نيست كه كسی بگويد طفل يا نبايد به مدرسه فرستاده شود و يا اگر به مدرسه رفت هيچوقت نبايد مدرسه را ترك گويد .

مرگ ، گسترش حيات است در بحث از پديده موت ، به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه پديده‏های‏ " موت " و " حيات " نظام متعاقبی را در جهان هستی بوجود می‏آورند ، همواره مرگ يك گروه ، زمينه حيات را برای گروهی ديگر فراهم می‏سازد . لاشه جانورانی كه می‏ميرند بی مصرف نمی‏ماند ، از آنها گياهها يا جانداران‏ تازه نفس و پرطراوت ديگری ساخته می‏شود . صدفی می‏شكند و گوهر تابناكی‏ تحويل می‏دهد ، بار ديگر از همان جرم و ماده ، صدفی نو تشكيل می‏گردد و گوهر گرانبهای ديگری در دل آن پرورش می‏يابد . صدف شكستن و گوهر تحويل‏ دادن ، بينهايت مرتبه تكرار می‏گردد و بدينوسيله فيض حيات در امتداد بی‏ پايان زمان گسترش می‏يابد . اگر مردمی كه در هزار سال قبل می‏زيستند نمی‏مردند نوبت زندگی به انسانهای امروز نمی‏رسيد ، همچنانكه مردم امروز اگر جا تهی نكنند ، امكان وجود برای آيندگان نخواهد بود . اگر گلهای سال‏ گذشته از رويه زمين برچيده نشده بودند گلهای با طراوت و جوان سال جديد ، ميدانی  رای خودنمايی نمی‏يافتند . ماده برای پذيرش حيات ، از لحاظ مكان ، ظرفيت محدودی دارد ولی از لحاظ زمان ظرفيتش نامتناهی است . اين جالب‏ است كه جرم عالم هر اندازه از نظر فضا وسيع باشد ، وسعتی هم از لحاظ زمان دارد و هستی در اين بعد نيز گسترش بی نظير دارد .

.

اينجا ممكن است كسی بگويد قدرت خداوند ، غيرمتناهی است ، چه مانعی‏ دارد كه هم اينها كه هستند برای هميشه باقی بمانند و هم برای آيندگان فكر جا و زمين و مواد غذايی بشود ؟ !

اينها نمی‏دانند كه آنچه امكان وجود دارد از طرف پروردگار افاضه شده و می‏شود ، آنچه موجود نيست همان است كه امكان وجود ندارد . فرض جای ديگر و محيط مساعد ديگر به فرض امكان ، زمينه وجود انسانهای ديگری را در همانجا فراهم می‏كند ، و باز در آنجا و اينجا اشكال سر جای خود باقی است‏ كه بقاء افراد و دوام آنها راه وجود و ورود را بر آيندگان می‏بندد .

اين نكته ، مكمل پاسخی است كه تحت عنوان " مرگ ، نسبی است " ياد كرديم . حاصل جمع اين دو نكته اين است كه ماده جهان با سير طبيعی و حركت جوهری خويش ، گوهرهای تابناك روحهای مجرد را پديد می‏آورد ، روح‏ مجرد ، ماده را رها می‏كند و به زندگی عالی تر و نيرومندتری ادامه می‏دهد و ماده مجددا گوهر ديگری در دامن خويش می‏پروراند . در اين نظام ، جز تكامل و توسعه حيات‏ چيزی نيست و اين توسعه در نقل و انتقالها انجام می‏گيرد .

ايراد گيری بر مرگ و تشبيه آن به شكستن كوزه‏های كوزه‏گر و آرزوی اينكه‏ مبدأ هستی و كارگردان نظام آفرينش درس خود را از كوزه‏گر بياموزد ، آنچنان كودكانه است كه لايق بحث نيست . اين گونه انديشه‏ها احيانا تفنن‏ شاعرانه و نوعی خيالبافی ظريف هنرمندانه است كه ارزش هنری دارد و بس‏ . به احتمال قوی گوينده اشعار منسوب به خيام چنين منظوری داشته است و يا از طرز فكر محدود ماترياليستی ناشی شده است ، ولی در فلسفه كسی كه‏ می‏گويد " آنطور كه به خواب می‏رويد می‏ميريد و آنطور كه از خواب‏ برمی‏خيزيد زنده می‏شويد " ( 1 ) همه اشكالها حل است . چنين كسی نه تنها از مرگ نمی‏ترسد بلكه همچون علی ( ع ) مشتاق آن است و آن را رستگاری‏ می‏شمرد ( 2 ) .

اين است منطق كسانی كه گوهر گرانبهايی را كه در دل جسم بوجود می‏آيد می‏شناسند . اما كسی كه در تنگنای انديشه‏های نارسا و محدود ماترياليستی‏ گرفتار است البته از مرگ نگران است ، زيرا از نظر او مرگ ، نيستی‏ است . او رنج می‏برد كه چرا اين تن ( كه به گمان او تمام هويت و شخصيت‏ از همين تن است ) منهدم می‏گردد ، لهذا انديشه مرگ ، باعث بدبينی او به‏ جهان می‏گردد . چنين كسی بايد در تفسيری كه نسبت به جهان می‏كند تجديد نظر كند و بايد بداند كه خرده‏گيری او مربوط به تصور غلطی است كه از جهان‏ دارد .

پينوشتها:

1. مؤمنون / 115.

2. ملك / 2.

3. مؤمنون / 115.

4.  ان المتقين فی جنات و نهر 0 فی معقد صدق عند مليك مقتدر » .  قمر / 54 - 55

5.  بقره / . 156

6.  كما تنامون تموتون ، و كما تستيقظون تبعثون » - حديث نبوی .

7.  وقتی علی ( ع ) ضربت خورد فرمود : فزت و رب الكعبه » " به‏ خدای كعبه رستگار شدم

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

مقدمه

یکى از رذایل اخلاقى که نه تنها در میان علماى اخلاق معروف و مشهور است در میان توده‏هاى مردم نیز از جمله صفات زشت‏شناخته شده مى‏باشد «غرور» است. این صفت رذیله موجب از خود بیگانگى و جهل نسبت‏به خویشتن و دیگران و فراموش کردن موقعیت فردى و اجتماعى خود و غوطه‏ور شدن در جهل و بى‏خبرى است.

غرور انسان را از خدا دور مى‏کند و به شیطان نزدیک مى‏سازد، واقعیت‏ها را در نظر او دگرگون مى‏کند و همین امر سبب خسارت‏هاى شدید مادى و معنوى مى‏گردد.

افراد مغرور همیشه در جامعه منفورند و به خاطر توقع نامحدودشان گرفتار انزواى اجتماعى مى‏شوند.

غرور سرچشمه صفات رذیله دیگرى مانند خودبرتربینى و تکبر و عجب و خودپسندى و ترک تواضع و کینه و حسد نسبت‏به دیگران و تحقیر آنها مى‏شود.

مى‏دانیم یکى از عوامل اصلى رانده شدن شیطان از درگاه خدا «غرور» او بود و یکى از علل عدم تسلیم بسیارى از اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء وجود همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.

اقوام پیشین در برابر دعوت انبیاء همین صفت نکوهیده در وجود آنان بود.

فرعونها و نمرودها به خاطر غرورشان از خدا دور شدند و به سرنوشت‏شومى که عبرت براى همگان شد گرفتار گشتند.

«غرور» گاه در یک فرد پیدا مى‏شود و گاه قوم و ملت‏یا نژادى در چنگال این رذیله اخلاقى گرفتار مى‏شوند و بى شک قسم دوم خطرناک‏تر است; زیرا گاه کشور یا دنیایى را به آتش مى‏کشد و نمونه آن جنگ جهانى اول و دوم بود که حد اقل یکى از علل عمده آن غرور و نژادپرستى آلمانى‏ها بود.

با این اشاره، نخست‏به سراغ تفسیر واژه «غرور» در منابع لغت و کتب علماى اخلاق و سپس به سراغ آیات و روایات و تفسیر و تحلیل آنها مى‏رویم و به دنبال آن از اسباب غرور، آثار و پیامدها و راه درمان آن سخن مى‏گوییم.

1- مفهوم غرور

این واژه به طور وسیعى در کلمات عرب مخصوصا در آیات قرآن مجید و روایات اسلامى به کار رفته و در گفتگوهاى روزمره فارسى زبانان نیز کم و بیش در همان معانى اصلى یا لوازم آن به کار مى‏رود.

«راغب‏» در کتاب «مفردات‏» واژه «غرور» (به فتح غین که معنى وصفى دارد) را به معنى هر چیزى که انسان را مى‏فریبد و در غفلت فرومى‏برد خواه مال و مقام باشد یا شهوت و شیطان تفسیر مى‏کند.

در «صحاح اللغة‏»«غرور» به معنى امورى که انسان را غافل مى‏سازد و مى‏فریبد (خواه مال و ثروت باشد یا جاه و مقام یا علم و دانش و غیر آن) تفسیر شده است.

بعضى از ارباب لغت - به گفته «طریحى‏» در «مجمع البحرین‏» گفته‏اند: «غرور چیزى است که ظاهر جالب و دوست داشتنى دارد ولى باطنش ناخوشایند و مجهول و تاریک است‏».

در کتاب «التحقیق فى کلمات قرآن الکریم‏» بعد از نقل کلمات ارباب لغت چنین آمده است: «ریشه اصلى این واژه به معنى حصول غفلت‏به سبب تاثیر چیز دیگرى در انسان است و از لوازم و آثار آن جهل و فریب و نیرنگ و نقصان و شکست و... مى‏باشد».

در «المحجة البیضاء فى تهذیب الاحیاء» که از بهترین کتب اخلاق محسوب مى‏شود و تکمیل و تهذیبى است‏براى «احیاء العلوم‏» «غزالى‏» چنین مى‏خوانیم: «غرور عبارت است از دلخوش بودن به چیزى که موافق هواى نفس و تمایل طبع انسانى است و ناشى از اشتباه انسان یا فریب شیطان است و هر کس گمان کند آدم خوبى است(و نقطه ضعفى ندارد) خواه از نظر مادى یا معنوى باشد و این اعتقاد از پندار باطلى سرچشمه بگیرد آدم شرورى است و غالب مردم خود را آدم خوبى مى‏دانند در حالى که در اشتباهند بنابراین اکثر مردم شرورند، هر چند شکل غرور آنها و درجه آن متفاوت است‏». (1)

در تفسیر نمونه در معنى این واژه چنین آمده است: «غرور» بر وزن(جسور) صیغه مبالغه به معنى موجود فوق العاده فریبنده است و شیطان را از این رو «غرور» مى‏گویند که انسان را با وسوسه‏هاى خود فریب مى‏دهد و غافل مى‏سازد و در حقیقت‏بیان مصداق واضح آن است وگرنه هر انسان یا کتاب فریبنده، هر مقام وسوسه‏گر و هر موجودى که انسان را گمراه سازد در مفهوم وسیع «غرور» داخل است.

غرور در قرآن مجید

این واژه در قرآن مجید کرارا به کار رفته و در آیات دیگرى گرچه این واژه دیده نمى‏شود ولى مفهوم و محتواى آن را در بر دارد، در آیات زیر دقت کنید:

1- ...قال انا خیر منه خلقتنى من نار و خلقته من طین (سوره‏اعراف،آیه‏12)

2- فقال الملاء الذین کفروا من قومه ما نریک الا بشرا مثلنا و ما نریک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادى الراى و ما نرى لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین... قالوا یا نوح قد جادلتنا فاکثرت جدالنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین (سوره‏هود،آیات‏32و27)

3- قالوا یا شعیب ما نفقه کثیرا مما تقول و انا لنریک فینا ضعیفا و لولا رهطک لرجمناک و ما انت علینا بعزیز (سوره‏هود، آیه‏91)

4- و نادى فرعون فى قومه قال یا قوم الیس لى ملک مصر و هذه الانهار تجرى من تحتى افلاتبصرون × ام انا خیر من هذا الذى هو مهین و لایکاد یبین (سوره‏زخرف،آیات‏52-51)

5- ذلک بانهم قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات و غرهم فى دینهم ما کانوا یفترون (سوره‏آل‏عمران،آیه‏24)

6- فعقروا الناقة فعتوا عن امر ربهم و قالوا یا صالح ائتنا بما تعدنا ان کنت من المرسلین (سوره‏اعراف،آیه‏77)

7- ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلى و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانى حتى جاء امر الله و غرکم بالله الغرور (سوره‏حدید،آیه‏14)

8- هم الذین یقولون لاتنفقوا على من عند رسول الله حتى ینفضوا و لله خزائن السموات و الارض و لکن المنافقین لایفقهون × یقولون لئن رجعنا الى المدینة لیخرجن الاعز منها الاذل و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقین لایعلمون (سوره‏منافقون،آیات‏7و8)

9- فاما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربى اکرمن (سوره‏فجر،آیه‏15)

10- ام یقولون نحن جمیع منتصر × سیهزم الجمع و یولون الدبر (سوره‏قمر،آیات‏44و45)

11- وذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاة الدنیا (سوره‏انعام،آیه‏70)

12- یا ایها الناس... ان وعد الله حق فلاتغرنکم الحیاة الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور (سوره‏لقمان،آیه‏33)

ترجمه

1- (خداوند به شیطان) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم چه چیز تو را مانع شد که سجده کنى؟!» گفت: «من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‏اى و او را از گل‏»!

2- اشراف کافر قومش(قوم نوح) گفتند: «ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بینیم! و کسانى را که از تو پیروى کرده‏اند جز گروهى اراذل ساده لوح مشاهده نمى‏کنیم و براى شما فضیلتى نسبت‏به خود نمى‏بینیم! بلکه شما را دروغگو تصور مى‏کنیم‏»! گفتند: اى نوح! تو با ما جر و بحث کردى و زیاد هم جر و بحث کرد!(بس است!) اگر راست مى‏گویى آنچه را(از عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى بیاور!

3- گفتند: «اى شعیب! بسیارى از آنچه را مى‏گویى ما نمى‏فهمیم! و ما تو را در میان خود ضعیف مى‏یابیم و اگر(به خاطر) قبیله کوچکت نبود تو را سنگسار مى‏کردیم و تو در برابر ما قدرتى ندارى‏»!

4- فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: «اى قوم من! آیا حکومت مصر از آن من نیست؟ و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمى‏بینید؟! - مگر نه این است که من از این مردى که از خانواده و طبقه پستى است و هرگز نمى‏تواند فصیح سخن بگوید بهترم؟!

5- این عمل آنها(یهود) به خاطر آن است که مى‏گفتند: «آتش(دوزخ) جز چند روزى به ما نمى‏رسد(و کیفر ما به خاطر امتیازى که بر اقوام دیگر داریم بسیار محدود است) این افترا(و دروغى که به خدا بسته بودند) آنها را در دینشان مغرور ساخت(و گرفتار انواع گناهان شدند)».

6- سپس(قوم صالح) «ناقه‏» را پى کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: «اى صالح! اگر تو از فرستادگان(خدا) هستى آنچه ما را به آن تهدید مى‏کنى بیاور»!

7- آنها(دوزخیان) را صدا مى‏زنند «مگر ما با شما نبودیم؟! مى‏گویند:آرى! ولى شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار(مرگ پیامبر را) کشیدید و(در همه چیز) شک و تردید داشتید و آرزوهاى دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان حق فرارسید و شیطان فریبکار شما را در برابر(فرمان) خدا فریب داد»!

8- آنها(منافقان) کسانى هستند که مى‏گویند: «به افرادى که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند!» (غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان نمى‏فهمند - آنها مى‏گویند: اگر به مدینه بازگردیم، عزیزان، ذلیلان را بیرون مى‏کنند! در حالى که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است، ولى منافقان نمى‏دانند!

9- اما انسان هنگامى که پروردگارش او را براى آزمایش، اکرام مى‏کند و نعمت مى‏بخشد(مغرور مى‏شود) و مى‏گوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است‏»!

10- یا مى‏گویند: «ما جماعتى متحد و نیرومند و پیروزیم‏»؟! - (ولى بدانند) به زودى جمعشان شکست مى‏خورد و پا به فرار مى‏گذارند.

11- کسانى را که آیین(فطرى) خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنها را مغرور ساخته، رها کن!

12- اى مردم!... به یقین وعده الهى حق است، پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد و مبادا(شیطان) فریبکار شما را به(کرم) خدا مغرور سازد!

تفسیر و جمع‏بندى

نخستین جرقه‏هاى غرور همان طورى که اشاره شد در آغاز آفرینش انسان و در چهره شیطان دیده شد و همان گونه که در اولین آیه مورد بحث آمده هنگامى که خداوند به او خطاب کرد «چه چیز تو را مانع شد از اینکه بر آدم سجده کنى هنگامى که به تو فرمان دادم‏»، (قال ما منعک الا تسجد اذ امرتک...) (2)

«شیطان(با لحنى غرور آمیز) گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‏اى او را از گل‏»، (قال انا خیر منه خلقتنى من نار و خلقته من طین) (3)

آرى حجاب غرور و خودبینى چنان بر چشم بصیرت او افتاد که به او اجازه نداد راه سعادت خود را که فرمان صریح خداست‏ببیند و در پرتگاه عصیان سقوط کرد و براى همیشه مطرود و ملعون شد، بنابراین مى‏توان گفت: همان گونه که پیشواى مستکبران جهان ابلیس است پیشواى مغروران عالم نیز اوست و این دو، یعنى «غرور» و «استکبار»، لازم و ملزوم یکدیگرند!

ابلیس بر اثر غرور و استکبار نتوانست‏برترى خاک را بر آتش و برترى توبه را بر لجاجت و اصرار بر گناه دریابد، گام در بیراهه گذارد و همچنان در بیراهه سرگردان است.

در آیه بعد به داستان نوح یعنى نخستین پیامبر اولوا العزم مى‏رسیم که به خوبى نشان مى‏دهد یکى از عوامل مهم سرپیچى قوم او در برابر ارشادهاى دلسوزانه‏اش همان صفت رذیله «غرور» بود، مى‏فرماید: «اشراف کافر قومش(در برابر دعوت او) گفتند: ما تو را جز بشرى همچون خودمان نمى‏بینیم و کسانى را که از تو پیروى کرده‏اند جز گروهى فرومایه و اراذلى ساده لوح نمى‏یابیم! و فضیلتى براى شما نسبت‏به خود مشاهده نمى‏کنیم بلکه شما را جمعى دروغگو گمان مى‏کنیم‏»، (فقال الملاء الذین کفروا من قومه ما نریک الا بشرا مثلنا و ما نریک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادى الراى و ما نرى لکم علینا من فضل بل نظنکم کاذبین) (4)

و در چند آیه بعد نخوت و غرور خود را بیشتر ظاهر مى‏کنند با صراحت مى‏گویند:

«اى نوح! با ما جر و بحث کردى و زیاد سخن گفتى(بس است!) اگر راست مى‏گویى آنچه را(از عذاب الهى) به ما وعده مى‏دهى بیاور»! (قالوا یا نوح قد جادلتنا فاکثرت جدالنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین) (5)

معمولا انسانها از ضررهاى احتمالى به حکم عقل پرهیز دارند، ولى این قوم مغرور با اینکه آثار حقانیت را در معجزات نوح مى‏دیدند و احتمال مجازات الهى بسیار قوى بود، نه تنها اعتنایى نداشتند بلکه نوح را تشویق به درخواست عذاب الهى مى‏کردند!

آرى همان غرورى که حجاب شیطان شد حجاب قوم نوح گردید و سرانجام در چنبر عذاب الهى گرفتار شدند و ریشه آنها قطع شد. این است‏سرنوشت مغروران در تمام طول تاریخ.

در سومین آیه سخن از قوم شعیب است که به دنبال قوم نوح گرفتار غرور و خودبینى شدند و سرنوشتى همانند آنها پیدا کردند، مى‏فرماید: «آنها به شعیب گفتند: «بسیارى را از آنچه مى‏گویى ما اصلا نمى‏فهمیم! ما تو را در میان خود ضعیف مى‏بینیم و اگر به خاطر احترام قبیله کوچکت نبود سنگسارت مى‏کردیم! و تو در برابر ما قدرتى ندارى‏»! (قالوا یا شعیب ما نفقه کثیرا مما تقول و انا لنریک فینا ضعیفا و لولا رهطک لرجمناک و ما انت علینا بعزیز) (6)

آنها در واقع در برابر دلایل منطقى و سخنان سنجیده و معجزات الهى حضرت شعیب پاسخى نداشتند، ولى غرور و نخوتشان اجازه نمى‏داد تسلیم حق شوند و سرانجام صیحه و صاعقه آسمانى در یک چشم بر هم زدن خانه و کاشانه و خود آنها را به آتش کشید و در هم کوبید و چیزى جز پیکرهاى نیم سوخته آنها باقى نماند!

در چهارمین آیه که ناظر به داستان فرعون است چهره زشت دیگرى از این صفت رذیله نیز دیده مى‏شود و نشان مى‏دهد که غرور و نخوت چنان مغز او را پر کرده بود که نه تنها اعتنایى به دلایل روشن موسى نکرد بلکه با سخنانى کودکانه سرپیچى خود را توجیه نمود، مى‏فرماید: «فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت آیا حکومت مصر از آن من نیست؟ و این نهرها تحت فرمان من جریان ندارد؟ آیا نمى‏بینید - من از این مردى که از خانواده حقیرى است و هرگز نمى‏تواند فصیح صحبت کند برترم‏»! (و نادى فرعون فى قومه قال یا قوم الیس لى ملک مصر و هذه الانهار تجرى من تحتى افلاتبصرون × ام انا خیر من هذا الذى هو مهین و لایکاد یبین) (7)

سپس به سخنان واهى و بى اساسى توسل جست که اگر موسى راست مى‏گوید چرا موسى دستبند طلا ندارد؟ چرا فرشتگان با او نیامدند؟!

افراد مغرور همچون فرعونها و نمرودها به خاطر بى اعتنایى و غرورشان اهمیتى به چگونگى سخنان خود نمى‏دادند و بسیار دیده شده که حرفهاى ابلهانه‏اى مى‏زنند که حتى نزدیکانشان در دل به آنها مى‏خندیدند و به یقین چنین حالتى سد راه همه معارف الهیه و شناخت واقعیات زندگى است.

جالب اینکه موسى(ع) اگر گرهى در زبانش بود مربوط به کودکى بود اما هنگامى که به نبوت رسید و از خدا درخواست گشوده شدن عقده زبانش کرد خداوند به تقاضاى او جامه تحقق پوشید ولى فرعون بى اعتنا به وضع جدید همچنان به وضع سابق اشاره مى‏کند و لکنت زبانش را یادآور مى‏شود.

در پنجمین آیه اشاره‏اى به قوم یهود دارد که آنها نیز بر اثر غرور و خودبینى امتیازات نامعقولى براى خود قائل بودند و همین تفکر غلط سبب گمراهى و طغیان آنها شد، مى‏فرماید: «این(اعراض و روى گردانى آنها از آیات الهى) به خاطر آن است که مى‏گفتند: «جز چند روزى آتش دوزخ به ما نمى‏رسد(و مجازات ما به خاطر گناهان سنگینمان بسیار کم است چون قوم برترى هستیم!) این افترا و دروغى که(به خدا) بسته بودند آنها را در دینشان مغرور ساخته بود»، (ذلک بانهم قالوا لن تمسنا النار الا ایاما معدودات و غرهم فى دینهم ما کانوا یفترون) (8)

تاریخ بنى اسرائیل نشان مى‏دهد که از گناهکارترین و سرکش‏ترین اقوام بوده‏اند و یکى از دلایل عمده آن همان غرور و نخوت آنها بوده است.

متاسفانه هنوز گروهى از آنها به نام صهیونیست‏ها از باده غرور سرمستند و هر روز مرتکب جنایات تازه‏اى مى‏شوند که چهره تاریخشان را سیاه‏تر از سابق مى‏کند.

آنها همه چیز را براى خودشان مى‏خواهند و براى دیگران حقى قائل نیستند خود را قوم برتر مى‏شمرند و دیگران را با دیده حقارت مى‏نگرند.

 

 

 

ششمین آیه ناظر به قوم «صالح‏» است که آنها نیز چنان مست‏باده غرور بودند که با صراحت از پیامبرشان تقاضاى مجازات الهى کردند، با اینکه معجزه آشکار او را با چشم خود مى‏دیدند، مى‏فرماید: «آنها ناقه را(همان شترى که به اعجاز الهى از کوه بیرون آمده بود) پى کردند و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند و گفتند: اى صالح اگر از فرستادگان خدا هستى عذابى را که ما را به آن تهدید مى‏کنى بیاور»! (فعقروا الناقة فعتوا عن امر ربهم و قالوا یا صالح ائتنا بما تعدنا ان کنت من المرسلین) (9)

قرآن به دنبال آن مى‏گوید: «زمین لرزه وحشتناکى آنها را فراگرفت و صبحگاهان بدنهاى بى جانشان در خانه‏هاشان باقى ماند!(و این است‏سرانجام یک قوم مغرور و از خدا بى خبر)»!

در هفتمین آیه سخن از دوزخیان است که در قیامت در ظلمت و تاریکى به سر مى‏برند در حالى که مؤمنان با نور ایمان در عرصه محشر شتابان مى‏گذرند: «منافقان دوزخى آنها را صدا مى‏زنند که مگر ما با شما نبودیم؟ مى‏گویند: آرى! و لکن شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار(مرگ پیامبر را) کشیدید(و در همه چیز) شک و تردید داشتید و آرزوهاى دو و دراز، شما را مغرور ساخت تا فرمان خدا فرارسید و شیطان شما را در برابر خداوند به غرور فریب واداشت‏»! (ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلى و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانى حتى جاء امر الله و غرکم بالله الغرور) (10)

سپس در آیه بعد از آن با صراحت‏به آنها گفته مى‏شود که «امروز هیچ راه فرارى ندارید و جایگاه شما آتش دوزخ است‏».

در اینجا به خوبى مى‏بینیم که یکى از صفات بارز منافقان دوزخى غرور و گرفتارى در چنگال آرزوهاى دور و دراز شمرده شده است.

همان گونه که در آغاز بحث گفتیم در عنوان «غرور» معنى فریب نهفته شده است، ولى گاه انسان خودش را فریب مى‏دهد و مغرور مى‏شود و گاه شیطان و یا انسانهاى شیطان صفت را.

در هشتمین آیه سخن از منافقان مغرور در این دنیاست که چگونه در برابر مؤمنان راستین و فقیر نمایش ثروت مى‏دادند و آنها را تحقیر مى‏کردند، مى‏فرماید: «آنها کسانى هستند که مى‏گویند: به افرادى که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند(غافل از اینکه) خزاین آسمانها و زمین از آن خداست ولى منافقان نمى‏دانند»! (هم الذین یقولون لاتنفقوا على من عند رسول الله حتى ینفضوا و لله خزائن السموات و الارض و لکن المنافقین لایفقهون) (11)

سپس غرور و نخوت را به اوج رسانده مى‏گویند: «اگر ما(از میدان جنگ) به مدینه بازگردیم عزیزان، ذلیلان را بیرون خواهند کرد در حالى که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است ولى منافقان نمى‏دانند»، (یقولون لئن رجعنا الى المدینة لیخرجن الاعز منها الاذل و لله العزة و لرسوله و للمؤمنین و لکن المنافقین لایعلمون) (12)

اگر منافقان، «مغرور» نبودند این گونه ثروت و قدرت خود را به رخ مؤمنان نمى‏کشیدند و به آنها با دیده حقارت نمى‏نگریستند و در وادى خطرناک کفر و نفاق سرگردان نمى‏شدند.

در نهمین آیه سخن از طبیعت انسان - یا به تعبیر دیگر طبیعت انسانهاى تربیت نایافته و کم ظرفیت است - که به هنگام نعمت و قدرت مغرور مى‏شوند و سرکش، مى‏فرماید: «اما انسان هنگامى که خداوند او را به عنوان امتحان اکرام مى‏کند و نعمت مى‏بخشد(مغرور مى‏شود و) مى‏گوید: پروردگارم مرا گرامى داشته است‏»! (فاما الانسان اذا ما ابتلیه ربه فاکرمه و نعمه فیقول ربى اکرمن) (13)

اگر این سخن از سر شکرگزارى و سپاس پروردگار بود به یقین مایه تواضع و کمک به یتیمان و مسکینان مى‏شد، ولى همان گونه که لحن آیات بعد از آن نشان مى‏دهد این سخن از روى غرور و نخوت است و به همین دلیل نه تنها اثر مطلوب و سازنده‏اى بر آن مترتب نمى‏شود بلکه سرچشمه سرکشى و طغیان مى‏گردد.

در دهمین آیه سخن از مشرکان خودخواه و خودپرست مکه است، مى‏فرماید: «آنها مى‏گویند ما جماعتى متحد و نیرومندیم(و به همین دلیل پیروزى با ماست)»، (ام یقولون نحن جمیع منتصر) (14)

خداوند به این مغروران سبک مغز هشدار مى‏دهد که: «به زودى جمعشان شکست مى‏خورد و پا به فرار مى‏گذارند»! (سیهزم الجمع و یولون الدبر) (15)

در تمام این موارد به خوبى مى‏بینیم که غرور و خودبینى عامل مهم گناه و شکست و بدبختى است و قرآن مجید در یک پیشگویى اعجاز آمیز خبر از شکست و ناکامى این گروه مغرور مى‏دهد، شکستى که به زودى دامانشان را گرفت و عبرت مردم شدند.

در یازدهمین آیه سخن از مشرکانى است که دین و آیین حق را به بازى گرفته‏اند و مال و ثروت دنیا آنها را مغرور ساخته است و همین امر سبب کفر و عنادشان با حق شد، مى‏فرماید: «کسانى را که آیین(فطرى) خود را به بازى و سرگرمى(و استهزاء) گرفتند و زندگى دنیا آنها را مغرور ساخته است رها کن‏»، (وذر الذین اتخذوا دینهم لعبا و لهوا و غرتهم الحیاة الدنیا...) (16)

این تعبیر شاید گواه این باشد که آنها قابل هدایت نیستند، چرا که باده غرور چنان آنها را سرمست کرده و زرق و برق دنیاى مادى چنان آنها را فریب داده که به هیچ وجه حاضر به تسلیم در برابر حق نیستند و جز سخریه و استهزاء در برابر حق کارى ندارند و این معنى از عمق فاجعه‏اى که به خاطر غرورشان در آن گرفتارند خبر مى‏دهد.

تعبیر به «دینهم‏» اشاره به فطرى بودن دین الهى است که در سرشت همه انسانها حتى مشرکان وجود داشته و دارد، یا اینکه اشاره به کسانى است که حتى آیین بت‏پرستى خودشان را به بازى و مسخره مى‏گرفتند و به خاطر غرور حتى به آن هم پایبند نبودند و یا اشاره به آیین اسلام است که خداوند به نفع آنان و براى آنها فرستاده است.

در دوازدهمین آیه به همه انسانها هشدار مى‏دهد و از اینکه فریب زرق و برق دنیا را بخورند و به آن مغرور شوند و در دام شیطان بیفتند بر حذر مى‏دارد، مى‏فرماید: «اى مردم! ... وعده الهى حق است مبادا زندگى دنیا شما را بفریبد و مغرور سازد و مبادا شیطان شما را فریب دهد»! (یا ایها الناس... ان وعد الله حق فلاتغرنکم الحیاة الدنیا و لایغرنکم بالله الغرور) (17)

جالب اینکه اسباب غرور در این آیه دو چیز شمرده شده: زرق و برق دنیا» و «شیطان‏» و این تعبیر نشان مى‏دهد که گاه انسان بى آنکه از زندگى مادى مرفهى برخوردار باشد تنها با مشتى خیالات بى اساس مغرور مى‏شود و براى خود مقام و شخصیتى مى‏پندارد، در برابر حق سرکشى مى‏کند و در دام شیطان گرفتار مى‏شود. درست است که دنیاى پر زرق و برق یکى از دامهاى شیطان است ولى گاه خیال و پندار هم سرچشمه نفوذ شیطان مى‏گردد و انسان با آن دلخوش مى‏شود.

نتیجه نهایى

از مجموع آنچه در تفسیر و شرح آیات بالا گفته شد این واقعیت‏به دست مى‏آید که مساله غرور و نخوت ازآن‏روزى‏که‏آدم‏پابه‏این‏کره‏خاکى‏نهاد،درتمام‏دورانهاى تاریخ و عصر انبیاى پیشین تا امروز، یکى از سرچشمه‏هاى اصلى و خطرناک فساد و انحراف و کفر و نفاق بوده است، مطالعه در این آیات نشان مى‏دهد که تا چه حد این صفت رذیله مایه بدبختى گروه عظیمى از انسانها و جوامع بشرى مى‏شود و اگر هیچ دلیلى بر زشتى این رذیله اخلاقى جز همین آیات نباشد کافى است.

نکوهش غرور در روایات اسلامى

مذمت از این خوى زشت در احادیث اسلامى نیز بازتاب گسترده‏اى دارد:

1- در حدیثى از امام امیرمؤمنان(ع) مى‏خوانیم: «سکر الغفلة و الغرور ابعد افاقة من سکر الخمور!; مستى غفلت و غرور از مستى شراب طولانى‏تر است‏». (18)

2- در حدیث دیگرى از همان حضرت مى‏خوانیم: «جماع الشر فى الاغرار بالمهل و الاتکال على العمل; کانون بدى‏ها در مغرور شدن به مهلت الهى و اعتماد بر اعمال(ناچیز) است‏». (19)

انسان عمل خیر ناچیزى انجام مى‏دهد و به وسیله آن خود را اهل نجات مى‏داند و آزادى بى قید و شرطى براى خود قائل است‏یا اینکه گناهانى از او سر زده و مهلت پروردگار سبب غرورش مى‏شود.

3- در حدیث دیگرى از آن حضرت مى‏بینیم غرور ضد عقل شمرده شده است، مى‏فرماید: «لایلقى العاقل مغرورا; آدم عاقل هرگز مغرور دیده نمى‏شود». (20)

4- در حدیث دیگرى از همان حضرت مى‏خوانیم که غرور، انسان را در انبوهى از خیالات گرفتار مى‏سازد و اسباب نجات را از او قطع مى‏کند: «من غره السراب تقطع به الاسباب!; کسى که سراب‏ها او را فریب دهد و مغرور سازد اسباب(نجات) از او قطع مى‏شود»! (21)

5- همان امام بزرگوار در تعبیر زیباى دیگرى در باره گروهى از منحرفان مى‏فرماید: «زرعوا الفجور و سقوه الغرور و حصدوا الثبور; آنها بذر فجور و گناه را افشاندند و با آب غرور و فریب آن را آبیارى کردند و محصول آن را که بدبختى و هلاکت‏بود درو کردند»! (22)

6- در سخن دیگرى آن حضرت غرور و خودبینى را یکى از موانع پندپذیرى انسان مى‏شمرد، مى‏فرماید: «بینکم و بین الموعظة حجاب من العزة; در میان شما و موعظه حجابى از غرور است‏»! (23)

7- و نیز از همان حضرت در جمله کوتاه و پرمعنى دیگرى آمده است: «طوبى لمن لم تقتله قاتلات الغرور; خوشا به حال کسى که عوامل کشنده غرور او را از پاى در نیاورد». (24)

آنچه در بالا گفته شد تنها بخش کوچکى از روایاتى است که در باره خطرات غرور و خودبینى سخن مى‏گوید وگرنه روایات در این زمینه فراوان است و مطالعه همین بخش براى پى بردن به آثار زیانبار غرور و خطرات آن کافى است.

2- اسباب غرور

بعضى از بزرگان علم اخلاق گفته‏اند غرور از صفات زشتى است که هر گروهى به نوعى به آن گرفتارند هر چند اسباب و درجات غرور آنها مختلف است.

اسباب غرور و خودبینى بسیار زیاد است و مغروران گروه‏هاى مختلفى هستند:

مغروران به علم و دانش و آنها کسانى هستند که وقتى به مقامى از علم مى‏رسند غرور و خودبینى بر آنها عارض مى‏شود، جز افکار خویشتن را نمى‏بینند و براى افکار دیگران ارزشى قائل نیستند، گاه خود را از مقربان الهى مى‏پندارند و قطعا اهل نجات! اگر کسى کمترین انتقادى از آنها کند ناراحت مى‏شوند و از همه انتظار احترام و پذیرش و قبول را دارند!

گاه مى‏شود که افراد کم ظرفیت‏با فراگرفتن علم ناچیزى و خواندن کتاب و یا کتابهایى بر مرکب غرور سوار مى‏شوند و خود را شکننده صد قفل و صد زنجیر مى‏دانند چرا که تنها صرف میر میر را خوانده‏اند! و این بدترین نوع غرور است که عالم و دانشمند را هم از نظر ارزش علمى ساقط مى‏کند و هم از جهت ارزش اجتماعى!

در حدیثى از رسول خدا(ص) مى‏خوانیم که به ابن مسعود فرمود: «یابن مسعود! لاتغترن بالله و لاتغترن بصلاحک و علمک و عملک و برک و عبادتک; اى ابن مسعود! به(کرم) خدا مغرور نشو و همچنین به صالح بودن و علم و عمل و نیکوکارى و عبادت‏هایت‏»! (25)

در این حدیث‏به عوامل دیگر غرور از جمله اعمال صالح، انفاق در راه خدا و عبادات اشاره شده که هر کدام از آنها مى‏تواند عاملى براى مستى غرور گردد.

افراد صالح کم ظرفیتى را مى‏بینیم که هرگاه توفیق انجام عبادات یا اعمال نیکى پیدا مى‏کنند ناگهان بر مرکب غرور سوار شده و خود را اهل نجات و سعادت مى‏شمرند و همه مردم در نظرشان کوچک مى‏شوند و همین امر باعث هلاکتشان مى‏گردد.

یکى دیگر از عوامل غرور، مغرور شدن به لطف و کرم و مغفرت خداست، افرادى هستند که بى محابا و جسورانه گناه مى‏کنند، هنگامى که از آنها سؤال شود این چه کار زشتى است که شما انجام مى‏دهید؟ مى‏گویند: خداوند کریم و غفور و رحیم است، خدایى را که ما مى‏شناسیم از آن بالاتر است که گناهان این بنده ناچیز را به رخ او بکشد و به خاطر آن ما را مجازات کند، اصولا اگر ما گناه نکنیم عفو و کرم خدا چه مى‏شود؟

این گونه افکار انحرافى و سخنان غیر منطقى جرات آنها را در گناه بیشتر مى‏کند و باعث‏سقوط و هلاکتشان مى‏شود!

به همین دلیل در قرآن و روایات اسلامى از این نوع غرور شدیدا نهى شده است در آیه‏6 سوره انفطار مى‏خوانیم: «یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم; اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است‏»؟

امیرمؤمنان(ع) در تفسیر این آیه مى‏فرماید: «یا ایها الانسان ما جراک على ذنبک؟ و ما غرک بربک؟ و ما انک بهلکة نفسک؟!; اى انسان! چه چیز تو را بر گناهت جرات داده؟ و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته؟ و چه چیز تو را به هلاکت‏خویشتن علاقه‏مند کرده است‏». (26)

فرق است‏بین کسى که گناه مى‏کند و جسور است و گویى خود را طلبکار مى‏داند و بین کسى که گناهى از او سرزده و شرمنده است و امید به رحمت‏حق دارد، اولى بر مرکب غرور سوار است و دومى دست‏به دامن لطف پروردگار زده است.

جهل و نادانى یکى دیگر از اسباب غرور است، همان گونه که علم و دانش گاه سبب غرور مى‏شود جهل و نادانى نیز در بسیارى از جاهلان سبب غرور است. در حدیثى از امیرمؤمنان مى‏خوانیم: «من جهل اغر بنفسه و کان یومه شرا من امسه; کسى که جاهل است مغرور به خویشتن مى‏شود و امروزش بدتر از دیروز اوست‏»! (27)

دیگر از اسباب غرور که گروه زیادى را در کام خود فرو برده است دنیا و زرق و برق دنیا، مال، مقام، جوانى، زیبایى و قدرت است.

افراد کم ظرفیت همین که به یکى از این امور نایل شوند فراموش مى‏کنند که اینها عاریتى است و همیشه در معرض زوال و نابودى قرار دارد. این فراموشى سبب خودبینى و غرور آنها مى‏شود و این غرور آنها را از خدا دور و به شیطان نزدیک و آلوده به انواع گناهان مى‏سازد.

در حدیثى از امیرمؤمنان على(ع) مى‏خوانیم: «الدنیا حلم و الاغترار بها ندم; دنیا خواب و خیالى بیش نیست و مغرور شدن به آن سبب پشیمانى است‏»! (28)

در حدیثى از همان بزرگوار مى‏خوانیم: «لاتغرنک العاجلة بزور الملاهى، فان اللهو ینقطع، و یلزمک ما اکتسبت من المآثم; دنیا تو را با سرگرمى‏هاى باطل نفریبد و مغرور نسازد چرا که سرگرمى‏ها پایان مى‏یابد و گناهش بر تو باقى مى‏ماند»! (29)

از شگفتیها این است که همه مردم با چشم خود زوال سریع نعمت‏ها و از میان رفتن اموال و ثروت‏ها و سقوط حکومت‏ها و قدرت‏هاى دنیوى را همه روز با چشم خود مى‏بینند، اما هنگامى که خودشان به آن مى‏رسند چنان مغرور مى‏شوند که فکر مى‏کنند آنچه مربوط به آنهاست جاودانى است و هرگز از آنها گرفته نمى‏شود!

آرى اسباب غرور بسیار متنوع است و رهایى از چنگال آن مشکل و جز در سایه بیدارى و تقوا و سپردن خویش به خداوند و توجه به زوال سریع نعمت‏ها امکان‏پذیر نیست.

3- علایم و نشانه‏هاى غرور

نشانه‏هاى غرور گاهى بسیار آشکار است‏به گونه‏اى که انسان در نخستین برخورد به آن پى مى‏برد و مى‏فهمد که فلان شخص گرفتار غرور و خودبینى است. بى‏اعتنایى به مردم، بى توجهى به حلال و حرام الهى، رعایت نکردن ادب با بزرگان و ترک محبت‏با دوستان و بستگان، بى‏رحمى نسبت‏به زیردستان، ذکر سخنان ناموزون و دور از ادب، سر دادن خنده و قهقهه بلند، دویدن در حرف دیگران، نگاه‏هاى تحقیرآمیز به صالحان و پاکان و عالمان و همچنین راه رفتن به صورت غیر متعارف، پا را به زمین کوبیدن، شانه‏هها را تکان دادن، نگاه‏هاى غیر متعارف به زمین و آسمان نمودن و حتى گاهى کارهاى دیوانگان را انجام دادن اینها همه از نشانه‏هاى غرور است.

ولى گاه حالت غرور مخفى است و به این سادگى خود را نشان نمى‏دهد بلکه با دقت مى‏توان به وجود چنین صفتى در خویشتن و یا دیگران پى برد. مانند اینکه بعضى افراد پس از مدت کوتاهى درس استاد را رها مى‏کنند و خود را مستغنى و بى‏نیاز مى‏دانند، یا مانند کسى که علاقه شدیدى در خود به انزوا و گوشه‏گیرى از مردم احساس مى‏کند و ممکن ست‏بهانه آن را آلوده نشدن به مجالس غیبت و گناه و مانند آن ذکر کند در حالى که با دقت مى‏یابیم که عامل اصلى، غرور و خود بزرگ‏بینى است. خود را پاک، آگاه و مؤمن مى‏پندارد و دیگران را ناقص و آلوده.

آرى نه تنها غرور، بلکه بسیارى از صفات رذیله گاهى در زوایاى روح انسان پنهان مى‏شوند و خود را به صورت فضایل نشان مى‏دهند، به گونه‏اى که تشخیص آن جز براى اساتید هوشیار اخلاق میسر نیست.

4- آثار و پیامدهاى فردى و اجتماعى غرور

در میان صفات رذیله شاید کمتر صفتى به اندازه غرور زیان‏آور و مرگبار باشد.

پیامدهاى غرور تمام زندگى انسان را تحت تاثیر خود قرار مى‏دهد و دنیا و آخرت را تباه مى‏کند. از میان آثار زیانبار غرور به امور زیر مى‏توان اشاره کرد:

1- غرور، حجاب ضخیمى بر عقل و فهم انسان مى‏فکند و او را از درک حقایق بازمى‏دارد و به او اجازه نمى‏دهد خود و دیگران را آنچنان که هست و هستند بشناسد و حوادث اجتماعى را درست ارزیابى کرده در برابر آنها موضع صحیح بگیرد.

در بحث‏هاى سابق در حدیثى از امیرمؤمنان على(ع) خواندیم: «مستى غرور از مستى شراب هم سخت‏تر است!» این مستى همان حجاب غرور است.

2- غرور مایه شکست در زندگى و سبب عقب افتادگى است،یک لشکر مغرور به سادگى جنگ را مى‏بازد،یک سیاستمدار مغرور به آسانى زمین مى‏خورد،یک محصل مغرور در امتحانات رفوزه مى‏شود،یک ورزشکار مغرور بازى را به حریف مى‏بازد و بالاخره یک مسلمان مغرور خود را گرفتار قهر و غضب الهى مى‏سازد. تعبیربه‏«قاتلات‏الغرور»درروایات‏اسلامى‏ممکن‏است‏اشاره‏به‏همین‏معنى‏باشد.

3- غرور تکامل انسان را متوقف مى‏سازد، بلکه مایه انحطاط و عقب‏گرد او مى‏شود; زیرا هنگامى که انسان مغرور مى‏شود نقایص خود را نمى‏بیند و کسى که احساس نقصان نکند به دنبال کمال نمى‏رود.

آنچه در حدیث امیرمؤمنان در گذشته خواندیم که مى‏فرمود: «کسى که جاهل باشد مغرور مى‏شود و امروز او از دیروزش بدتر است‏» اشاره به همین نکته مهم است.

4- غرور سبب فساد و تباهى عمل مى‏شود، زیرا در انجام آن دقتى به خرج نمى‏دهد و همین امر کار او را خراب مى‏کند، یک جراح مغرور ممکن است‏بیمار خود را در کام مرگ فروبرد و یا حد اقل ناقص سازد، یک راننده مغرور گرفتار تصادف‏هاى زیانبار مى‏شود، همچنین یک مؤمن مغرور گرفتار ریاء و عجب و سایر امورى که عمل را فاسد مى‏کند مى‏شود; در حدیثى از امیرمؤمنان(ع) مى‏خوانیم: «غرور الامل یفسد العمل; غرور ناشى از آرزوها، سبب فساد عمل مى‏شود». (30)

5- غرور مانع از عاقبت اندیشى است، چنانکه در حدیثى از امیرمؤمنان آمده است: «لم یفکر فى عواقب الامور من وثق بزور الغرور; کسى که اعتماد بر غرور و باطل کند از تفکر در عاقبت کارها باز مى‏ماند». (31)

6- غرور غالبا سبب ندامت و پشیمانى مى‏شود، چرا که انسان نمى‏تواند ارزیابى صحیحى از خود و دیگران را داشته باشد و در محاسبات خود در حرکت فردى و اجتماعى گرفتار اشتباه مى‏شود و همین امر او را به ندامت و پشیمانى مى‏کشاند، در همین زمینه در حدیث امیرمؤمنان(ع) مى‏خوانیم: «دنیا خواب و خیالى بیش نیست و مغرور شدن به آن موجب پشیمانى است‏». (32)

7- در یک جمله مى‏توان گفت: افراد مغرور در دنیا و آخرت تهیدست و بیچاره‏اند، چنانکه در حدیثى از امام صادق(ع) آمده است: «المغرور فى الدنیا مسکین فى الآخرة، مغبون لانه باع الافضل بالادنى; انسان مغرور در دنیا مسکین و بیچاره است و در آخرت مغبون; چرا که متاع برتر را به متاع پست‏تر فروخته است‏». (33)

5- طرق درمان غرور

از آنجا که غرور غالبا ناشى از جهل و عدم شناخت‏خویشتن و قدر و منزلت انسان در پیشگاه خداست نخستین گام درمان این بیمارى اخلاقى شناخت‏خویشتن و معرفت پروردگار و نیز شناخت لیاقت‏ها و شایستگى‏ها در انسانهاى دیگر است.

اگر انسان به گذشته خویش برگردد که طفلى بود از هر نظر عاجز و ناتوان و به آینده خویش بنگرد که پیر و ناتوان و از کار افتاده مى‏شود و اگر چند روزى قدرت، مال، ثروت، جوانى و زیبایى دارد، همه آنها در معرض انواع آفات است و طبق ضرب‏المثل معروف «به مالت نناز که به شبى از بین مى‏رود و به جمالت نناز که به تبى از بین مى‏رود!» همه اینها آسیب‏پذیر است.

و نیز اگر به تاریخ پیشینیان بنگرد و سرعت زوال قدرت‏ها و از میان رفتن اموال و نابودى امکانات با خبر شود هرگز مست غرور نخواهد شد.

چگونه انسان به عملش مغرور شود و حال آنکه ممکن است‏با ضربه‏اى که به مغز او تصادفا وارد شود نه تنها همه علومش را فراموش کند حتى نام خود را نیز فراموش کند؟!

چگونه به اموالش مغرور گردد در حالى که با یک نوسان بازار و پیش آمدن یک حادثه مهم اجتماعى، سیاسى و یا نظامى نه تنها همه ثروت خود را از دست دهد بلکه بدهى زیادى به بار آورد؟!

چگونه به قدرتش بنازد در حالى که ممکن است فردا آن را از دست دهد و پشت میله‏هاى زندان باشد!

به هر حال آنچه انسان را از مرکب غرور پایین مى‏کشد و به مستى غرور پایان مى‏دهد شناخت‏خویشتن و اوضاع جهان و بى اعتبارى و شدت دگرگونى احوال آن است.

قرآن مجید به مغروران خطاب مى‏کند و با این سخن بیدارگر به آنها هشدار مى‏دهد، مى‏فرماید: «اولم یسیروا فى الارض فینظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلهم کانوا اشد منهم قوة و اثاروا الارض و عمروها اکثر مما عمروها و جائتهم رسلهم بالبینات فما کان الله لیظلمهم و لکن کانوا انفسهم یظلمون; آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانى که قبل از آنها بودند چگونه بود؟ آنها نیرومندتر از اینان بودند و زمین را(براى زراعت و آبادى) بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند عمران نمودند و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند(اما آنها انکار کردند و کیفر خود را دیدند) خداوند هرگز به آنها ستم نکرد، آنها به خودشان ستم مى‏کردند». (34)

شبیه همین معنى در سوره غافر آیه 21 و 82 نیز آمده است.

اگر انسان درست‏به جسم و روح و امکانات خود توجه کند که چقدر آسیب‏پذیرند و چگونه حوادث کوچک مى‏توانند زندگى او را بر هم زنند، هرگز مست و مغرور نمى‏شود، امیرمؤمنان على(ع) مى‏فرماید: «مسکین بن آدم مکتوم الاجل، مکنون العلل، محفوظ العمل، تؤلمه البقة و تقتله الشرقة و تنتنه العرقة; بیچاره آدمیزاد! سرآمد زندگیش نامعلوم، علل بیماریش ناپیدا و اعمالش ثبت و ضبط مى‏شود، پشه‏اى او را مى‏آزارد و گلوگیر شدن آب یا غذایى او را مى‏کشد و عرق مختصرى او را متعفن و بدبو مى‏سازد»! (35)

در حالات «ایاز» وزیر معروف مقتدر سلطان محمود غزنوى نقل کرده‏اند که همه روز در اطاق مخصوصى مى‏رفت و در را مى‏بست و بعد از لحظاتى بیرون مى‏آمد، بینندگان تعجب کردند که در این اطاق چه سرى نهفته است که همه روز «ایاز» به آن سرکشى مى‏کند، بعد از تحقیق معلوم شد لباس دوران چوپانیش را در آنجا گذارده و همه روز به آنجا مى‏رود و به آن نگاه مى‏کند و مى‏گوید: ایاز تو چوپان بودى! اکنون که خداوند تو را به مقام وزارت رسانده مغرور مباش، از این بترس که فردا مقامت را از دست‏بدهى و از گذشته نیز ناتوان‏تر شوى‏»!

اگر همه قدرتمندان چنین اسباب عبرتى در اختیار داشته باشند هرگز مغرور نخواهند شد، ولى متاسفانه هر کس «ایاز» نمى‏شود.

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

عالم برزخ

 برزخ در لغت به معناي زمين و يا مكاني است كه برزخ؛ حيات پس از مرگ  بين دو چيز فاصله انداخته است. اما برزخ در اصطلاح قرآن، روايات و مجموعه تعاليم اسلامي به معناي عالم پس از مرگ و حدفاصل بين دنيا و آخرت است. شايد بتوان ادعا كرد كه برزخ بدين معنا نخستين بار در تعاليم اسلامي و قرآن كريم استعمال گرديده است. اين واژه تنها يك بار در قرآن آمده و در آن، حال انسان هاي تبهكار و مجرم، هنگام فرا رسيدن مرگ و درخواست غيرقابل قبول آنان مبني بر بازگشت به دنيا و پاسخ آنان به اينكه فرا روي ايشان برزخي است تا روزي كه برانگيخته شوند، گزارش شده است:«حتي اذا جاء احدهم الموت قال رب ارجعون jلعلي اعمل صلحا فيما تركت كلا انها كلمه هو قائلها و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون».

علاوه بر آيه مزبور، آيات ديگري را مي توان يافت كه به نوعي بر حقايق برزخي دلالت داشته و براي اثبات عالم پس از مرگ قابل استفاده است.
در اين آيات به موضوعات ذيل پرداخته شده است: ادامه حيات شهيدان پس از مرگ؛ احوال ارواح انسان ها هنگام انتقال از زندگي دنيوي به سراي ديگر؛ سرگذشت انسان ها پس از مرگ به همراه برخي خصوصيات و نحوه حيات آنها؛ تعدد حيات و مرگ.
برزخ در حقيقت ادامه وجود عالم دنيا و استمرار حيات انسان پس از مرگ است، هر چند برخي از خصوصيات عالم دنيا از جمله امكان كسب اختياري كمالات علمي در آنجا وجود ندارد. از اين رو برخي بر اين عقيده اند كه فلسفه خلقت عالم برزخ كه در ميان دنيا و آخرت قرار گرفته مانند: فلسفه هر مرحله متوسط ديگر است كه از يك سو زمينه اي براي آمادگي حضور در طرف ديگر ايجاد مي كند، و از سوي ديگر از آنجا كه قيامت براي همه انسان هاي طول اعصار، در يك روز تحقق مي يابد راهي جز آن نيست كه آنهايي كه مرده اند در عالمي به انتظار باشند تا به همراه انسان هاي ديگر به عرصه قيامت وارد شوند.

حقيقت برزخ

حقيقت عالم برزخ همان چيزي است كه فيلسوفان در ميان عوالم وجود از آن به «عالم مثال» تعبير مي كنند كه مجرد از ماده است و برخي از عوارض مادي چون شكل و مقدار را داراست از نظر مرتبه بين عالم ماده و عالم عقل قرار گرفته است. و انسان بعد از مرگ تا بر پايي قيامت در آن حيات خواهد داشت و هم اكنون نيز محيط به انسان هاست، چنان كه از برخي نقل شده كه از كلمه وراء در آيه «و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون» معناي احاطه را استفاده نموده اند.

با ملاحظه برخي آيات قرآن شواهدي مي توان يافت كه بدن برزخي به لحاظ خصوصيت شبيه بدن دنيايي است و نفس به آن تعلق پيدا مي كند. «و خلقنا لهم من مثله ما يركبون» در روايتي از امام صادق آمده كه: روح پس از مرگ به بدني مانند بدن دنيوي منتقل مي شود... روايات ديگري نيز به همين مضمون وجود دارد كه برخي براي تطبيق آن ها با بدن مثالي تلاش نموده اند. بعضي نيز معتقدند كه روايات خاص و عام با هم تنافي دارند مبني بر اينكه روح بعد از مفارقت بدن به اجسامي كه در نهايت لطافت هستند تعلق مي گيرد. در پاسخ بايد گفت كه اين اجسام شبيه جسم جن و شبيه بدن عنصري هستند به نحوي كه اگر كسي او را ببيند مي گويد اين همان شخصي است كه در دنيا او را ديديم.

اثبات برزخ

برخي گفته اند اصولاً مسئله برزخ ماهيت نقلي دارد و عقل به آن راهي ندارد. با اين حال بعضي بر اين عقيده اند كه علاوه بر ادله نقلي، دلائل عقلي نيز مي تواند ثواب و عقاب برزخي را اثبات كند. البته تجزيه و تحليل ادله ياد شده نشان مي دهد كه اين ادله بيش از آنكه ضرورت برزخ را اثبات كند امكان آن را ثابت مي كند. در هر حال اين نكته درخور توجه است كه تبيين عقلي نوعي بقا براي انسان در قالب بقاي روح كه استمرار وجودي انسان را پس از مرگ تضمين كند، از پيش فرض هاي مسلم پذيرش عقلاني برزخ است، هر چند در اين بيان برخي احتمال پذيرش حقيقت حيات برزخي را بدون پذيرفتن حقيقتي به نام روح و نفس براي انسان را نيز مطرح كرده اند.
افزون بر اين، براي اثبات برزخ ممكن است به ادله تجربي وحسي با استفاده از روش هايي كه مي توان با ارواح گذشتگان ارتباط برقرار كرد نيز بهره گرفت، اين روش ها كه در علمي به نام فراروانشناسي ارائه مي گردد، اثبات مي كند كه براي مردگان، نوعي حيات و زندگي تحقق دارد كه همان برزخ است. توجه به اين نكته نيز لازم است كه خواه دليل عقلي را در اثبات حيات برخي بپذيريم خواه آن را ناتمام بدانيم، در هر صورت، اصل اين مساله در مجموعه معارف اسلامي امري روشن است و از همين روي برخي از صاحب نظران احتمال ضروري بودن آن را بعيد ندانسته اند. به عقيده برخي از محققان، مساله حيات برزخي در اواسط عهد رسول خدا از ضروريات قرآني نبوده و حتي امروزه نيز برخي از مسلمانان كه نفس انسان را مجرد نمي دانند، به نوعي اين حقيقت را نمي پذيرند. به هر حال مهم ترين دلايل حيات برزخي، آيات و روايات است كه در ذيل به

بررسي آيات الهي در اين باره مي پردازيم:
1- در پيش بودن برزخ
برزخ، حقيقتي است كه وراي انسان ها قرار دارد. برخي وراء را به معناي پشت و ورائي بودن برزخ را به منزله مانعي از بازگشت به دنيا دانسته اند و برخي ديگر وراء را به معناي جلو دانسته و از آيه چنين استفاده كرده اند كه برزخ حقيقتي است كه انسان ها در پيش رو دارند. در اين ميان اكثر مفسران معناي دوم را ترجيح داده اند، در تاييد اين نظر گرفته شده كه قيد «الي يوم يبعثون» به روشني دلالت بر اين نكته دارد كه كلمه «وراء» به معناي پيش رو و جلو است؛ زيرا اگر آن را به معناي پشت بدانيم، قيد مذكور لغو خواهد بود.
2- پايان حيات دنيا
شروع حيات ديگر
گذشته از مضمون آيه «كل نفس دائقه الموت» كه گفته شده به روشني بر حيات برزخي دلالت دارد؛ زيرا اگر نفس داراي حيات نباشد چشيدن مرگ معنا ندارد. برخي از آيات بدون نام بردن از عالمي خاص به ادامه زندگي انسان پس از مرگ اشاره دارد؛ مانند آنچه درباره شهيدان آمده كه كساني را كه در راه خدا كشته شدند مرده مپنداريد، ايشان زندگانند و نزد خداوند روزي داده مي شوند، به آنچه خدا از فضل خود به آنان داده است شادمانند و براي كساني كه از پي ايشانند و هنوز به آنان نپيوسته اند شادي مي كنند كه نه بيمي بر ايشان است و نه اندوهگين مي شوند. گفته شده آيه يادشده به روشني دلالت دارد كه حيات برزخي مقارن با حيات دنيوي كساني است كه هنوز به آن عالم ملحق نشده اند؟ اعتراف مجرمان در رستاخيز به اينكه ما جز ساعتي درنگ نكرديم؛ «ما لبثوا غيرساعه » با توجه به اينكه درنگ آنان تا قيامت استمرار داشته است دلالت بر بقاي حقيقت انساني در ظرفي خاص دارد كه همان حيات برزخي است.
3-لذت و رنج پس از مرگ
افزون بر آيات پيش گفته كه نوعي نعمت و روزي دادن به شهدا را يادآور شده است مضمون برخي ديگر از آيات نيز به روشني بر حيات برزخي و متنعم بودن بعضي از انسانها در قبر دلالت دارد. همچون گفته شهيدي كه داستان آن در سوره يس آمده كه چون به وي گفته شد: به بهشت در آي، گفت: اي كاش قوم من از اين همه رحمت الهي باخبر مي شدند. بديهي است كه اگر اينها مرده و فاقد حيات باشند، دركي ندارند تا لذت ببرند و متنعم باشند در حالي كه طبق آيات موجود، شهيدان از نعمت هاي بهشتي و تفضلات ربوبي متنعم مي گردند. برخي از متكلمان نيز در مباحث حيات برزخي از اين گروه آيات براي اثبات برزخ بهره گرفته اند و بعضي از آنان خواسته اند دلالت عام آيات يادشده بر حيات برزخ براي همه انسانها را انكار و آن را محدود به حيات شهيدان بدانند. كه البته دليلي بر اختصاص مفاد آيه به شهيدان وجود ندارد.
شمار ديگري از آيات نيز با حروف عطف كه نافي هرگونه فاصله و تراخي است حالاتي از حيات را براي انتقال يافتگان از زندگي دنيا ترسيم مي كنند كه از اين آيات نيز براي اثبات برزخ استفاده شده است مانند وارد شدن قوم نوح(ع) در آتش يا غرق شدن آنان در آب؛ «مما خطيتهم اغرقوا فادخلوا نارالله». كلمه «ماء» در اين آيه دلالت بر تعقيب بدون فاصله دارد و روشن است كه ورود در آتش وجهي ندارد مگر براي عذاب. در برخي از آيات نيز هرچند نتوان عدم تراخي را از حرف عطف استفاده كرد، اما به مدد روايات مي توان از آنها براي اثبات برزخ بهره گرفت. از امام صادق(ع) ذيل آيه «فاما ان كان من المقربين» ¤ فروح و ريحان و جنت نعيم» نقل شده است كه روح و ريحان در قبر است و نعيم در آخرت. در اين آيه نيز نعمتهاي بهشتي در برزخ بلافاصله براي انسانها ترسيم گرديده است. برخي آيه يادشده را با توجه به آيه «فلولا اذا بلغت الحلقوم» ¤ و انتم حينيذ تنظرون» از دلائل اثبات برزخ برشمرده و گفته اند: روح و ريحان بدون فاصله پس از مرگ نصيب انسان مي شود و انسان روح و ريحان را پس از مرگ ملاقات مي كند و برخي معتقدند اين ملاقات در آخرت روي مي دهد. عده اي نيز آيات «ياايتها النفس المطمئنه ¤ ارجعي الي ربك راضيه مرضيه» ¤ فادخلي في عبدي¤ و ادخلي جنتي» را به جهت بيان انتقال بدون فاصله (فادخلي) دليل بر حيات برزخي دانسته اند. كه البته دلالت انحصاري اين آيات بر حيات برزخي به روشني آيات پيشين نيست.
4-گفتگوي فرشتگان با ارواح انسانها هنگام مرگ
قرآن كريم بيان مي دارد كه فرشتگان با ارواح مؤمنان و انسانهاي صالح به هنگام مرگ و همزمان با ورود به عالم پس از مرگ سخن گفته و ايشان را به ورود در بهشت بشارت مي دهند و نيز از انسانهاي ظالم بازخواست مي كنند و به هنگام گرفتن جان كافران به روي و پشت آنان مي زنند و به آنها مي گويند عذاب سوزان را بچشيد و به ظالمان مي گويند جانهاي خود را برآريد. در برخي آثار به آيات يادشده براي اثبات برزخ استدلال شده است.

5-وجوب شب و روز
بعد از مرگ
اثبات برخي ويژگي ها براي حيات پس از مرگ در آياتي از جمله وجود شب و روز در فراز قرآني «النار يعرضون عليها غدوا و عشيا...» نشان مي دهد كه مراد از آن حيات برزخي است؛ زيرا براساس روايات اهل سنت(ع) كه متكلمين نيز از آنها استفاده كرده اند در قيامت شب و روزي وجود ندارد. از اين رو، بايد گفت عذاب مذكور در آيه مربوط به حيات برزخي است. البته برخي در تفسير اين فراز گفته اند كه اين تعبير بدين معنا نيست كه لزوماً در برزخ شب و روز وجود داشته باشد بلكه مي توان گفت عذاب فرعون و پيروان او پس از مرگ مقارن با شب و روز دنيوي است و عذاب آنها با ظرف زماني دنيا سنجيده شده است. گروهي نيز از عطف جمله «و يوم تقوم الساعه ...» به قبل آن در آيه يادشده، استفاده كرده اند كه عذابي كه در جمله قبل از آن سخن به ميان آمده و شب و روز در آن مطرح گرديده، عذابي است كه قبل از هنگامه قيامت بر مجرمان وارد مي شود.
بعضي از محققان آيه «ولهم رزقهم فيها بكره و عشيا» را نيز به دليل مطرح كردن صبح و شام مربوط به حيات برزخي دانسته اند. و برخي هم مراد از شب و روز در آيات يادشده را كنايه از دوام عذاب و پاداش دانسته اند.
6-تعدد حيات و مرگ

چسخن از تعدد حيات و موت و بيان تعداد آنها در برخي آيات نيز از ديگر دلايل اثبات برزخ برشمرده شده است؛ «كيف تكفرون بالله و كنتم اموتا فاحيكم ثم يميتكم ثم يحييكم ثم اليه ترجعون» از جمله «ثم اليه ترجعون» مي توان برداشت كرد كه مرگ و حيات دوم مربوط به حيات برزخي است؛ زيرا عبارت مذكور به روشني دلالت بر برانگيخته شدن اخروي (قيامت) دارد. عده از نويسندگان نيز با پذيرفتن همين نظر، دليل آن را عطف با «ثم» -كه فاصله و تراخي را مي رساند- دانسته اند.براي اين تفسير در جوامع روايي نيز مي توان شواهدي يافت نظير استدلال به آيه 11 سوره غافر كه فرموده : «قالوا ربنا امتنا اثنتين و احبيتنا اثنتين فاعترفنا بذنوبنا فهل الي خروج من سبيل». البته فرق بين دو آيه كاملاً مشهود است؛ زيرا در آيه نخست از مرگ اول به «كنتم امواتاً» تعبير شده كه به راحتي يا با اندكي تأمل مي تواند بر دوره پيش از تعلق روح تطبيق كند، اما در آيه دوم موت در قالب لفظ «اماته» طرح گرديده كه به معناي ميراندن است و تطبيق آن بر دوره پيش از حيات دنيوي دشوار است. از اين رو، بهتر آن مي نمايد كه ميراندن اول به مرگ بعد از حيات دنيوي و ميراندن دوم به مرگ پس از حيات برزخي برگردد. به گفته برخي، غالب علما بر همين اساس به اين آيه براي اثبات برزخ استدلال كرده اند.
در اين ميان منكران دلالت آيه و نيز منكران عذاب قبر گفته اند كه در اين دو آيه سخن از دو مرگ و دو حيات رفته است نه سه مرگ و سه حيات. «ابن مسعود»، «ابن عباس»، «قتاده» و «ضحاك» بر اين عقيده اند كه آيات مذكور تنها به حيات دنيوي و اخروي اشاره دارد و در ميان متقدمين تنها «سدي» دلالت آيه را بر حيات برزخي تمام مي داند. كساني كه آيه را مربوط به حيات دنيوي و اخروي مي دانند و دلالت آن را بر حيات برزخي انكار مي كنند، براي حل مشكل لفظ «اماته» كه با بي جان بودن در دوره قبل از تعلق روح سازگار نيست، به مجاز و كنايه روي آورده اند. ايشان بر اين عقيده اند كه همان طور كه در مثال گفته مي شود «ضيق فم الركيه» با آن كه دهانه چاه وسيع نيست به چاه كن گفته مي شود كه دهانه آن را تنگ كن همين طور هم با آن كه شخص قبل از آمدن به دنيا چيزي نبوده لفظ اماته بر او صادق است.»

برخي از انديشمندان اين توجيهات را نوعي تكلف دانسته و گفته اند اين آيه در خصوص حيات برزخي و اخروي است و ارتباطي با حيات دنيوي ندارد. ايشان با توجه به قرينه كلامي موجود مي گويند اين آيه بيانگر سخن كافران در دوزخ اخروي است و آنها چون از انكار خود در طول زندگي دنيوي پشيمان شده اند، حال در قيامت به آنچه منكر شده اند با زبان عجز اقرار مي كنند. روشن است كه آنها در عالم دنيا حيات دنيوي خويش را منكر نبوده اند بلكه حيات برزخي و اخروي را منكر شده اند. اين تفسير از سوي برخي چنين مورد نقد قرار گرفته كه كافران در حيات دنيوي نيز احياء و خلق خويش را از هيچ و عدم توسط خداوند متعال منكر بوده اند و اقرار مذكور در قيامت مي تواند به همين نكته برگردد.

افزون بر آياتي كه تاكنون ذكر گرديد آيات ديگري نيز از سوي مفسران و متفكران به عنوان آيات مربوط به برزخ طرح گرديده كه دلالتشان بر حيات برزخي به وضوح آيات سابق نيست كه ذيلا به برخي از اين موارد اشاره مي شود از جمله: «ولنذيقنهم من العذاب الادني دون العذاب الاكبر» گفته شده عذاب ادني مربوط به عذاب قبر و دنيا است و برخي آن را فقط عذاب دنيوي دانسته اند. در اين ميان برخي آيات مانند آيات 21 تا 25 سوره فرقان نيز با قرينه آياتي ديگر بر حالات برزخ دلالت دارد. اين آيات در مورد كساني است كه به پيامبر اعتراض مي كردند و به عنوان بهانه مي گفتند چرا ملائكه بر ما نازل نمي شود. خداوند در پاسخ ايشان مي فرمايد روزي كه ايشان ملائكه را ببيند، روز خوشي براي آنها نخواهد بود. اين آيات با توجه به آيات 93 و 193 سوره نساء كه برخورد شديد ملائكه را با مجرمان هنگام مرگ و در حيات برزخي مطرح مي كند مي تواند در دسته آيات دلالت كننده بر حيات برزخي قرار گيرد. در احاديث نبوي نيز برخي از آيات با وقايع برزخ تطبيق شده است؛ از رسول خدا (ص) ذيل آيه «يثبت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت»7 نقل شده كه آيه در مورد قبر است هنگامي كه شخص مرده مورد سؤال قرار مي گيرد، با توجه به همين روايت گفته شده در قرآن گاهي آخرت به معناي برزخ مي آيد.
به رغم اثبات برزخ با تمسك به آيات ياد شده، برخي با تمسك به ظاهر بعضي از آيات در وجود عالم برزخ تشكيك كرده اند، از جمله آيه «لايذوقون فيها الموت الا الموته الاولي» كه دلالت بر مرگ واحد دارد. در جواب اين شبهه گفته شده كه اين آيه مربوط به بهشت آخرت است و مراد آن است كه ايشان در بهشت طعم مرگ را نخواهند چشيد.
آيه ديگري كه ممكن است مورد استدلال منكران قرار گيرد آيه «قالوا يويلنا من بعثنا من مرقدنا» است كه بيان مي دارد در قيامت، شخص به يك باره از قبر زنده مي شود بدون اينكه حياتي را در قبر تجربه كرده باشد. در پاسخ اين شبهه نيز گفته شده كه آيه دلالتي بر نفي حيات برزخي ندارد؛ زيرا ممكن است عذاب قبر متصل به قيامت نباشد و يا اينكه به جهت عظمت واقعه قيامت گفته مي شود كه گويا از خواب بيدار شده ايم. برخي از معتزله نيز به آيه «انما توفون اجوركم يوم القيمه » استدلال كرده و گفته اند جايگاه عذاب و ثواب تنها قيامت است. در پاسخ به اين نظر آمده كه «توفيه» در اين آيه به معناي تكميل است؛ پس قسمتي از عذاب در برزخ است و تكميل آن در قيامت صورت مي گيرد. اما منكران برزخ، به دليل جهان بيني مادي خود تمام حقائق موجودات عالم را در ماديات منحصر مي دانند و قدرت خداوند و حقيقت روحاني انسان را انكار مي كنند و به طور كلي منكر عالم پس از مرگ بوده و دليل آن را از بين رفتن بدن انسان مي دانند كه البته اولين قدم براي پاسخ به اين گروه و اثبات امكان زندگي پس از مرگ، ثابت نمودن حقيقت روح و تجرد نفس و بقاي آن است كه متفكران و مفسران نيز همين مسير را طي كرده اند.

ويژگي هاي برزخ
1-شباهت به عالم رويا
در برخي آيات، حالت پس از مرگ به حالت خواب رفتن انسانها تشبيه شده است؛ «الله يتوفي الانفس حين موتها و التي لم تمت في منامها فيمسك التي قضي عليها الموت و يرسل الاخري الي اجل مسمي ان في ذلك لايت لقوم يتفكرون» در برخي روايات نيز آمده است: خواب برادر مرگ است. برخي گفته اند بعيد نيست روح انسان به هنگام خواب به جسم مثالي برگردد؛ زيرا در روايات، برزخ به حالت خواب تشبيه شده است.»

2- برزخ از سنخ دنيا
در قيامت سؤال مي شود به شمار سالها چه مدت در زمين درنگ كرديد؟ در پاسخ گفته مي شود: يك روز يا پاره اي از روز؛ «قل كم لبثتم في الارض عدد سنين¤ قالوا لبثنا يوما او بعض يوم» از اين سؤال و پاسخ چنين برداشت شده كه مكث در برزخ از نظر قرآن مكث در زمين به شمار آمده است. برخي از محققان براي اثبات اين مدعا به آيه «ولكم في الارض مستقر و متع الي حين» تمسك كرده و گفته اند از آنجا كه «حين» در روايات به روز قيامت معنا شده مي توان فهميد مدت بقا در برزخ نيز جزوي از بقا در زمين دانسته شده است، همچنان كه «ارض» در آيه «ثم اذا دعاكم دعوه من الارض» به قبر تفسير شده و از جنت برزخي به جنت دنيا تعبير شده است. البته بايد توجه داشت كه مراد از قبر ياد شده محل دفن، انسان نيست بلكه حقيقت ديگري است كه متفكران اسلامي آن را به شيوه هاي گوناگون تبيين و تفسير كرده اند، با اين حال از مضامين روايات به روشني برمي آيد كه قبر به معناي محل دفن ارتباط مستقيم و غيرقابل انكاري با عالم قبر به معناي برزخ دارد كه گونه هايي از اين ارتباط را در همين كتاب ها مي توان يافت. همچنين در برخي روايات ارتباط خاصي بين برخي از مكان هايي در زمين با جايگاه ارواح پس از مرگ مطرح گرديده و گفته شده است كه مومن پس از مرگ، روحش در شرق و غرب عالم به محل وادي السلام وارد مي شود و در برخي روايات ديگر نيز جايگاه ارواح كافران وادي برهوت در حضرموت دانسته شده است.
3- كوتاه بودن برزخ
در مقايسه با آخرت
از منظر آيات قرآن، مجموع حيات دنيوي و برزخي هنگامي كه انسان از جايگاهي بالاتر (آخرت) به آن نگاه مي كند، بسيار كوتاه است؛ «قل ان لبثتم الا قليلا لو انكم كنتم تعلمون». البته كوتاه بودن برزخ و دنيا از آن جهت است كه آنها متناهي هستند، برخلاف حيات اخروي كه اين گونه نيست، بعضي از مفسران آيه 55 سوره روم را مربوط به برزخ دانسته و برخي ديگر آيه «وتظنون ان لبثتم الا قليلا» را در مورد بهشتيان دانسته و گفته اند ايشان به خاطر تنعم فراوان در بهشت برزخي توقف در آن را كوتاه تصور مي كنند. به هر حال از ديدگاه قرآن مسلم است كه مجموع حيات دنيا و برزخ، بخش بسيار ناچيزي از مجموعه حيات انسان را تشكيل مي دهد.
از ديگر ويژگي هاي برزخ مي توان به عموميت آن (مومنون/23، 100)، بروز و ظهور عقايد و اعمال و خلقيات دنيوي در آن، سؤال قبر (ابراهيم/14، 27)؛ فشار قبر و نيز ارتباط اهل برزخ با يكديگر و با عالم دنيا اشاره كرد كه در روايات به تفصيل از آنها سخني به ميان آمده است

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

شهامت مدیران در تصمیم گیری

شهامت مدیران در تصمیم گیری 

Decision

مقایسه مدیران ایرانی و پرتغالی در زمینه شهامت مدیران در تصمیم گیری

 

 

 

 


 
مقایسه مدیران ایرانی و پرتغالی در زمینه
شهامت مدیران در تصمیم گیری
 
حاصل بررسی و یافته های یک پژوهش که به منظور بررسی طرزتلقی و تفاوتهای مدیران ایرانی و پرتغالی نسبت به تاثیر شهامت مدیریتی بر جنبه های راهبردی "استراتژیک " و اجرایی بنگاههای تحت سرپرستی آنها انجام شد، موضوع یک سخنرانی در خانه مدیران بود.
در این سخنرانی دکتر سیدجعفر علوی رئیس بخش اقتصاد و مطالعات شهری دانشگاه ایالتی شرق تنسی آمریکا درباره یافته های یک پژوهش درباره هشتاد مدیر پرتغالی و سی ویک مدیر ایرانی و تفاوتها و همسانیهای آنها توضیح داد.
این استاد اقتصاد که در جمع اعضای خانه مدیران و مدیران بخشهای مختلف صنعت و اقتصاد سخن می گفت ضمن بررسی وضعیت دو کشور ایران و پرتغال دردودهه گذشته ، ویژگیها و شهامت مدیران را موردتوجه قرار داد. وی گفت : نخستین کاراین است که از شهامت در مدیریت تعریفی داشته باشیم . وقتی از شهامت در مدیران سخن می گوئیم منظور وقتی است که مدیر تصمیمی می گیرد و تنها به منفعت شخصی نمی اندیشد بلکه منفعت کل سازمان را مدنظر دارد. گاهی تصمیماتی را که مدیر می گیردصحیح است اما مافوق او با آنها مخالف است این به معنای شهامت است .
مهمترین اصل که برای تجارت بین المللی یا سرمایه گذاریهای مشترک میان کشورهای مختلف مهم است ، آشنایی مدیران از یکدیگر است . وقتی یک کشور در کشور دیگری قصد تجارت دارد باید از روحیات مدیران کشور هدف ، آشنایی کامل داشته باشد. مدیران در مذاکرات خود باید بدانند که طرف مقابل خود تاچه اندازه انعطاف پذیر است ، چه زمان انعطاف نشان می دهد و چه زمان منعطف نیست . وقتی قرار است سرمایه گذاری در یک کشور انجام شود باید مطالعه کرد که مدیران آن کشور کجا محکم روی حرف خودایستادگی می کنند و کجا شل می آیند یا کجا تحت فشار دولتهای خود هستند.
دکتر علوی به نقاط تشابه بین کشور ایران وپرتغال ازنظر صنعتی و فرهنگی اشاره کرد وچنین گفت ; پرتغال ازنظر صنعتی بودن در اروپاکشوری است فقیر و کمتر صنعتی شده است .کشور پرتغال ازنظر مسایل خانوادگی و مسایل دینی و مذهبی بسیار به ایران نزدیک است . ازنظراقتصادی طی سالهای 1970 تا 80 وضع خوبی در اروپا نداشت بلکه رشد منفی داشته است . امادر سال 1990 به بعد رشد منفی و تورم بالای خود را به خوبی کنترل کرده است و به مرور به سمت اقتصادی با رشد مثبت رفته است و امروزدر اقتصاد خود به شکوفایی رسیده است . درایران نیز اقتصاد درحال شکوفایی است .سرمایه گذاریها در حال انجام است ، قوانین قراراست تغییر کند و امنیت برای خارجیان وسرمایه گذاران خارجی فراهم شود. وی ادامه داد،درباره سرمایه گذاری چه در ایران و چه در خارج باید گفت شرکتهای سرمایه گذار باید با فرهنگ مدیران یا کشور طرف مقابل خود بخوبی آشناباشند. تا رفتار و عکس العمل های سرمایه گذاران خارجی را بتوانند حدس بزنند. اینگونه است که می توان بخوبی تصمیم گرفت ، سرمایه گذاری کردو به جلو پیش رفت .
 
قدرت تصمیم گیری در مدیریت
سخنران در بخشی از سخنان خود گفت :تجارب متعدد نشان داده است که شهامت درمدیریت باعث بالارفتن اعتبار مدیران نزدکارکنانشان خواهدشد. چرا که کارمندان وقتی ببینند مدیر در تصمیم گیریهای خود، از خودشهامت نشان می دهد، احترام بیشتری برای اوقائل هستند. یک مدیر باشهامت خود فرهنگ سازمانی را نیز تقویت می کند.
دکتر علوی ادامه داد، در یک تحقیقات ازمدیران ایرانی و پرتغالی پرسش شده است که آیامدیران باید فراتر از منافع شخصی خود درتصمیم گیریهای خود عمل کنند یا خیر؟ چنین نتیجه ای حاصل شده است : 60 درصد از مدیران ایرانی و 80 درصد از مدیران پرتغالی به این پرسش پاسخ مثبت داده اند. به عبارت دیگر آنهااعتقاد دارند که یک مدیر در حین تصمیم گیری باید منافع شخصی خود را کنار بگذارد این مدیران درجایی دیگر در پاسخ به این پرسش که آیا شهامت در تصمیم گیری باعث افزایش احترام مدیر نزد کارکنان می شود، پاسخهای مثبت داده اند. مدیران ایرانی 84 درصد و مدیران پرتغالی 93 درصد به این پرسش مثبت اندیشیده اند. درجایی دیگر از این مدیران سوال شده است ، شهامت در تصمیم گیری ، آیا باعث فرهنگ سازی مثبت در سازمان می شود؟ که 74درصد از مدیران ایرانی و 94 درصد از مدیران پرتغالی به این پرسش پاسخ مثبت داده اند. درمقایسه پاسخها متوجه می شویم که اختلاف دیدگاهها درباره این پرسش زیاد است . شایان ذکراست که مدیران پاسخ دهنده به پرسشهای مطرح شده در ایران بیشتر از بخش دولتی و در پرتغال بیشتر از بخش خصوصی بوده اند.
وجود آماری چنین پرسش و پاسخهایی باعث می شود تا مدیران با همتاهای داخلی یاخارجی خود بیشتر آشنا شوند و وقتی پشت میزمذاکره می نشینند، شناخت خوبی از طرزتفکر،شخصیت و روحیات یکدیگر داشته باشند.درنتیجه ، نتایج خوبی از مذاکرات خود بدست می آورند.
این استاد اقتصاد افزود، از گروه دیگری ازمدیران ، چهار پرسش کلی پرسیده شد که پاسخهای قابل توجهی ارائه کرده اند مثلا درپاسخ به این سوال که آیا پیشبرد منافع شخصی مهمتر است یا رشد شخصیت ؟ گفته اند، رشدشخصیت مهمتر است که مدیران ایرانی 52درصد و مدیران پرتغالی 35 درصد به این پرسش امتیاز داده اند.
پرسش دوم این بود که آیا شما تصمیمی می گیرید با علم بر اینکه مدیر ارشد شما با این تصمیم مخالف است ؟ که با پاسخهای مثبت 52درصد از مدیرانی ایرانی و 85 درصد از مدیران پرتغالی ، روبرو بوده ایم . پرسش سوم ، آیا شمامنافع درازمدت سازمانتان را درنظر می گیریدحتی اگر بدانید طی سه سال آینده سازمان سودآور نخواهدبود؟ 42 درصد از مدیران ایرانی و 75 درصد از مدیران پرتغالی به این پرسش پاسخ مثبت داده اند.
به پرسش چهارم که می پرسد، آیا حاضرید بایک عمل شجاعانه موقعیت سازمان را طوری تغییر دهید تا ایجاد رقابت شدید کنید؟ یا به عبارت دیگر خط جدیدی برای سازمانتان طراحی نمائید؟، اینگونه پاسخ داده شده است :39 درصد از مدیران ایرانی در مقابل 77 درصد ازمدیران پرتغالی به این پرسش مثبت فکر کرده اندکه این اختلاف زیادی است .
نکته قابل توجه این است که از گروه اول بطور ذهنی پرسش شد که آیا شهامت درتصمیم گیری خوب است پاسخ دادند، بله خوب است و وقتی از مدیران گروه دوم "ایرانی وپرتغالی " آمار فوق تهیه شد، همگی دیدگاه وپاسخهای مثبت داشتند. اما در یک پرسش از این مدیران سوال شد که آیا شخص شما حاضرید که در واحد تحت مدیریتی خود این کارها را عملاانجام دهید؟ پاسخهای منفی دادند!
دکتر علوی گفت ، از گروه سومی از مدیران ایرانی و پرتغالی سه فرضیه یا سه پرسش اساسی پرسیده شد. در پرسش نخست سوال شد، به چه نوع مدیر یا مدیرانی باید پاداش داد "پاداش می تواند ارتقاء نیز باشد". 39 درصد از مدیران ایرانی اعتقاد داشتند که مدیرانی باید پاداش بگیرند که بتوانند مسایل و مشکلات حیطه کارخود را بخوبی شناسایی کنند و عکس العمل های مناسبی درباره آنها از خود نشان دهند. این رقم برای مدیران پرتغالی 56 درصد بود. هر دو قشرمدیران ایرانی و پرتغالی اعتقاد داشتند که سیستم سازمانی باید به گونه ای باشد که مدیران به راحتی بتوانند مشکلات را شناسایی و حل کنند.
پرسش دوم این بود که آیا پاداش یا ارتقاء راتنها باید به مدیرانی اختصاص داد که کمترین اشتباه را مرتکب شده باشند؟ 26 درصد ازمدیران ایرانی و 79 درصد از مدیران پرتغالی بااین پرسش موافق بودند.
از پرسش دوم یک پرسش جانبی شکل می گیرد و آن این است که چه کسی کمترین اشتباه را مرتکب می شود؟ کسی که زیاد کارمی کند و یا مدیری که وقت کمتری صرف کارهامی کند. روشن است که اگر کسی زیاد کار کندضریب اشتباهات او نیز افزایش می یابد.
در پرسش سوم از گروه سوم مدیران آمده است ، آیا مدیران باید براساس کارشان ارتقاءیابند؟ به عبارت دیگر شهامت در مدیریت مدیران باعث بالارفتن یا ارتقای آنها می شود؟ 55 درصداز مدیران ایرانی و 83 درصد از مدیران پرتغالی اعتقاد داشتند، مدیر اگر کاری کند قابل توجه ،ارتقاء می یابد.
 
نتیجه گیری
دکتر علوی در بخش پایانی سخنان خودچنین گفت : آمار ارائه شده نشان می دهد که مدیران ایرانی و پرتغالی از نظر فکری و فرهنگی معتقدند که شهامت در مدیریت مساله ای است مهم و در تصمیم گیری شهامت اصل مهمتری است . چرا که شهامت در مدیریت و تصمیم گیری باعث افزایش احترام نزد کارکنان و مدیران ارشدمی شود درنتیجه باعث بالارفتن میزان موفقیت وموقعیت سازمان نیز خواهدشد.
اما اینکه چرا مدیران موردپرسش این تحقیقات حاضر نیستند جدای بحث تئوری این تحقیقات ، درعمل به شهامت و اتخاذ تصمیمات شخصی در واحد تحت مدیریتی خود دست بزنند، ریشه در مسایل فرهنگی ندارد. بلکه ناشی از جو اقتصادی و میزان نقش دولت در سازمانهااست . اما کلا می توان نتیجه گیری کرد که مدیران ایرانی و پرتغالی ازنظر فکری در یک سطح می اندیشند ولی مدیران ایرانی پیوسته ازبالادست خود موردپرسش هستند و از رشدخوبی نسبت به مدیران پرتغالی برخوردارنیستند. اگرچه طی چند سال اخیر به مدیران تحصیلکرده تبدیل شده اند.
سازمانهای پرتغالی همواره روبه کوچک شدن هستند و در ایران این روند عکس است .میزان کار و فعالیت مدیران پرتغالی 10 ساعت کار فعالانه در روز است و از مسایل جناحی دورهستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

 

 

 

نقش انتظارفرج درتوسعه مهرورزي انسان

باسلام.ملاقات با امام زمان عليه‏السلام و ديگر اولياى الهى، نياز به سنخيت با آنان دارد و به دست آوردن سنخيت با اولياى الهى، نياز به تحقق دو بعد (معرفت و عمل) دارد. اگر كسى خود را به اولياى الهى شبيه نمود، به لقاى آنان نيز واصل خواهد شد.
نوريان مر نوريان را طالبند
ناريان مر ناريان را جاذبند
ناگفته نماند كه ما مكلف به ارتباط به معناى ملاقات و ديدار امام زمان عليه‏السلام نيستيم. آن چه وظيفه ماست، تشبّه به آن بزرگواران و پيمودن راه آنان است. ما بايد در همه حال، سرباز آماده آن حضرت بوده، همواره در خدمت او باشيم. اين مسئله را آيه 200 سوره آل عمران چنين بيان مى‏كند: «اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! صبر كنيد و يكديگر را به صبر واداريد و مرابطه نماييد وتقوا و خداترسى را پيشه سازيد؛ باشد كه رستگار شويد».
امام باقر عليه‏السلام در تفسير اين آيه مى‏فرمايد: «صبر كنيد بر اداى فرايض (يعنى در انجام تكاليف الهى، استقامت داشته باشيد) و در برابر دشمنان، پايدارى كنيد و با امامتان (كه انتظارش را مى‏كشيد)، مرابطه نماييد».1
رابطه با امام زمان‏
رابطه ما با امام زمان، يعنى خود را به رشته ولايت او بستن و بر خدمت و پيروى و يارى او گردن نهادن. اين، يكى از اركان ايمان است كه آدمى خود را به امام خويش مربوط سازد و از او جدا نشود. همچنين بايد كارهايى انجام داد كه آن حضرت و پيروانش انجام مى‏دهند.
در قرآن درباره حضرت مهدى و اصحاب وى چنين آمده است: «كسانى كه اگر در زمين به آنان توانايى دهيم نماز را به پا داشته و زكات (به مستحق) بخشيده و به معروف، امر نموده و از منكر، نهى كنند».2
امام باقر عليه‏السلام در تفسير اين آيه مى‏فرمايد: «اين آيه براى آل محمد است؛ يعنى، مهدى عليه‏السلام و اصحاب او».3 اگر ما هم مى‏خواهيم از اصحاب و ياران آن حضرت باشيم، بايد به امور مذكور اهتمام ورزيم.

وظيفه منتظران‏
خوب است بدانيم كه امام زمان عليه‏السلام، شديداً به شيعيان خود عشق مى‏ورزد؛ بلكه علاقه آن حضرت به شيعيان و دوستانش، خيلى بيشتر از علاقه‏اى است كه ما نسبت به آن حضرت داريم. وى همواره براى شيعيان خود دعا مى‏كند. از آن حضرت، چنين نقل شده است: «ما هرگز در رعايت احوال شما كوتاهى نمى‏كنيم و شما را از ياد نمى‏بريم».4
آن چه بر ما بايسته است، جلب رضايت آن بزرگوار است. پيوستگى با او، يعنى مطيع او بودن. آن چه در روايات زياد سفارش شده، انتظار فرج است. ما بايد ارتباط معنوى خود را با امام زمان عليه‏السلام، با عمل به دستورات آن حضرت و انتظار فرج، به معناى واقعى ثابت و مستدام نگه داريم. از اين‏رو، بسيار به جاست كه خصوصيات منتظر واقعى حضرت مهدى عليه‏السلام را بدانيم و سپس آن را در خود عملى كنيم.
رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله فرمود: «برترين عبادات، انتظار ظهور و فرج است».5
وظيفه منتظر امام زمان عليه‏السلام، اين است كه مانند يك منتظر واقعى زندگى كند. وقتى انسان حقيقتا منتظر كسى باشد، تمام رفتار و اعمالش، نشان از منتظر بودن او دارد. به عنوان مثال، اگر منتظر ميهمان باشد، حتما خانه را تميز و مرتب و وسايل پذيرايى را آماده مى‏كند و با لباس مرتب و چهره‏اى شاداب، در انتظار مى‏ماند. چنين كسى، مى‏تواند ادعا كند كه منتظر ميهمان است؛ اما كسى كه نه خانه را مرتب كرده، نه وسايل پذيرايى را آماده كرده، نه لباس مرتب و تميزى پوشيده و نه اصلاً به فكر ميهمان است، اگر ادعا كند كه در انتظار ميهمان بوده، همه بر گزافه‏گويى او خواهند خنديد!
لاف عشق و گله از يار، زهى لاف خلاف
عشق بازان، چنين مستحق هجرانند
بنابراين، انتظار قبل از آن كه از ادعاى انسان فهميده شود، از رفتار و كردار او فهميده مى‏شود. نمى‏توان هر كسى را كه ادعاى دوستى و ولايت امام زمان را دارد، در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود! آرى، «مشك آن است كه خود ببويد؛ نه آن كه عطار بگويد».
روشن است كه منتظر واقعى امام زمان عليه‏السلام، بايد رفتارش به گونه‏اى باشد كه هر لحظه منتظر ظهور امام زمان عليه‏السلام باشد؛ يعنى در هر لحظه كه اين خبر را به او بدهند، خوشحال شود و آماده يارى آن حضرت باشد و با مال و جان خويش، جهاد كند و خود را در راه آن حضرت، فدا نمايد. منتظر واقعى، اهل گناه و دل‏بستگى به دنيا نيست؛ زيرا چنين كسى نمى‏تواند از وابستگى‏ها، دل‏بستگى‏ها و آلودگى‏ها دست بردارد و آماده خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان عليه‏السلام باشد.
با توجه به نكات ذكر شده، مى‏توان بعضى از وظايف منتظران امام زمان‏عليه‏السلام را چنين ذكر كرد:

1. معرفت‏

اولين شرط انتظار، معرفت است؛ تا انسان ميهمان خود را نشناسد و از خصوصيات خوب او مطلع نباشد، منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامى انسان در انتظار كسى مى‏نشيند كه او را خوب بشناسد؛ اما اگر انسان كسى را نشناسد و بداند كه آن شخص خواهد آمد، برايش اهميتى نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. در مورد انتظار امام زمان عليه‏السلام هم چنين است. كسانى كه آن حضرت را نمى‏شناسند (مانند كفار و يا اهل اديان ديگر)، هرگز انتظار او را نمى‏كشند؛ اما كسانى كه او را مى‏شناسند و ارزش و مقام او را مى‏دانند، منتظر او مى‏مانند.
كسانى كه امام زمان را نمى‏شناسند - اگر چه به ظاهر مسلمان باشند - چنانچه در اين حال بميرند، در حال جاهليت از دنيا رفته‏اند؛ چنان‏كه پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله فرمود: «هر كس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است».6
بنابراين، اولين شرط انتظار، ايجاد معرفت در مورد امام زمان عليه‏السلام است و طبيعى است كه هر مقدار معرفت انسان نسبت به آن حضرت بيشتر باشد، ارزش او را بيشتر درك كرده، به عظمت او بيش از پيش، پى خواهد برد و بيشتر تشنه وجود آن حضرت خواهد شد؛ در حالى كه افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آن حضرت، هرگز احساس تشنگى و عطش نسبت به وجود مقدس وى، نخواهند داشت و بدين جهت، از زمره منتظران بيرون هستند!.
وصل خورشيد، به شب پره اعمى نرسد
كه در اين آينه، صاحب‏نظران حيرانند
شناخت امام زمان عليه‏السلام دو گونه است؛
1. شناخت تاريخى وجود آن حضرت؛ مانند اين كه او امام دوازدهم است و تاريخ ولادتش در چه سالى است و مانند آن.
2. شناخت مقام نورانيت آن حضرت؛ اين شناخت، كار هر كسى نيست و ظرفيت و لياقت زيادى مى‏خواهد و در حقيقت، اصحاب خاص امام زمان عليه‏السلام، كسانى‏اند كه آن حضرت را به مقام نورانيت شناخته‏اند.
براى آگاهى از مقام عظيم امامت، خواندن زيارت جامعه كبيره و تأمل در معانى عميق آن، توصيه مى‏شود.
همچنين خواندن كتاب‏هاى معتبرى كه در مورد امام زمان عليه‏السلام نوشته شده است، مى‏تواند انسان را تا حدى با مقام و عظمت آن حضرت، آشنا سازد.
2. محبت به امام زمان‏
وظيفه ديگرى كه منتظران آن حضرت دارند، اين است كه²耀ايد دوستى و محبت امام عصر عليه‏السلام را در خود ايجاد كنند و آن را افزايش دهند. بديهى است تا انسان از ميهمان خويش خوشش نيايد و نسبت به او محبت نداشته باشد - هر چند هم كه او را بشناسد - نمى‏تواند واقعاً منتظر آمدن او باشد. اگر انسان از ميهمانش، بدش بيايد، چگونه مى‏تواند منتظر قدم او باشد و خود را براى پذيرايى از او آماده كند؛ پس تا محبت به امام زمان عليه‏السلام در وجود كسى شكل نگرفته و شعله‏ور نشده باشد، او نمى‏تواند به وظايف منتظران واقعى عمل كند. محبت به امام زمان عليه‏السلام، وظيفه‏اى است كه پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله نيز به دستور خدا، از ما خواسته است؛ آن جا كه در قرآن كريم مى‏فرمايد: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى».7
3. ايجاد سنخيت با امام زمان‏
منتظران واقعى، وضعيت روحى، فكرى و عملى خود را به گونه‏اى سامان مى‏دهند كه سنخيت كاملى با امام زمان عليه‏السلام داشته باشند. آيا مى‏توان منتظر قدوم كسى بود؛ ولى با او مشابهت و سنخيت نداشت؟ آيا مى‏توان محبت كسى را داشت، اما با او هيچ سنخيت و مشابهتى نداشت؟ ايجاد سنخيت با امام زمان، از طريق تقويت ايمان، تقوا، فضايل اخلاقى و درجات معنوى حاصل مى‏شود و تنها در اين صورت است كه مى‏توان ادعاى محبت به آن حضرت را داشت. در صورتى كه انسان رفتارش مطابق ميل امام زمان عليه‏السلام باشد، شعله محبت او در دلش زبانه خواهد كشيد و عشق آن حضرت او را به فرياد خواهد آورد و دورى‏اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبيعى است كه هر قدر سنخيت با ولى عصر عليه‏السلام بيشتر باشد، محبت آن حضرت به انسان بيشتر خواهد شد و محبت انسان نيز به آن حضرت افزون‏تر خواهد گشت. بنابراين: منتظر واقعى، بايد سعى كند كه تمام وظايف دينى و احكام الهى را انجام دهد.

4. دعا براى تسريع در ظهور امام زمان‏
منتظر واقعى، هر لحظه انتظار محبوب را مى‏كشد و از خدا مى‏خواهد كه هر چه زودتر او را برساند. بنابراين، دعاى فراوان براى فرج آن حضرت از وظايف هميشگى منتظران مى‏باشد. دعا براى تسريع در فرج امام زمان عليه‏السلام، به وسيله آن حضرت نيز توصيه شده است.

5. ياد فراوان حضرت‏
ياد كردن از محبوب، عادت ديرينه منتظران عاشقى است كه منتظر محبوب خويش هستند؛ اما نتوانسته‏اند پس از مدت‏ها انتظار، او را ببينند و حال خود را دست كم با ياد و نام او آرام مى‏كنند. به ياد آوردن امام عصر عليه‏السلام و عنايت او به شيعيان با ذكر احاديث، كرامات، مقام و عنايت امام به شيعيان، وظيفه ديگرى است كه منتظران واقعى، احساس مى‏كنند و بدين طريق، همواره نام و ياد آن حضرت را زنده نگه مى‏دارند.

6. اصلاح جامعه‏
فرج، يعنى نصرت و پيروزى، و مقصود، پيروزى حكومت عدل علوى بر حكومت‏هاى كفر و شرك است.
بنابراين، انتظار فرج، يعنى انتظار تحقق يافتن اين آرمان بزرگ و جهانى و منتظر حقيقى، كسى است كه در حقيقت، خواهان تشكيل چنين حكومتى باشد و اين خواسته آن گاه جدى و واقعى است كه شخص منتظر، عامل به عدل و گريزان از ستم و تباهى باشد. و گرنه، انتظار فرج، در حد يك ادعا و شعار بى‏محتوا خواهد بود. از اين‏رو، در روايات آمده است كه انتظار فرج، خود فرج است؛ زيرا كسى كه حقيقتاً منتظر فرج و ظهور حجت خدا و تأسيس حكومت عدل گستر اوست، زندگى خود را بر پايه عدل و داد استوار مى‏سازد و او انسانى است كه حضور و غيبت امام، در نحوه رفتار و سير و سلوكش تفاوتى ندارد و قبل از تشكيل حكومت عدل، او چنين حكومتى را در زندگى خود پايدار ساخته است. بنابراين، انتظار فرج حقيقى، ريشه در معرفت به حق، عدل، ايمان و عشق به آن دارد و آثار آن نيز در عمل نمايان مى‏گردد و چنين حقيقت اصيل و عميقى، با لفظ و شعار به دست نمى‏آيد و با بى‏تفاوتى و بى‏اعتنايى نسبت به مقدسات دينى و رسالت‏هاى انسانى، در تعارض و تناقض است.
انتظار فرج، داراى ويژگى‏ها و معانى زير است:
الف) معرفت امام معصوم و عادل و پيشواى فضيلت.
ب) ايمان به امامت رهبرى الهى و عدالت پيشه.
ج) عشق به عدالت و ارزش‏هاى انسانى.
ه) اميد به آينده‏اى روشن و نويد بخش.
ك) تلاش براى برقرارى حكومتى عدل پيشه و عدل گستر.
ح) رعايت موازين و قوانين دينى و اخلاقى.
خ) داشتن روحيه تعهد و مسؤوليت‏پذيرى.
اين نوع انتظار فرج است كه برترين اعمال و بهترين عبادت است و چنين منتظرى، مقامى عالى دارد و چنين كسى، هر گاه در زمان غيبت، از دنيا برود، به منزله كسى است كه پس از ظهور حضرت حجت عليه‏السلام، زنده و تحت فرمان او در راه خدا جهاد كرده است.10
يادآورى مهم‏
درست است كه وظيفه ما تلاش براى ملاقات با امام زمان عليه‏السلام نيست و حتى بنا بر نظر بعضى از بزرگان، تحقق اين مسئله، خيلى بعيد و نادر است ، ولى بحث ملاقات، نبايد با بحث ارتباط اشتباه شود؛ زيرا وظيفه ما، ايجاد ارتباط با امام عصر عليه‏السلام است. منتظر امام زمان عليه‏السلام، وقتى موفق به زيارت آن حضرت نمى‏شود، از طريق خواندن دعاى ندبه، زيارت آل ياسين، دعاى عهد، نماز امام زمان و نيز از طريق رفتن به مسجد جمكران، ارتباط خود را با آن حضرت حفظ مى‏كند و براى گره گشايى مادى و معنوى، از وى، به عنوان واسطه فيض الهى درخواست كمك مى‏كند و خود را در محضر وى مى‏بيند.

قاعده لطف از قواعد كلامى است كه متكلمان به آن، بر وجود ولزوم معصوم استدلال مى كنند. واين بدان معنى است كه خداوند، زمينه نزديكى انسان به طاعت و دورى او را از معصيت، فراهم مى كند، اما نه به گونه اى كه به حد اجبار برسد. شيخ مفيد در پاسخ از اين پرسش كه دليل بر وجود امام زمان (ع)چيست؟ به قاعده لطف استناد مى كند و مى نویسد: وجود امام معصوم و حجت حق، در هر زمان لازم واين وجود معصوم، لطف است و لطف، هميشه بر خدا لازم است(1)
خواجه نصيرالدين طوسی در اول بحث امامت تجريد الاعتقاد، (ص) 222 مى نویسد : نزد عقلا، معلوم است كه انحصار لطف الهى در تعيين امام است. وجود امام لطف الهی وتصرف او در مسائل اجتماعی ، لطفى ديگر وغيبت امام، مربوط به ما مى شود.(2)
پس وجود امام (ع) لطف است . سيد مرتضى در رساله غيبت مى گويد: وجود حضرت در پرده غيب نيز لطف است زيرا شيعيان با اعتقاد به وجود حضرت... در ارتكاب كار زشت، هراسى از حضرت دارند(3)
وجود امام، لطف است و تصرف او در امور، لطف ديگر، خداوند به ايجاد امام، به لطف خود جامه عمل پوشاند و فردى را كه براى اداره جامعه لازم است آفريد و حجت را بر مردم تمام كرد، تا اگر شايسته بودند، از وجودش بهره ببرند و بسط يد امام، لطف ديگرى است كه به كوشش ما مربوط مى شود. تقويت قدرت امام در مواردى، درتوان ماست. بنابراين، ما مكلف به آن هستيم و قدرت نداشتن امام را بايد از چشم خود ببينيم

ما معتقديم كه سرانجام،اداره امور جهان در قبضه باكفايت صالح ترين افراد بشر قرار خواهد گرفت واو جهان رااز تاريكى، فقر، جهل وظلم رهايى مى بخشد، و حكومت واحد جهانى را براساس مساوات وعدالت استوار مى سازد . عليرغم اتفاق نظر دراصل مصلح ومنجى ، ليكن در مصداق وتطبيق آن اختلاف دارند. روايات نقل شده در باره حضرت مهدى(ع) وبحث از نواب خاص آن حضرت كه در طول هفتاد سال، واسطه ميان شيعيان وحضرت بوده اند. اين اعتقاد رااز محدوده ذهن به دنياى واقعيات می آورد يعنی او يك حقيقت فرضى و خيالى نيست بلكه يك موجود واقعی است. بنابراين موضوع مهدى، نه انديشه چشم به راه نشستن كسی است كه بايد زاده شود و نه پيشگویی است كه بايد درانتظار مصداقش ماند. بلكه واقعيت استوار وفرد مشخصی است كه در ميان ما زندگى می كند، ما را مى بيند وما نيزاو را مى بينيم و دراندوه و شادى هامان شريک است.احاديث و نيزتاريخ غيبت صغرى،اين باور را در جان ما زنده می كندكه مصداق آن مصلح و مهدى منتظر، كسى جز محمد امام دوازدهم شيعيان وپسرامام حسن عسكرى(ع) نيست كه وجودش به تجربه تاريخى ثابت شده است.
آيت الله محمد باقر صدر رحمه الله می نویسد:اعتقاد به مهدى(ع) به عنوان يك قائد منتظركه جهان را به يك صورت برتر متحول مى سازد،ازاخبار پيامبراكرم(ص) عموماً وازاحاديث ائمه اهل البيت(ع) خصوصاً سرچشمه گرفته است، و در نصوص بسيارى مورد تأیيد وتاكيد واقع شده، به طورى كه اصلأ مطلب قابل ترديد نيست. در مجموع اخبار واحاديثى كه در موردامامت مهدى(ع) و غيبت وظهور واصلاح آينده جهان و خصوصیات شخصی اواز طريق سنى وشيعه وارد شده است، تمام آن ها نزديك به شش هزار حديث است و در مورد هيچ يك از موضوعات مسلم و غير قابل ترديداسلامى،اين اندازه حديث و روايت وارد نشده است. (1)
گذشته از قطعى بودن موضوع مهدى موعود (ع)از ديدگاه مدارك متقن اسلامى،اختصاص داشت شخصيت والا به امام دوازدهم شيعه، وپسرامام حسن عسكرى(ع)، دلايل محكم وروشنى داردكه تمام آن دلايل را ممكن است در دو دليل خلاصه كنيم:
1. دلیل اسلامی: مهدى(ع) در صدها روايتى كه از پيغمبراكرم(ص) وازائمه(ع) نقل شده، متمثَل است. رواياتى كه مهدى(ع) را به اهل بيت(ع)، نواده فاطمه(ع)، ذرية حسين(ع)، وفرزند نهم آن حضرت نسبت داده است، ونيزآن سلسله ازاحاديثى كه دلالت می كنندكه جانشينان پيامبر(ص) دوازده نفرند، تمام ا ين احاديث،آن فكر و عقيده عمومى مهدى(ع) را محدود می كنند وآن موضوع فكرى كلى را درامام دوازدهم ازائمه(ع) مشخص مى سازند این حديث نبوى شريف به اين مضمون كه امامان پس از من يا خلفاء بعداز من، دوازده نفرند با عبارات مختلف در بيش از دويست وهفتاد روايت از رسول اكرم(ص) نقل شده، كه در حديث سنى وشيعه مانند: صحيح بخارى، صحيع مسلم، صحح ترمذى وسنن ابن داود ومسنداحمد حنبل ومستدرك الصحيحين حاكم نيشابورى نقل شده است . در حالى كه بخارى در زمان امام جواد وامام هادى وامام عسكرى(ع) مى زیسته وكتاب صحيح بخارى را درآن زمان نوشته است كه هنوزامامان به دوازده نرسيده بود.اين خود دلالت می كندکه اين حديث پیش از آن كه فكر و عقيده دوازده امامى در مغزها تكميل شود،از رسول اكرم(ص) صادر شده است وجاى ترديد درآين احاديث باقى نمى ماند .ايمان و عقيده شيعه دوازده امامى كه می گويد: جانشينان پیامبر(ص)از على(ع) شروع شده وبه مهدى(ع) ختم مى شود، قابل تطبيق بااحاديث شريف نبوى است.
2. دليل علمی: دليل علمی آن، تجربه اى است كه شيعيان در طى هفتاد سال دوران غيبت صغرى آموختند .از واقعه مسلم تاريخ مهدى(ع) در دوران غيبت صغرى،اين نتيجه گرفته مى شودكه آن حضرت، بزرگ حقيقتى بودكه ملت شيعه مدت هفتاد سال در تحت رهبرى مستقيم وى زندگى كرده اند و با نمايندگان ويژه وى سر وكار داشته اند، و در طول اين هفتاد سال، كوچك ترين حادثه وجريانى پيش نيامدكه باور واعتقاد درآنان را نسبت به وجود وحقيقت امام شان متزلزل كند.
نكته قابل توجه ديگراين است كه تمام نامه هايى كه به وسيله يكايك اين چهار نفرازامام(ع) به دست مردم مى رسيد، همه يك خط داشت واز نظر روش انشاء يكسان بود بنابراين، در پس پرده، يك حقيقت ثابت ومحقق ويك موجوداصيلى وجود داشته است. محال است يك چنين جريانى دروغ باشد ودر طی اين هفتاد سال براى مردمى كه آن را به عنوان يك حقيقت ثابت پذيرفته اندكشف نشود بلكه اطمينان و باورآنان به اين حقيقت ثابت، بيشتر و شديدتر می گردد. پس نتيجه می گيریم كه تحليل غيبت صغراىامام(ع) مى تواند به صورت يك دليل علمى، واقعيت وثبوت و وجودامام مهدى(ع) و ولادت و زندگى و غيبت او را ثابت كند

در باب مهدويت، عقيده مذهب شيعه اين است كه مهدويت خاصه صحيح ومقبول است وبه تعبير ديگرآن چه مورد پذيرش است مهدويت شخصيه است، نه مهدويت نوعيه.
لكن بعضى از صوفيه و عرفا قائل به مهدويت نوعيه بوده يا هستند. به اين معناكه عقيده دارند در هر عصرى و دوره اى بايد يك مهدى وجود داشته باشد كه ويژگى ها و خواص مهدويت و هادويت را داشته باشد و مى گویند هيچ عصرى خالى از يك مهدى هادى نيست و ضرورتى هم ندارد كه مشخص شود از نسل چه كسى است و چه خصائصى را داراست. اين عقيده بعضى صوفيه و عرفا است كه البته از نظر ما نامفهوم بلكه مردود است. عقيده مبرهن و مستدل مذهب شیعه آن است كه مهدويت، مهدويت شخصيه است. يعنى يك فرد است كه مهدى اين امت است و موعود امت ها و ملت ها است و ابعاد و ويژگى هاى او مشخص است. خانواده اش، پدر و مادرش، محل ولادت و فائب شدن و نشانه هاى ظهورش و حتى خصوصيات جسمى او و دريك كلام همه ابعاد مربوط به او اعلام شده است و با اين مشخصات و ویژگى هاى ذكر شده، ما فقط يك مهدى را قبول داريم . آرى يك فرد به عنوان مهدى است كه واجد و جامع تمامى اين خصائص و ويژگى ها و نشانه ها است

برخى تصور مي كنند كه اعتقاد به مهدى منتظر(ع) ويژه شيعيان است در حالى كه اصل اين عقيده از نظر اهل سنت، با شيعه همسان بوده وبين اين دو فرقه از حيث بشارت هاى پيامبر(ع) راجع به ظهور آن حضرت ومأموريت جهانى وى ودرباره شخصيت برجسته ونفوس آن بزرگوار وحتى نشانه هاى ظهور و ويژگى هاى انقلاب او، تفاوتى وجود ندارد . تنها تفاوتى كه وجود دارد اين است كه اغلب دانشمندان اهل سنت مي گويند: حضرت هنوز متولد نشده وغايب نيست، بلكه به زودى متولد خواهد شد وبه آن چه پيامبر(ع) بشارت داده جامه عمل مى پوشاند وعده كمى از آنان در مورد ولادت وغيبت او، با شيعه هم عقيده اند. (1)

آن چه از مجموع منابع تاريخى وحديثى اهل سنت استفاده مى شود اين است كه مسأله ظهور حضرت مهدى (ع) مورد اتفاق واجماع مسلمين است . مؤلف كتاب الإمام المهدى (ع) استاد على محمد على دخيل، اسامى 205 نفر از بزرگان اهل سنت را دركتاب خود آورده، به اين ترتيب كه تعداد

سى نفر از آن ها مستقلاً درباره حضرت مهدى (ع) كتاب نوشته اند وسى ويك نفر ديگر فصلى را دركتاب هاى خود به روايات حضرت مهدى (ع) اختصاص داده اند و 144 نفرشان به تناسب هاى مختلف، روايات حضرت مهدى (ع) را دركتاب هاى خود آورده اند . (2)

حتى اين اعتقاد در معروف ترين و معتبرترين كتب روايى اهل سنت، يعنى صحاح سته (3) آمده است.

اين محدثان نامى اهل سنت، روايات مربوط به حضرت مهدى (ع) را از: عمر بن خطاب، عبدالله بن مسعود، عبدالله بن عباس، ثوبان، جابر بن عبدالله انصارى، جابر بن سمره، عبدالله بن عمر، عبدالله بن عمرو بن عاص، انس بن مالك، ابو سعيد خدرى، أم سلمه وغير اين ها نقل كرده اند حافظان (1) روايات و صاحبان كتب صحيح و سنن اهل تسنن، احاديث حضرت مهدى (ع) را دركتاب هاى خود ذكركرده اند كه برخى ازآن ها را مى آوريم : ابو داود دركتاب سنن، ترمذى در كتاب جامع، ابن ماجه دركتاب سنن، نسائى دركتاب الكلبرى، احمد بن حنبل دركتاب مسند ابن حيان دركتاب صحيح، حاكم نيشابورى دركتاب المستدرك على الصحيحين، ابوبكر بن ابى شيبه دركتاب المصنف، نعيم بن حماد دركتاب الفتن، ابو نعيم اصفهانى دركتاب المهدى ونيز در كتاب الحلية، طبرانى دركتاب هاى الكبير الاوسط والصغير دارقطنى دركتاب الافرا د، البارودى دركتاب معرفة الصحابة، ابو يعلى الموصلى دركتاب المسند، البزاز دركتاب المسند، حارث بن ابى اسامه دركتاب المسند، خطيب دركتاب هاى تلخيص المتشابه والمتفق والمفترق، ابن عساكر دركتاب تاريخ خود، ابن منده دركتاب تاريخ اصبهان، ابوالحسن الحربى دركتاب الاول من الحربيات، تمام الزارى دركتاب فوائد، ابن جرير دركتاب تهذيب الاَثار ابوبكر المقرى دركتاب معجم، ابو عمر والدانى درکتاب سنن ابو اعثم الكوفى دركتاب فتن، الديلمى دركتاب مسند الفردوس، ابوبكر الاشكاف دركتاب فوائد الاخبار ابوالحسن بن المناوى دركتاب الملاحم، البيهقى دركتاب دلائل النبوة، ابو عمرو المقرى دركتاب سنن، ابن الجوزى دركتاب تاريخ خود، يحيى الحمانى دركتاب مسند، رويانى دركتاب مسند وابن سعد دركتاب الطبقات.

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

زندگينامه حضرت امام خميني ره

 

در روز  بيستم  جمادى الثانى  1320 هجرى قمرى  مطابق  با  30 شهريـور 1281 هجرى  شمسى  ( 21  سپتامپر  1902  ميلادى) در شهرستان  خمين   از توابع  استان  مركزى  ايران در خانواده اى اهل علـم  و هجرت و  جهاد  و  در  خـانـدانـى از سلاله زهـراى  اطـهـر سلام  الله عليها , روح  الـلـه  المـوسـوى  الخمينـى پـاى  بـر خـاكدان  طبيعت  نهاد  و  وارث  سجاياى آباء  و اجدادى  بـود كه  نسل در نسل در كار هـدايـت  مردم  و كسب مـعارف  الهى كـوشيـده انـد . پـدر  بزرگـوار  امام خمينـى  مرحوم آيه  الـله  سيد  مصطفى  مـوسـوى  از معاصريـن  مرحـوم آيه  الـلـه  العظمـى ميرزاى  شيـرازى (رض), پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نايل  آمـده بـود بـه ايـران بازگشت و در خمـيـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دينـى بـود.

در حـالـيكه بيـش از 5 مـاه  از ولادت روح الـلـه  نمى گذشت, طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـيهايشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسير خمـيـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهيـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد بديـن ترتیب امام خـميـنى از اوان كـودكى با رنج يـتـيـمی آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانيف ) بوده است. همچنيـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـويى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزيز نيز محـروم گـرديد .  

هجرت به قـم , تحصيل  دروس تكميلى  وتدريس علوم اسلامى

 

 اندكـى پـس  از هجرت آيه الله  العظمـى حاج  شيخ  عبد الكريـم حايرى  يزدى ـ رحـمه  الله  عليه ـ  ( نـوروز 1300هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب  1340 هجـرى قمـرى ) امام خمينى  نيز  رهـسپار حـوزه علميه  قـم گرديد وبه سرعت مراحل تحصيلات تكميلى علوم حـوزوى را نزد  اسـاتيد حـوزه قـم  طـى كرد . كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بيان ) نزد مرحوم آقا مـيـرزا محمـد علـى اديب  تهرانـى و تكميل دروس سطح نزد مرحـوم آيه الـله  سيد محمد تقـى خـوانسارى, و بيشتر نزد مرحـوم آيه الـله سـيـدعـلی يثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعيـم حـوزه قـم آيـه الـله  العظمى حاج شيخ عبدالكريـم حايرى يزدى رضـوان الـلـه عليهـم نام  برد .پـس از رحلت آيه الله العظمـى حـايـرى يزدى تلاش امـام خمينـى به همراه جمعى ديگر از مجتهديـن حـوزه علميه قـم به نـتيجـه رسـيـد و آيه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـيـم حـوزه عـلمـيـه عازم قـــم  گـرديـد. در اين زمان, امام خمينـى به عـنـوان يـكـى از مـدرسيـن و مجتهديـن صـاحب رأى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد .

حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علميه قـم به  تدريـس چنديـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فيضيه , مسجـد اعظم , مسجـد  محمـديه , مـدرسه حـاج ملاصـادق , مسجد سلماسى , و ... همت گماشت و در حـوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال  در مسجـد شيخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـيت و فـقـه را در عاليترين سطـوح تدريـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستـيـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولايت فـقيه بازگـو نمود.

امـام خمينـى در سنگـر مبـارزه و قيــام  

روحيه مبارزه و جهاد در راه خـدا ريـشـه در بينـش اعـتـقـادى و تربـيت و محيط خانـوادگى و شرايط سـيـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ايـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـيـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى وعـلمى ايـشان از يكـسـو و اوضاع و احـوال سياسـى و اجتماعى ايـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى ديگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه يـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ايالـتى و ولايـتى فرصـتـى پـديـد آورد تا ايـشان در رهبـريت قـيام و روحـانيـت ايـفاى نقـش كنـد و بـديـن تـرتـيـب قـيـام سراسرى روحانيت و ملت ايـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ويـژگـى برجستـه يعنى رهـبرى  واحد امام خمـيـنى  و اسلامـى بـودن انگـيـزه ها, و شعارها و هدفهـاى قيام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـويـن مـبارزات مـلـت ايران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان  شناخـتـه  و  معرفـى  شـد .

در شرايطـي که روحانيت ايران پـس  از وقايع  نهـضـت  مشروطيت در تنگناى هجـوم  بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال  انگليسى  از يكـسو ودشمـنيهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى ديگر قـرارداشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـوديت خـويـش  بـه تكاپـو افـتاد. آيه  الـلـه العظمى  حاج  شيخ  عـبد الـكريـم حايرى  بـه  دعـوت  علماى   وقت  قـم  از  اراك  به  ايـن  شهـر هجرت كرد و اندكـى پـس از آن  امـام خـميـنى كه با  بـهـره گيرى  از  استعداد  فـوق العاده خـويـش دروس مقـدماتى وسطـوح حـوزه علميه را در خـميـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكيـم موقعيت حـوزه نـو تاسيـس قـم مـشاركـتى فعال داشت. زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته اين حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.  پـس از رحلت آيـه اللـه العظمى حايرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علميه قـم را خطر انحلال تهـديد مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جويى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـيـه قـم را آيات  عـظـام :سيد محمد حجت, سيد صدر الديـن صدر و سيـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه عليهـم ـ بر عهده گرفتند. در ايـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرايط براى تحقق مرجعيت عظمى فراهـم گرديد. آيه الله العظمى بروجردى شخصيت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشين مناسبـى براى مـرحوم حايرى و حفـظ كيان حـوزه بـاشـد. ايـن پيشنهاد از سـوى شاگردان آيـه الـلـه حايرى و از جمله امام خـمـيـنـى به سرعت تعقيب شـد. شخص امام در دعـوت از آيـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذيرش مسئوليت خطـير زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.

امام خمينـى كه با دقـت شـرايط سياسـى جامعه و وضعـيـت حـوزه ها را زير نظر داشت و اطـلاعات خـويش را از طريق مطالـعه مـستمر كتب تاريخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آيـه الـلـه مـدرس تكـميل مى كرد دريافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـيـد بـه رهـايـى و نجات از شـرايط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطيت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پديد آمده است, بيدارى حوزه هاى عـلمـيـه و پيش از آن تضـميـن حيات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانيت مـى بـاشـد.

امام خمينى در تعقيب هدفهاى ارزشمند خويش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علميه را با هـمـكارى آيـه الـلـه مـرتضـى حايـرى تهـيـه كرد و بـه آيـه الـلـه بـروجردى (ره) پـيشـنهاد داد. ايـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمير حـوزه مـورد اسـتقبال و حمايت قرار گرفت .اما رژيـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لايحه انجـمـنـهاى ايالتى و ولايتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كريـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كانديـداها تغيير مـى يافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـويب كـابـيـنـه اميـر اسـد الـلـه علـم رسيـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى ديگر بـود

حذف و تغيير دو شـرط نخـست دقـيـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهايـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـيـز اشاره شد پـشتـيـبـانى شـاه از رژيـم صهـيـونيـستـى در تـوسعه مناسبات ايران و اسرائـيل شرط حمايـتهاى آمـريـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـيـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائـيت در قـواى سه گانه ايران ايـن شرط را تحقق مـى بخشيد. امام خمـيـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .

نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژيـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطير علما و حـوزه هاى علمـيـه در ايـن شـرايـط بـسيـار مـوثـر وكارساز بـود.

بديـن ترتـيـب ماجراى انجـمنهاى ايـالـتى و ولايـتـى تجربـه اى پيروز و گرانقدر براى ملت ايران بـويژه از آن جهـت بـود كـه طى آن ويـژگـيـهـاى شخصيتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شايسته بـود.  باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمريكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه يافت. شـاه در ديـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خويـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمينى بار ديگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جويى دوباره فراخواند .

با پيشنهاد امام خمينى عـيـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژيم تحريـم شد. در اعلامـيه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـيـد شاه بـه انقـلاب سـيـاه تعـبـيـر و هـمـسـويـى شـاه بـا اهـداف آمريكا و اسرائيل افـشا شده بود . از سـوى ديگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ايـران بـراى انجام اصلاحات آمـريكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـيـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـيـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسيار گران  می آمد .

امام خمـيـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنايات و هـمـپـيـمان بـا اسـرائـيـل ياد مـى كـرد و مـردم را بـه قـيام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـرورديـن 1342 شديـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و ديگر بلاد اسلامى در مقابل جنايات تازه رژيـم انـتـقـاد كرد . سال 1342 با تحريـم مراسـم عـيـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـوميـن فيضيه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـريكـا اصـرار مـى ورزيـد و امام خـمـيـنى بر آگاه كردن مردم و قـيـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـريكـا و خيـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فرورديـن 1342 آيـه الله العظمـى حكيـم از نجف طـى تلگـرافـهـايى بـه علما و مراجع ايران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. اين پيشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كيان حـوزه ها مطرح شده بود .

حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ايـن تهـديـدها, پاسخ تلگـراف آيـه الـلـه العـظـمى حكيـم را ارسال نمـوده و در آن تاكيـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علميه قـم به مصلحت نيست .

امام خميـنـى در پيامـى( بـه تايخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـيـضـيـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ايران در رويارويـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائيل غاصب تـاكيد ورزيد وپيمانهاى شـاه و اسـرائيل را محكـوم كرد

رحلت حضرت امام خميني (ره)

امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد , گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده  بـود و  قامتش  جز در بـرابـر او , درمـقابل هيچ قدرتى خـم نشده , و چشـمانش جز براى اوگريه  نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش  همه  حاكى  از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اينك ايـن  لحظه شكـوهمنـد  بـراى  او , و جانــكاه و تحمل  ناپذير بـراى  پيروانـش , فـرا مـى رسيد . او خـود در  وصيتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام  و قلبـى مطمئن و روحى شاد  و  ضميرى  اميدوار به  فضل خدا از خدمت   خـواهران و برادران مرخص  و  به سـوى  جايگاه  ابــدى سفر  مى كنـم  و به دعاى  خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن  و رحيـم  مى خـواهـم كه  عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را دركـوتاهى ها  و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند .شگفت آنكه امام خمينـى در يكـى از غزلياتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نيمه خرداد كشم              سالها مى گذرد حادثه ها مى آيد
 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال  بـود. قــلبـى  از كار  ايستـادكه  ميليـونها قلــب را بـه نور خدا  و  معنـويت  احـياء  كرده  بـود

.  بــه  وسيله  دوربين  مخفـى ای كه تـوسط دوستان امــام در بيمارستان نصب شده بـود روزهاى بيمارى  و جريان  عمل  و لحظه  لقاى  حق  ضبط  شده  است. وقتى كه گوشه هايـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ايـن ايـام از  تلويزيون  پخـش  شـد  غوغايى در  دلها  بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن  فضا ممكـن  نيست  . لبها  دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود . در آخرين شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت  و  طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حاليكه چنديـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد.

درساعات آخر, طمانينه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانيت خـدا و رسالت پيـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنيـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد , گـويـى زلزله اى عظيـم رخ داده است , بغضها تـركيـد و سرتاسر ايران و همـه كانـونهايـى كـه در جـهان بـا نام و پيام امام خمينـى آشـنا بـودنـد يــكپارچه گـريستند و بـر سر و سينه زدنـد . هيچ قلـم و بيـانـى قـادر نيست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غير قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصيف كند. مـردم ايـران و مسلمانان انقلابى , حق داشتـند اينـچنيـن ضجه كـنند و صحنه هايى پديد آورند كه در تاريخ نمونه اى بـديـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداريـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـايمال شـده شان را بـاز گـردانده بود , دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمريكايى و غربـى را از سرزمينشان كـوتاه كرده بود , اسلام را احــياء كـرده بــود , مسلمـيـن را عــزت بـخـشـيـده بـــود , جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود , رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شيـطانـى دنـيا ايستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمايت همه جانبه مـى شـد . مردم ,رهبر محبـوب و مرجع دينـى خـود و منادى اسلام راستيـن را از دست داده بـودند .

شايـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ايـن مفاهيـم نيستنـد , اگـر حالات مردم را در فيـلمهاى مـراسـم توزيع و تشييع و خاكسپارى پيكر مطهر امام خمينـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگينـى ايـن حادثه تاب تحمـل نيـاورده و قـلبـشان از كار ايستـاده بـود را بشنـوند و پيكرهايى كه يكـى پـس از ديـگرى از شـدت تـاثـر بيهوش شـده , بر روى دسـتها در امـواج جمعـيت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فيلمها و عكسها ببيننـد , در تفسير ايـن واقعيتها درمانده شوند .




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

زندگينامه پيامبر (ص)

ولادت و دوران كودكى

ولادت پيغمبر اكرم به اتفاق شيعه و سنى در ماه ربيع الاول است , گو اينكه اهل تسنن بيشتر روز دوازدهم را گفته اند و شيعه بيشتر روز هفدهم را , به استثناى شيخ كلينى صاحب كتاب كافى كه ايشان هم روز دوازدهم را روز ولادت مى دانند . رسول خدا در چه فصلى از سال متولد شده است ؟ در فصل بهار . در السيرة الحلبية مى نويسد : ولد فى فصل الربيع در فصل ربيع به دنيا آمد . بعضى از دانشمندان امروز حساب كرده اند تا ببينند روز ولادت رسول اكرم با چه روزى از ايام ماههاى شمسى منطبق مى شود , به اين نتيجه رسيده اند كه دوازدهم ربيع آن سال مطابق مى شود با بيستم آوريل , و بيستم آوريل مطابق است با سى و يكم فروردين . و قهرا هفدهم ربيع مطابق مى شود با پنجم ارديبهشت . پس قدر مسلم اين است كه رسول اكرم در فصل بهار به دنيا آمده است حال يا سى و يكم فروردين يا پنجم ارديبهشت . در چه روزى از ايام هفته به دنيا آمده است ؟ شيعه معتقد است كه در روز جمعه به دنيا آمده اند , اهل تسنن بيشتر گفته اند در روز دوشنبه . در چه ساعتى از شبانه روز به دنيا آمده اند ؟ شايد اتفاق نظر باشد كه بعد از طلوع فجر به دنيا آمده اند , در بين الطلوعين .

مسافرتها

رسول اكرم , به خارج عربستان فقط دو مسافرت كرده است كه هر دو قبل از دوره رسالت و به سوريه بوده است. يكسفر در دوازده سالگى همراه عمويش ابوطالب , و سفر ديگر در بيست و پنج سالگى به عنوان عامل تجارت براى زنى بيوه به نام خديجه كه از خودش پانزده سال بزرگتر بود و بعدها با او ازدواج كرد . البته به بعد از رسالت , در داخل عربستان مسافرتهايى كرده اند . مثلا به طائفرفته اند , به خيبر كه شصتفرسخ تا مكه فاصله دارد و در شمال مكه است رفته اند , به تبوك كه تقريبا مرز سوريه استو صد فرسخ تا مدينه فاصله دارد رفته اند , ولى در ايام رسالت از جزيرة العرب هيچ خارج نشده اند .

شغلها

پيغمبر اكرم چه شغلهايى داشته است ؟ جز شبانى و بازرگانى , شغل و كار ديگرى را ما از ايشان سراغ نداريم . بسيارى از پيغمبران در دوران قبل از رسالتشان شبانى مى كرده اند ( حالا اين چه از الهى اى دارد , ما درست نمى دانيم ) همچنانكه موسى شبانى كرده است . پيغمبر اكرم هم قدر مسلم اين است كه شبانى مى كرده است . گوسفندانى را با خودش به صحرا مى برده است , رعايت مى كرده و مى چرانيده و بر مى گشته است . بازرگانى هم كه كرده است . با اينكه يك سفر , سفر اولى بود كه خودش مى رفت به بازرگانى ( فقط يك سفر در دوازده سالگى همراه عمويش رفته بود ) . آن سفر را با چنان مهارتى انجام داد كه موجب تعجب همگان شد .

پيغمبر اكرم در عصر جاهليت

سوابق قبل از رسالت پيغمبر اكرم چه بوده است ؟ در ميان همه پيغمبران جهان , پيغمبر اكرم يگانه پيغمبرى استكه تاريخ كاملا مشخصى دارد ... الف-در همه آن اهل سال قبل از بعثت , در آن محيط كه فقط و فقط محيط بت پرستى بود , او هرگز بتى را سجده نكرد . البته عده قليلى بوده اند معروف به[ ( حنفا]( كه آنها هم از سجده كردن بتها احتراز داشته اند ولى نه اينكه از اول تا آخر عمرشان , بلكه بعدا اين فكر برايشان پيدا شد كه اين كار , كار غلطى است و از سجده كردن بتها اعراض كردند و بعضى از آنها مسيحى شدند . اما پيغمبر اكرم در همه عمرش , از اول كودكى تا آخر , هرگز اعتنائى به بت و سجده بت نكرد . اين , يكى از مشخصاتايشان است.

ب -پيش از بعثت براى خديجه كه بعد به همسرى اش در آمد , يك سفر تجارتى به شام انجام داد در آن سفر بيش از پيش لياقت و استعداد و امانتو درستكارى اش روشن شد او در ميان مردم آنچنان به درستى شهره شده بود كه لقب[ ( محمد امين]( يافته بود امانتها را به او مى سپردند . پس از كه با او پيدا كردند , باز هم امانتهاى خود را به او مى سپردند , از همين بعثت نيز قريش با همه دشمنى اى رو پس از هجرت به مدينه , على ( عليه السلام ) را چند روزى بعد از خود باقى گذاشت كه امانتها را به صاحبان اصلى برساند .

ا در بسيارى از كارها به عقل او اتكا مى كردند . عقل و صداقت و امانت از صفاتى بود كه پيغمبر اكرم سختبه آنها مشهور بود به طورى كه در زمان رسالت وقتى كه فرمود آيا شما تاكنون از من سخن خلافى شنيده ايد , همه گفتند : ابدا , ما تو را به صدق و امانت مى شناسيم .

يكى از جريانهايى كه نشان دهنده عقل و فطانت ايشان است , اين است كه وقتى خانه خدا را خراب كردند ( ديوارهاى آن را برداشتند ) تا دو مرتبه بسازند , حجر الاسود را نيز برداشتند . هنگامى كه مى خواستند دو مرتبه آنرا نصب كنند , اين قبيله مى گفت من بايد نصب كنم , آن قبيله مى گفتمن بايد نصب كنم , و عنقريب بود كه زد و خورد شديدى روى دهد . پيغمبر اكرم آمد قضيه را به شكل خيلى ساده اى حل كرد . قضيه , معروف است , ديگر نمى خواهم وقت شما را بگيرم .

مسئله ديگرى كه باز در دوران قبل از رسالت ايشان هست , مسئله احساس تأييدات الهى است . پيغمبر اكرم بعدها در دوره رسالت , از كودكى خودش فرمود . از جمله فرمود من در كارهاى اينها شركت نمى كردم . . . گاهى هم احساس مى كردم كه گويى يك نيروى غيبى مرا تأييد مى كند . مى گويد من هفت سالم بيشتر نبود , عبدالله بن جدعان كه يكى از اشراف مكه بود , عمارتى مى ساخت . بچه هاى مكه به عنوان كار ذوقى و كمكدادن به او مى رفتند از نقطه اى به نقطه ديگر سنگ حمل مى كردند . من هم مى رفتم همين كار را مى كردم . آنها سنگها را در دامنشان مى ريختند , دامنشان را بالا مى زدند و چون شلوار نداشتند كشف عورت مى شد . من يك دفعه تا رفتم سنگ را گذاشتم در دامنم , مثل اينكه احساس كردم كه دستى آمد و زد دامن را از دستم انداخت, حس كردم كه من نبايد اين كار را بكنم , با اينكه كودكى هفت ساله بودم .

از جمله قضاياى قبل از رسالت ايشان , به اصطلاح متكلمين[ ( ارهاصات]( است كه همين داستان ملك هم جزء ارهاصات به شمار مىآيد . رؤياهاى فوق العاده عجيبى بوده كه پيغمبر اكرم مخصوصا در ايام نزديك به رسالتش مى ديده است . مى گويد من خوابهايى مى ديدم كه : | يأتى مثل فلق الصبح | مثل فجر , مثل صبح صادق , صادق و مطابق بود , اينچنين خوابهاى روشن مى ديدم . چون بعضى از رؤياها از همان نوع وحى و الهام است, نه هر رؤيايى , نه رؤيايى كه از معده انسان بر مى خيزد , نه رؤيايى كه محصول عقده ها , خيالات و توهمات پيشين است . جزء اولين مراحلى كه پيغمبر اكرم براى الهام و وحى الهى در دوران قبل از رسالت طى مى كرد , ديدن رؤياهايى بود كه به تعبير خودشان مانند صبح صادق ظهور مى كرد , چون گاهى خود خواب براى انسان روشن نيست , پراكنده است, و گاهى خوابروشن است ولى تعبيرش صادق نيست , اما گاه خواب در نهايت روشنى است , هيچ ابهام و تاريكى و به اصطلاح آشفتگى ندارد , و بعد هم تعبيرش در نهايت وضوح و روشنايى است.

از سوابق ديگر قبل از رسالت رسول اكرم يعنى در فاصله ولادت تا بعثت , اين است كه - عرض كرديم - تا سن بيستو پنج سالگى دو بار به خارج عربستان مسافرت كرد .

پيغمبر فقير بود , از خودش نداشت يعنى به اصطلاح يك سرمايه دار نبود . هم يتيم بود , هم فقير و هم تنها . يتيم بود , خوب معلوم است , بلكه به قول[ ( نصا ب](لطيم هم بود يعنى پدر و مادر هر دو از سرش رفته بودند . فقير بود , براى اينكه يكشخص سرمايه دارى نبود , خودش شخصا كار مى كرد و زندگى مى نمود , و تنها بود . وقتى انسان روحى پيدا مى كند و به مرحله اى از فكر و افق فكرى و احساسات روحى و معنويات مى رسد كه خواه ناخواه ديگر با مردم زمانش تجانس ندارد , تنها مى ماند . تنهايى روحى از تنهايى جسمى صد درجه بدتر است . اگر چه اين مثال خيلى رسا نيست , ولى مطلب را روشن مى كند : شما يك عالم بسيار عالم و بسيار با ايمانى را در ميان مردمى جاهل و بى ايمان قرار بدهيد . ولو آن افراد , پدر و مادر و برادران و اقوام نزديكش باشند , او تنهاست. يعنى پيوند جسمانى نمى تواند او را با اينها پيوند بدهد . او از نظر روحى در يك افق زندگى مى كند و اينها در افق ديگرى . گفت[ : ( چندان كه نادان را از دانا وحشت است , دانا را صد چندان از نادان نفرت است]( .پيغمبر اكرم در ميان قوم خودش تنها بود , همفكر نداشت . بعد از سى سالگى در حالى كه خودش با خديجه زندگى و عائله تشكيل داده است , كودكى را در دو سالگى از پدرش مى گيرد و مىآورد در خانه خودش . كودك , على بن ابى طالب است . تا وقتى كه مبعوث مى شود به رسالت و تنهائيش با مصاحبت وحى الهى تقريبا از بين مى رود , يعنى تا حدود دوازده سالگى اين كودك , مصاحب و همراهش فقط اين كودك است . يعنى در ميان همه مردم مكه كسى كه لياقت همفكرى و همروحى و هم افقى او را داشته باشد , غير از اين كودك نيست . خود على ( ع ) نقل مى كند كه من بچه بودم , پيغمبر وقتى به صحرا مى رفت , مرا روى دوش خود سوار مى كرد و مى برد .

در بيست و پنج سالگى , معنى خديجه از او خواستگارى مى كند . البته مردم بايد خواستگارى بكند ولى اين زن شيفته خلق و خوى و معنويت و زيبايى و همه چيز حضرت رسول است . خودش افرادى را تحريك مى كند كه اين جوان را وادار كنيد كه بيايد از من خواستگارى كند . مىآيند , مى فرمايد آخر من چيزى ندارم . خلاصه به او مى گويند تو غصه اين چيزها را نخور و به او مى فهمانند كه خديجه اى كه تو مى گويى اشرافو اعيان و رجال و شخصيتها از او خواستگارى كرده اند و حاضر نشده است , خودش مى خواهد . تا بالاخره داستان خواستگارى و ازدواج رخ مى دهد . عجيب اين است :

حالا كه همسر يك زن بازرگان و ثروتمند شده است, ديگر دنبال كار بازرگانى نمى رود . تازه دوره وحدت يعنى دوره انزوا , دوره خلوت , دوره تحنف و دوره عبادتش شروع مى شود . آن حالت تنهايى يعنى آن فاصله روحى اى كه او با قوم خودش پيدا كرده است , روز بروز زيادتر مى شود . ديگر اين مكه و اجتماع مكه , گويى روحش را مى خورد . حركتمى كند تنها در كوههاى اطراف مكه ( 1 ) راه مى رود , تفكر و تدبر مى كند . خدا مى داند كه چه عالمى دارد , ما كه نمى توانيم بفهميم . در همين وقت است كه غير از آن كودك يعنى على ( ع ) كس ديگر , همراه و مصاحب او نيست .

ماه رمضان كه مى شود در يكى از همين كوههاى اطراف مكه - كه در شمال شرقى اين شهر است و از سلسله كوههاى مكه مجزا و مخروطى شكل است - به نام كوه[ ( حرا]( كه بعد از آن دوره اسمش را گذاشتند جبل النور ( كوه نور ) خلوت مى گزيند . شايد خيلى از شما كه به حج مشرف شده ايد اين توفيق را پيدا كرده ايد كه به كوه حرا و غار حرا برويد . و من دو بار اين توفيق نصيبم شده است و جزء آرزوهايم اين است كه مكرر در مكرر اين توفيق براى من نصيب بشود . براى يك آدم متوسط حداقل يك ساعتطول مى كشد كه از پائين دامنه اين كوه برسد به قله آن , و حدود سه ربع هم طول مى كشد تا پائين بيايد .

ماه رمضان كه مى شود اصلا به كلى مكه را رها مى كند و حتى از خديجه هم دورى مى گزيند . يك توشه خيلى مختصر , آبى , نانى با خودش بر مى دارد و مى رود به كوه حرا و ظاهرا خديجه هر چند روز يك مرتبه كسى را مى فرستاد تا مقدارى آب و نان برايش ببرد . تمام اين ماه را به تنهايى در خلوت مى گذراند . البته گاهى فقط على ( ع ) در آنجا حضور داشته و شايد هميشه على ( ع ) بوده , اين را من الان نمى دانم . قدر مسلم اين است كه گاهى على ( ع ) بوده است , چون مى فرمايد :

| و لقد جاورت رسول الله ( ص ) بحراء حبن نزول الوحى | .

آن ساعتى كه وحى نزول پيدا كرد من آنجا بودم .

از آن كوه پائين نمىآمد و در آنجا خداى خودش را عبادت مى كرد . اينكه چگونه تفكر مى كرد , چگونه به خداى خودش عشق مى ورزيد و چه عوالمى را در آنجا طى مى كرد , براى ما قابل تصور نيست . على ( ع ) در اين وقتبچه اى است حداكثر دوازده ساله . در آن ساعتى كه بر پيغمبر اكرم وحى نازل مى شود , او آنجا حاضر است . پيغمبر يك عالم ديگرى را دارد طى مى كند . هزارها مثل ما اگر در آنجا مى بودند چيزى را در اطراف خود احساس نمى كردند ولى على ( ع ) يك دگرگونيهايى را احساس مى كند . قسمتهاى زيادى از عوالم پيغمبر را درك مى كرده است , چون مى گويد :

| و لقد سمعت رنة الشيطان حين نزول الوحى | .

من صداى ناله شيطان را در هنگام نزول وحى شنيدم .

مثل شاگرد معنوى كه حالات روحى خودش را به استادش عرضه مى دارد , به پيغمبر عرض كرد : يا رسول الله ! آن ساعتى كه وحى داشت بر شما نازل مى شد , من صداى ناله اين ملعون را شنيدم . فرمود بله على جان !

| انك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى و لكنك لست بنبى | .

شاگرد من ! تو آنها كه من مى شنوم , مى شنوى و آنها كه من مى بينم , مى بينى ولى تو پيغمبر نيستى .

پاره اى از شب, گاهى نصف, گاهى ثلثو گاهى دو ثلث شب را به عبادت مى پرداخت با اينكه تمام روزش خصوصا در اوقات توقف در مدينه در تلاش بود , از وقت عبادتش نمى كاست او آرامش كامل خويش را در عبادت و راز و نياز با حق مى يافت عبادتش به منظور طمع بهشتو يا ترس از جهنم نبود , عاشقانه و سپاسگزارانه بود روزى يكى از همسرانش گفت : تو ديگر چرا آن همه عبادت مى كنى ؟ تو كه آمرزيده اى ! جواب داد : آيا يك بنده سپاسگزار نباشم ؟

بسيار روزه مى گرفت . علاوه بر ماه رمضان و قسمتى از شعبان , يك روز در ميان روزه مى گرفت دهه آخر ماه رمضان بسترش بكلى جمع مى شد و در مسجد معتكف مى گشت و يكسره به عبادتمى پرداخت , ولى به ديگران مى گفت: كافى است در هر ماه سه روز روزه بگيريد مى گفت : به اندازه طاقت عبادت كنيد , بيش از ظرفيت خود بر خود تحميل نكنيد كه اثر معكوس دارد .

با رهبانيت و انزوا و گوشه گيرى و ترك اهل و عيال مخالف بود , بعضى از اصحاب كه چنين تصميمى گرفته بودند مورد انكار و ملامت قرار گرفتند مى فرمود : بدن شما , زن و فرزند شما و ياران شما همه حقوقى بر شما دارند و مى بايد آنها را رعايت كنيد .

در حال انفراد , عبادت را طول مى داد , گاهى در حال تهجد ساعتها سرگرم بود , اما در جماعتبه اختصار مى كوشيد , رعايت حال اضعف مامومين را لازم مى شمرد و به آن توصيه مى كرد .

يكي ازسوابق رسول خدااين است كه امي بود يعنيمكتب نرفته ودرس نخواندهبود و نزد هيچ معلمى نياموخته و با هيچ نوشته و دفتر و كتابى آشنا نبوده است .

احدى از مورخان , مسلمان يا غير مسلمان , مدعى نشده است كه آن حضرت در دوران كودكى يا جوانى , چه رسد به دوران كهولت و پيرى كه دوره رسالت است , نزد كسى خواندن يا نوشتن آموخته است , و همچنين احدى ادعا نكرده و موردى را نشان نداده است كه آن حضرت قبل از دوران رسالت يكسطر خوانده و يا يك كلمه نوشته است .

مردم عرب , بالاخص عرب حجاز , در آن عصر و عهد به طور كلى مردمى بى سواد بودند . افرادى از آنها كه مى توانستند بخوانند و بنويسند انگشت شمار و انگشت نما بودند . عادتا ممكن نيست كه شخصى در آن محيط , اين فن را بياموزد و در ميان مردم به اين صفتمعروف نشود ...

خاور شناسان نيز كه با ديده انتقاد به تاريخ اسلامى مى نگرند كوچكترين نشانه اى بر سابقه خواندن و نوشتن رسول اكرم نيافته , اعتراف كرده اند كه او مردى درس ناخوانده بود و از ميان ملتى درس ناخوانده برخاست. كارلايل در كتاب معروف الابطال مى گويد :

[ ( يك چيز را نبايد فراموش كنيم و آن اينكه محمد هيچ درسى از هيچ استادى نياموخته است , صنعت خط تازه در ميان مردم عرب پيدا شده بود .

به عقيده من حقيقت اين است كه محمد با خط و خواندن آشنا نبود , جز زندگى صحرا چيزى نياموخته بود]( .

ويل دورانت در تاريخ تمدن مى گويد :

[ ( ظاهرا هيچ كس در اين فكر نبود كه وى ( رسول اكرم ) را نوشتن و خواندن آموزد . در آن موقع هنر نوشتن و خواندن به نظر عربان اهميتى نداشت ء به همين جهت در قبيله قريش بيش از هفده تن خواندن و نوشتن نمى دانستند . معلوم نيست كه محمد شخصا چيزى نوشته باشد . از پس پيمبرى كاتب مخصوص داشت . معذلك معروف ترين و بليغ ترين كتاب زبان عربى به زبان وى جارى شد و دقايق امور را بهتر از مردم تعليم داده شناخت](( 1 ) .

جان ديون پورت در كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمد و قرآن مى گويد :

[ ( درباره تحصيل و آموزش , آنطورى كه در جهان معمول است , همه معتقدند كه محمد تحصيل نكرده و جز آنچه در ميان قبيله اش رايج و معمول بوده چيزى نياموخته است](( 2 ) .

كونستان ورژيل گيورگيو در كتابمحمد پيغمبرى كه از نو بايد شناخت مى گويد :

[ ( با اينكه امى بود , در اولين آيات كه بر وى نازل شده صحبت از قلم و علم , يعنى نوشتن و نويسانيدن و فرا گرفتن و تعليم دادن است . در هيچيك از اديان بزرگ اين اندازه براى معرفت قائل به اهميت نشده اند و هيچ دينى را نمى توان يافت كه در مبدا آن , علم و معرفت اينقدر ارزش و اهميت داشته باشد . اگر محمد يك دانشمند بود , نزول اين آيات در غار ( حرا ) توليد حيرت نمى كرد , چون دانشمند قدر علم را مى داند , ولى او سواد نداشت و نزد هيچ آموزگارى درس نخوانده بود . من به مسلمانها تهنيت مى گويم كه در مبدا دين آنها كسب معرفت اينقدر با اهميت تلقى شده]((3).

گوستاو لوبون در كتاب معروف خود تمدن اسلام و عرب مى گويد :

[ ( اين طور معروف است كه پيغمبر امى بوده است , و آن مقرون به قياس هم هست , زيرا اولا اگر از اهل علم بود ارتباط مطالب و فقرات قرآن به هم بهتر مى شد , بعلاوه آن هم قرين قياس استكه اگر پيغمبر امى نبود نمى توانست مذهب جديدى شايع و منتشر سازد , براى اينكه شخص امى به احتياجات اشخاص جاهل بيشتر آشناستو بهتر مى تواند آنها را به راه راست بياورد . به هر حال , پيغمبر امى باشد يا غير امى , جاى هيچ ترديدى نيست كه او آخرين درجه عقل و فراست و هوش را دارا بوده است]((4) .

گوستاو لوبون به علت آشنا نبودن با مفاهيم قرآنى , و هم به خاطر افكار مادى كه داشته است سخن ياوه اى درباره ارتباط آيات قرآن و درباره عاجز بودن عالم از دركاحتياجات جاهل مى بافد و به قرآن و پيغمبر اهانت مى كند , در عين حال اعترافدارد كه هيچ گونه سندى و نشانه اى بر سابقه آشنايى پيغمبر اسلام با خواندن و نوشتن وجود ندارد .

غرض از نقل سخن اينان استشهاد به سخنشان نيست . براى اظهار نظر در تاريخ اسلام و مشرق , خود مسلمانان و مشرق زمينيها شايسته ترند . نقل سخن اينان براى اين است كه كسانى كه خود شخصا مطالعه اى ندارند بدانند كه اگر كوچكترين نشانه اى در اين زمينه وجود مى داشت از نظر مورخان كنجكاو و منتقد غير مسلمان پنهان نمى ماند .

رسول اكرم در خلال سفرى كه همراه ابو طالب به شام رفت , ضمن استراحت در يكى از منازل بين راه , برخورد كوتاهى با يك راهب به نام بحيرا ( 5 ) داشته است . اين برخورد , توجه خاورشناسان را جلب كرده است كه آيا پيغمبر اسلام از همين برخورد كوتاه چيزى آموخته است ؟

وقتى كه چنين حادثه كوچكى توجه مخالفان را در قديم و جديد برانگيزد , به طريق اولى اگر كوچكترين سندى براى سابقه آشنايى رسول اكرم با خواندن و نوشتن وجود مى داشت , از نظر آنان مخفى نمى ماند و در زير ذره بينهاى قوى اين گروه چندين بار بزرگتر نمايش داده مى شد .

براى اينكه مطلب روشن شود لازم است در دو قسمت بحث شود :

1 . دوره قبل از رسالت .

2 . دوره رسالت .

در دوره رسالت نيز از دو نظر بايد مطلبمورد مطالعه قرار گيرد :

1 . نوشتن .

2 . خواندن .

بعدا خواهيم گفت آنچه قطعى و مسلم است و مورد اتفاق علماى مسلمين و غير آنهاست اين است كه ايشان قبل از رسالت كوچكترين آشنايى با خواندن و نوشتن نداشته اند . اما دوره رسالتآن اندازه قطعى نيست . در دوره رسالت نيز آنچه مسلم تر استننوشتن ايشان است , ولى نخواندنشان آن اندازه مسلم نيست . از برخى رواياتشيعه ظاهر مى شود كه ايشان در دوره رسالت مى خوانده اند ولى نمى نوشته اند , هر چند رواياتشيعه نيز در اين جهت وحدت و تطابق ندارند . آنچه از مجموع قراين و دلايل استفاده مى شود اين است كه در دوره رسالت نيز نه خوانده اند و نه نوشته اند .

براى اينكه دوره ما قبل رسالترا رسيدگى كنيم لازم است درباره وضع عمومى عربستان در آن عصر از لحاظ خواندن و نوشتن بحث كنيم .

از تواريخ چنين استفاده مى شود كه مقارن ظهور اسلام , افرادى در آن محيط كه خواندن و نوشتن مى دانسته اند بسيار معدود بوده اند .

در اسد الغابه ذيل احوال تميم بن جراشه ثقفى داستانى از او نقل مى كند كه به صراحت مى فهماند پيغمبر اكرم حتى در دوره رسالتنه مى خوانده و نه مى نوشته است ,

در كتب تواريخ نام دبيران رسول خدا آمده است . يعقوبى در جلد دوم تاريخ خويش مى گويد :

[ ( دبيران رسول خدا كه وحى , نامه ها و پيمان نامه ها را مى نوشتند اينان اند : على بن ابى طالب ( ع ) , عثمان بن عفان , عمرو بن العاص , معاوية بن ابى سفيان , شرحبيل بن حسنه , عبدالله بن سعد بن ابى سرح , مغيره بن شعبه , معاذ بن جبل , زيد بن ثابت , حنظلة بن الربيع , ابى بن كعب , جهيم بن الصلت , حصين النميرى]( ( 1 ) .

مسعودى در التنبيه والاشراف تا اندازه اى تفصيل مى دهد كه اين دبيران , هر كدام چه نوع كارى را به عهده داشته اند و نشان مى دهد كه اين دبيران بيش از اين توسعه كار داشته و نوعى نظم و تشكيلات و تقسيم كار در ميان بوده است .

دعوت ازخويشاوندان

در اوائل بعثت پيغمبر اكرم آيه آمد : & انذر عشيرتك الاقربين & ( 1 ) خويشاوندان نزديكت را انذار و اعلام خطر كن . هنوز پيغمبر اكرم اعلام دعوت عمومى به آن معنا نكرده بودند . مى دانيم در آن هنگام على ( ع ) بچه اى بوده در خانه پيغمبر . ( على ( ع ) از كودكى در خانه پيغمبر بودند كه آن هم داستانى دارد ) رسول اكرم به غذايى ترتيب بده و بنى هاشم و بنى عبدالمطلب را دعوت كن . على ( ع ) هم غذايى از گوشت درست كرد و مقدارى شير نيز تهيه كرد كه آنها بعد از غذا خوردند . پيغمبر اكرم اعلام دعوتكرد و فرمود من پيغمبر خدا هستم و از جانب خدا مبعوثم . من مأمورم كه ابتدا شما را دعوت كنم و اگر سخن مرا بپذيريد سعادت دنيا و آخرت نصيبشما خواهد شد . ابولهب كه عمومى پيغمبر بود تا اين جمله را شنيد , عصبانى و ناراحت شد و گفت تو ما را دعوت كردى براى اينكه چنين مزخرفى را به ما بگويى ؟ ! جارو جنجال راه انداخت و جلسه را بهم زد . پيغمبر اكرم براى بار دوم به على ( ع ) دستور تشكيل جلسه را داد . خود اميرالمؤمنين كه راوى هم هست مى فرمايد كه اينها حدود چهل نفر بودند يا يكى كم يا يكى زياد . در دفعه دوم پيغمبر اكرم به آنها فرمود هر كسى از شما كه اول دعوت مرا بپذيرد , وصى , وزير و جانشين من خواهد بود . غير از على ( ع ) احدى جواب مثبت نداد و هر چند بار كه پيغمبر اعلام كرد , على ( ع ) از جا بلند شد . در آخر پيغمبر فرمود بعد از من تو وصى و وزير و خليفه من خواهى بود .

 

قريش وبيامبر (ص)

زمانى كه هنوز حضرت رسول در مكه بودند و قريش مانع بودند كه ايشان تبليغ كنند و وضع سخت و دشوار بود , در ماههاى حرام ( 1 ) مزاحم پيغمبر اكرم نمى شدند يا لااقل زياد مزاحم نمى شدند يعنى مزاحمت بدنى مثل كتك زدن نبود ولى مزاحمت تبليغاتى وجود داشت. رسول اكرم هميشه از اين فرصت استفاده مى كرد و وقتى مردم در بازار عكاظ در عرفات جمع مى شدند ( آن موقع هم حج بود ولى با يك سبك مخصوص ) مى رفت در ميان قبائل گردش مى كرد و مردم را دعوت مى نمود . نوشته اند در آنجا ابولهب مثل سايه پشت سر پيغمبر حركتمى كرد و هر چه پيغمبر مى فرمود , او مى گفت دروغ مى گويد , به حرفش گوش نكنيد . رئيس يكى از قبائل خيلى با فراست بود . بعد از آنكه مقدارى با پيغمبر صحبت كرد , به قوم خودش گفت اگر اين شخص از من مى بود لاكلتبه العرب. يعنى من اينقدر در او استعداد مى بينم كه اگر از ما مى بود , به وسيله وى عربرا مى خوردم . او به پيغمبر اكرم گفت من و قومم حاضريم به تو ايمان بياوريم ( بدون شك ايمان آنها ايمان واقعى نبود ) به شرط اينكه تو هم به ما قولى بدهى و آن اينكه براى بعد از خودت من يا يك نفر از ما را تعيين كنى . فرمود اينكه چه كسى بعد از من باشد , با من نيست با خداست . اين , مطلبى است كه در كتب تاريخ اهل تسنن آمده است .

1 - ماههاى ذى القعده , ذى الحجه و محرم چون ماه حرام بود , ماه آزاد بود يعنى در اين ماهها همه جنگها تعطيل بود , دشمنان از يكديگر انتقام نمى گرفتند و رفت و آمدها در ميانشان معمول بود . در بازار عكاظ جمع مى شدند و حتى اگر كسى قاتل پدرش را كه مدتها دنبالش بود پيدا مى كرد , به احترام ماه حرام متعرضش نمى شد .

مردم مدينه ورسول اكرم(ص)

مردم مدينه دو قبيله بودند به نام اوس و خزرج كه هميشه با هم جنگ داشتند . يك نفر از آنها به نام اسعد بن زراره مىآيد به مكه براى اينكه از قريش استمداد كند . وارد مى شود بر يكى از مردم قريش .

كعبه از قديم معبد بود گو اينكه در آن زمان بتخانه بود و رسم طوافكه از زمان حضرت ابراهيم معمول بود هنوز ادامه داشت. هركس كه مىآمد , يك طوافى هم دور كعبه مى كرد . اين شخص وقتى خواست برود به زيارت كعبه و طواف بكند , ميزبانش به او گفت[ : ( مواظب باش ! مردى در ميان ما پيدا شده , ساحر و جادوگرى كه گاهى در مسجد الحرام پيدا مى شود و سخنان دلرباى عجيبى دارد . يك وقتسخنان او به گوش تو نرسد كه تو را بى اختيار مى كند . سحرى در سخنان او هست](. اتفاقا او موقعى مى رود براى طواف كه رسول اكرم در كنار كعبه در حجر اسماعيل نشسته بودند و با خودشان قرآن مى خواندند . در گوش اين شخص پنبه كرده بودند كه يكوقت چيزى نشنود . مشغول طواف كردن بود كه قيافه شخصى خيلى او را جذب كرد . ( رسول اكرم سيماى عجيبى داشتند ) . گفت نكند اين همان آدمى باشد كه اينها مى گويند ؟ يك وقت با خودش فكر كرد كه عجب ديوانگى است كه من گوشهايم را پنبه كرده ام . من آدمم , حرفهاى او را مى شنوم , پنبه را از گوشش انداخت بيرون . آيات قرآن را شنيد . تمايل پيدا كرد . اين امر منشأ آشنايى مردم مدينه با رسول اكرم ( ص ) شد . بعد آمد صحبتهايى كرد و بعدها ملاقاتهاى محرمانه اى با حضرت رسول كردند تا اينكه عده اى از اينها[ به مكه] آمدند و قرار شد در موسم حج در يكى از شبهاى تشريق يعنى شب دوازدهم وقتى كه همه خواب هستند بيايند در منا , در عقبه وسطى , در يكى از گردنه هاى آنجا , رسول اكرم ( ص ) هم بيايند آنجا و حرفهايشان را بزنند . در آنجا رسول اكرم فرمود من شما را دعوتمى كنم به خداى يگانه و . . . و شما اگر حاضريد ايمان بياوريد , من به شهر شما خواهم آمد . آنها هم قبول كردند و مسلمان شدند , كه جريانش مفصل است . زمينه اينكه رسول اكرم ( ص ) از مكه به مدينه منتقل بشوند فراهم شد . اين اولين[ حادثه]بود . بعد حضرت رسول ( ص ) مصعب بن عمير را فرستادند به مدينه و او در آنجا به مردم قرآن تعليم داد . اينهايى كه ابتدا آمده بودند , عده اندكى بودند , به وسيله اين مبلغ بزرگوار عده زياد ديگرى مسلمان شدند و تقريبا جو مدينه مساعد شد . قريش هم روز بروز بر سختگيرى خود مى افزودند , و در نهايت امر تصميم گرفتند كه ديگر كار رسول اكرم را يكسره كنند . در[ ( دارالندوه ]( تشكيل جلسه دادند , كه اين آيه قرآن يكسره اشاره به آنهاست[ .

جلسه دار الندوه

دار الندوه حكم مجلس سناى مكه بوده . مكه اساسا نه از خودش حكومتى داشت به شكل پادشاهى يا جمهورى , و نه تابع يك مركزى بود . يكنوع حكومت ملوك الطوايفى داشتند . قرارى داشتند كه از هر قبيله اى چند نفر با شرايطى و از جمله اينكه از چهل سال كمتر نداشته باشند بيايند در آنجا جمع بشوند و درباره مشكلاتى كه پيش مىآيد با يكديگر مشورت كنند و هر چه در آنجا تصميم مى گرفتند , ديگر مردم قريش عمل مى كردند[ . ( دارالندوه]( يكى از اطاقهايى بود كه در اطراف مسجد الحرام بود . الان آن محل خراب شده و داخل مسجد الحرام است .

در آنجا پيشنهادهايى كردند , گفتند بالاخره بايد به يك شكلى آزادى را از محمد سلب كنيم , يا اساسا او را بكشيم يا حبسش كنيم و يا لااقل شرش را از اينجا بكنيم و تبعيدش كنيم , هر جا مى خواهد برود . در اينجاست كه هم شيعه و هم سنى نوشته اند پيرمردى در اين مجلس ظاهر شد با اينكه قرار نبود كه غير قريش كس ديگر را در آنجا راه بدهند و گفت من اهل نجد هستم . گفتند اينجا جاى تو نيست . گفت نه , من راجع به همين موضوعى كه قريش در اينجا بحث مى كنند صحبت و فكر دارم . بالاخره اجازه گرفت و داخل شد . و در اخبار وارد شده كه اين پيرمرد انسان نبود و شيطان بود كه به صورت يك پيرمرد مجسم شد . به هر حال در تاريخ , او به نام[ ( شيخ نجدى]( معروف شد كه در آن مجلس شيخ نجدى هم اظهار نظر كرد و در آخر هم نظر شيخ نجدى تصويب شد . آن پيشنهاد كه گفتند يك نفر را بفرستند پيغمبر را بكشد رد شد . همان شيخ نجدى گفت اين عملى نيست . اگر شما يك نفر بفرستيد , قطعا بنى هاشم به انتقام خون محمد او را خواهند كشت و كيست كه يقين داشته باشد كه كشته مى شود و حاضر شود اين كار را انجام دهد . گفتند او را حبس مى كنيم . گفت حبس هم مصلحت نيست زيرا باز بنى هاشم به اعتبار اينكه به آنها بر مى خورند كه فردى از آنها محبوس باشد , اگر چه به تنهايى زورشان به شما نمى رسد ولى ممكن است در موقع حج كه مردم جمع مى شوند , از نيروى مردم استمداد كنند و محمد را از حبس بيرون بكشند . پيشنهاد تبعيد شد . گفت اين از همه خطرناكتر است . او مردى خوش صورت و خوش بيان و گيرا است. الان به تنهايى در اين شهر افراد شما را به تدريج دارد جذب مى كند[ .يك وقت مى بينيد] رفتدر ميان قبايل عرب چندين هزار نفر را پيرو خودش كرد و با چندين هزار مسلح آمد سراغ شما . در آخر پيشنهاد شد و مورد قبول واقع شد كه او را بكشند ولى به اين شكل كه از هر يك از قبايل قريش يك نفر در كشتن شركت كند , و از بنى هاشم هم يك نفر باشد ( چون از بنى هاشم , ابولهب را در ميان خودشان داشتند ) و دسته جمعى او را بكشند و به اين ترتيب خونش را لوث كنند , و اگر بنى هاشم ادعا كردند , مى گوييم قبيله شما هم شركت داشتند . حداكثر اين است كه به آنها ديه مى دهيم . ديه ده انسان را هم خواستند , مى دهيم .

هجرت پيامبر اكرم (ص)

همان شبى كه اينها تصميم گرفتند اين تصميم محرمانه را اجرا بكنند وحى الهى بر پيغمبر اكرم نازل شد ( همان حرفى كه به موسى گفته شد : & ان الملا يأتمرون بك يقتلوك فاخرج ) : و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوكاو يقتلوك او يخرجوك و يمكرون و يمكر الله و الله خير الماكرين & . از مكه بيرون برو , خواستند شبانه بريزند . ابولهب كه يكى از آنها بود مانع شد . گفت شب ريختن به خانه كسى صحيح نيست . در آنجا زن هست , بچه هست , يك وقت اينها مى ترسند يا كشته مى شوند . بايد صبر كنيم تا صبح شود . ( باز همين مقدار وجدان و شرف داشت ) . گفتند بسيار خوب . آمدند دور خانه پيغمبر حلقه زدند و كشيك مى دادند , منتظر كه صبح بشود و در روشنايى بريزند خانه پيغمبر . اين مطلب مورد اتفاق جميع محدثين و مورخين استو در اين جهت حتى يك نفر تشكيك نكرده است كه پيغمبر اكرم , على عليه السلام را خواست و فرمود على جان ! تو امشب بايد براى من فداكارى بكنى . عرض كرد يا رسول الله ! هر چه شما امر بفرماييد . فرمود امشب , تو در بستر من مى خوابى و همان برد و جامه اى را كه من موقع خواب به سر مى كشم به سر ميكشى . عرض كرد : بسيار خوب . قبلا على عليه السلام و[ ( هند بن ابى هاله]( آن نقطه اى كه رسول اكرم بايد بروند در آنجا مخفى بشوند يعنى غار ثور را در نظر گرفتند , چون قرار بود در مدتى كه حضرت در غار هستند رابطه مخفيانه اى در كار باشد و اين دو , مركب فراهم كنند و آذوقه برايشان بفرستند . شب , على ( ع ) آمد خوابيد و پيغمبر اكرم ( ص ) بيرون رفت . در بين راه كه حضرت مى رفتند به ابوبكر برخورد كردند . حضرت, ابوبكر را با خودشان بردند . در نزديكى مكه غارى است به نام غار ثور , در غربمكه و در يكراهى است كه اگر كسى بخواهد به مدينه برود از آنجا نمى رود . مخصوصا راه را منحرف كردند . پيغمبر اكرم ( ص ) با ابوبكر رفتند و در آن محل مخفى شدند . قريش هم منتظر كه صبح دسته جمعى بريزند و اينقدر كارد و چاقو به حضرت بزنند نه با شمشير كه بگويند يك نفر كشته كه حضرت كشته بشود و بعد هم اگر بگويند كى كشت , بگويند هر كسى يك وسيله اى داشت و ضربه اى زد . اول صبح كه شد اينها مراقب بودند كه يك وقت پيغمبر اكرم از آنجا بيرون نرود . ناگاه كسى از جا بلند شد . نگاه كردند ديدند على است . اين صاحبك رفيقت كجاست ؟ فرمود مگر شما او را به من سپرده بوديد كه از من مى خواهيد ؟ گفتند پس چه شد ؟ فرمود : شما تصميم گرفته بوديد كه او را از شهرتان تبعيد كنيد , او هم خودش تبعيد شد . خيلى ناراحت شدند . گفتند بريزيم همين را به جاى او بكشيم , حالا خودش نيست جانشينش را بكشيم . يكى از آنها گفت او را رها كنيم , جوان است و محمد فريبش داده است. فرمود : به خدا قسم اگر عقل مرا در ميان همه مردم دنيا تقسيم كنند , اگر همه ديوانه باشند عاقل مى شوند . از همه تان عاقل تر و فهميده ترم .

غارثور

حضرت رسول ( ص ) را تعقيب كردند . دنبال اثر پاى حضرت را گرفتند تا به آن غار رسيدند . ديدند اينجا اثرى كه كسى به تازگى درون غار رفته باشد نيست . عنكبوتى هست و در اينجا تنيده است , و مرغى هست و لانه او . گفتند نه , اينجا نمى شود كسى آمده باشد . تا آنجا رسيدند كه حضرت رسول ( ص ) و ابوبكر صداى آنها را مى شنيدند و همين جا بود كه ابوبكر خيلى مضطرب شده و قلبش به طپش افتاده بود و مى ترسيد . اين آيه قرآن است, يعنى روايت نيست كه بگوييم فقط شيعه ها قبول دارند و سنيها قبول ندارند . آيه اين است : & الا تنصروه فقد نصره الله اذ اخرجه الذين كفروا ثانى اثنين اذ هما فى الغار اذ يقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا & . يعنى اگر شما مردم قريش پيغمبر را يارى نكنيد , خدا او را يارى كرد و يارى مى كند همچنانكه در داستان غار , پيغمبر را يارى كرد , در شب هجرت در حالى كه آن دو در غار بودند[ . ( هما](نشان مى دهد كه غير از پيغمبر يكنفر ديگر هم بوده است كه همان ابوبكر است . & اذ يقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا & . ( كلمه[ ( صاحب](اصلا در لغت عرب يعنى همراه . حتى به حيوانى هم كه همراه كسى باشد عرب مى گويد : صاحب ) . آنگاه كه پيغمبر به همراه خود گفت : نترس , غصه نخور , خدا با ماست . & فانزل الله سكينته عليه و ايده بجنود لم تروها & ( 1 ) خداوند وقار خودش را بر پيغمبر نازل كرد . ديگر نمى گويد وقار را بر هر دو نفر نازل كرد . رحمت خودش را بر پيغمبر نازل كرد و پيغمبر را تأييد نمود . نمى گويد هر دو را تأييد كرد . حالا بگذاريم از اين قضيه .

تا به اين مرحله رسيد , از همان جا برگشتند . گفتند ما نفهميديم اين چطور شد ؟ به آسمان بالا رفت يا به زمين فرو رفت ؟ مدتى گشتند . پيدا نكردند كه نكردند . سه شبانه روز يا بيشتر پيغمبر اكرم ( ص ) در همان غار بسر بردند . آن دلهاى شب كه مى شد , هند بن ابى هاله كه پسر خديجه است از شوهر ديگرى , و مرد بسيار بزرگوارى است محرمانه آذوقه مى برد و بر مى گشت . قبلا قرار گذاشته بودند مركب تهيه كنند . دو تا مركب تهيه كردند و شبانه بردند كنار غار , آنها سوار شدند و راه مدينه را پيش گرفتند .

حالا قرآن مى گويد ببينيد خداوند پيغمبر را در چه سختيهايى به چه نحوى كمك و مدد كرد . آنها نقشه كشيدند و فكر كردند و سياست به كار بردند ولى نمى دانستند كه خدا اگر بخواهد , مكر او بالاتر است . & و اذ يمكر بك الذين كفروا & و آنگاه كه كافران درباره تو مكر و حيله به كار مى برند براى اينكه يكى از سه كار را درباره تو انجام بدهند : & ليثبتوك[ & ( اثبات](معنايش حبس است . چون كسى را كه حبس مى كنند در يكجا ثابت و ساكن نگه مى دارند . عرب وقتى مى گويد[ ( اثبت](يعنى حبس كن ) براى اينكه تو را در يك جا ثابتنگه دارند يعنى زندانيت كنند . & او يقتلوك & يا خونت را بريزند . & او يخرجوك & يا تبعيدت كنند . & و يمكرون & آنها مكر مى كنند . قريش به مكر و حيله هاى خودشان خيلى اعتماد داشتند و مثلا مى گفتند چنان مى كنيم كه خونش لوث بشود , ولى نمى دانستند كه بالاى همه اين تدبيرها و نقشه ها تقدير و اراده الهى است و اگر بنده اى مشمول عنايت الهى بشود , هيچ قدرتى نمى تواند او را از ميان ببرد[ . ( مكر](نقشه اى استكه هدفش روشن نيست. اگر انسان نقشه اى بكشد كه آن نقشه هدف معينى در نظر دارد اما مردم كه مى بينند خيال مى كنند براى هدف ديگرى است , اين را مى گويند[ ( مكر]( . خدا هم گاهى حوادث را طورى به وجود مىآورد كه انسان نمى داند اين حادثه براى فلان هدف و مقصد است , خيال مى كند براى هدف ديگرى است , ولى نتيجه نهائيش چيز ديگرى است . اين است كه خدا هم مكر مى كند يعنى خدا هم حوادثى به وجود مىآورد كه ظاهرش يك طور است ولى هدف اصلى چيز ديگر است . آنها مكر مى كنند, خدا هم مكر مى كند , و خدا از همه مكر كنندگان بالاتر و بهتر است .

مهاجرين

گروهى از مسلمانهاى صدر اسلام , مهاجرين اولين يا به تعبير قرآن[ ( &سابقون الاولون](& ناميده مى شوند . مهاجرين اولين يعنى كسانى كه قبل از آنكه پيغمبر اكرم به مدينه تشريف ببرند مسلمان شده بودند و آن وقتى كه بنا شد پيغمبر اكرم خانه و ديار را , مكه را رها كنند و بيايند به مدينه , اينها همه چيز خود را يعنى زن و زندگى و مال و ثروت و خويشاوندان و اقارب خويش را يكجا رها كردند و به دنبال ايده و عقيده و ايمان خودشان رفتند . اين يك مسئله شوخى نيست . فرض كنيد براى ما چنين چيزى پيش بيايد و بخواهيم براى ايمان خودمان كار بكنيم . خودمان را در نظر بگيريم با كار و شغل و زن و بچه خود , با همين وضعى كه الان داريم . يكدفعه از طرف رهبر دينى و ايمانى ما فرمان صادر مى شود كه همه يكجا بايد از اينجا حركت كنيم برويم در يك مملكت ديگر يا در يك شهر ديگر , آنجا را مركز قرار بدهيم . ناگهان بايد شغل و زن و بچه و پدر و مادر و برادر و خواهر و خلاصه زندگيمان را رها كنيم و راه بيفتيم . اين از كمال خلوص و از نهايت ايمان حكايت مى كند . قرآن اينها را مهاجرين اولين مى نامد . ..

انصار

دسته دوم كه اينجا به آنها اشاره شده است , كسانى هستند كه قرآن آنها را[ ( انصار]( مى نامد يعنى ياوران . مقصود , مسلمانانى هستند كه در مدينه بودند و در مدينه اسلام اختيار كرده بودند و حاضر شدند كه شهر خودشان را مركز اسلام قرار بدهند و برادران مسلمانشان را كه از مكه و جاهاى ديگر و البته بيشتر از مكه مىآيند در حالى كه هيچ ندارند و دست خالى مىآيند بپذيرند و نه تنها در خانه هاى خود جاى بدهند و به عنوان يك مهمان بپذيرند بلكه از جان و مال و حيثيت آنها حمايت كنند مثل خودشان . به طورى كه در تاريخ آمده است , منهاى ناموس , هر چه داشتند با برادران مسلمان خود به اشتراكدر ميان گذاشتند و حتى برادران مسلمان را بر خودشان مقدم مى داشتند : & و يؤثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصه & ( 1 ) . آن هجرت بزرگمسلمين صدر اسلام خيلى اهميت داشتولى اگر پذيرش انصار نمى بود آنها نمى توانستند كارى انجام بدهند . اينها را هم قرآن تحت عنوان & و الذين آووا و نصروا[ &ذكر مى كند] .آنان كه پناه دادند و يارى كردند اين مهاجران را . هم مهاجرت آنها در روزهاى سختى اسلام بود , هم يارى كردن اينها . هم آنها گذشت و فداكاريشان زياد بود هم اينها .

منافقين وبيامبر اكرم (ص)

& ان الذين جاؤا بالافك عصبه منكم لا تحسبوه شرا لكم بل هو خير لكم لكل مرىء منهم ما اكتسب من الاثم و الذى تولى كبره منهم له عذاب عظيم 0 لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بانفسهم خيرا و قالوا هذا افك مبين.&

آيات به اصطلاح[ ( افك](است[ .( افك]( دروغ بزرگى ( تهمتى ) است كه براى بردن آبروى رسول خدا بعضى از منافقين براى همسر رسول خدا جعل كردند . داستانش را قبلا به تفصيل نقل كرديم ( 1 ) . اكنون آياترا مى خوانيم و نكاتى كه از اين آيات استفاده مى شود كه نكات تربيتى و اجتماعى بسيار حساسى است و حتى مورد ابتلاى خود ما در زمان خودمان است بيان مى كنيم . آيه مى فرمايد[ . ( & ان الذين جاؤا بالافك عصبه منكم]( & آنان كه[ ( افك](را ساختند و خلق كردند , بدانيد يك دسته متشكل و يك عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند . قرآن به اين وسيله مؤمنين و مسلمين را بيدار مى كند كه توجه داشته باشيد در داخل خود شما , از متظاهران به اسلام , افراد و دسته جاتى هستند كه دنبال مقصدها و هدفهاى خطرناكمى باشند , يعنى قرآن مى خواهد بگويد قصه ساختن اين[ ( افك](از طرف كسانى كه ساختند روى غفلت و بى توجهى و ولنگارى نبود , روى منظور و هدف بود , هدف هم بى آبرو ساختن پيغمبر و از اعتبار انداختن پيغمبر بود , كه به هدفشان نرسيدند . قرآن مى گويد آنها يك دسته به هم وابسته از ميان خود شما بودند , و بعد مى گويد اين شرى بود كه نتيجه اش خير بود , و در واقع اين شر نبود[ : ( & لا تحسبوه شرا لكم بل هو خير لكم]( & , گمان نكنيد كه اين يك حادثه سوئى بود و شكستى براى شما مسلمانان بود , خير , اين داستان با همه تلخى آن به سود جامعه اسلامى بود . حال چرا قرآن اين داستان را خير مى داند نه شر و حال آن كه داستان بسيار تلخى بود ؟ داستانى براى مفتضح كردن پيغمبر اكرم ساخته بودند و روزهاى متوالى حدود چهل روز گذشت تا اينكه وحى نازل شد و تدريجا اوضاع روشن گرديد . خدا مى داند در اين مدت بر پيغمبر اكرم و نزديكان آن حضرت چه گذشت !

اين را به دو دليل قرآن مى گويد خير است : يكدليل اينكه اين گروه منافق شناخته شدند . در هر جامعه اى يكى از بزرگترين خطرها اين استكه صفوف مشخص نباشد , افراد مؤمن و افراد منافق همه در يك صف باشند . تا وقتى كه اوضاع آرام است خطرى ندارد .

يك تكان كه به اجتماع بخورد اجتماع از ناحيه منافقين بزرگترين صدمه ها را مى بيند . لهذا به واسطه حوادثى كه براى جامعه پيش مىآيد باطنها آشكار مى شود و آزمايش پيش مىآيد , مؤمنها در صف مؤمنين قرار مى گيرند و منافقها پرده نفاقشان دريده مى شود و در صفى كه شايسته آن هستند قرار مى گيرند . اين يك خير بزرگ براى جامعه است .

آن منافقينى كه اين داستان را جعل كرده بودند , آنچه برايشان به تعبير قرآن ماند[ ( اثم]( بود[ . ( اثم]( يعنى داغ گناه . تا زنده بودند , ديگر اعتبار پيدا نكردند .

فايده دوم اين بود كه سازندگان داستان , اين داستان را آگاهانه جعل كردند نه ناآگاهانه , ولى عامه مسلمين نا آگاهانه ابزار اين[ ( عصبه]( قرار گرفتند . اكثريت مسلمين با اينكه مسلمان بودند , با ايمان و مخلص بودند و غرض و مرضى نداشتند بلند گوى اين[ ( عصبه]( قرار گرفتند ولى از روى عدم آگاهى و عدم توجه , كه خود قرآن مطلب را خوب تشريح مى كند .

اين يك خطر بزرگ است براى يك اجتماع , كه افرادش نا آگاه باشند . دشمن اگر زيرك باشد خود اينها را ابزار عليه خودشان قرار مى دهد , يك داستان جعل مى كند , بعد اين داستان را به زبان خود اينها مى اندازد , تا خودشان قصه اى را كه دشمنشان عليه خودشان جعل كرده بازگو كنند . اين علتش ناآگاهى است و نبايد مردمى اينقدر نا آگاه باشند كه حرفى را كه دشمن ساخته ندانسته بازگو كنند . حرفى كه دشمن جعل مى كند وظيفه شما اين است كه همان جا دفنش كنيد . اصلا دشمن مى خواهد اين پخش بشود . شما بايد دفنش كنيد و به يك نفر هم نگوييد , تا به اين وسيله با حربه سكوت نقشه دشمن را نقش برآب كنيد ( 2 ) .

فايده دوم اين داستان اين بود كه اشتباهى كه مسلمين كردنداين بود كه ( مشخص شد)يعنى حرفى را كه يك عصبه ( يك جمعيت و يك دستهبه هم وابسته ) جعل كردند , ساده لوحانه و ناآگاهانه از آنها شنيدند و بعد كه به هم رسيدند , گفتند : چنين حرفى شنيدم , آن يكى گفت : من هم شنيدم , ديگرى گفت : نمى دانم خدا عالم است , باز اين براى او نقل كرد و نتيجه اين شد كه جامعه مسلمان , ساده لوحانه و نا آگاهانه بلند گوى يك جمعيت چند نفرى شد .

اين داستان[ ( افك]( كه پيدا شد يك بيدار باش عجيبى بود . همه چشمها را به هم ماليدند : از يك طرف آنها را شناختيم و از طرفديگر خودمان را شناختيم . ما چرا چنين اشتباه بزرگى را مرتكبشديم , چرا ابزار دست اينها شديم ؟ !...

فايده دوم[داستان افك] همين بود كه به مسلمين يك آگاهى و يك هوشيارى داد . در خود قرآن آورد كه براى هميشه بماند , مردم بخوانند و براى هميشه درس بگيرند كه مسلمان ! نا آگاهانه ابزار قرار نگير , نا آگاهانه بلندگوى دشمن نباش .

خدا مى داند اين يهوديها در درجه اول و بهاييها كه ابزار دستيهوديها هستند چقدر از اين جور داستانها جعل كردند . گاهى يك چيزى را يكيهودى يا يك مسيحى عليه مسلمين جعل كرده , آنقدر شايع شده كه كم كم داخل كتابها آمده , بعد آنقدر مسلم فرض شده كه خود مسلمين باورشان آمده است , مثل داستان كتابسوزى اسكندريه .

[ . . 1 نوار مذكور در دست نيست ولى خلاصه داستان به نقل اهل سنت اين است كه عايشه همسر پيامبر هنگام بازگشت مسلمين از يك غزوه , در يكى از منزلها براى قضاى حاجت داخل جنگلى شد , در آنجا طوق ( روبند ) او به زمين افتاد و مدتى دنبال آن مى گشت و در نتيجه از قافله باز ماند و توسط صفوان كه از دنبال قافله براى جمع آورى از راه ماندگان حركت مى كرد , با تأخير وارد مدينه شد . به دنبال اين حادثه منافقين تهمتهايى را عليه همسر پيامبر شايع كردند] .

2 . . مثلا يك وقتى شايع بود و شايد هنوز هم در ميان بعضيها شايع است , يك وقتى ديدم يك كسى مى گفت : اين فلسطينيها ناصبى هستند[ . ( ناصبى ]( يعنى دشمن على عليه السلام . ناصبى غير از سنى است . سنى يعنى كسى كه خليفه بلا فصل را ابوبكر مى داند و على عليه السلام را خليفه چهارم مى داند و معتقد نيست كه پيغمبر شخصى را بعد از خود به عنوان خليفه نصب كرده است . مى گويد پيغمبر كسى را به خلافت نصب نكرد و مردم هم ابوبكر را انتخاب كردند . سنى براى اميرالمؤمنين احترام قائل است چون او را خليفه چهارم و پيشواى چهارم مى داند , و على را دوستدارد . ناصبى يعنى كسى كه على را دشمن مى دارد . سنى مسلمان است ولى ناصبى كافر است , نجس است . ما با ناصبى نمى توانيم معامله مسلمان بكنيم . حال يك كسى مىآيد مى گويد اين فلسطينيها ناصبى هستند . آن يكى مى گويد . اين به آن مى گويد , او هم يك جاى ديگر تكرار مى كند , و همين طور . اگر ناصبى باشند كافرند و در درجه يهوديها قرار مى گيرند . هيچ فكر نمى كنند كه اين , حرفى است كه يهوديها جعل كرده اند . در هر جايى يك حرف جعل مى كنند براى اينكه احساس همدردى نسبت به فلسطينيها را از بين ببرند . مى دانند مردم ايران شيعه اند و شيعه دوستدار على و معتقد است هر كس دشمن على باشد كافر است , براى اينكه احساس همدردى را از بين ببرند , اين مطلب را جعل مى كنند . در صورتى كه ما يكى از سالهايى كه مكه رفته بوديم , فلسطيني ها را زياد مى ديديم , يكى از آنها آمد به من گفت : فلان مسأله از مسائل حج حكمش چيست ؟ بعد گفت من شيعه هستم , اين رفقايم سنى اند . معلوم شد داخل اينها شيعه هم وجود دارد . بعد خودشان مى گفتند بين ما شيعه و سنى هست . شيعه هم زياد داريم . همين ليلا خالد معروف شيعه است . در چندين نطق و سخنرانى خودش در مصر گفته من شيعه ام . ولى دشمن يهودى يك عده مزدورى را كه دارد , مأمور مى كند و مى گويد : شما پخش كنيد كه اينها ناصبى اند . قرآن دستور داده در اين موارد اگر چنين نسبتهايى نسبت به افرادى كه جزو شما هستند و مثل شما شهادتين مى گويند , شنيديد وظيفه تان چيست .

تاريخجه نبرد مسلمين

مى دانيم كه اسلام دين توحيد است و براى هيچ مسئله اى به اندازه توحيد يعنى خداى يگانه را پرستش كردن و غير او را پرستش نكردن اهميتقائل نيست و نسبت به هيچ مسئله اى به اندازه اين مسئله حساسيت ندارد . مردم قريش كه در مكه بودند مشرك بودند . اين بود كه يك نبرد پى گيرى ميان پيغمبر اكرم و مردم قريش كه همان قبيله رسول اكرم بودند در گرفت. سيزده سال پيغمبر اكرم در مكه بودند .

در تمام دوره سيزده ساله مكه به احدى اجازه جهاد و حتى دفاع نداد , تا آنجا كه واقعا مسلمانان به تنگ آمدند و با اجازه آن حضرت گروهى به حبشه مهاجرت كردند , اما سايرين ماندند و زجر كشيدند . تنها در سال دوم مدينه بود كه رخصت جهاد داده شد .

در دوره مكه مسلمانان تعليمات ديدند , با روح اسلام آشنا شدند , ثقافت اسلامى در اعماق روحشان نفوذ يافت. نتيجه اين شد كه پس از ورود در مدينه هر كدام يك مبلغ واقعى اسلام بودند و رسول اكرم كه آنها را به اطراف و اكناف مى فرستاد خوب از عهده بر مىآمدند . هنگامى هم كه به جهاد مى رفتند مى دانستند براى چه هدفو ايده اى مى جنگند . به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام :

| و حملوا بصائرهم على اسيافهم | ( 1 ) .

[ ( همانا بصيرتها و انديشه هاى روشن و حساب شده خود را بر شمشيرهاى خود حمل مى كردند]( .

چنين شمشيرهاى آبديده و انسانهاى تعليمات يافته بودند كه توانستند رسالت خود را در زمينه اسلام انجام دهند . وقتى كه تاريخ را مى خوانيم و گفتگوهاى اين مردم را كه تا چند سال پيش جز شمشير و شتر چيزى را نمى شناختند مى بينيم , از انديشه بلند و ثقافت اسلامى اينها غرق در حيرت مى شويم .

بعداز13سال ,رسول اكرم (ص) آمدند مدينه و در مدينه بود كه مسلمين قوت و قدرتى پيدا كردند . جنگ بدر و جنگ احد و جنگ خندق و چند جنگ كوچك ديگر ميان مسلمين كه در مدينه بودند با مشركين قريش كه در مكه بودند درگرفت . در جنگ بدر مسلمانها فتح خيلى بزرگى نمودند .

غزوه احد

چنانكه مى دانيم , ماجراى احد به صورت غم انگيزى براى مسلمين پايان يافت . هفتاد نفر از مسلمين و از آن جمله جناب حمزه , عموى پيغمبر , شهيد شدند . مسلمين در ابتدا پيروز شدند و بعد در اثر بى انضباطى گروهى كه از طرف رسول خدا بر روى يك[ ( تل]( گماشته شدند , مورد شبيخون دشمن واقع شدند . گروهى كشته و گروهى پراكنده شدند و گروه كمى دور رسول اكرم باقى ماندند . آخر كار همان گروه اندك بار ديگر نيروها را جمع كردند و مانع پيشروى بيشتر دشمن شدند . مخصوصا شايعه اينكه رسول اكرم كشته شد بيشتر سبب پراكنده شدن مسلمين گشت, اما همين كه فهميدند رسول اكرم زنده است نيروى روحى خويش را بازيافتند .

صلح حديبيه

پيغمبر اكرم در زمان خودشان صلحى كردند كه اسباب تعجب و بلكه اسباب ناراحتى اصحابشان شد , ولى بعد از يكى دو سال تصديق كردند كه كار پيغمبر درست بود . سال ششم هجرى است , بعد از آن است كه جنگ بدر , آن جنگ خونين به آن شكل واقع شده و قريش بزرگترين كينه ها را با پيغمبر پيدا كرده اند , وبعد از آن است كه جنگ احد پيش آمده و قريش تا اندازه اى از پيغمبر انتقام گرفته اند و باز مسلمين نسبتبه آنها كينه بسيار شديدى دارند , و به هر حال , از نظر قريش دشمن ترين دشمنانشان پيغمبر , و از نظر مسلمين هم دشمن ترين دشمنانشان قريش است . ماه ذى القعده پيش آمد كه به اصطلاح ماه حرام بود . در ماه حرام سنت جاهليت نيز اين بود كه اسلحه به زمين گذاشته مى شد و نمى جنگيدند . دشمنهاى خونى , در غير ماه حرام اگر به يكديگر مى رسيدند , البته همديگر را قتل عام مى كردند ولى در ماه حرام به احترام اين ماه اقدامى نمى كردند . پيغمبر خواست از همين سنت جاهليت در ماه حرام استفاده كند و برود وارد مكه شود و در مكه عمره اى بجا آورد و برگردد . هيچ قصدى غير از اين نداشت . اعلام كرد و باهفتصد نفر و به قول ديگر با هزار و چهارصد نفر - از اصحابش و عده ديگرى حركت كرد , ولى از همان مدينه كه خارج شدند محرم شدند , چون حجشان حج قران بود كه سوق هدى مى كردند يعنى قربانى را پيش از خودشان حركت مى دادند و علامت خاصى هم روى شانه قربانى قرار مى دادند , مثلا روى شانه قربانى كفش مى انداختند - كه از قديم معمول بود - كه هر كسى مى بيند بفهمد كه اين حيوان قربانى است . دستور داد كه اينها كه هفتصد نفر بودند هفتاد شتر به علامت قربانى در جلوى قافله حركت دهند كه هر كسى كه از دور مى بيند بفهمد كه ما حاجى هستيم نه افراد جنگى . زى و همه چيز , زى حجاج بود . از آنجا كه كار , مخفيانه نبود و علنى بود , قبلا خبر به قريش رسيده بود . پيغمبر در نزديكيهاى مكه اطلاع يافت كه قريش , زن و مرد و كوچك و بزرگ , از مكه بيرون آمده و گفته اند[ : ( به خدا قسم كه ما اجازه نخواهيم داد كه محمد وارد مكه شود]( . با اينكه ماه , ماه حرام بود , اينها گفتند ما در اين ماه حرام مى جنگيم . از نظر قانون جاهليت هم كار قريش بر خلافسنت جاهليت بود . پيغمبر تا نزديك اردوگاه قريش رفت و در آنجا دستور داد كه پايين آمدند . مرتب رسولها و پيامرسانها از دو طرف مبادله مى شدند . ابتدا از طرف قريش چندين نفر به ترتيب آمدند كه تو چه مى خواهى و براى چه آمده اى ؟ پيغمبر فرمود من حاجى هستم و براى حج آمده ام , كارى ندارم , حجم را انجام مى دهم , بر مى گردم و مى روم . هر كس هم كه مىآمد , وضع اينها را كه مى ديد مى رفت به قريش مى گفت : مطمئن باشيد كه پيغمبر قصد جنگ ندارد . ولى آنها قبول نكردند و مسلمين ( خود پيغمبر اكرم هم ) چنين تصميم گرفتند كه ما وارد مكه مى شويم ولو اينكه منجر به جنگيدن شود , ما كه نمى خواهيم بجنگيم , اگر آنها با ما جنگيدند با آنها مى جنگيم[ . ( بيعت الرضوان]( در آنجا صورت گرفت . مجددا با پيغمبر بيعت كردند براى همين امر , تا اينكه نماينده اى از طرف قريش آمد و گفت كه ما حاضريم با شما قرار داد ببنديم . پيغمبر فرمود : من هم حاضرم . پيغامهايى كه پيغمبر مى داد پيغامهاى مسالمت آميزى بود . به چند نفر از اين پيامرسانها فرمود[ : ( | ويح قريش (1) اكلتهم الحرب | واى به حال قريش , جنگ اينها را تمام كرد . اينها از من چه مى خواهند ؟ مرا وا بگذارند با ديگر مردم , يا من از بين مى روم , در اين صورت آنچه آنها مى خواهند به دست ديگران انجام شده , و يا من بر ديگران پيروز مى شوم كه باز به نفع اينهاست , زيرا من يكى از قريش هستم , باز افتخارى براى اينهاست](فايده نكرد . گفتند قرار داد صلح مى بنديم . مردى به نام سهل بن عمرو را فرستادند و قرار داد صلح بستند كه پيغمبر امسال بر گردد و سال آينده حق دارد بيايد اينجا و سه روز در مكه بماند , عمل عمره اش را انجامدهد و باز گردد .

[ . 1 ( ويح]( همان واى است كه ما مى گوييم اما[ ( واى]( در حال خوش و بش . در عربى يك[( ويل](داريم و يك[( ويح](. ما در فارسى كلمه اى بجاى[ ( ويح]( نداريم . وقتى مى گويند ويلك , اين در مقام تندى و شدت است . وقتى مى گويند و يحك , اين در مقام خوش و بش و مهربانى است .

نشانى به همان نشانى كه همينكه اين قرار داد صلح رابستند و بعد مسلمين آزادى پيدا كردند وآزادانه مى توانستند اسلام را تبليغ كنند , در مدت يك سال يا كمتر , از قريش آن اندازه مسلمان شد كه در تمام آن مدت بيست سال مسلمان نشده بود . بعد هم اوضاع آنچنان به نفع مسلمين چرخيد كه مواد قرار داد خودبخود از طرف خود قريش از بين رفتو يك شور عملى و معنوى در مكه پديد آمد .

سهيل بن عمرو يك پسر داشتكه مسلمان و در جيش مسلمين بود . اين قرار داد را كه امضا كردند , پسر ديگرش دوان دوان از قريش فرار كرد و آمد نزد مسلمين . تا آمد , سهيل گفت قرار داد امضا شده , من بايد او را برگردانم . پيغمبر هم به او - كه اسمش ابوجندل بود - فرمود برو , خداوند براى شما مستضعفين هم راهى باز مى كند . اين بيچاره مضطرب شده بود , داد مى كشيد و مى گفت : مسلمين ! اجازه ندهيد مرا ببرند ميان كفار كه مرا از دينم برگردانند . مسلمين هم عجيبناراحتبودند و مى گفتند : يا رسول الله ! اجازه بده اين يكى را ديگر ما نگذاريم ببرند . فرمود : نه , همين يكى هم برود .

داستان شيرينى نقل كرده اند كه مردى از مسلمين به نام ابوبصير كه در مكه بود و مرد بسيار شجاع و قويى هم بود فرار كرد آمد به مدينه . قريش طبق قرار داد خودشان دو نفر فرستادند كه بيايند او را برگردانند . آمدند گفتند ما طبق قرار داد بايد اين را ببريم . حضرت فرمود : بله همينطور است . هر چه اين مرد گفت : يا رسول الله ! اجازه ندهيد مرا ببرند , اينها در آنجا مرا از دينم بر مى گردانند , فرمود : نه , ما قرار داد داريم و در دين ما نيستكه بر خلافقرار داد خودمان عمل بكنيم , طبق قرار داد تو برو , خداوند هم يك گشايشى به تو خواهد داد . رفت او را تقريبا در يك حالت تحت الحفظ مى بردند . او غير مسلح بود و آنها مسلح بودند . رسيدند به ذوالحليفه , تقريبا همين محل مسجد الشجره كه احرام مى بندند و تا مدينه هفت كيلومتر است . در سايه اى استراحت كرده بودند . يكى از آندو شمشيرش در دستش بود . اين مرد به او گفت : اين شمشير تو خيلى شمشير خوبى است , بده من ببينم . گفت بگير . تا گرفت زد او را كشت . تا او را كشت , نفر ديگر فرار كرد و مثل برق خودش را رساند به مدينه . تا آمد , پيغمبر فرمود مثل اينكه خبر تازه اى است ؟ بله , رفيق شما رفيق مرا كشت . طولى نكشيد كه ابوبصير آمد . گفت : يا رسول الله ! تو به قرار دادت عمل كردى . قرار داد شما اين بود كه اگر كسى از آنها فرار كرد تو او را تسليم بكنى , و تو تسليم كردى , پس كارى به كار من نداشته باشيد . بلند شد رفت و در كنار درياى احمر , نقطه اى را پيدا كرد و آنجا را مركز قرار داد . مسلمينى كه در مكه تحت زجر و شكنجه بودند همينكه اطلاع پيدا كردند كه پيغمبر كسى را جوار نمى دهد ولى او رفته در ساحل دريا و آنجا نقطه اى را مركز قرار داده , يكى يكى رفتند آنجا . كم كم هفتاد نفر شدند و خودشان قدرتى تشكيل دادند . قريش ديگر نمى توانستند رفت و آمد بكنند . خودشان به پيغمبر نوشتند كه يا رسول الله ! ما از خير اينها گذشتيم , خواهش مى كنيم به آنها بنويسيد كه بيايند مدينه و مزاحم ما نباشند , ما از اين ماده قرار داد خودمان صرفنظر كرديم , و به همين شكل صرف نظر كردند .

به هر حال اين قرار داد صلح براى همين خصوصيت بود كه زمينه روحى مردم براى عمليات بعدى فراهم تر بشود , و همين طور هم شد , عرض كردم مسلمين بعد از آن در مكه آزادى پيدا كردند , و بعد از اين آزادى بود كه مردم دسته دسته مسلمان مى شدند , و آن ممنوعيتها به كلى از ميان برداشته شده بود .

فتح مكه

در سال هشتم هجرت , پيغمبر اكرم مكه را فتح كرد , فتحى بدون خونريزى .

فتح مكه براى مسلمين يكموفقيت بسيار عظيم بود چون اهميت آن تنها از جنبه نظامى نبود , از جنبه معنوى بيشتر بود تا جنبه نظامى . مكه ام القراء عرب و مركز عربستان بود . قهرا قسمتهاى ديگر تابع مكه بود و به علاوه يك اهميتى بعد از قضيه عام الفيل و ابرهه كه حمله برد به مكه و شكست خورد پيدا كرده بود . بعد از اين قضيه اين فكر براى همه مردم عرب پيدا شده بود كه اين سرزمين تحت حفظ و حراست خداوند استو هيچ جبارى بر اين شهر مسلط نخواهد شد . وقتى پيغمبر اكرم به آن سهولت آمد مكه را فتح كرد گفتند پس اين امر دليل بر آن است كه او بر حق است و خدا راضى است . به هر حال اين فتح خيلى براى مسلمين اهميت داشت. مسلمين وارد مكه شدند . مشركين هم در مكه بودند . تدريجا از قريش هم خيلى مسلمان شده بودند .

يك جامعه دوگانه اى در مكه به وجود آمده بود , نيمى مسلمان و نيمى مشرك . حاكم مكه از طرف پيغمبر اكرم معين شده بود يعنى مشركين و مسلمين تحت حكومت اسلامى زندگى مى كردند . بعد از فتح مكه مسلمين و مشركين با هم حج كردند با تفاوتى كه ميان حج مشركين و حج مسلمين وجود داشت . آنها آداب خاصى داشتند كه اسلام آنها را نسخ كرد . ..

برائت ازمشركين

حج يك سنت ابراهيمى ست كه كفار قريش در آن تحريفهاى زيادى كرده بودند . اسلام با آن تحريفها مبارزه كرد . پس يك سال هم به اين وضع باقى بود . } سال نهم هجرى شد در اين سال پيغمبر اكرم در ابتدا به ابوبكر مأموريت داد كه از مدينه برود به مكه و سمت اميرالحاجى مسلمين را داشته باشد , ولى هنوز از مدينه چندان دور نشده بود ( 1 ) كه جبرئيل بر رسول اكرم نازل شد ( اين را شيعه و سنى نقل كرده اند ) و دستور داد پيغمبر , على ( ع ) را مأموريت بدهد براى امارت حجاج و براى ابلاغ سوره برائت . اين سوره اعلام خيلى صريح و قاطعى است به عموم مشركين به استثناى مشركينى كه با مسلمين هم پيمان اند و پيمانشان هم مدتدار استو بر خلاف پيمان هم رفتار نكرده اند , مشركينى كه با مسلمين يا پيمان ندارند يا اگر پيمان دارند بر خلاف پيمان خودشان رفتار كرده اند و قهرا پيمانشان نقض شده است . اعلام سوره برائت اين است كه على ( ع ) بيايد در مراسم حج در روز عيد قربان كه مسلمين و مشركين همه جمع هستند , به همه مشركين اعلام كند كه از حالا تا مدت چهار ماه شما مهلت داريد و آزاد هستيد هر تصميمى كه مى خواهيد بگيريد . اگر اسلام اختيار كرديد يا از اين سرزمين مهاجرت كرديد , كه هيچ , و الا شما نمى توانيد در حالى كه مشرك هستيد در اينجا بمانيد . ما دستور داريم شما را قلع و قمع كنيم به كشتن , به اسير كردن , به زندان انداختن و به هر شكل ديگرى . در تمام اين چهار ماه كسى متعرض شما نمى شود . اين چهار ماه مهلت است كه شما درباره خودتان فكر بكنيد . اين سوره با كلمه[ ( برائه](( 2 ) شروع مى شود : & برائه من الله و رسوله الا الذين عاهدتم من المشركين & . اعلام عدم تعهد استاز طرف خدا و از طرف پيغمبر خدا در مقابل مردم مشرك و در آيات بعد تصريح مى كند همان مردم مشركى كه شما قبلا با آنها پيمان بسته ايد و آنها نقض پيمان كرده اند.

على ( ع ) آمد در مراسم حج شركت كرد . اول در خود مكه اين[ عدم تعهد ] را اعلام كرد , ظاهرا ( ترديد از من است ) در روز هشتم كه حجاج حركت مى كنند به طرفعرفات ( 3 ) در يكمجمع عمومى در مسجدالحرام سوره برائت را به مشركين اعلام كرد ولى براى اينكه اعلام به همه برسد و كسى نباشد كه بى خبر بماند , وقتى كه مى رفتند به عرفات و بعد هم به منا , در مواقع مختلف , در اجتماعات مختلف هى مى ايستاد و بلند اعلام مى كرد و اين اعلام خدا و رسول را با فرياد به مردم ابلاغ مى نمود . نتيجه اين بود كه ايها الناس ! امسال آخرين سالى است كه مشركين با مسلمين حج مى كنند . ديگر از سال آينده هيچ مشركى حق حج كردن ندارد و هيچ زنى حق ندارد لخت و عريان طواف كند .

يكى از بدعتهايى كه قريش به وجود آورده بودند اين بود كه به مردم غير قريش اعلام كرده بودند هر كس بخواهد طواف بكند حق ندارد با لباس خودش طواف بكند , بايد از ما لباس عاريه كند يا كرايه كند , و اگر كسى با لباس خودش طواف مى كرد مى گفتند اين لباس را تو بايد اينجا صدقه بدهى يعنى به فقرا بدهى . زورگويى مى كردند . يك سال زنى آمده بود براى حج و مى خواستبا لباس خودش طواف بكند . گفتند اين كار ممنوع است . بايد اين لباس را بكنى و لباس ديگرى را در اينجا تهيه بكنى . گفت بسيار خوب , پس لخت و عور طواف مى كنم . گفتند مانعى ندارد . آنوقت بعضيها كه نمى خواستند با لباس قريش طواف بكنند و از لباس خودشان صرف نظر بكنند , لخت و عور دور خانه كعبه طواف مى كردند .

جزء اعلامها اين بود كه طواف لختو عريان قدغن شد , هيچكس حق ندارد لخت و عور طواف بكند و اين حرف مهملى هم كه قريش گفته اند بايد از ما لباس كرايه كنيد غلط است. اين هم كه اگر كسى با لباس احرام خود يا غير لباس احرام ( لباس احرام را شرط نمى دانستند ) طواف كرد بايد آن را بدهد به فقرا , لازم نيست , بايد نگه دارد براى خود .

به هر حال اميرالمؤمنين آمد و مكرر در مكرر و در جاهاى مختلف اين اعلام را به مردم ابلاغ كرد . نوشته اند آنقدر مكرر مى گفت كه صداى على ( ع ) گرفته بود , از بس كه در مواقع مختلف , هر جا اجتماعى بود اين آيات را مى خواند و ابلاغ مى كرد تا يك نفر هم باقى نماند كه بعد بگويد به من ابلاغ نشد . وقتى كه على ( ع ) خسته مى شد و صدايش مى گرفت , صحابه ديگر پيغمبر مىآمدند از او نيابت مى كردند و همان آيات را ابلاغ مى نمودند .

يك اختلافى ميان شيعه و سنى در ابلاغ سوره برائت موجود است و آن اينكه اهل تسنن بيشترشان به اين شكل تاريخ را نقل مى كنند كه پس از آنكه وحى خدا به رسول اكرم رسيد كه اين سوره را يا بايد خودت ابلاغ كنى يا كسى از خودت , و پيغمبر على ( ع ) را مأمور ابلاغ سوره برائت كرد , على به سوى مكه آمد . تا آمد , ابوبكر مضطربشد , پرسيد آيا اميرى يا رسول ؟ يعنى آيا آمده اى اميرالحاج باشى يا يك كار مخصوص دارى ؟ فرمود : نه , من يك رسالت مخصوص دارم , فقط براى آن آمده ام . پس ابوبكر از شغل خودش منفصل و معزول نشد , او كار خودش را انجام داد و على ( ع ) هم كار خودش را . ولى اقليتى از اهل تسنن كه در[ ( مجمع البيان]( نقل شده و همه اهل تشيع مى گويند وقتى كه على ( ع ) آمد , ابوبكر به كلى از شغل خودش منفصل شد و برگشت به مدينه . تعبير قرآن اين است كه اين سوره را نبايد به مردم ابلاغ كند مگر خود تو يا كسى كه از تو است . اهل تشيع روى اين كلمه [( از تو است](تكيه مى كنند , مى گويند اين كلمه[ ( كسى كه از تو است ]( : | رجل منك | كه در بسيارى از روايات هست , مفهوم خاصى دارد .

1 - بعضى نوشته اند در[ ( ذوالحليفه](در حدود مسجد شجره كه فاصله آن تا مدينه تقريبا يك فرسخ است , و بعضى نوشته اند در جايى به نام[ ( عرج ]( , كه همان نزديكيها است .

2 - مصطلح است : برائت از دين . وقتى كه مديون دينش را مى پردازد و ياد اين دين را مى بخشد , مى گويند برائت ذمه پيدا كرده يعنى ديگر تعهدى از نظر دين ندارد .

3 - و الان هم كه با اتومبيل مى روند باز هم شب روز هشتم حركت مى كنند . البته وقوف در عرفات از روز نهم واجب است تا غروب , و براى اينكه كار آسان بشود , روز هشتم حركت مى كنند . قديم كه با مال يا پياده مى رفتند , به طريق اولى روز هشتم حركت مى كردند و مستحب هم اين استكه روز هشتم , حجاج حركت كنند از راه منا بروند به عرفات , شب را در منا بمانند , روز بروند عرفات , وقوفعرفات را انجام بدهند و براى شب برگردند به مشعر و روز بعد هم برگردند به منا . ولى اكنون اين مستحب عمل نمى شود يعنى كثرت حجاج و وسائل نقليه اجازه نمى دهد كه حجاج وقتى كه مى خواهند شب نهم بروند از راه منا بروند , از راه طائف مى روند به عرفات و شب بعد بر مى گردند به منا .

حجة الوداع

حجة الوداع (1)آخرين حج پيغمبر اكرم ( ص ) است و شايدايشان بعد از فتح مكه يك حج بيشتر نكردند , البته قبل از حجة الوداع حج عمره كرده بودند . رسول اكرم صلاى عام دادند و مخصوصا مردم را دعوت كردند كه به اين حج بيايند . همه را جمع كردند و بعد در مواقع مختلف , در مسجد الحرام , در عرفات , در منا و بيرون منا , در غدير خم و در جاهاى ديگر خطابه هاى عمومى خود را القا كردند . از جمله در غدير خم بعد از آنكه جا به جا مطالبى را فرموده بود , مطلبى را به عنوان آخرين قسمت با بيان شديدى ذكر نمود . به نظر من فلسفه اينكه پيغمبر اين مطلبرا در آخر فرمود همين آيه اى است كه در آنجا قرائت كرد : & يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته & ( 2 ) بعد از اينكه پيغمبر اكرم در عرفات و منا و مسجد الحرام كليات اسلامى را در باب اصول و فروع بيان كرده كه مهمترين سخنان ايشان است , يك مرتبه در غدير خم اينطور مى فرمايد : مطلبى است كه اگر آنرا نگويم هيچ چيز را نگفته ام &فما بلغت رسالته & به من گفته اند كه اگر آنرا نگويى هيچ چيز را نگفته اى يعنى همه هبا و هدر است .

بعد مى فرمايد : | الست اولى بكم من انفسكم ؟ | ( اشاره به آيه قرآن است كه : & النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم & ( 3 ) آيا من حق تسلط و ولايتم بر شما از خودتان بيشتر نيست ؟ همه گفتند بلى يا رسول الله . حضرت فرمود : | من كنت مولاه فهذا على مولاه | . اين حديث هم مثل حديث ثقلين داراى اسناد زيادى است .




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف

زندگي نامه فاطمه زهرا(س)

از ولادت تا ازدواج

شخصيت هر کس تا حدود زيادي ، به اوضاع خانوادگي و شخصيت و اخلاق پدر و مادر و محيط نشو و نماي او بستگي دارد . پدر و مادرند که شالوده و اساس شخصيت فرزند را مي ريزند و او را در قالب روحيات و اخلاق خودشان ريخته تحويل جامعه مي دهند ، به طوريکه ميي توان گفت : هر فرزندي نمونه و آينه تمام نماي شخصيت پدر و مادر و طرز تربيت آنهاست .
در تعريف و توصيف پدر فاطمه عليها السلام احتياجي به توضيح و شرح نيست ، زيرا شخصيت فوق العاده و عظمت روحي و اخلاق پسنديده و همت عالي و فداکاري و شجاعت پيغمبر اکرم ( ص ) بر هيچ مسلمان بلکه بر هيچ فرد مطلعي پوشيده نيست . در عظمت آن حضرت همين بس که خدا درباره اش مي فررمايد : « اي محمد اخلاق تو بزرگ و شگفت آور است » ( ) ما اگر بخواهيم وارد تعريف و توصيف اخلاق پدر فاطمه شويم سخن بطول مي انجامد و از مقصد باز مي مانيم .

مادر فاطمه

مادر فاطمه زني بود به نام خديجه دختر خويلد . خديجه در يکي از خانواده هاي اصيل و شريف قريش به دنيا آمد و تربيت يافت . افراد خانواده اش همه دانشمند و فداکار و روحاني و حمايت کننده از خانه کعبه بودند . هنگاميکه « تبع » پادشاه يمن تصميم گرفت حجرالاسود را از مسجد الحرام به يمن منتقل کند . خويلد پدر خديجه در مقام دفاع برخاست . به واسطه مبارزات و فداکاريهاي او بود که « تبع » از تصميم خويش منصرف شد و آن سنگ مقدس را از جايش حرکت نداد . (1)
« اسد بن عبدالعزي » جد خديجه يکي از اعضاء برجسته پيمان « حلف الفضول » است . پيمان مذکور را گروهي از رجال با شخصيت و عدالت خواه عرب بستند و قرار گذاشتند که از مظلومين دفاع کنند و در ياري کردن درماندگان کوشش نمايند . رسول خدا نيز در آن انجمن عضويت داشت و مي فرمود : من در خانه « عبدالله بن جدعان » حاضر بودم که پيمان بسته شد و اگر مرا دعوت نمايند با کمال ميل شرکت مي کنم . ( )
« ورقة بن نوفل » پسر عموي خديجه يکي از افرادي بود که پرستش بتها را نمي پسنديدند و از مدتها قبل در صدد تحقيق و کنجکاوي بودند تا دين حق را بيابند . « در يکي از آنان « ورقة بن نوفل » بود ، جلسه سري تشکيل دادند و درباره اعمال مردم به بحث و کنجکاوي پردداختند و نظرشان بدانجا منتهي شد که مردم در عبادت بتها سخت در اشتباهند و دين حضرت ابراهيم را از دست داده اند . بتهائي را پرستش مي کنند که نه مي شنوند و نه مي بينند و هيچ نفع و ضرري ندارند . سپس تصميم گرفتند در بلاد متفرق شوند تا دين واقعي حضرت ابراهيم را بيابند . » ( )
« ورقة بن نوفل » پسر عموي خديجه ، همان مرد دانشمندي است که وقتي از جانب خدا به پيغمبر ( ص) وحي دشد و داستان نازل شدن جبرئيل را راي خديجه شرح داد ، خديجه براي تحقيق قضيه ، نزد او رفت و جريان را برايش شرح داد ، و از رمز آن حادثه تازه جويا شد .
ورقة پاسخ داد : با اين اوضاع که تشريح کردي جبرئيل بر محمد نازل شده و او پيغمبر خداست . از قول من به محمد بگو : در کار خود جديت و پايداري کن . روزي ديگر « ورقة » در مسجد الحرام با پيغمبر ( ص) برخورد نمود و عرض کرد : آنچه را ديدي و شنيدي براي من شرح بده .
پييغمبر اکرم داستان نزول فرشته را برايش بيان کرد .
ورقة عرض کرد : به خدا سوگند ! تو پيغمبر خدا هستي ، و همان فرشته اي که بر موسي نازل شده بر تو هم نازل کرده است . آگاه باش که ترا تکذيب و اذيت خواهند نمود . از وطن تبعيد مي شود و با تو جنگ خواهند کرد . اگر من تا آن زمان زنده ماندم دين خدا را ياري مي کنم .
سپس سر پيغمبر را بوسيد و رفت . (1 )
از امثال اين داستانها معلوم مي شود که خاندان حديجه مردماني متفکر و کنجکاو و علاقمند به دين حضرت ابراهيم بوده اند .

بانوي بازرگان

گرچه تاريخ ، جزئيات زندگي آن بانوي شريف را ضبط نکرده ، ليکن همان مقدار که باقي مانده مي تواند شخصيت برجسته او را تا حدي روشن سازد .
خديجه در آغاز جواني ، با « عتيق بن عائذ » ازدواج نمود . اما چندي نگذشت که عتيق ديده از جهان فرو بست و خديجه را با مال و ثروت سرشار تنها گذاشت .
او چندي بي شوهر ماند و بعدها با يکي از بزرگان بني تميم ، به نام « هندبن بناس » عروسي کرد . اما هند هنوز جوان بود که از دنيا رفت و باز هم خديجه با ثروت هنگفتي تنها ماند .
يکي از نکاتي که مي تواند روج بزرگ و همت عالي و حريت و استقلال نفساني آن بانوي شريف را روشن سازد اينست که خديجه ، ثروت هنگفتي را که از شوهر اول و دومش به ارث برده بود راکد نگذاشت و در راه رباخواري که معمول آن زمانها بود نيز نينداخت ، بلکه آن را در راه تجارت و بازرگاني به کار بست . و افرادي درستکار را استخدام نمود و به وسيله آنان به تجارت پرداخت .
خديجه از راه مشروع تجارت ، بر ثروتش افزوده گشت و به طوريکه نوشته اند :
« هزاران شتر در دست کارکنانش بود که اطراف کشورها مانند مصر و شام و حبشه به تجارت مشغول بودند » . ( 1 )
« ابن هشام » مي نويسد : « خديجه زن شريف و ثوتمندي بود که به تجارت اشتغال داشت مرداني را اجير کرده بود که برايش تجارت مي کردند ». ( 2 )
ناگفته پيداست که اداره کردن يک چنان کاروان بزرگ بازرگاني آن هم در آن عصر و در جزيرةالعرب کار آساني نبود ، بويژه اگر مديرش يک زن باشد ، آن هم زمانيکه زنان از حقوق اجتماعي محروم بودند و بسياري از مردان بي رحم دختران بي گناه ررا زنده بگور مي کردند . پس آن بانوي بزرگ بايد داراي نبوغ فوق العاده و شخصيت برجسته و استقلال نفساني و اطلاعات کافي بباشد تا بتواند آن تجارت مفصل و بزرگ را اداره کند

بانوي مستقل

يکي از نکات برجسته و درخشان زندگي خديجه داستان ازدواج او با پيغمبر ( ص ) است . بعد از آنکه شوهر اول و دوم خديجه وفات نمودند ، يک حالت استقلال و آزادي مخصوصي در آن بانوي بزرگ پيدا شد و همانند عاقل ترين و رشيدترين مردان به تجارت مي پرداخت و تن به ازدواج نمي داد . با اينکه از جهت اصالت و نجابت خانوادگي و مال و ثروت فراوان ، خواستگاران زيادي داشت و حاضر بودند مهريه هاي سنگيني بدهند و با وي ازدواج کنند ، ولي او از قبول شوهر جدا" امتناع مي ورزيد . اما نکته جالب اينجاست که همين خديجه ايکه حاضر نبود به هيچ قيمتي ، با سران و اشراف عرب و مردان ثروتمند ازدواج کند ، با کمال شوق و علاقه حاضر شد با محمد که شخص يتيم تتاريخ خبر مي دهد که خواستگاران متشخص و آبرومندي حتي از ملوک و ثروتمندان برايش مي آمدند ولي به ازدواج راضي نمي شد ، اما در مورد وصلت با محمد نه تنها راضي شد بلکه خودش با کمال اصرار و علاقه پيششنهاد ازدواج نمود و مهريه اش را نيز در مال خودش قرار داد ، به طوريکه اين موضوع اسباب سخريه و سرزنش شد.
با توجه بدين مطلب که زنها معمولا" به ثروت و تجملات زندگي خيلي علاقه دارند و نهايت آرزويشان اين است که شوهر ثروتمند و آبرومندي نصيبشان گردد تا در خانه اش به آرامش و تجمل و خوشگذراني سرگرم باشند ، به خوبي روشن مي شود که خديجه در مورد ازدواج ، انديشه و افکار عاليتري داشته و در انتظار شوهر فوق العاده و شخصيتي برجسته اي بوده است . معلوم مي شود خديجه شوهر ثروتمند و پولدار نمي خواسته بلکه درجستجوي شخصيت برجسته روحاني بوده که جهاني را از گرداب بدبختي و جهالت نجات دهد .
تاريخ به ما خبر مي دهد که خديجه از بعض دانشمندان عصر خويش شنيده بود که محمد ( ص) پيغمبر آخر الزمان است . و خودش بدان موضوع عقيده داشت . بعد از آنکه مدتي محمد را به عنوان کاروان تجارت انتحاب نمود – و شايد خود اين عمل يک نوع آزمايشي بوده تا بدان وسيله در پيرامون اظهارات دانشمندان آزمايش کند- و « مسيره » غلام خودش را ناظر جريان سفر قررار داد و ان غلام وقايع و حوادث شگفت آوري را از محمد براي خديجه تعريف کرد ، آن بانوي شريف و رشيد ، شخص مطلوب و گمشده اش را يافت . آن حضرت را احضار نمود و گفت : اي محمد من چون تورا شريف و امانتدار و خوش خلق و راست گو يافته ام ، ميل دارم با تو ازدواج کنم . ( 1)
محمد ( ص) قضيه را با عموها و خويشانش در ميان نهاد . آنان به عنوان خواستگار نزد عموي خديجه رفتند و مقصدشان را در ضمن خطبه اي اضهار داشتند .
عموي خديجه که يکي از دانشمندان بود خواست پاسخ دهد ولي چون نتوانست به خوبي سخن بگويد ، خود خديجه از غايت شوق با زبان فصيح ، گفت : اي عمو ! شما گررچه در سحن گفتن از من سزاوار تريد اما از خودم بيشتر اختيارم را نداريد . سپس عرض کرد : اي محمد ! خودم را به تو تزويج کردم و مهرم را در مال خودم قرار دادم . به عمويت بفرما براي وليمه عروسي شتري بکشد . ( 1 )
تاريخ مي گويد : خديجه « ورقه » را واسطه قرار داد تا وسيله ازدواج بامحمد ( ص) را فراهم سازد ، هنگاميکه ورقه به او بشارت داد که محمد و خويشانش را به ازدواج راضي کردم ، خديجه به پاس اين خدمت بزرگ ، خلعتي به وي عطا کررد که پانصد اشرفي ارزش داشت . (2 )
وقتي محمد ( ص) خواست از خانه خارج شود خديجه عرض کرد : اين خانه ، خانه تو و من کنيز تو هستم ، هر وقت خواستي به سراي خويش درآي. ( 3 )
اين ازدواج براي پيغمبر اکرم خيلي ارزش داشت ، زيرا از يک طرف فقير و تهيدست بود و به همين علت يا علل ديگر تا سن بيست و پنج سالگي نتوانست ازدواج کند . از طرف ديگر بي خانمان و تنها بود و احساس تنهايي مي کرد و بوسيله اينازدواج مبارک ، هم نيازمنديش برطرف شد و هم يار و غمگسار و مشاور خوبي پيدا کرد .

بانوي فداکار

محمد ( ص) و خديجه يک کانون با صفا و گرم خانوادگي را تأأسيس کرردند . نخستين زني که دعوت پيغمبر را اجابت نمود خديجه بود . آن بانوي بزرگ تمام اموال و ثروت بي حد و حصر خويش را بدون قيد و شرط در اختيار محمد ( ص) قرار داد . خديجه از آن زنان کوتاه فکري نبود که اگر اندک مال و استقللالي براي خويش ديد اعتنا به شوهر نکند و مالش را از او دريغ دارد . او چون از هدف عالي پيغمبر آگاه بود و بدان عقيده داشت تمام اموالش را در اختيار آن حضرت گذاشت و گفت : هر طور صلاح ميداني در راه اشاعه و ترويج دين خدا خرج کن .
هشام مي گويد : « رسول خدا خديجه را بسيار دوست مي داشت و بدو احترام مي گذاشت و در کارها با وي مشورت مي کرد . آن بانوي رشيد و روشنفکر ، وزير و مشاور خوبي براي آن حضرت بود . نخستين بانويي که به او ايمان آورد خديجه بود ، و مادامي که خديجه زنده بود محمد (ص) همسر ديگري اختيار نکرد » . (1 )
حضرت پيغمبر مي فرمود : « خديجه يکي از بهترين زنان اين امت است » . (2 )
پيغمبر خشمناک شد و فرمود : به خدا سوگند ! خدا بهتر از او را به من نداده است . خديجه هنگامي ايمان آورد که ديگران کفر مي ور زيدند . مرا تصديق نمود ، وقتيکه ديگران تکذيبم مي کردند . اموالش را به رايگان درر تختيار گذاشت وقتي که سايرين محرومم مي نمودند . خدا نسل مرا در اولاد او قرار داد . عايشه مي گويد : تصميم گرفتم بعد از آن ، خديجه را به بدي ياد نکنم » . ( 3 )
در روايات وارد شده که جبرئيل هر وقت بر پيغمبر ( ص) نازل مي شد عرض مي کرد : سلام خدا را به خديجه برسان و بگو : خدا قصر زيبايي در بهشت براي تو آماده کرده است . ( 4 )

نخستين کانون اسلامي

نخستين خانواده اسلامي که در اسلام تأسيس شد خانه محمد ( ص) و خديجه بود . تعداد نفرات آن بيش از سه تن نبودند : محمد ( ص) ، و خديجه و علي ( ع) . (5)
آن خخانه ف کانون انقلاب اسلامي و جهاني بود و وظائف بسييار سنگيني ر عهده داشت . بايد با کفرر و ت پرستي مبارزه کند . دين توحيد را در جهان بسط و اشاعه دهد . در تمام جهان بيش از يک خانه اسلامي وجود نداشت ولي سربازان فداکار آن نخستين پايگاه توحيد ، تصميم داشتند دلهاي جهانيان را فتح کنند و عقيده توحيد را در جهان نفوذ دهند . آن پايگاه نيرومند ، از هر جهت مجهز و مسلح بود . محمد ( ص) در رأس آن قرار داشت که خدا درباره اخلاقش مي گويد : « اخلاق تو عظيم و بزرگ است » . ( 6 )
او خديجه را بيش از حد دوست مي داشت و به شخصيتش احترام مي گذاشت .
انس مي گويد : « گاهي هديه اي تقديم پيغمبر مي کردند ، مي فرمود : به خانه فلان زن ببريد چون دوست خديجه بود » . (1 )
مدير داخلي و کدبانوي آن خانه ، خديجه بود که به هدف محمد ( ص) کاملا" ايمان داشت و در راه رسيدن به آن هدف مقدس ، از هيچگونه موشش و فداکاري دريغ نداشت . تمام ثروتش را در اختيار محمد گذاشت ، عرض کرد : اين خانه و اموال تعلق به مشا دارد و من کنيز و خدمتکار شما هستم .
در موقع گرفتاريها محمد را دلداري مي داد و در رسيدن به هدف اميدوارش مي کرد . اگر کفار شکنجه و آزارش مي دادند هنگاميکه داخل خانه مي شد از مهر و محبت خديجه برخوردار مي گشت ، و از آن کانون گرم نيرو مي گرفت . در پيرامون مشکلات و حوادث سهمگين ، با آن بانوي دانشمند و رشيد مشورت مي کرد . ( 2 )
آري فاطمه زهرا از چنين پدر و مادر فداکار و در چنين مخيط با صفا و گرم خانوادگي به دنيا آمد .

ولادت فاطمه ( س)

دوران آبستني سپري شد و هنگام ولادت زهرا فرا رسيد . خديجه در پيچ و تاب درد واقع شد . کسي را نزد زنان قريش و دوستان سابقش فرستاد و پيغام داد : کينه هاي ديرينه را فراموش کنيد و در اين موقع خطرناک به فريادم برسيد و در امر ززايمان ياريم منيد . طولي نکشيد که فرستاده خديجه با چشم گريان برگشت و گفت : درب خانه هر کسي را کوفتم ، را هم نداد و خواهش شما را نپذيرفت . همه در پاسخ گفتند : به خديجه بگو : نصيحت ما را نپذيرفتي و بر خلاف صلاحديد ما با يتيم تهيدستي ازدواج کردي . از اين روي حاضر نيستيم به خانه ات بياييم و ياريت کنيم .
وقتي خديجه پيام و زخم زبان زنان کينه توز را شنيد و از ياري آنان مأيوس شد ، اندوهگين گشت . از جهان ماده و مردم کيتنه توز چشم پوشيد و به سوي خداي جهان و عالم ديگر متوجه شد . فرشتگان خدا و حوريان بهشتي و زنان آسماني در آن موقع حساس به ياريش شتافتند و از کمکهاي غيبي پروردگار جهان برخوردار شد و فاطمه عزيز يعني اختر فروزان آسمان نبوت پا به عرصه گيتي نهاد ، و با نر تابناک ولايت ، شرق و غرب جهان را روشن ساخت . ( 1 )

تاريخ تولد

در تاريخ تولد فاطمه ( س) در بين علماي اسلام اختلاف است . ليکن در بين علماي اماميه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بيستم جمادي الثاني سال پنجم بعثت تولد يافته است . ( 2 )

آرزوي پيامبر (ص ) و خديجه

يکي از اسرار آفرينش اينست که هر فردي علاقه دارد داراي فرزندي باشد تا او را بر حسب دلخواه تربيت کند و به يادگار بگذارد . انسان فرزندش را از بقاياي وجود خودش محسوب مي دارد . و با فرا رسيدن مرگ ، وجودش را خاتمه يافته نمي داند، اما شخص بي فرزند ، دوران زندگي و حيات خودش را کوتاه و با فرا رسيدن مرگ ، خاتمه يافته مي پندارد، شايد دستگاه آفرينش مي خواهد بدين وسيله ، نسل انسان را از انقراض و نابودي محفوظ بدارد .
پيغمبر (ص) و خديجه نيز چنين آرزويي داشتند . خديجه ايکه براي ترويج خدا پرستي و نجات بشريت از هيچگونه فداکاري دريغ نداشت ، و براي پيشبرد هدف مقدس پيغمبر اکرم از مال و خويشان و دوستانش پوشيد ، و بدون هيچ قيد و شرطي تسليم خواسته هاي محمد گشت ، حتما" علاقه داشت از محمد ( ص) فرزندي پيدا کند که از دين اسلام حمايت نمايد و دربسط و ترويج آن و به ثمر رساندن و ترويج آن و به ثمر رساندن هدف عالي محند ( ص) کوشش کند .
پيغمبر اکرم مي دانشت که مرگ براي بشر حتمي است ، و در مدت محدود و کوتاه زندگي ، نمي تواند هدف بزررگ خويش را کاملا" اجرا کند و جهان بشيت را از گرداب گمراهي نجات دهد . پيغمر به خوبي مي دانست که بايد بعد از او افرادي باشند تا در تعقيب هدفش جديت و کوشش نمايند . و طبعا" دلش مي خواست که آن افراد فداکار ، از نسل خودش بوجود آيند . محمد (ص) و خديجه چنين آرزويي را داشتند ، اما متأسفانه پسرانييکه قبلا" از آنان ببوجود آمده بودند و به نام عبدالله و قاسم ناميده شدند ، در کودکي وفات کردند . به همان مقدار که پيغمبر و خديجه از آن مرگ ناگوار ، اندوهگين شدند دشمنانشان شتند . گاهي آنحضرت را به عنوان « ابتر » يعني بي فرزند مي خواندند . هنگاميکه عبدالله وفات کرد « عاص بن وائل » به جاي آنکه محند ( ص) را در مرگ فرزندش تسليت گويد ، در مجامع عمومي آنحضرت را ابتر و بي فرزند مي خواند و مي گفت : بعد از آنکه محمد بميرد اثري از وي باقي نخواهد ماند و بازخم زبان دل پيغمبر و خديجه را مجروح مي نمود

کوثر

اما خدا به پيغمبر بشارت داد که خيرات و خوبيهاي زيادي به تو عطا خواهيم نمود . در پاسخ دشمنان سوره " کوثر " را فرستاد و فرمود :
اي محمد ! ما کوثر را به تو داديم . پس براي خدا نماز بگزاز و قرباني کن . بدرستيکه دشمن تو ابتر و بي فرزند خواهد شد نه تو.( 1)
پيغمبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) يقين داشت وعده هاي خدا تخلف بردار نيست و نسل پاک و با برکتي از او بوجود خواهد آمد که سرچشمه و منشأ تمام خوبي هاي جهان خواهد شد . هنگامي وعده خدا جامه عمل پوشيد که زهراي اطهر به دنيا آمد و از فروغ نور ولايت افق گيتي روشن شد . وقتي به رسول خدا بشارت رسيد که خدا به خديجه نوزاد دختري عطا کرد دلش از بشارت غرق شادماني و سرور شد و از دختر دار شدن نه تنها غمگين نشد بلکه بدان وسيله دلش مطمئن و آرام دشت و آثار نويد پروردگار جهان را مشاهده نمود .
پيغمبر اکرم از آن مردان کوتاه فکر و نادان عصر جاهليت نبود که از وجود دختر اظهار شرمندگي کند و از شدت خشم مادر بي گناه را به باد دشنام و ستيزه گيرد و از مردم دوري جويد .(1 )
محمد (ص ) مبعوث شده بود تا با افکار پوچ و غلط مردم که براي زنان ارزشي قائل نبودند و آنان را از اجتماع حساب نمي کردند و دو شيزگان بي گناه را زنده به گور مي کردند ، مبارزه کند و بدانان بفهماند که زن نيز يکي از اعضاء حساس و مهم اجتماع است،و داراي مسئوليت و وظيفه بسيار سنگين و بزرگي است . بايد براي عظمت و ترقي اجتماع کوشش کند و در مورد وظايفي که آفرينش اقتصاد دارد انجام وظيفه نمايد .
خدا خواست ارزش زن را عملا" به جهانيان بفهماند . از همين رهگذر بود که ذريه و نسل پاک پيغمبر برگزيده اش را در وجود دخترش قرار داد و چنين مقدر کرد که امامان و پيشوايان و رهبران ديني اسلام ازز نسل زهراي اطهر بوجود آيند . بدين وسيله مشت محکمي بر دهان نابخرداني زد که دختر را از اولاد خويش محسوب نمي داشتند بلکه از وجودش عار و ننگ داشتند .



 

 

شير مادر

هنگاميکه فاطمه ( س) را تميز و پاکيزه نمودند و قندانه اش را در دامن خديجه گذاشتند ، آن مادر مهربان مسرور شد و پستانش را درر دهان کوچک نوزاد عزيزش نهاد و از شيره جان سيرش کررد تا به خوبي رشد و نمو نمايد . (2)
خديجه از آن زنان خودخواه و ناداني نبود که بدون هيچ عذر و بهانه اي ، نوزاد را از شير مادر که خدا برايش مهيا ساخته محروم سازد . خديجه خود مي دانست يا از پيغمبر شنيده بود که براي تغذيه و بهداشت اطفال هيچ غذائي بهتر از شير مادر نيست .
زيرا شير مادر با وضع دستگاه گوارش نوزاد و مزاج مخصوص او کاملا" هماهنگي و تناسب دارد ، کودک مدت نه ماه در رحم مادر ، شريک غذا و هوا و خون او بوده و مستقيما" از مادرش اررتزاق مي کرده است . و از اين جهت ، ترکيبات مخصوص شير مادر ، با ساختمان ويژه طفل کاملا" تناسب دارد . علاوه بر اين ، در شير مادر تقلب راه ندارد و ميکروبهاي بيماري زا در آن نيست .
خديجه چون مي توانست که آغوش پر مهر و محبت مادر و شير خوردن کودک از پستانش ، چه نقش بزرگي را در زندگي آينده نوزاد انجام مي دهد و براي سعادت او چه تأثيرات قابل توجهي دارد ، ترجيح دارد ، ترجيح داد که فاطمه عزيز را در آغوش گرم خويش پرورش دهد و به وسيله شير پاک خودش که از منبع شرافت و نجابت و دانش و فضيلت و بردباري و فداکاري و شجاعت سرچشمه مي گرفت غذا دهد .
راستي مگر غير از شير پستان خديجه ، شيير ديگري مي توانست چنين عنصر پاک و کانون معرفت و شجاعتي را رشد و نمو دهد و ميوه پر برکت باغ نبوت را به ثمر رساند

 

 

نتيجه

اوضاع غير عادي و حوادث و وقايع تلخ دوران کودکي حضرت زهرا ( س) بدون ترديد آثاري در روح حساس آن دو شيره گرامي گذاشت و زندگي آينده و چگونگي حرکات و افعال و روحيات و وجدانياتش تا حدودي مربوط به حوادث آن دوران بوده است و آغاز شخصيت او از همين جا سرچشمه گرفت . آثار زير را مي توان از مهمترين آنها شمرد .
1- کسيکه در يک چنين اوضاع سهمگيني رشد و نمو کند و در آغاز زندگي چنين ضربه هاي بزرگي بر روحش وارد شود ، شخصي افسرده و پژمرده و غمناک خواهد بود . به همين علت ، در احوال فاطمه ( س) نوشته اند هميشه محزون و غمناک بوده است .
2- کسيکه در يک چنين اوضاع بحراني بزرگ شود ، حتي دوران شر خوارگي و طفوليت خويش را در زندان بگذراند و از آن وقتيکه خودش را شناخته در تنگناي زندان باشد و مشاهده کند که پدر و مادر و خويشانش با چه فداکاري و از خود گذشتگي از هدف خودشان دفاع مي کنند و راي رسيدن به هدف به هر سختي و فشاري تن در مي دهند ، اما حاضر نيستند از هدف خودشان دست بردارند ، چنين شخصي طبعا" مبارز و سرسخت و با هدف بار مي آيد و در طريق رسيدن به هدف از زندان و شکنجه باک ندارد ، و بزودي از ميدان در نمي رود .
3- فاطمه ( س) چون مي ديد که پدر و مادر و خويشانش در ترويج دين اسلام و بسط توحيد و خدا پرستي چه سختيها و مشقت هايي را تحمل مي کنند و براي هدايت و نجات بشريت چه فداکاريهائي مي کنند ، از مردم انتظار داشت که بعد از پدر بزرگوارش قدر زحمات او را بدانند و در تعقيب هدف مقدسش کوشش وجديت کنند ، و از راهي که برايشان تعيين کرده منحرف نشوند .

 

بعد از وفات مادر

در سال دهم بعثت ، ابوطالب و خديجه ، در فاطمه کوتاهي ، يکي پس از ديگري از دنيا رفتند ( 1 ) اين دو حادثه ناگوار به قدري در روح پيغمبر تأثير کرد که آن سال را سال غم و اندوه ناميد . ( 2) زيرا از يک طرف بزرگترين يار و غمخوار و مشاور داخلي و شريک زندگي و مادر فرزندان خويش ، خديجه را از دست داد . از طرف ديگر ، بزرگترين پشتيبان و مدافع او حضرت ابوطالب از دنيا رفت .و به طوري که اوضاعه داخلي و خارجي آن حضرت يک مرتبه دگرگون گشت و به علت از دست رفتن اين دو حامي بزرگ ، اذيت و آزار دشمنان شروع شد . گاهي سنگش مي زدند . گاهي بدنش را خون آلود مي کردند و در اکثر اوقات ، هنگامي که با چهره اي غمناک و محزون به خانه مي آمد ، با صورت پژمرده و چشمهاي اشکبار دختر عزيزش که در فراق مادر مي گريست ، رورو مي شد .
فاطمه ( س) وقتي از خانه خارج مي شد شاهد حوادث تلخي بود . گاهي مي ديد؛ پدرش را اذيت مي کنند و ناسزايش مي گويند . يک روز ديد دشمنان در مسجدالحرام نشسته اند و براي قتل پدرش نقشه مي کشند ، با چشم اشکبار به خانه بازگشت و تصميم دشمنان را براي پدر تعريف نمود . ( 3 )
روزي يکي از مشرکين ، پيامبر اکرم ( ص) را در کوچه ملاقات کرد ، مقداري خاکروبه و کثافت بر سر و صورت آن جناب پاشيد . پيامبر چيزي نگفت و با همين حال وارد خانه شد . يکي از دخترانش ( فاطمه ) به استقبال آن حضرت شتافت . آب آورد و با چشم گريان سر و صورت پدر را شست . پيامبر فرمود : دخترم ! گريه نکن ، مطمئن باش که خدا پدرت را از شر دشمنان محفوظ مي دارد و پيروز مي گرداند ( 1).
يک روز پيامبر در مسجدالحرام مشغول نماز بود . عده اي از مشرکين او را مسخره مي کردند و در صدد آزارش بودند . يکي از آنان بچه دان شتري را که تازه ذبح شده بود برداشت و با خون و کثافت ، در حاليکه پيامبر اکرم در مسجد حاضر بود و اين منظره را تماشا مي کرد بسيار ناراحت شد و با چشم گريان خودش را به پدر رسانيد و بچه دان را برداشت و بدور افکند . پيامبر از سجده برخاست و بعد از نماز بر ان جمعيت نفرين کرد ( 2 ) .
آري زهراي عزيز در همان سنين خردسالي اين قبيل حوادث ناگوار را مشاهده مي کرد و به ياري پدر مي شتافت و براي پدر ، مادري مي کرد .
با مردن خديجه ، طبعا" برخي از کارهاي خانه بر دوش فاطمه کوچک افتاد . زيرا آن نخستين خانه توحيد ، کدبانوي بزرگ خود را از دست داده بود و به غير از فاطمه ( س ) در خانه يادگاري نداشت .
تاريخ ، اين موضوع را روشن نکرده که در آ« دوران سخت در خانه پيغمبر (ص) چه مي گذشته و زندگي آنان چگونه اداره مي شده است ، اما با چشم دل مي توان اوضاع رقت بار ساکنين آن خانه را مشاهده نمود .
پيغمبر (ص) بعد از خديجه با زني به نام « سوده » ازدواج نمود ، زنان ديگري را نيز اختيار کرد . انان هم کم و بيش درباره فاطمه اظهار علاقه مي نمودند ، ليکن براي هر کودک يتيمي دشوار است جاي مادرش را خالي و زن ديگري را در جاي او مشاهده کند . نامادري هم هر چه خوب و مهربان باشد مهر و محبت بي شائبه مادر را ندارد . تنها مادر است که به وسيله نوازشهاي گرم خويش ، دل کودک را آرام مي کند و به او نيرو مي بخشد .
ولي هرچه محروميت فاطمه ( س) زيادتر مي شد ، اظهار محبت پيغمبر هم به همان نسبت بيشتر مي گشت . زيرا رسول خدا بدين مطلب توجه داشت که : فاطمه از حهت مادر ، کسري محبت دارد و بايد آن کسري جبران شود و از اين جهتت و جهات ديگر ، در روايات وارد شده که : رسول دا (ص) تا صورت فاطمه را نمي بوسيد به خواب نمي رفت . ( 1 )
مطالب مذکور اجمالي است از سرگذشت حدود هشت سال از زندگي دختر پيغمبر .

 

عروسي حضرت فاطمه (س)

فاطمه زهرا ( س) دختر پيغمبر اکرم و از دوشيزگان ممتاز عصر خويش بود . پدر و مادرش از اصيل ترين و شريف ترين خانواده هاي قريش بودند . از حيث جمال ظاهري و کمالات معنوي و اخلاقي از پدر و مادر شريفش ارث مي برد .
به عالي ترين کمالات انساني آراسته بود . شخصيت و عظمت پيامبر اکرم روز بروز در انظار مردم بالا مي رفت و قدرت و شوکت او زيادتر مي شد . به همين علت ، دختر عزيزش زهرا ( س ) همواره مورد توجه بزرگان قريش و رجال با شخصيت و ثرومتند قرار داشت و گاه و بيگاه از او خاستگاري مي کردند . اما پيغمبر اکرم ( ص) اصلا" خوشش نمي آمد کسي در اين باره سخن بگويد و با خواستگاران طوري رفتار مي کرد که مي پنداشتند مورد غضب قرار گرفته اند . ( 1)
رسول خدا فاطمه را براي علي ( ع) نگاه داشته بود و دوست مي داشت از جانب او پيشنهاد بشود ( 2 ) پيغمبر از جانب خدا مأمور بود که نور را با نور کابين ببندد . (3)
ابوبکر يکي از خواستگاران فاطمه (س) ود . روزي بدين منظور خدمت رسول گرامي رسيد و عرض کرد: يارسول الله ! ميل دارم با شما وصلت کنم ، آيا مي شود که فاطمه را به عقد من در آوري ؟ رسول خدا فرمود : فاطمه هنوز کوچک است و اصلا" تعيين همسر او با خداست . من نيز منتظر دستور خدايم . ابوبکر مأيوسانه برگشت . در بين راه با عمر ملاقات نمود و جريان خواستگاري خودش را با او در ميان گذاشت . عمر گفت : رسول خدا (ص) پيشنهاد ترا رد کرده و ميل نداشته دخترش را به تو بدهد .
عمر نيز يک روز در ازدواج با فاطمه (س) طمع کرد و بدين منظور خدمت رسول خدا مشرف شد و فاطمه را خواستگاري نمود . پيغمبر (ص) پاسخ داد : فاطمه هنوز کوچک است و تعيين همسرش با خداست .
عمر و ابوبکر چندين مرتبه تقاضاي ازدواج کردند ولي پيغمبر پيشنهادشان را نپذيرفت .
« عبدالرحمن بن عوف » و « عثمان بن عفان » که هر دو از ثروتمندان بزرگ بودند به عزم خواستگاري خدمت رسول خدا رسيدند . عبدالرحمن عرض کرد با رسول الله ! اگر فاطمه (س) را به من تزويج کني ، حاضرم يکصد شتر سياه آبي چشم که بارهايشان پارچه هاي کتان اعلاي مصري باشد و ده هزار دينار مهريه اش کنم .
عثمان نيز اظهار داشت : يا رسول الله من هم به همين مهر حاضرم و بر عبدالرحمن برتري دارم زودتر مسلمان شده ام .
پيغمبر از سخن آنان سخت خشمناک شد و براي آنکه بفهماند به مال آنها علاقه ندارد و داستان ازدواج داستان خريد و فروش و مبادله ثروت نيست ، مشتي سنگ ريزه برگرفت و به جانب عبدالرحمنم پاشيد و فرمود : تو خيال مي کني من بنده پول و ثروت خودت بر من فخر و مباهات مي کني و مي خواهي به وسيله پول ازدواج را بر من تحميل کني ؟ (1 )

پيشنهاد به علي (ع)

اصحاب رسول خدا اجمالا" احساس کرده بودند که پيغمبر اکرم ميل دارد فاطمه (س) را با علي کابين ببندد ، ولي از جانب علي پيشنهاد نمي شد . يک روز عمر و ابوبکر و سعدبن معاذ و گروهي ديگر در مسجد انجمن داشتند و از هر دري سخن مي گفتند . در اين بين سخن از فاطمه (س) را خواستگاري مي نمايند اما پيغمبر اکرم پيشنهاد احدي را نپذيرفته و در جوابش مي فرمايد : تعيين همسر فاطمه با خداست . ولي علي بن ابي طالب (ع) تا حال ، در مورد خواستگاري فاطمه اقدام نکرده . گمان مي کنم علت اقدام نکردنش تهيدستي باشد . اين مطلب براي من روشن است که خدا و پيغمبر ، فاطمه را براي علي (ع) نگاهداشته اند . سپس به « عمر » و « سعدبن معاذ » گفت : حاضريد به اتفاق هم پيش علي برويم و جريان را برايش تشريح کنيم و اگر به ازدواج مايل بود و تهيدستي مانعش بود ، کمکش کنيم ؟! سعدبن معاذ از اين پيشنهاد استقبال نمود و ابوبکر را در اين کار تشويق کرد .
سلمان فارسي مي گويد : عمر و ابوبکر و سعدبن معاذ بدين قصد از مسجد خارج شدند و به جستجوي علي ( ع) پرداختند . ولي آن حضرت را در منزلش نيافتند . اطلاع پيدا کردند که در نخلستان يکي از انصار با شتر آبکشي مي کند و درختان خرما را آبياري مي نمايد . پس به جانب آن حضرت شتافتند .
ععلي (ع) فرمود : از کا مي آييد و به چه منظور آن حضرت شتافتند .
علي (ع) فرمود : از کجا مي آييد و به چه منظور اينجا آمده ايد ؟.
ابوبکر گفت : يا علي تو در تمام کمالات بر سايرين برتري داري ، و از موقعيت خودت و علاقه ايکه رسول خدا به تو دارد کاملا" آگاهي . اشراف و بزرگان قريش براي خواستگاري فاطمه (س) آمده اند ولي پيغمبر (ص) دست رد به سينه همه زده و تعيين همسر فاطمه را به دستور خدا حواله داده است . گمان مي کنم خدا و رسول ، فاطمه را براي تو گذاشته اند . و شخص ديگري قابليت اين افتخار را ندارند . نمي دانم به چه علت شما در اين اقدام کوتاهي مي کني ؟
علي بن ابي طالب (ع) هنگامي که سخن ابوبکر را شنيد اشک در چشمان مبارکش حلقه زد و فرمود : اي ابابکر ! احساسات و خواسته هاي دروني مرا تحريک نمودي و به موضوعي که از آن غافل بودم ياد آوري کردي . به خدا سوگند ! همه خواستگار فاطمه اند ، من هم بدين موضوع علاقه دارم . يگانه چيزي که مرا از اين اقدام باز داشته فقر و تهيدستي است .
ابوبکر عرض کرد : يا علي ! اين سخن را نفرماييد. زيرا دنيا در نظر خدا و رسول ارزشي ندارد . من صلاح مي دانم هرچه زودتر در اين کار اقدام نماييد و در خواستگاري فاطمه تعجيل کنيد . ( 1)

افکار خفته بيدار مي شود

علي بن ابي طالب ( ع) در خانه پيغمبر اکرم بزرگ شده و فاطمه (ع) را به خوبي مي شناخت و با روحيات و اخلاق او کاملا" آشنا بود . هر دو تربيت شده پيغمبر (ص) و خديجه و در يک خانه بزرگ شده بودند (1) علي مي دانست دختري مانند فاطمه هرگز پيدا نخواهد شد که به جميع کمالات و فضائل انسانيت آراسته باشد . و از صميم قلب او را دوست مي داشت و مي دانست چنين موقعيتهاي مناسبي هميشه فراهم نمي شود . اما اوضاع بحراني اسلام و گرفتاري ها و فقر اقتصادي مسلمين ، چنان علي (ع) را مشغول ساخته بود که به خواسته هاي دروني خويش توجه نداشت . و در همه فکري بود جز ازدواج و تشکيل خانواده .
علي (ع) اندکي در پيرامون پيشنهاد ابوبکر تأمل کرد و اطراف و جوانب قضيه ررا به خوبي بررسي نمود ، از يک طرف ، تهيدستي و فقر اقتصادي خودش و ساير مسلمانان و حوادث و گرفتاريهاي عمومي را مشاهده کرد ، از طرف ديگر فکر کرد موقع ازدواج کردنش فرا رسيده و در حدود بيست و يک سال يا زيادتر از عمرش مي گذرد . ( 2)
بايد خواه ناخواه ازدواج کند و مثل فاطمه (س) هرگز پيدا نمي شود . اگر اين فرصت دست برود قابل جبران نيست

 

علي (ع) به خواستگاري مي رود

پيشنهاد ابوبکر چنان روح علي را تکان داد و عشق دروني او را شعله ور ساخت که ديگر نتوانست بکار خويش ادامه دهد . شترش را از کار باز گرفت و به منزل آورد، بدنش را شستشو داد ، عبادي تميزي بر تن کرد ، کفش هايش را پوشيد و به خدمت رسول اکرم شتافت . پيغمبر (ص) در خانه ام سلمه تشريف داشت . علي (ع) به منزل ام سلمه رفت و در زد . پيغمبر به ام سلمه فرمود : در را باز کن . کوبنده در شخصي است که خدا و رسول را دوست دارد .
عرض کرد : يا رسول الله ! پدر و مادرم فدايت ، کيست که نديده درباره اش چنين داوري مي کني ؟ .
فرمود : اي ام سلمه ! ساکت باش ، مردي دلاور و شجاع است ، برادر و پسر عمويم و محبوب ترين مردم نزد من است .
ام سلمه از جاي جست و در سراي را باز کرد . علي (ع) داخل منزل شد ، سلام داد و در حضور پيغمبر نشست . از خجالت سرش را به زير انداخت ، و نتوانست تقاضاي خويش را عرضه بدارد . مدتي طول کشيد که هر دو ساکت بودند . بالاخره پيغمبر (ص) سکوت را شکست و فرمود : يا علي گويا براي حاجتي نزد من آمده اي که از اظهار آن خجالت مي کشي ؟بدون پروا حاجت خود را بخواه و اطمينان داشته باش که تمام خواسته هايت قبول مي شود .
عرض کرد : يا رسول الله پدر و مادرم فداي تو باد ، من در خانه شما بزرگ شدم و الطاف شما برخوردار گشتم . بهتر از پدر و مادر ، در تربيت و تأديب من کوشش نمودي و به برکت وجود شما هدايت شدم . يا رسول الله ! به خدا سوگند اندوخته دنيا وآخرت من شما هستي . اکنون موقع آن شده که براي خودم همسري انتخاب کنم و تشکيل خانواده دهم ، تا با وي مأنوس گردم و از ناراحيتهاي خويش بکاهم . اگر صلاح بداني و دختر خودت فاطمه (ع) را به عقد من در آوري سعادت بزرگي نصيب من شده است.
رسول خدا که د رانتظار چنين پيشنهادي ود صورتش از سرور و شادماني برافروخته شدف فرمود : صبر کن تا از فاطمه اجازه بگيرم .
پيغمبر نزد فاطمه (س) رفت ، فرمود : دخترم ! علي بن ابي طالب ( س) را به خوبي مي شناسي براي خواستگاري آمده است . آيا اجازه مي دهي ترا به عقدش در آورم ؟ فاطمه از خجالت سکوت کرد و چيزي نگفت . پيغمبر (ص) سکوت او را علامت رضايت دانست . ( 1)

توافق

رسول اکرم (ص) پس ازکسب اجازه به نزد علي آمد و با لبي خندان گفت: يا علي ! آيا براي عروسي چيزي داري ؟ پاسخ داد: يا رسول الله پدر ومادرم قربانت ، شما از وضع من کاملاً اطلاع داريد تمام ثروت من عبارت است از يک شمشير ، يک زره ويک شتر .
فرمود: تو مرد جنگ جهاد ي و بدون شمشير نمي تواني در راه خدا جهاد کني ، شمشير از لوازم و احتياجات اولي تو است . شتر نيز از ضروريات زندگي تو محسوب مي شود، بايد به وسيله آن آبکشي کني و وضع اقتصادي خودت وخانواده ات را تامين کني و براي اهل و عيالت کسب روزي نمايي و در مسافرت بارت را برآن حمل کني، تنها چيزي که مي تواني از آن صرف نظر کني همان زره است. من هم به تو سخت نمي گيرم و به همان زره اکتفا مي نمايم. يا علي اکنون که کار به اينجا رسيد ، مي خواهي بشارتي به تو بدهم و رازي را برايت آشکار سازم ؟ .
عرض کرد: آري يا رسول الله ، پدرو مادر م فدايت، شما همشه نيکخو و خوشزبان بوده ايد .
فرمود:پيش از آن که به نزد من بيايي جبرييل نازل شد و گفت: يا محمد ! خدا تو را از بين مخلوقاتش برگزيده و به رسالت انتخاب کرد . علي (ع) را برگزيد و برادر و وزير تو قرار داد.
بايد دخترت فاطمه را با او کابين ببندي . مجلس جشن ازدواج آنان در عالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده است . خدا دو فرزند پاک و نجيب و طيب و طاهر ونيکو به آنها عطا خواهد نمود يا علي هنوز جبرييل بالا نرفته بود که تو درب منزل مرا زدي .1

خطبه عقد

پيغمبر(ص) فرمود: يا علي تو زودتر به مسجد برو من نيز از عقب تو مي آيم ، تا درحضور مردم مراسم عقد را برگزار کنيم وخطبه بخوانيم .
علي (ع) مسرور و خوشحال به جانب مسجد حرکت نمود. ابوبکر و عمر را در بين راه ملاقات کرد، از جريان کار جويا شدند، گفت: رسول خدا دخترش را به من تزويج کرد ، هم اکنون از عقب مي رسد ، تا در حضو ر جمعيت ، مراسم عقد وخطبه خواني را انجام دهد.
پيغمبر(ص) در حاليکه صورتش از سرور وشادماني مي درخشيد به مسجد تشريف برد ، و به بلال فرمود: مهاجر وانصار را در مسجد جمع کن. هنگامي که مردم جمع شدند، برفراز منبر رفت وپس از حمد و ثناي الهي فرمود: اي مردم آگاه باشيد که جبرئيل بر من نازل شد و از جانب خدا پيام آورد که مراسم عقد ازدواج علي و فاطمه (ع) د رعالم بالا و در حضور فرشتگان برگزار شده و دستور داده که در زمين نيز آن مراسم را انجام دهم، و شما را برآن گواه بگيرم. سپس نشست و به علي (ع) فرمود: برخيز و خطبه عقد را بخوان ، علي (ع) برخاست و فرمود: خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم و شهادت مي دهم که بغير از او خدايي نيست. شهادتي که مورد پسند رضايت او واقع شود. درود بر محمد (ص) ، درودي که مقام و درجه اش را بالا برد. اي مردم! خدا ازدواج را براي ما پسنديده و بدان دستور داده است . ازدواج من و فاطمه را خدا مقدر کرده و بدان امر نموده است. اي مردم ! رسول خدا فا طمه را به عقد من در آورد ورزه ام را از بابت مهر قبو ل کرد. از آن حضرت بپرسيد و گواه باشيد.
مسلمانان به پيغمبر ( ص) عرض کردند : يا رسول الله ! فامه را با علي کابين بسته اي؟.
رسول خدا پاسخ داد : آري .
پس تمام حضار دست به دعابرداشته گفتند : خدا اين ازدواج را بر شما مبارک گرداند و در ميانتان دوستي و محبت افکند . پس از ختم جلسه ، پيغمبر( ص) به خانه برگشت ، و به زنان دستور داد براي فاطمه مجلس جشن و شادي فراهم کنند . (1) مراسم ازدواج در روز اول يا ششم ذي حجه ( 2 ) سال دوم يا سوم هجري انجام گرفت . ( 3 )

جهاز حضرت زهرا (س)

رسول خدا به علي فرمود : هم اکنون برخيز زره اي را که به صداق زهرا انداختي بفروش و بهايش را نزد من حاضر کن تا براي شما جهاز و اسباب خانه اي تهيه نمايم .
علي بن ابي طالب ( ع) زره را به بازار برد و فروخت . در روايات مختلف ، بهاي آن بين چهار صدو چهار صد و چهار صدو هشتاد و پانصد در هم تعيين شده است . ناگفته نماند که بنا بر بعضي روايات ، زره را عثمان خريداري کرد و بعدا" به علي اهدا نمود . (3)
علي (ع) پول زره را گرفت و خدمت پيغمر (ص) تديم نمود . رسول خدا ، ابوبکر و سلمان فاري و بلال را احضار فرمود . مقداري از پولها را به آنان داد و فرمود : به مقدار اين پولها اسباب و لوازم زندگي براي فاطمه (س ) خريداري کنيد . قدري از آن هم به اسماء داد و فرمود : براي دخترم عطر و بوي خوش تهيه کن . و بقيه را به ام سمه سپرد .
ابوبکر مي گويد : وقتي پولها را شمردم ديدم شصت و سه درهم است بوسيله آن اسباب زير را خريداري کردم:
1- يک پيراهن سفيد.
2- يک روسري بزرگ.
3- يک حله سياه خبيري.
4- يک تختخواب که از پوست خرما بافته شده بود.
5- دو عدد تشک کتاني که يکي از پشم گوسفند و ديگري از ليف خرما پر شده بود.
6- چهار عدد بالش از پوست ميش که ا زگياهي به نام اذخر پرشده بود.
7- يک قطعه حصير هجري .
8- يک عدد آسياي دستي.
9- يک کاسه مسي.
10- يک مشک چرمي براي آبکشي.
11- يک طشت لباسشوئي.
12- يک عدد کاسه براي شير.
13- يک ظرف آبخوري.
14- يک پرده پشمي.
15- يک آفتابه.
16- يک سبوي گلي.
17- يک عدد پوست براي فرش.
18- دو کوزه سفالين.
19- يک عبا.1
هنگاميکه جهاز زهرا را خدمت پيغمبر آوردند اشکش جاري شد و سرش را به جانب آسمان بلند کرد وگفت: خدايا اين عروسي را براي آسماني که اکثر ظرفهايشان گلي است مبارک گردان.

درسي به مسلمين

عروسي علي و فاطمه (ع) يکي ازحساس ترين و مهمترين نمونه هاي ازدواج اسلامي بود. زيرا پدر دختر، بزرگترين شخصيت جزيره العرب بلکه جهان اسلام و پيغمبر برگزيده خدا بود . دختر بهترين و عاقل ترين و با تربيت ترين و با کمال ترين زنان اسلام و يکي از چهار زن بشريت به شمار مي آمد و داماد هم از حيث اصل ونسب از شريف زادگان عرب بود. از جهت علم و کما ل وشجاعت برتما م رجال اسلام برتري داشت. جانشين رسمي و وزير ومشاور رسول خدا بود. مرد دلاور اسلام و سپهسالان سپاه مسلمين بود. چنين ازدواجي بايد حتي القوه با شوکت و تشريفات خاصي برگزار شود. اما چنانکه ملاحظه فرموديد . باکمال سادگي انجام گرفت. جهاز بانوي نمونه اسلام بدين سادگي که ملا حظه با کمال فرموديد تهيه شد. جالبترين اينکه همين جهاز مختصر هم با مهريه خود حضرت زهرا تهيه شد . نه اينکه مهريه را سرجاي خود بگذارند و پدر دختر با هزاران گرفتاري و درد سر جهازي براي دخترش تهيه کند.
پيغبر مي توانست ، هر طور شده ولو به قرض کردن هم باشد جهاز آبرومندي ، مطابق معمول روز ، براي يگانه دختر عزيزش تهيه کند و بگويد: من پيغمبر خدا هستم ، و بايد مراعات شئون خودم را بکنم . دخترم نيز از بهترين زنان جهان است و بايد احترام و آبروي او را مراعات نمايم و اسباب خوشحالي او را فراهم سازم. دامادم نيز از رجال نامي اسلام است و خدمات و مجاهداتش برکسي پوشيده نيست. براي احترام و قدر داني از زحمات او بايد و سائل آبرومندي برايش تهيه کنم و...
اما پيغمبر اکرم (ص) ضرور و مفاسد مسابقه در ازديار جهاز و مهر را مي دانست. و خبر داشت که اگر مسلمين بدين بليه گرفتار شوند، فقر عمومي و ورشکستگي اقتصادي، کثرت طلاق و خودداري جوانان از تشکيل خانواده ، ازديار روز افزون جوانان بي زن و دختران بي شوهر، کثرت جرائم و جنايات و بروز انواع فحشاء و ازديار امراض عصبي را به دنبال خواهد داشت . از اينجهت در آن ازدواج نمونه ، که متصديان امرش شخص اول و دوم اسلام بودند کمال سادگي بعمل آمد تا براي ملت مسلمانان و زمانداران مسلمين درس عملي آموزنده اي باشد.
علي (ع) نيز از آن جوانان کوتاه فکري نبود که براي تهيه مال و ثروت و به منظور جهاز مفصل ازدواج کند و اگر جهاز عروسي نقصان داشت و هر روز اسباب ناراحتي همسر بيگناهش را فراهم سازد و با سرزنشها و ايرادها ي بيجا، بنيان زناشويي را متزلزل سازد و کاشانه گرم با صفاي زناششويي را با بهانه هاي بچه گانه و بيجا، سرد و بي صفا کند وخانه انس و محبت را بزندان اختياري تبديل سازد . علي (ع) امام و پيشوا ي آينده ملت بود و بخواست با اينگونه افکار غلط مبارزه کند. مال و ثروت دنيا در نظرش ارزش نداشت.

اثاث خانه علي (ع)

علي (ع) نيز اثاث زير را براي حجله عروسي تهيه کرد:
1- يک چوب براي آنکه لباسهايشان را روي آن بيندازند و مشک آب را بر آن آويزان کنند.
2- يک عدد پوست گوسفند.
3- يک عدد متکا.
4- يک عدد مشک براي آب .
5- يک عدد غربال آرد بيزي.

فاطمه در خانه علي (ع)

فاطمه در خانه علي (ع) از خانه پدر به خانه شوهر منتقل شد . اما خيال نکنيد که به خانه بگانه اي رفته باشد. زيرا اگر چه ا زمرکز نبوت بيرون رفت ولي د رخانه ولايت ساکن گشت. در منزل سپهسالار اسلام ، رئيس ستاد ارتش اسلام ، وزير جنگ و مشاور مخصوص شخص اول اسلام وارد شد. در اين پايگاه تازه وظائف سنگين تري بر دوش آن بانوي نمونه افتاد و رسما داراي مسئوليت شد. در انيجا بايد به زنان اسلام عملا درس شوهر داري و خانه داري و بچه داري بدهد. بايد درس فداکاري و صداقت و محبت به آنان بياموزد . تا زنان جهان در آينه وجودش حقيقت و نورانيت اسلام را بنگرند.

خانه داري

يگانه اي که دو عضو اساسي آن يعني زن وشوهر – هردو – از گناه و انحراف معصوم و به فضائل و کمالات انسانيت آراسته بودند خانه علي و فاطمه بود. علي(ع) نمونه يک مرد کامل اسلامي و زهرا (ع) نمونه يک بانوي کامل اسلام بود.
علي بن ابي طالب از کودکي در دامن رسول خدا(ص) و تحت تربيت مستقيم آن حضرت قرار داشت، بهترين و عالي ترين اخلاق و فضائل و کمالات اسلامي را دارا بود. زهرا نيز در دامن پدر بزرگوارش تربيت يافت و به اخلاق اسلامي کاملا آشنا بود . گوش آنها از همان آغاز کودکي با قرآن مانوس بود. شب و روز و گاه و بيگاه صوت آيات قرآن را از زبان مبارک پيغمبر گرامي استماع مي نمودند، از وحي واخبار غيبي مطلع مي شدند، حقائق ومعارف اسلام را از منبع اصلي دريافت مي نمودند و نمونه عملي آن را در آنيه وجود رسول اکرم تماشا مي کردند . بنا بر اين بايد عالي ترين نمونه زندگي خانوادگي را در اين خانه يافت.
خانه علي و فاطمه (ع) حقاً کانون صفا و صميميت بود. زن وشوهر با کمال صداقت در اداره آن همکاري و معاونت داشتند و از آن جناب خواهش کردند که کارها ي خانه را د رميانشان تقسيم کند. رسول خدا فرمود: کارهاي داخل خانه را فاطمه (ع) انجام دهد و کارهاي خارج بر عهده علي (ع) باشد.
فاطمه مي گويد: خدا مي داند که من چقدر از اين مطلب خوشحال شدم که کارهاي خارج خانه بعهده من نيفتاد.1
فاطمه (ع) تربيت شده وحي بود، ميدانست که خانه يکي از سنگرهاي بزرگ اسلام است و زن اگر اين سنگر بزرگ را از دست بدهد براي خريد و فروش از خانه خارج گردد نمي تواند وظيفه خانه داري و تربيت فرزند را به خوبي انجام دهد. به همين جهت وقتي ديد که کارها ي دشوار خارجي بر دوش علي (ع) قرار گرفت بسيار خوشحال شد. دختر يگانه شخص اول اسلام از کار کردن عار نداشت و از زير بار کارهاي دشوار خانه خالي نمي کرد . به حدي در خانه زحمت مي کشيد که خود علي (ع) در باره اش رقت مي نمود و خدماتش را مي ستود .
روزي به يکي از اصحاب فرمود: مي خواهي از وضع خودم و فاطمه براي تو تعريف کنم؟ آنقدر در خانه ام آب آورد که آثار مشک بر بدنش ديده مي شد . آنقدر آسيا مي کرد که دستهايش تاول زد . آنقدر نظافت وتميز کردن و روفتن خانه و پختن نان و غذا زحمت مي کشيد که لباسهايش کثيف مي شد. بدين جهت کار بر او سخت شد. گفتم: خوب است خدمت پيغمبر برسي و جريان را برايش بيان کني شايد خادمي برايت تهيه کند تا در امور خانه داري به تو کمک کند.
فاطمه (ع) خدمت رسول خدا رسيد . ديد با گروهي از اصحاب صحبت مي کند. خجالت کشيد حاجتش را اظهار کند بدون عرض حاجت به خانه برگشت. پيغمبر (ص) احساس کرد که فاطمه حاجتي داشته . لذا ، بامداد روز بعد به منزل ما تشريف آورد سلام کرد ، پاسخ داديم . داخل خانه شد و نزد ما نشست . فرمود: فاطمه جان ديشب ، به چه منظور به منزل ما آمدي؟ فاطمه (ع) خجالت کشيد حاجتش را بگويد. من عرض کردم: يا رسول الله فاطمه آنقدر آب آورده که بند مشک در سينه اش اثر گذاشته ، آنقدر آسيا گردانيده که دستهايش آبله کرده، آنقدر در نظافت خانه کوشيده که لباسهايش گرد آلوده و کثيف شده، آنقدر غذا پخته که لباسهايش چرک شده . من گفتم خدمت شما برسد شايد خادم و کمک کاري به وي عطا کني .
پيغمبر (ص) فاطمه جان ميخواهي عملي به شما تعليم کنم که از خادم بهتر باشد؟وقتي خواستي سي وسه مرتبه بگو: سبحان الله سي وسه مرتبه بگو: الحمد الله . وسي وچهار مرتبه بگو: الله الکبر . اين ذکر را هر روز صبح بگويي خدا کارهاي دنيا و آخرتت را اصلاح خواهد نمود . فاطمه در جواب پدر گفت: ا زخدا و رسول راضي شدم. 1
در حديث ديگر چنين دارد: فاطمه (ع) احوالش را براي پدر تعريف کرد وتقاضاي کنيز نمود. رسول خدا گريه کرد و فرمود: فاطمه جان به خدا سوگند چهار صد نفر فقير در مسجد سکونت دارند که نه غذا دارند و نه لباس . مي ترسم اگر کنيز داشته باشي اجر و ثواب خدمت در خانه از تو فوت شود. مي ترسم علي بن ابي طالب (ع) در قيامت ازتو مطالبه حق کند. سپس تسبيح زهرا را به او ياد داد. امير المومنين فرمود: براي طلب دنيا نزد ر²耀ل خدا رفتي ثواب آخرت نصيبمان شد. 2
يک روز پيغمبر به خانه تشريف برد، ديد علي و فاطمه مشغول آسيا کردن هستند ، پرسيد کدامتان خسته تر هستيد ؟ علي (ع) فرمود: فاطمه . رسول خدا جان فاطمه نشست و علي را در آسيا کردن کمک نمود. جاير مي گويد: پيغمبر (ص) فاطمه را ديد که لباس کم ارزشي پوشيده و بادستش آسيا مي کند و بچه اش را در دامن نهاده شير مي دهد. از ديدن اين منظره اشکش جاري شد وفرمود: دختر عزيزم سختي و مرارت دنيا را بجش تا به شيريني نعمت هاي آخرت نائل گردي.
عرض کرد: يا رسول الله خدا را بر نعمت هايش سپاس مي گويم.
پس از آيه نازل شد: خدا درقيامت آنقدر به تو عطا مي کند که راضي شوي.3
اما م صادق (ع) فرمود: علي (ع) هيزم آب خانه را تهيه مي کرد و خانه را مي روفت . و فاطمه (ع) آسيا کرد و خمير درست مي کرد و نان مي پخت.
يک روز بلال از وقت معمول ديرتر به نماز صبح حاضر شد. رسول خدا(ع) علت ديرآمدن را پرسيد . عرض کرد: وقتي به مسجد مي آمدم ا زمنزل فاطمه (س) عبور کردم ديدم مشغول آسيا کردن است و بچه اش گريه مي کند. عرض کردم: اي دختر پيغمبر يکي از کارها از کارهايت را به من واگذار کن، تا شما را کمک کنم.
فرمود: بچه داري ازمن بهتر ساخته است اگر ميل داري در آسيا گرداندن کمک کن. من آسيا کردن را برعهده گرفتم . از اين جهت ديرتر به مسجد آمدم .
پيغمبر (ص) فرمود: به فاطمه ترحم کردي خدا به تو ترحم کند. 1

شوهر داري

فاطمه زهرا (س) در خانه يکي از افراد عادي اجتماع زندگي نمي کرد بلکه در خانه دومين شخص اسلام يعني سپهسالار شجاع و نيروند اسلام و وزير مشاور مخصوص نبي گرامي زندگي مي کرد .موقعيت حساس اسلام و شوهرش را بخوبي درك مي كرد و مي دانست كه اگر شمشير علي (ع) نباشد، اسلام چندان پيشرفتي ندارد. فاطمه (ع) در يكي از مواقع بسيار حساس و بحراني اسلام در خانه علي زندگي مي كرد. سپاه اسلام شوهر داري فاطمه زهرا (ع) در خانه يكي از افراد عادي اجتماع زندگي نمي كرد بلكه در خانه دومين شخص اسلام يعني سپهسالار شجاع و نيرومند اسلام و وزير مشاور مخصوص نبي گرامي زندگي مي كرد . موقعيت حساس اسلام و هميشه د رحال آماده باش بود. در هر سال چندين جنگ واقع مي شد و علي بن ابي طالب در تمام يا اكثر آن جنگها شركت داشت.
زهراي عزيز از مسئوليت سنگين وحساس خودش خبر نداشت و از حدود تاثير و نفوذ زن در روحيه شوهر كاملاً‌ مطلع بود. مي دانست كه زن داراي چنان نفوذ و قدرتي است كه به هر طرف خواست و شوهرش را مي برد. مي دانست كه ترقي و عقب ماندگي و سعادت و بدبختي مرد تا حد زيادي ، به روحيات و چگونگي رفتار زن بستگي دارد. خبر داشت كه خانه بمنزله سنگر و آسايشگاه مرد است و وقتي از ميدان مبارزات زندگي و برخورد با حوادث و مشكلات دنياي خارج خسته شد به آن جا پناه مي برد تا تجديد نيرو كند و خودش را براي كار و انجام وظيفه آماده نمايد و رياست اين آسايشگاه مهم به عهده زن واگذار شده است.
به همين جهت اسلام شوهر داري را در رديف جهاد قرار داده است.
موسي بن جعفر (ع) مي فرمايد: جهاد زن اين است كه خو ب شوهر داري كند. 1
زهرا (ع) مي دانست كه سپهسالار نيرومند شجاع اسلام در صورتي د رميدان نبرد پيروز مي گردد كه ازجهت اوضاع داخلي خانه، فكرش آزاد و از تشويقات و مهر بانيهاي همسرش دلگرم باشد. ا زاين رهگذر مي توان گفت: هنگامي كه سپهسالار فداكار اسلام يعني علي بن ابي طالب (ع) با تني خسته وكوفته ، از ميدان نبرد به خانه با ز مي گشت از مهرباني ها و دلگرمي ها و نوازش هاي همسر عزيزش كاملاً‌ بر خودار مي شد. زخم هاي تنش را پانسمان مي كرد. لباس هاي خون آلود جنگ را مي شست و خبرهاي جنگ را از او مي شنيد.
فاطمه(ع)زني نبود كه در گوشه منزل به ادامه زندگي داخلي مشغول باشد و از حوادث و اوضاع مربوط به اسلام بي تفاوت بگذرد، بلكه از گوشه هائي از تاريخ استفاده مي شود كه در جريان امور مربوط به اسلام بوده و با لا خض به حوادث جبهه و جنگ كاملاً‌ عنايت داشته است. نه تنها پدر و شوهرش را تشويق مي نموده بلكه در مواقع لزوم در صحنه حضور داشته و كارهائي را انجام مي داده است.
در تاريخ نوشته اند:‌بعد از جنگ احد، وقتي فاطمه صورت خون آلود پدر را ديد او را در بغل گرفت، گريه مي كرد و خونها را از چهره پدر پاك مي كرد. امير المومنين (ع) آب آورد و فاطمه صورت پدر را مي شست ، ولي خون قطع نمي شد، سرانجام فاطمه حصيري را سوزاند و خاكسترش را روي زخم ريخت تا خون قطع شد . 2
و نوشته اند وقتي رسول خدا ا ز جنگ احد برگشت شمشيرش را به فاطمه داد وفرمود : خون هايش را بشوي. علي بن ابي طالب (ع) نيز شمشيرش را به فاطمه داد وفرمود: خون هايش را بشوي.
فاطمه (ع) ، هميشه شوهرش را تحسين و تشويق مي كرد و فداكاري ها وشجاعت هايش را مي ستود و بدينوسيله دلش را گرم و براي جنگ آينده آماده اش مي نمود. بويسيله نوازشهاي بي شائبه ،تن خسته و جراحات بدنش را تسكين مي داد.
علي(ع) مي فرمايد: وقتي به خانه مي آمد و به زهرا(ع) نگاه مي كردم تمام غم و غصه هايم بر طرف مي شد. 3
فاطمه (ع) هرگز بدون اجازه علي (ع) از خانه خارج نشد. هيچگاه او را غضبناك نكرد. زيرا مي دانست كه اسلام مي گويد:‌هر زني كه شوهرش را غضبناك كند خدا نماز و روزه اش را قبول نمي كند تا اينكه شوهرش راضي شود.4
فاطمه در خانه علي هرگز دروغ نگفت و خيانت نكرد و هيچگاه از دستوراتش سر پيچي ننمود. علي (ع) مي فرمايد: به خدا سوگند هرگز كاري نكردم كه فاطمه غضبناك شود فاطمه هم هيچگاه مرا خشمناك ننمود.
علي (ع) در آخرين ساعات زندگي خويش به علي گفت:‌پسر عمو! هرگز مرا درغگو و خائن نيافتي ، از روزي كه با من معاشرت كردي با دستورات تو مخالفت نكردم .
علي (ع) در پاسخ فرمود: اي دختر پيغمبر معاد الله كه تو در خانه من بد رفتاري نموده باشي . زيرا مراتب خداشناسي و نيكو كاري پرهيزكاري و بزرگي وخدا ترسي تو به حدي است كه جاي ايراد و خرده گيري نيست . همسر عزيزم مفارقت و جدايي از تو براي من بسي ناگوار است ولي مر گ را چاره اي نيست .5 چون فكري حضرت علي (ع) ازجهت اوضاع داخلي خانه كاملاً‌ آزاد بود و از تشويقهاي همسرش بهرمند مي شد آن همه موفقيت و پيروزي برايش امكان پذير بود.
اما مبادا خيال كنيد كه علي (ع) از آن مردان خود خواهي بوده كه هزران اميد وانتظار ا زهمسرش داشته باشد و لي براي خودش مسئو وليتي قائل نباشد وخود را مالك الرقاب مطلق زن و او را همانند بنده زر خريد بلكه پست تر بداند.ابدا چنين نبود . علي (ع) مي دانست كه در همان موقعي كه او در ميدان كارزار شمشير مي زده همسرش نيز در سنگر داخلي اسلام به جهاد مشغول بوده . در غياب او تمام كارها ي داخلي و خارجي خانه بر عهده زهرا (ع) بوده است . غذا مي پخته ، لباس مي شسته ، بچه دار ي مي كرده ، در تربيت اطفال جديت مي نموده ، در آن بحران قحطي و سختي زمان جنگ، براي تامين غذا و ساير حوائج زندگي تلاش مي كرده ،از جهت حوادث و اخبار جنگ ناراحتي ها ديده انتظار ها كشيده است. و به طور خلاصه خانه اي را اداره مي كرده كه اراده آن از اداره يك كشور چندان آسان تر نيست . علي (ع) طالب حس مي كرد كه سرباز فداكاري داخلي نيز محتاج به دلجويي وتشويق و نوازش است. وقتي وارد خانه مي شد از اخبار داخل خانه واز رنج و مشقت هاي زهرا (ع) جويا مي شد.آن پيكر خسته را نوازش مي داد و بوسيله دلداري و مهرباني هاي بي شائبه ، قلب پژمرده او را تسكين مي بخشيد، در مورد سخيتي هاي زندگي و فقر و تهيدستي دلداريش مي داد و براي ادامه كار و زندگي نيرويش مي بخشيد. علي (ع) مي دانست به همانقدار كه مرد به اظهار محبت و اخلاص و قدراني زن نيازمند است، زن نيز بدانها احتياج دارد. آن دو همسر نمونه اسلام هر يك به وظائف خويش عمل مي كردند و نمونه اي ا زاخلاص عالي اسلام بودند.
مگر نه اينست كه پيغمبر اكرم (ص) در شب زفاف به علي(ع) فرمود: همسر تو بهترين زنان جهان است. وبه فاطمه (ع) فرمود:‌شوهر تو بهترين مرد ان عالم است؟ 1
مگر پيغمبر (ص)نفرمود:‌اگر علي نبود براي فاطمه همسر لايقي وجود نداشت. 2
مگر نه اينست كه حضرت علي در بامداد شب زفاف به پيامبر عرض كرد:
فاطمه بهترين عون و ياور من است در اطاعت پروردگارجهان؟
فاطمه (ع) از پدرش روايت كرده كه فرموده:‌بهترين مردان شما افرادي هستند كه نسبت به همسرانشان بيشتر احسان ومهرباني كنند 3
بچه داري

يكي از وظايف سنگين و مهم حضرت زهرا موضوع بچه داري و تربيت اولاد بود. فاطمه پنج فرزند پيدا كرد:‌حسن، حسين ، زينب، ام كلثوم ومحسن، پنجمين فرزند آن حضرت كه محسن نام داشت سقط شد .دو پسر و دو دختر از آن حضرت باقي ماند. فرزندان آن حضرت از اشخاص عادي نبودند، بلكه چينن مقدر شده بود كه نسل پيغمبر اكرم از فاطمه (ع) بوجود آيد.
رسول خدا (ص) مي فرمود: خدا ذريه پيامبران را در صلب خودشا ن قرار داده ولي نسل مرا در صلب علي (ع) مقرر فرمودپس من پدر اولاد فاطمه هستم.4
خدا مقدر كرده بود كه پيشوايان دين وخلفاي پيغمبر اكرم از نسل پاك زهرا بوجود آيند . لذا يكي از وظايف سنگين او بچه داري بود. كلمه بچه دار ي ،‌ جمله كوتاهي بيش نيست ولي معنا بسيار مهم و دامنه داري دارد. شايد بعضي خيال كنند كه بچه دراي بيش از اين نيست كه پدر، لوازم زندگي فرزندانش را فراهم سازد.
ومادر ،تر و خشكشان كند ودر تهيه غذا وشستن لباس هايشان كوشش كند. وهيچ مسئوليت ديگري در قبال وظيفه برزگتري مسؤ ول مي داند. تمام حركات وسكنات و افعال و گفتار پدر و مادر در روح حساس و لطيف فرزند تاثير مي كند. هر فرزندي نماينده كيفيت سلوك و رفتار پدر و مادرش مي باشد . پدر و مادر وظيفه دارند كه با كمال دقت مراقب آينده كودكانشان باشند و مواظب باشند طفل بيگناه- كه نهادش بر خوبي آفريده شده – فاسد و بدبخت نگردد. حضرت زهرا كه خود تربيت يافته دامن وحي بود از تربيت اسلامي بي اطلاع و غافل نبود. اطلاع داشت كه از چگونگي شير مادر و بوسه هايي كه بر لب ها ي معصوم كودكانشان مي زند گرفته تا تمام حركات و اعمال و گفتارش ، در روحيه حساس آنها اثر دارند . مي دانست بايد امام تربيت كند و نمونه هايي را به جامعه تحويل دهد كه آينه و معرف حقيقت و روح اسلام باشند و حقائق ومعارف قرآن در وجودشان جلوه گر باشد و اين موضوع كار سهل و آساني نيست.
فاطمه (ع) مي دانست بايد مانند امام حسين تربيت كند كه در موقع احتياج اسلام، جان خود و عزيزانش را در راه دفاع از دين و مبارزه با بيداد گري فدا كند و بوسيله خون ها ي عزيزانش درخت اسلام را سيراب گرداند. مي دانست بايد دختراني همانند زينب و ام كلثوم پرورش دهد كه بوسيله ايراد خطبه ها و سخنراني هاي شور انگيز، دستگاه ظلم و ستم بني اميه را رسوا و متضح سازند، و جلو مقاصد شوم آنان را بگيرند .فاطمه (ع) در دانشگاه خانه ، به زينب درس فداكاري و شجاعت داد تا مرغوب دستگاه بيدادگر يزيد نگردد و بوسيله سخنراني هاي آتشين خويش، دوست و دشمن را بگر يا ند و مظلوميت برادرش و بيدادگري بني اميه را فاش سازد . مي دانست بايد فرزند بردباري همانند امام حسن (ع)تربيت كند كه موقع حساس اسلام، دندان برجگر بگذارد و براي حفظ منافع عالي اسلام وفراهم ساختن زمينه انقلاب اساسي، سكوت كند و بوسيله صلح با معاويه، به جهانيان بفهماند كه اسلام تا بتواند صلح را برجنگ ترجيح مي دهد. و بدان وسيله عوام فريبي و ظاهر سازي و حقه باز ي معاويه را آشكار سازد. نمونه هاي خارق العاده كه از آن مكتب اعجاز آميز بيرون آمد را آشكاري سازد . نمونه هاي خارق العاده كه از آن مكتب اعجاز آميز بيرون آمد به خوبي مي تواند روح بر عظمت و نيروي فوق العاده حضرت زهرا را نشان دهد.

فضائل حضرت زهرا (س)

پيغمبر (ص)فرمود:بهترين زنان عالم چهار نفرند:مريم دختر عمران ،فاطمه دختر محمد،خديجه دخترخويلد،آسيه زن فرعون.پيغمبرفرمود:فاطمه (ع)ازبهترين زنان بهشت است.
رسول خدا(ص)فرمود:هنگامي كه قيامت برپا شود ،منادي حق ازعرش ندا مي كند :اي مردم چشمهايتان راببنديد تافاطمه از صراط عبوركند.
پيغمبر(ص)به فاطمه فرمود:خدابه واسطه غضب تو غصب مي كندوبه واسطه خشنودي تو خشنود مي گردد. عايشه مي گويدبعد از رسول اكرم كسي را راستگوتر از فاطمه نديده ام .امام محمد باقر(ع) فرمود:‌به خدا سوگند فاطمه (ع) را به وسيله علم ، از فساد وبدي ها باز داشت .
امام صادق (ع)‌فرمود:‌فاطمه (ع) نزد خدا نه اسم خوانده مي شود : فاطمه، صديقه، مباركه ، طاهره، زكيه ، رضيه ، مرضيه، محدثه ، زهرا ، علت اينكه فاطمه ناميده شده اينست كه از شرور بدي ها معصوم و محفوظ است . اگر علي (ع) نبود همسر لايقي براي فاطمه پيدا نمي شد .
از امام محمد باقر(ع) پرسيدند چرا فاطمه(ع) به نام زهرا ناميده شد؟ فرمود:‌زيرا خدا او را از نور عظمت خودش آفريد. بواسطه ي نور آن حضرت آسمان و زمين روشن شد . به حدي كه ملائكه تحت تاثير آن نور قرار گرفتند و براي خدا به سجده افتادند گفتند خدايا اين نور چيست ؟ فرمود: شعله ي است كه از نور عظمت خود آفريدم و در آسما نها ساكنش نمودم . او را از صلب بهترين پيمبران خارج خواهم ساخت و از اين نور ائمه و پيشوايان دين را خارج مي كنم تا مردم را بسوي حق هدايت كنند . آنان جانشينان پيغمبر من خواهند بود .
پيغمبر(ص) به فاطمه فرمود: دخترم ؟ خدا به دنيا توجه نمود و مرا به تمام مردم برگزيد . در مرتبه دوم باز بدان توجه نمود وهمسر تو علي (ع) از بر سايرين برتري داد . براي سومين مرتبه نيز توجه نمود و ترا بر زنان عالم برتري داد . و در مرتبه چهارم توجه كرد وحسن وحسين (ع) بر جوانان اهل بهشت امتيازداد . پيغمبر(ص) فرمود: بهشت مشتاق ديدار چهار زن است :‌اول مريم دختر عمران ،دوم آسيه زن فرعون، سوم خديجه دختر خويلد ، چهارم فاطمه دختر محمد .
پيغمبر(ص) فرمود:‌فاطمه پاره تن من است . اذيت او اذيت من خشنودي او خشنودي من است .
پيغمبر اكرم در حالي كه دست فاطمه (ع) در دست داشت فرمود:‌هر كس اين را مي شناسد و هر كس را كه نمي شناسد اين فاطمه دختر محمد ، پاره تن من و قلب و روح من است . هركس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و هركس مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است.
ام سلمه مي گويد: فاطمه شبيه ترين مردم بود ، به رسول خدا .
پيغمبر (ص) فرمود:‌فاطمه حوريه اي است به صورت انسان .
پيغمبر فرمود:‌فاطمه اول كسي است كه داخل بهشت مي شود.
امام صادق (ع) فرمود:‌فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه مردم قدرت ندارند . حقيقت او را درك كنند . پيغمبر مي فرمود:‌خدا من و علي و فاطمه و حسن و حسين (ع) را از يك نور آفريد.
ابن عباس مي گويد: از رسول خدا پرسيدم : آن كلماتي كه حضرت آدم از خدا ياد گرفت و بوسيله آنها توبه اش قبول شد چه بود؟ فرمود:‌خدا را قسم داد به حق محمد و علي وفاطمه و حسن وحسين (ع) بدان جهت توبه اش قبول شد .
پيغمبر (ص) فرمود:‌اگر علي نبود،‌براي فاطمه شوهرلايقي وجود نداشت.
پيغمبر (ص) مي فرمايد: وقتي معراج رفتم در بهشت گردش كردم و قصر فاطمه را ديدم كه هفتاد قصر بود و از لولو و مرجان ساخته شد ه بود.
پيغمبر به فاطمه فرمود: مي داني چرا فاطمه ناميده شدي؟
علي بن ابي طالب (ع) مي فرمايد: رسول خدا خيلي فاطمه را مي بوسيد ، عايشه اعتراض كرد. پيغمبر در جواب فرمود:‌هنگامي كه مرا به معراج بردند داخل بهشت شدم ،جبرئيل مرا نزد درخت طوبي برد و از ميوه هايش به من داد، آنها را خوردم و نطفه اي از آنها در من بوجود آمد. وقتي به زمين آمدم با خديجه همبستر شدم ، فاطمه آبستن شد. از اين رهگذر است كه هر وقت فاطمه را مي بوسم بوي درخت طوبي به مشامم مي رسد.
ابن عباس مي گويد:‌يك روز علي و فاطمه و حسن وحسين (ع) نزد پيغمبر بودند:‌فرمودند:‌خدايا تو مي داني كه اينان اهل بيت من وگرامي ترين مردم هستند . دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمني كن . ياري كنندگانشان را ياري كن . از تمام بدي ها پاكشان گردان. از تمام گناهان محفوظشان بدار. بواسطه روح القدوس تاييد شان فرما. سپس فرمود:‌يا علي تو امام امت و جانشين من هستي . مومنين را به سوي بهشت هدايت مي كني . گويا دخترم فاطمه رامي بينم كه در روز قيامت بر مركبي از نور سوار شده در جانب راستش هفتاد هزار ملك مي بيني و در جانب چپش هزار و پيش رويش هفتاد هزار و پشت سرش هفتاد هزار فرشته حركت مي كند زنان مومن امتم را بسوي بهشت مي بردن. پس هر زني كه نمازهاي پنجگانه را بخواند،‌ و ماه رمضان را روزه بدارد، حج خانه خدا را بجاي آورد ، و زكات اموالش را بپردازد، و از شوهرش اطاعت كند و علي (ع) را دوست بدارد ،بواسطه شفاعت فاطمه داخل بهشت خواهدشد . فاطمه (ع) بهترين زنان جهان است.
گفته شد يا رسول الله آيا فاطمه بزرگ زنان عصر خودش مي باشد؟ فرمود: آن مريم است كه بزرگترين زنان عصر خودش بود، دختر م فامظ ، بهترين زنان گذشته و آينده است. وقتي در محراب عبادت قرار مي گيرد هفتاد هزار فرشتگان مقرب الهي به او سلام مي دهند . ومي گويند:‌اي فاطمه ! خدا ترا برگزيد و پاكيزه نمود و برجميع زنان عالم برتري داد.
سپس متوجه علي(ع) شد وفرمود:‌يا علي فاطمه پاره تن من و نور چشم من و ميوه دل من مي باشد هركه او را ناراحت كند مرا ناراحت مي كند و هر كه او را خشنود نمايد مرا خشنود مي سازد . فاطمه (ع) نخستين كسي است كه به من ملحق خواهد شد،بعد از من به اوخوبي كن. حسن و حسين (ع) فرزندان و گلهاي من مي باشد و بهترين جوانان اهل بهشتند، بايد همانند گوش و چشمت آنان را گرامي بداري.
سپس دستش را به جانب آسمان برداشت و فرمود:‌خدايا تو شاهد باش كه من دوستان اينان را دوست مي دارم و دشمنان را دشمن دارم.

شركت در مباهله

حضرت فاطمه (ع) يكي از پنج نفري بود كه در جريان مباهله با نصاري حضور داشت . داستان از اين قرار است:
در سال دهم هجري گروهي از نصاراي نجران ، به قصد بحث و كنجكاوي خدمت رسول خدا رسيدند ،دو نفر از بزرگان آنها به نام «‌سيد » و «‌عاقب»‌و اسقف بزرگ آنها را به نام «‌ابو حارثه» در اين جمع حضور داشند. مسائل مختلف و از جمله كيفيت خلقت حضرت عيسي (ع) مورد بحث قرار گرفت. پيامبر اكرم آياتي از اوائل سوره آل عمران را برايشان تلاوت فرمود:‌بحث به جدل كشيد . در آن هنگام اين آيه نازل شد :
(فمن حاجك فيه من بعد ما حائلك من العلم فقل تعالوا ندع ابنائنا وابنائكم و نساننا ونسانكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل الله علي الكاذبين)
يعني: هر كس كه بعد از ورود علم برتو، جدال مي كند و به آنها بگو: بيائيد تا ما فرزندان خودمان را و شما نفوس خودتان را (براي مباهله و نفرين ) دعوت كنيم و ازخدا تقاضا كنيم كه دروغگويان را مورد طرد و لعن خود قرار دهد.
رسول اكرم نيز بر طبق دستورخداوند متعال نصاراي نجران را به مباهله دعوت نمود . آنها نيز پذيرفتند ليكن پيشنهادي كردند كه تا روز بعد تاخير بيفتد. جماعت نصاري موضوع مباهله را با خودشان به مشورت گذاشتند . ابو حارثه اسقف بزرگ آنها گفت: بايدمنتظر فردا باشيم تا محمد با چه كساني به مباهله مي آيد . اگر خانواده و فرزندانش آمد . معلوم مي شود به گفته خود يقين دارد كه عزيزترين افراد را در معرض خطر قرار مي دهد، در اينصورت صلاح نيست كه وارد مباهله شويم. واگر با چند نفر از اصحابش به مباهله آمد معلوم مي شود در گفتارش شك دارد ، در اين صورت با او مباهله خواهيم نمود.
روز بعد نصاراي نجران به ميعادگاه آمدند ، مسلمين نيز اجتماع كرده بودند. در اين هنگام پيامبر را ديدند كه به اتفاق يك جوان و يك زن و دو كودك به سوي ميعادگاه مي آيد . اسقف بزرگ از مسلمانها پرسيد اينها چه كساني هستند؟گفته شد آن جوان علي بن ابي طالب پسرعم و داماد محمد است . آن زن فاطمه دختر پيامبر وعزيزترين افرادمي باشد و آن دو كودك حسن وحسين فرزندان فاطمه و علي هستند.
رسو ل خدا به اتفاق اين چهار نفر وارد شد و براي مباهله دو زانو رو ي زمين نشست . ابو حارثه وقتي اين منظره را ديد به خدا سوگندمحمد با اطمينان وجرات كامل همانند پيامبران نشسته و آماده مباهله است . صورت هايي را مشاهده مي كند كه اگر از خدا بخواهد كوه از جدا كنده مي شود . مي ترسم اگر بر ما نفرين كنند همه مسيحيان روي زمين به هلاكت برسند. مصحلت نيست مباهله كنيم. از مباهله منصرف شدند و خدمت رسول رسيده نقاضاي مصالحه كردند كه مورد قبول قرار گرفت.
قضيه مباهله داستاني است معروف كه در شان آن آيه مذكور نازل شده است و سني و شيعه اتفاق دارند كه رسول خدا (ص) جز علي و فاطمه و حسن وحسين (ع) را براي مباهله پيشنهاد نكرد. و اين فضيلتي است بزرگ براي حضرت فاطمه و هم چنين براي شوهرش حضرت علي و براي دو فرزندش حسن و حسين (ع) . جالب اين جاست كه در آينده مذكور حسن و حسين به عنوان فرزندان رسول خدا و فاطمه به عنوان زن بيت پيامبر(ص) وعلي بن ابي طالب به عنوان نفس پيامبر معرفي شده اند.

علم ودانش فاطمه

عمار مي گويد:‌روزي علي بن ابي طالب (ع) وارد منزل شد، فاطمه (ع)فرمود:‌ياعلي!بيا نزديك تا از حوادث گذشته و آينده برايت سخن بگويم، امير المومنين (ع) كه از سخن فاطمه در شگفتي بود خدمت پيامبر شرفياب شد و سلام كرد و نزديك آن جناب نشست . پيغمبر اكرم (ص) يا علي ! آغاز به سخن مي كني يا من بگويم؟
حضرت علي عرض كرد:‌دوست دارم از سخنان شما استفاده كنم.
پيامبر فرمود: گويا فاطمه به شما اينچنين و آنچنان گفت و به همين جهت نزد من آمدي.
حضرت علي عليه السلام عرض كرد: يا رسول الله مگر نور فاطمه هم از سنخ نور ما است؟ فرمود: مگر نمي دانستي ؟ امير المومنين از شنيدن اين سخن به سجده شكر افتاد وخداي را سپاس گفت . سپس به نزد فاطمه مراجعت كرد حضرت فاطمه گفت : يا علي ! گويا نزد پدرم رفتي و اين چنين و آن چنان به تو فرمود ؟
فرمود: آري اي دختر پيامبر!
فاطمه گفت : يا ابا الحسن ! خدا نور مرا آفريد و خداي را تسبيح مي گفت . آنگاه او را در يكي از درختان بهشتي به وديعه نها د. آنگاه كه پدرم داخل بهشت شد از جانب خدا ماموريت يافت كه از ميوه هاي آن درخت تناول كند ، پدرم از ميوه آن درخت تناول كند پدرم از ميوه آن درخت خورد و بدين وسيله نور من به صلب او منتقل گشت . و از صلب پدر به رحم مادر وارد شدم . يا علي ! من از آن نور هستم و حوادث گذشته و آينده را بوسيله آن نور مي يابم . يا ابا الحسن ! مومن بوسيله نور خدا مي بيند . امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: زني خدمت حضرت فاطمه عليها السلام شرفياب شد و گفت : مادر ناتواني دارم كه در امر نماز به مساله مشكلي برخورد كرده و مرا خدمت شما فرستاده كه سوال كنم و مساله را مطرح نمود . حضرت فاطمه جواب آن مساله را داد آن زن براي دومين بار مساله ديگري را پرسيد و حضرت فاطمه جوابش را داد . بعد از آن مساله سوم را پرسيد و همچنين تا ده مساله شد . حضرت زهرا همه را جواب داد . سپس آن زن از كثرت سوال خجالت كشيد و عرض كرد : اي دختر رسول خدا1 ديگر مزاحم نمي شوم خسته شديد فاطمه فرمود: خجالت نكش هر سوالي داري بفرما تا جواب بدهم من از سوالات تو خسته نمي شوم بلكه با كمال ميل جواب مي دهم اگر كسي اجير شود كه بار سنگيني را بر بام حمل كند و در وجه آن مبلغ صد هزار دينار اجرت بگيرد . آيا از حمل بار خسته مي شود ؟ زن پاسخ داد : نه ، خسته نمي شود زيرا در برابر آن مزد زيادي دريافت مي كند . حضرت فاطمه فرمود: خدا در برابر جواب هر مساله آن قدر به من ثواب مي دهد كه بيشتر است از اينكه بين زمين و آسمان پر از مروايد باشد . با اين وجود آيا از جواب دادن خسته مي شود ؟
از پدرم شنيدم كه مي فرمود: علماء شيعه من در قيامت محشور مي شوند و خدا به مقدار علوم آنها و مراتب جديت و كوششان در راه ارشاد و هدايت مردم به آنان خلعت و ثواب علما مي كند . حتي به يكي از آنها تعداد يك ميليون حله از نور عطا مي كند . سپس منادي حق تعالي ندا مي كند ! اي كسانيكه ايتام آل محمد را تكفل نموديد در آن هنگام كه از امامانشان منقطع بودند . اينان شاگردان شما و ايتامي هستند كه تحت تكفل علوم شما به دينداري خويش ادامه دادند و ارشاد و هدايت شدند . به مقداري كه در دنيا از علوم شما استفاده كردند به آنان خلعت بدهيد . در اين هنگام علما امت من به پيروانشان خلعت مي دهند . حتي به بعضي آنها صد هزار خلعت خواهند داد. سپس آن ايتام نيزبه شاگردان خوش خلعت ها مي دهند بعد از اينكه خلعت ها در بين مردم تقسيم شد از جانب خدا دستور مي رسد كه خلعت ها ي علما را كه تقسيم كرده اند تكميل كنيد تا بمقدار سابق شود سپس دستور مي دهد كه دو چندانش كنيد و هم چنين به پيروانش . آنگاه حضرت فاطمه عليها السلام فرمود اي بنده خدا يك نخ از اين خلعت ها هزار هزار مرتبه بهتر است از آنچه خوشيد بر آن مي تابد زيرا اموردنيوي با كدورت و گرفتاري آلوده است اما نعمت هاي اخروي نقص و عيب ندارد .
امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: دو نفر زن كه يكي مومن و ديگري معاند بود در يك مطلب ديني با هم تنازع داشتند براي حل اختلاف خدمت حضرت فاطمه عليها السلام مشرف شدند و جريان را تعريف كردند چون حق با زن مومن بود حضرت فاطمه گفتارش را با دليل وبرهان تاييد كرد بدين وسيله بر زن معاند پيروز گشت و از اين پيروزي شادمان شد حضرت فاطمه به زن مومن گفت : فرشتگان خدا بيشتر از تو شادمان گشتند و غم و اندوه شيطان و پيروانش نيز بيشتر از غم و اندوه زن معاند مي باشد .
آنگاه امام حسن عليه السلام فرمود: و بدين جهت خدا به فرشتگانش فرمود: در عوض خدمتي كه فاطمه به اين زن مومن كرد بهشت و نعمت هاي بهشتي اش را زار هزار برابر آنچه قبلا مقرربود بداريد و همين روش و سنت را درباره هر دانشمند ي كه با علم و دانش خويش مومني را تقويت كند تا بر معاندي پيروز گردد معمول داريد و ثوابش را هزار هزار برابر مقرر داريد .

 

 


حضرت فاطمه عليها السلام بعد از پدر

پيغمبر اكرم (ص) در سال دهم هجري عموم مسلمانان را به حج دعوت نمود و براي آخرين بار ه مكه مشرف شد اعمال و مراسم حج را به مسلمانان ياد داد هنگام مراجعت وقتي به غدير خم رسيد توقف نمود مسلمانان را جمع كرد آنگاه برفراز منبر بالا رفت و علي بن ابي طالب عليه السلام را به جانشيني و خلافت نصب كرد سپس مسلمانان با حضرت علي بيعت كردند و به بلادشان مراجعت نمودند . رسول خدا نيز به مدينه برگشت بعد از مراجعت از سفر حال آن حضرت دگرگون بود و از احوال و حركاتش معلوم مي شد كه مهياي مرگ است گاه و بيگاه و به هر مناسبت درباره اهل بيتش سفارش مي كرد گاهي به قبرستان بقيع مي رفت و براي مردگان طلب مغفرت مي نمود .
فاطمه عليها السلام بعد از حجه الوداع درخواب ديد قرآني دردست دارد و مي خواند ناگاه قرآن از دستش بيفتاد و مفقود شد و حشت زده بلند شد و خوابش را براي پدر نقل كرد .
رسول خدا (ص) فرمود : نور ديده ام ! من آن قرآنم كه در خواب ديدي به همين زودي از نظرها ناپديد مي شوم .
كم كم آثار كسالت بربدن رسول خدا ظاهر شد لشگري را به فر ماندهي اسامه ترتيب داد و فرمود بايد به سوي كشور روم حركت كنيد افراد معيني را بالخصوص نام برد و فرمود بايد در اين جنگ شركت نماييد منظورش اين بود كه منافقين از مدينه بيرون روند و موضوع خلافت علي (ع) از كارشكني و مخالفت آنان در امان باشد.
بيماري رسول خدا شدت يافت و در خانه بستري شد بيماري پيغمبر (ص) فاطمه را در وحشت و اضطراب انداخت گاهي به صورت زرد و رنگ پريده پدر نگاه مي كرد و اشك مي ريخت گاهي براي سلامتي پدر دعا مي كرد خدايا پدرم با هزاران رنج و مشقت نهال اسلام را در زمين نشانده تازه بارور شده و‌آثار فتح و پيروزي نمايان مي شود اميدوار بودم بواسطه پدرم دين سلام غالب گردد كفرو بت پرستي و ظلم و ستم از بين برود اما افسوس كه حال پدرم خوب نيست خدايا شفاي آن حضرت را از تو مي خواهم .
حال رسول خدا سخت تر شد و از شدت بيماري بيهوش گشت هنگامي كه بهوش آمد ديد ابوبكر و عمر و جماعتي ديگر كه بنابود در لشگر اسامه شركت كنند تخلف نموده اند فرمود : مگر به شما نگفتم كه در لشگر اسامه شركت كنيد ؟
هريك از آنان در پاسخ پيغمبر عذرو بهانه اي تراشيد ولي رسول خدا (ص) از تصميم و هدف آنان اطلاع داشت و مي دانست كه براي گرفتن خلافت در مدينه مانده اند .
پيغمبر (ص) فرمود: كاغذ و دواتي بياوريد تا وصيت كنم بعضي از حاضرين خواستند به دستور آن حضرت عمل كنند ولي عمر مانع شد و گفت اين مرد هذيان مي گويد و بيماري براو غالب شده است .
حضرت زهرا اين حوادث را تماشا مي كرد و غم و اندوهش زيادتر مي شد پيش خود مي گفت ا زهم اكنون آثار نفاق و دورويي مردم ظاهر شد كارهاي پدرم از وحي الهي سرچشمه مي گيرد وجز مصالح و منافع ملت منظوري ندارد پس چرا ا زدستوراتش سرپيچي مي كنند ؟ گويا آينده خطر ناكي در پيش باشد گويا تصميم گرفته اند زحمات پدرم را پايمال كنند !



 

 

خنده شگفت انگيز

حال رسول خدا (ص) بدتر شد سرش را در دامن حضرت علي گذاشت وبيهوش گشت . زهرا عليها السلام به صورت نازنين پدر نگاه مي كرد و اشك مي ريخت و مي فرمود : آه به بركت وجود پدرم باران رحمت نازل مي شد وداد رس يتيمان و پناه بيوه زنان بود صداي ناله زهرا به گوش رسول خدا رسيد ديده گشود و با صداي ضعيف فرمود: دختر عزيزم اين آيه را بخوان .
و مامحمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علي اعقابكم .
از مرگ چاره اي نيست چنانكه پيغمبران مردند من نيز خواهم مرد اما چرا ملت هدف مرا تعقيب نمي كنند و قصد سقوط و عقب نشيني دارند ؟ از شنيدن اين سخن گرية حضرت زهرا شديدتر شد رسول خدا (ص) از احوال پريشان و چشم گريان دختر عزيزش منقلب شد خواست او را تسلي دهد اما مگر به آساني مي توان او را آرام نمود ناگاه فكري به خاطرش رسيد به فاطمه اشاره كرد نزديك بيا وقتي صورتش را نزديك پدر برد آن حضرت رازي در گوش او گفت حاضرين ديدند صورت فاطمه عليها السلام برافروخته شد و در همان حال ناراحتي تبسم كرد از اين تبسم نا بهنگام تعجب نمودند علت خنده را از خودش پرسيدند فرمود : تا پدرم زنده است رازش را فاش نمي كنم .
اما بعد از مرگ پدر آشكار ساخت و گفت پدرم در گوش من فرمود: فاطمه جان ! مرگ تو نيز نزديك است تو اولين فردي هستي كه به من ملحق خواهي شد .
انس مي گويد : هنگاميكه پيغمبر (ص) مريض بود فاطمه عليها السلام دست حسن و حسين را گرفت و به منزل پدر آمد خودش را روي بدن آن حضرت افكند و سينه اش را به سينه او چسباند و شروع به گريه نمود پيغمبر اكرم فرمود فاطمه جان گريه نكن و در مرگ من صورت مخراش گيسوان پريشان نكن واويلا مگو مجلس گريه و نوحه سرايي برايم برپا نساز.
سپس اشك رسول خدا جاري شد و فرمود : خدايا اهل بيتم را به تو و مؤمنين مي سپارم .

بازگوكردن اسرار

حضرت موسي بن جعفر عليه السلام فرمود : پيغمبر اكرم (ص) در آخرين شب زندگي علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را دعوت نمود و درب خانه را بست و با آنان خلوت كرد فاطمه را به نزد خويش خواند و مدت زيادي در گوشش سخن گفت چون مذاكره آنان بطول انجاميد علي و حسن و حسين عليهم السلام خارج شدند و دم درب ايستاده بودند زنان پيغمبر به علي و حسن وحسين نگاه مي كردند عايشه به علي عليهم السلام عرض كرد چرا پيغمبر در اين هنگام ترا بيرون كرد و با فاطمه خلوت نمود ؟
فرمود : مي دانم پيغمبر به چه منظوري با دخترش خلوت كرده و چه رازي به او مي گويد او درباره كارهاي تو و پدرت و رفقايش صحبت مي كند عايشه ساكت شد .
حضرت علي مي فرمايد : طولي نكشيد كه فاطمه عليها السلام مرا صدا زد وقتي داخل شدم ديدم حال رسول خدا (ص) بسيار خطرناك است نتوانستم از گريه خودداري نمايم فرمود : يا علي چرا گريه مي كني ؟ هنگام فراق و جدايي فرا رسيده تو را به خدا مي سپارم و به سوي پروردگار جهان مي شتابم گريه وغم و اندوه من براي تو و دخترم زهرا است زيرا مردم تصميم گرفته اند حقوق شما را پايمال نمايند و برشما ستم كنند شما را بخدا مي سپارم .خداهم وديعه مرا پذيرفته است يا علي اسراري را به فاطمه گفتم او هم به تو خواهد گفت به دستورات من عمل كن و بدان كه فاطمه راستگو است . سپس فاطمه عليهم السلام را در بغل گرفت سرش را بوسيد و فرمود فاطمه جان پدرت به قربانت .
صداي گريه زهرا بلند شد پيغمبر (ص) فرمود : خدا انتقام تو را از ستمكاران مي ستاند وبراي غضب تو غضب مي كند واي بر ستمكاران ، واي برستمكاران واي بر ستمكاران سپس شروع بگريستن نمود .
حضرت علي (ع) مي فرمايد: اشك رسول خدا مانند باران جاري شد و محاسن شريفش را تر كرد در حالي كه از فاطمه جدا نمي شد و سرمباركش روي سينه من قرار داشت و حسن و حسين پاهايش را مي بوسيدند و بلند بلند گريه مي كردند صداي گريه ملائكه را مي شنيدم و بطور حتم جبرئيل در يك چنين موقع حساسي رسول خدا را تنها نگذاشته است فاطمه زهرا طوري مي گريست كه زمين و آسمان برايش مي گريستند سپس پيغمبر (ص) فرمود: فاطمه جان خدا خليفه من است برشما واو بهترين خليفه است عزيزم گريه نكن زيرا گريه تو عرش خدا و ملائكه و زمين آسمان را به گريه انداخته است . به خدا سوگند ! تا من داخل بهشت نشوم كسي داخل آن نخواهد شد و تو نخستين كسي هستي كه بعد از من با لباسهاي زيبا داخل بهشت مي شوي كرامت پروردگار جهان گوارايت باد به خدا قسم تو بزرگ زنان بهشت هستي . به خدا سوگند دوزخ چنان فرياد مي كشد كه از صدايش ملائكه و پيمبران صيحه مي زنند از جانب پروردگار عالم به او خطاب مي شود ساكت باش تا فاطمه دختر محمد (ص) به سوي بهشت برود به خدا سوگند در حالي كه حسن در طرف راست و حسين در طرف چپ تو حركت مي كنند داخل بهشت خواهي شد و از طبقات عالي آن بر اوضاع محشر نظارت خواهي نمود در حاليكه پرچم حمد در دست علي (عليه السلام ) قرار دارد به خدا سوگند در آن هنگام حق تو را از دشمنان مطالبه خواهم نمود در آن هنگام اشخاصي كه حق تو را غصب نمودند و دوستي تو را قطع كرده اند پشيمان خواهند شد هرچه بگويم : خدايا بداد امت من برس در جواب گفته مي شود : بعد از تو قوانين و دستوراتت را تبديل نمودند و مستوجب آتش دوزخ گشتند

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم آبان 1390 توسط هواسی ف
'
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
.: Themes By Blog Skin :.


تعداد بازدیدکنندگان :
تعداد افراد آنلاین :
مرکز آموزش ایرانیان